نه دی هشتاد و هشت

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...



درباره من | ارتباط من | تلگرام من | توییتر من
---------------------------------



آخرین نظرات

آنچه بدیهی است در فضای پیش رو که همان انتخابات، افراد جامعه را در دفاع و رد کاندیدا و اعلام نظر فعال تر می کند، اما در حقیقت جمنا یا جریان مردمی و انقلابی برای انتخابات پیش رو چه کارهای انتخاباتی باید بکنند.

بنده نیز همچون استادم (جناب دکتر خجسته در نخستین همایش ملی انتخابات که سال 94 برگزار شد) نظرم این است که نباید از همه اصول تبلیغات برای انتخابات در جمهوری اسلامی استفاده کرد، به معنی بهتر یک نیروی انقلابی و اسلامی مجاز به استفاده از تمامی شگرد ها برای انتخابات نیست اما باید هوشمندانه اقدام کرد که فریب طرف مقابله بر افکار عمومی جامعه حاکم نشود.

از این رو دو موضوع مورد تاکید واقع می شود:

اول: رای سیاه: انچه بدیهی است بخشی از کسانی که در جامعه ما حق رای دارند و البته باید داشته کسانی هستند که به کل با اساس جمهوری اسلامی مخالفند، طیفی در جامعه سعی دارند با مخالفت کلی با بعضی از اصول رای این افراد را در سبد خود جمع کنند، این موضوع اگر تدبیری برایش نشود زیان بار است، راه حل ساده برای این موضوع این است که در قدم اول برای این افراد عیان شود که با یک رای جمهوری اسلامی ساقط تنمی شود و دوم اینکه این افراد رای های خود را جمع کنند و به ربع پهلوی بدهند شاید رای آورد.

این طیف هرچند شاید تعداد زیادی از جامعه تشکیل ندهند اما با این حال با توجه به شرایط انتخابات که حدود 7 دهم درصد در آن موثر است باید مورد توجه واقعا شود.

دوم: اتحاد در رفتن روحانی، انچه بدیهی است روحانی نه خودش رای آورد نه سازمان رای داشت، به گفته استادش جناب هاشمی، حدود 3 درصد رای داشت، اما آنچه باعث شد بتواند کمی بیشتر از 50 درصد رای بیاورد، اتحاد روی رفتن احمدی نژاد بود، پس بدیهی آنچه باعث می شود که روحانی برود تماما رای طرف مقابلش نیست بلکه اتحاد کلمه رو رفتن روحانی است، آنوقت اگر رفتن روحانی برای همه بدیهی شد رای ناخود آگاه در جمعیت خاکستری به سمت رقیب او می رود.

روحانی کمترین نسبت رای به کل آرا در تاریخ انقلاب اسلامی برای ورود تک مرحله ای کسب کرده است، رای حدود هفت دهم بیش از حداقل.

در انتخابات ریاست جمهوری عرف بر این بود که دولت های در دور دوم رای کمتری نسبت به دوره اول می توانستند کسب کنند یعنی سبد رای شان کاهش می یافت، شاید علتش برآورد نشدن انتظارات بخشی از سبد رای بود اما در زمان محمد خاتمی این گونه نشد به علت عملکرد خوب اقتصادی و یا شاید هم چند قطر اشک محمد خاتمی او توانست در شرایطی که مشارکت و حتی تعداد رای دهندگان کاهش یافته بودند رای بیشتری را نسبت به دوره اول کسب کند.

اما در تمامی دوره های قبل دولت ها تا این حد نگران کاهش سبد رای شان نبودند چون حداقل در دوره اول توانسته بوند بین 60 تا 94 درصد آرا را کسب کنند و این برای اولین بار است یک دولت تا این حد سبد رای متزلزلی را دارد که با یک ریزش کمتر از یک میلیون رای امکان حضور یک مرحله در راس دولت را از دست میدهد.

از سوی دیگر جای خالی هاشمی رفسنجانی در مناسبات سیاسی به شرطی توسط حسن روحانی پرخواهد شد که ضمن رازی نگه داشتن حامیان و اطرافیان مرحوم هاشمی، بتواند عنان اجرایی کشور را نیز در دست داشته باشد و عدم کسب چنین نتیجه ای ابهت او را در هم خواهد شکست.

در بیشتر نظرسنجی ها و تحلیل ها سنگین رای روحانی و رای غیر از او-تجمیع آرایی که به او تعلق ندارد- برابر است یا اختلاف اندکی دارد و که همان 50% ، 50% است، دو نکته در این جا حائز اهمیت است، اول اینکه ان 50% درصد مخالف روحانی برای یک نفر باشد یا چند نفر در دور قبل برای چند نفر بود و آرای مخالف پخش شده بود-.

دوم اینکه آن چند دهم درصد تعیین کننده به کدام سمت تعلق بگیرد در دوره قبل به روحانی تعلق گرفت و با هفت دهم درصد رئیس جمهور شد-

پس می توان گفت از آنجایی که روحانی و اصلاحات بعد از هاشمی شدید به این انتخابات وابستگی حیثیتی دارند چند موضوع تعیین کننده است:

1- تجمیع کاندید های جبهه مخالف روحانی که الی ظاهر اصولگرانیان هستند که در قالب جبهه مردمی در حال شکل گیری است.

2- حذف گزینه احمدی نژاد که با تدبیر رهبری جهت کاهش تشنج و دو قطبی شدن انتخابات صورت گرفت.

3- حضور رقبای همسو با اصلاحات نظیر اشرفی اصفهانی و... هرچند سبب کاهش جزئی در آرا و اختلاف و تخریب کمی هم بشود چون روحانی به تجربه به اهمیت رای در حد چند دهم درصد را پی برده است.

4-شُک تلگرامی و اینستاگرامی: اصطلاحی که خودش را با کلیپ "تکرار می کنم" محمد خاتمی در انتخابات مجلس نشان داد و حتی تندی اش هم امکان دارد بیشتر شود.

5-موضع گیری حسن روحانی  در مقابل بعضی از جایگاه ها و شخصیت های حکومتی و حاکمیتی

6- به نتیجه رسیدن تلاش جبهه تبلیغاتی دولت روحانی که آرای خاکستری و سیاه بیشتری را به نفع خود فعال کنند

همه اینها خبر ازآن دارد انتخابات پیش رو، انتخاباتی با نمره ناپلئونی (اشاره به اینکه ناپلئون خیلی از جنگ‌ها را با سختی و بدبختی می‌برد) برای دولت روحانی خواهد بود یا آخرین نبرد ناپلئون...

در تاریخ هر کشوری روزهای پر افتخاری وجود دارد که عده ای آن را خلق کرده اند و مردم آن کشور به آن افتخار می کنند، کشور ما هم از این روز ها کم ندارد اما سال های پیروزی انقلاب و جنگ تحمیلی نماد عینی زیادی از این جنس روزها را تجربه کرده است، مخصوصا روزهای شگفت منتهی به انقلاب از این جنس روزهاست، روزهایی که در کمال شگفتی ژاندارم منطقه(پادشاه ایران) دیگر توان اداره کشور را ندارد و در گیر ناراضایتی ها اندیشه ای و عملی مردم شده است، روزهایی که در کمال نا باوری ضربه های سنگینی به پیکره حکومت پهلوی وارد می شود و شاه هر روز ضعیف تر می شود، اما آنچه را باید جز ضربه های سنگین به دیکتاتوری محمد رضا شاه دانست پیوستن ارتش به انقلاب بود، حضور سربازان و نیروهای ارتشی با شاخ گل و البته ضربه نهایی که حضور همافرها در بیت امام و احترام نظامی گذاشتن به امام بود...

بدون شک محمد رضا خیال هم نمی کرد ارتش که یکی از اصلی ترین پایه های حکومت خودش و پدرش بود - در اصطلاح خودش و پدرش با لباس نظامی غریبه نبودند- روزی اینگونه با مردم و دین همراه شود و سبب سرنگونی او را فراهم کند.

اما آنچه بیش از همه چیز موجب شگفتیست این است که چه چیزی به ارتش این جرات را داد که با آن محیط بسته و سخت گیری های نظامی، مخالف علنی با شاه بکند، وقتی یه جوان 18 ساله وارد ارتش می شد در یک محیط سرباز و افسری رشد پیدا می کرد، آموزهای شاه و خورشیدی و رضا خانی به او دیکته می شود، کی وقت فکر کردن به آرمان ها و شنیدن حرفی غیر از حرف مافوق دارد، چه چیزی ریشه اسلام خواهی نظامیانی که در آن زمان وضعیت معیشتی و اجتماعی بدی نداشتن را فراهم کرد، اگر بحث مردم و خلق است چرا به سمت توده و کمومنیست ها نرفتند(البته عده ای رفتند ولی اکثرا با سخت گیری نظامی با آنها برخورد شد)

از نظر نویسنده هر چه هست درآن 18 سال اول زندگی آنهاست، سال هایی که مادرانشان ذهن و فکر و روح آنها را با زیارت عاشورا و روضه پر کردند، مادرانی که اشک چشمشان آنوقت که به کودکانشان شیر می داند به روی گونه های کودکان آن روز و سربازان فردا ریخت، و روضه خوان می گفت حسین مظلوم است و آنها نگذاشتند که فرزند آن حسین مظلوم باشد.

مادران انقلابی بودند که فرزندان انقلابی تربیت کردند.

 

پ.ن: شکی نیست اگر امروز کودکانمان و نوجوانان شکل دیگری گرفته اند، باید نگران آینده کشور بودف که نکند مادران امروزمردان انقلابی برای فردا کشور تربیت نکنند.

شاید از نظر دستور زبان عربی یا فارسی درست نباشد اما مفعومش درست ترین مفهوم هستی هست، حالت تغییر کند به حال مادرت، به حال کسی که در دامنش بودی تا به اینجا رسیدی، در دامن کسی که بهشت با همه عظمتش زیر پای اوست و چه کسی بهشتی تر از او...

محبت #مادر را خدا از محبت خودش در دلش نهاد، می بخشد، ایثار میکند، گذشت می کند و هیچ نمیخواهد، چون همین که تو خوش بخت باشی خواسته مادر است...

اما جدای از این حال و حال مادر، ما #مادر دیگری هم داریم، مگر می شود محمد و علی پدران امت باشند، فاطمه 18 ساله #مادر امت نباشد، مگر میشود تو محبت علی در سینه ات یا حتی در زبانت باشد آن وقت فاطمه برات #مادری نکند، اینها را رها کنیم، مگر میشود گریه کن و سینه زن فرزندش باشی زهرا برایت #مادری نکن... این از این خاندان دور است چون این خاندان تطهیر شده اند و اگر یه خاندان بخواهد طاهر باشد باید #مادرش طاهر باشد

خدایا حال ما را به حال #مادر تغییر بده، حال زنی که رهبری بود جهانی، ولایت را فهمیده بود نه از این سمت افتاده بود و نه از آن سمت پرت شده بود، خودش معنای اصیل اسلام بود،

#مادری که مادری کرد برای حسین و حسنش،

#همسری کرد برای همسرش، عشقش و زندگی اشت

#دختری کرد برای پدرش ام ابیها شد

و بدون شک برای ما هم ...

سالت #فاطمی، زندگیت #فاطمی...

 

دسترسي به صفحات: ۱ - ۲ - ۳ - . . . - ۳۶ - ۳۷ - ۳۸ -