نه دی هشتاد و هشت

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...

درباره من | ارتباط من | تلگرام من | نقشه سايت
---------------------------------

نه دی هشتاد و هشت

آخرین نظرات

روایت اول: با مادرم نشسته بودیم صحبت می کردیم ، از دوستش می گفت که پسر جوانش را چند سال پیش از دست داده و هنوز هم دستمال به دستش هست و گریه می کند.

روایت دوم: مادر بزرگم، پسرس جوانش در عملیات آزاد سازی خرمشهر شهید شد، سی و چند سال بعد هنوز هم هر وقت پسر جوان تازه گذشته می دید غمش می گرفت، می گفت داغ جوان سخت است.

روایت اصلی: لیلا باید ببیند قاتل های علی اکبرش را، نه اینکه ببیند، باید آنها را از کربلا تا ... تحمل کنید و سکوت

خدا می داند چه کشیده لیلا...

تغییر روستاها به شهر های صنعتی در تمامی جهان، همراه با تغییراتی بوده است، اول خانه ها روستایی که نیاز هایشان را خود تولیدی می کردند به آپارتمان های مصرف گرای شهری تبدیل شده اند، دوم محبت و صمیمیت بین مردم روستا برای مناسبات اجتماعی به قوانین شهری تبدیل شده و سوم تبدیل شدن کار به عنوان ارزش در روستا به ثروت به عنوان ارزش در شهر است و البته تغییرات زیاد دیگری.

اما آنچه در این یادداشت می خوایم در موردش با هم فکر کنیم این است که آیا نمی شود خانه ها و آپارتمان های شهری را هم به سمت تولید گری درون خانه سوق داد، آیا نمی شد در حد امکان نیاز های درونی خانه را در خود خانه برطرف کرد؟

در گذشته یک خانه روستایی بیشتر نیازهایش را از مرغ و تخم مرغ تا رب و ... خودش تعمین می کرد یا حداقل ارزش افزوده ای روی محصول انجام می داد. اما در حال حاضر با تبلیغات کارخانه های صنعتی و دیگر عوامل حتی آشپزی های هم به بیرون خانه منتقل شده و یک خانواده حتی آشپزی هم نمی کنند.

اینکه خود تولید از نظر اقتصادی چه نقش مهمی در صرفه جویی خانوار دارد بحث جدی است اما همین همدلی که در اجرا شدن یک کار ساده درون خانه رخ می دهد سبب همدلی خانواده می شد، بسیاری از معضلات درون خانواده ها ثمره نبود کار مشخص برای خانم ها در خانه و کاهش نقش اقتصادی آنها است، اینکه بتوان خانه های شهری را به سمت خانه تولید برد و در گام بعد شهر را به سمت شهر تولید برد خود سبب زندگی بهتر است یعنی در نگاه بالاتر بایستی همین نگاه را به شهر داشت، همان طور که در گذشته یک روستا تا حد امکان خودش نیاز های خودش را تامین می کرد بایستی شهر ها را در کنار نگاه بهینه اقتصادی تا حدودی تولیدی طراحی کرد.

دکتر خجسته در مورد رسانه قائل به جنسی از هدف و تقسیم هستند، رسانه هایی که بر اساس میل و هوس مخاطب فعالیت می کنند و رسانه هایی که بر اساس نیاز مخاطب در عرصه رسانه ای نقش ایفا می کنند که همان رسانه های عمومی هستند، این امر جدایی از اینکه آیا رسانه ها در یکی از این دو تا گروه هستند و یا اینکه هر رسانه بخشی از این دو را دارد می توان تحلیل مختلف داشت.

به نظر نویسنده این یادداشت رسانه ها هر کدام ذاتی  و فلسفه ی وجودی دارند و بر اساس آن از این دو بخش سهم دارند، یعنی اینکه یک رسانه اگر ذات شکل گیری اش تفریح و میل مخاطب باشد ناگزیر اثر ان هم تقویت میل و هوس است در این بخش مثلا بازی ها رایانه ای که بیشتر امیال خشونت، سکس و وهم را تقویت می کنند تا نیاز های اساس انسانی را محقق کنند، از سوی دیگر "روزنامه یا کتاب" که بر اساس نیاز اطلاع رسانی انسان شکل گرفته است، تقویت کنند نیاز "دانست انسان" است.

آنچه بدیهی است رسانه های میل و هوس گرا به شدت در حال رشد هستند، ثمره این امر به صورت واضح در جامعه ما و دیگر کشور ها قابل مشاهد است، شیوء سکس و خشونت و کاهش سن رجوع به آن -البته در جامعه ما چون جنبه مذهبی دارد شاید در حال حاضر قابل مشاهد نباشد اما بدیهی است انچه قبلا یک جوان در شب ازدواجش باید می فهمید الان در سن 7 یا 8 سالگی می داند، و خودکوشی که جنس عجیب خشونت به خود است اگر زمانی سنی بالای 18 سال داشت الان در شهر های صنعتی به سن نوجوانی رسید.-

شاید پیشنهاد عجیبی باشد که بگوییم رشد رسانه ها هوس گرا را باید با رشد رسانه های نیاز گرا جایگزین کنیم ولی وقتی به توصیه های رهبری و والبته دلسوزان در مورد مطالعه کتاب و... و عدم وابستگی بیمار گونه به موبایل و ابزاری از این دست دقت می کنیم می بینیم واقعا موضوع جدی است.

شاید نفس جلوگیری از وابستگی نوجوان به رسانه هایی که در ابزار موبایل یا کنسول های بازی در دسترس هستند خوب بنظر بیایید اما در عمل آنچنان کاربرد ندارد شاید باید پیشنهاد داد که با نوجوان ها را در این عصر به سمت رسانه هایی از جنس نیاز گرا سوق داد تا وقتشان بیشتر صرف آن شود.

 

اولین تیزر مستند (طبیب مسیر)📽 کارگردان: محسن فینی زاده راوی: سید مجتبی مومنی کانال خبر رسانی https://telegram.me/tabib_masir

محرم امسال بود که به رسم هر سال یکی یا دو شب رفتیم هئیت هنر، به پیشنهاد یکی از رفقا (طه امیری) به سید مجتبی معرفی شدم، سید می گفت قرار یه گروه پزشک به صورت خودجوش برن تو مسیر اربعین هم کار درمانی کنند و هم خودشون پیاده روی، به طه ها پیشنهاد داده بود که مستندش کمکشون کنه، طه هم که در گیر یه مستند دیگه در مورد اربعین بود

جرات می خواهد...

نوشتن از این واقعه...

هرچه کردم نشد...

عقل متحیر مانده...

دل جرات گفتن ندارد...

فقط باید بروی و ببینی...

آرمان شهر شیعی و اسلامی را... اربعین را...

شهر به مثابه سرمایه است که در نظام جدید سازنده کشور است، شهر ها پیش برنده صنعت و نظام اجتماعی هستند، هرچند از نظر حقوقی رای مردمان شهر و روستا برابر است، اما در حقیقت مردمان شهر به علت نقش خود در کشور، آینده مردم را در شهر می بینند و دولت ها و حکومت ها ناگزیر توجه بیشتری به شهر و مردمان شهر دارند.

زینب

عزا با عاشورا تمام نمی شود

عاشورا شروع عزاست

شروع تنهایی یک زن، میان مردان کثیف روزگار...

شروع جنگ یک زن با پلید ترین مردم

شروع زینب...

باید زینب به محفل شراب خوار ها وارد شود و از پاکی خاندانش دفاع کند

باید برای یک میمون باز، دائم خمر حرف بزند از طهارت نور، از پاکی خورشید بگوید، از اینکه بر تخت ولایتی تکیه زده که پاک است و به اسم دین با دستی نا پاک سر پاک ترین مردمان را بریده.

همیشه بین دو گزار اخلاق و قانون مباحث علمی و عملی زیادی مطرح بوده است، فاصله اخلاق تا حقوق کجاست، بعضی مخصوصا نگرش ها نزدیک به غرب به شهر قانون و یا شهر مبتی بر حقوق و بر خاست از عقل گروهی و مراقبت بر اجرای قانون معتقد هستند و عده ای نیز به شهر اخلاق مبتی بر خویشتن داری و پلیس درون بر اساس مبانی متفاوتی معتقد هستند، این مبانی می تواند منابع گوناگون داشته باشد. اما سوال اینجاست شهر اسلامی چه طور شهری است؟ اخلاقی است یا قانونی؟

مدیر افت زده و فرهنگ دولتی  منبع: http://881009.ir

در کشور ما بنا به سیاست گذاری انجام شده در بعد از انقلاب و البته تا حدودی قبل از انقلاب اکثر تبادل مالی در حوزه فرهنگ با دولت و بخش های حاکمیتی رخ می دهد در حقیقت رسانه ملی به عنوان تنها رسانه برد کست قانونی و البته نشریات که بخشی از آنها به صورتی رسمی دولتی و یا وابسته یکی از بخش های نظام هستند و بقیه کمک های دولتی می گیرند و حدود 46 نهاد و ارگان فرهنگی که هر کدام بودجه چند میلیاردی دارند سبب شده اند تنها شرکت ها و موسسات فرهنگی بتوانند ادامه حیات بدهند که رابطه خوبی با ارگان ها ونهاد ها حکومتی و حاکمیتی برقرار کرده باشند.

در کشور ما که چندین میلیون دانشجو داریم، هر روز هزار، هزار بار از لفظ استاد استفاده می شود، اما سوال اصلی این است استاد حقیقی کیست؟

آیا استاد کسی است که علم را می داند و یا کسی است که چند سالی از ما زودتر به دنیا آمد و توانسته مدرک دکترا و شاید هم پایین تر بگیرد و یا ...

صحبت در مورد تدریس و اساتید کاری سخت است اما آنچه باعث شد این یادداشت را بنویسم برخورد 17 ماه من با یک استاد خاص است، استاد که زیاد در  بند بروکراسی علمی نیست و بیشتر به علم آموز توجه دارد تا به چند برگه که همه می انند هیچ کاربرد خاصی ندارد، استاد که شاید مصداق پدر مهربان و معلم دلسوز باشد...

دسترسي به صفحات: ۱ - ۲ - ۳ - . . . - ۳۳ - ۳۴ - ۳۵ -