نه دی هشتاد و هشت

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...

درباره من | ارتباط من | تلگرام من | نقشه سايت
---------------------------------

نه دی هشتاد و هشت

آخرین نظرات

جرات می خواهد...

نوشتن از این واقعه...

هرچه کردم نشد...

عقل متحیر مانده...

دل جرات گفتن ندارد...

فقط باید بروی و ببینی...

آرمان شهر شیعی و اسلامی را... اربعین را...

شهر به مثابه سرمایه است که در نظام جدید سازنده کشور است، شهر ها پیش برنده صنعت و نظام اجتماعی هستند، هرچند از نظر حقوقی رای مردمان شهر و روستا برابر است، اما در حقیقت مردمان شهر به علت نقش خود در کشور، آینده مردم را در شهر می بینند و دولت ها و حکومت ها ناگزیر توجه بیشتری به شهر و مردمان شهر دارند.

زینب

عزا با عاشورا تمام نمی شود

عاشورا شروع عزاست

شروع تنهایی یک زن، میان مردان کثیف روزگار...

شروع جنگ یک زن با پلید ترین مردم

شروع زینب...

باید زینب به محفل شراب خوار ها وارد شود و از پاکی خاندانش دفاع کند

باید برای یک میمون باز، دائم خمر حرف بزند از طهارت نور، از پاکی خورشید بگوید، از اینکه بر تخت ولایتی تکیه زده که پاک است و به اسم دین با دستی نا پاک سر پاک ترین مردمان را بریده.

همیشه بین دو گزار اخلاق و قانون مباحث علمی و عملی زیادی مطرح بوده است، فاصله اخلاق تا حقوق کجاست، بعضی مخصوصا نگرش ها نزدیک به غرب به شهر قانون و یا شهر مبتی بر حقوق و بر خاست از عقل گروهی و مراقبت بر اجرای قانون معتقد هستند و عده ای نیز به شهر اخلاق مبتی بر خویشتن داری و پلیس درون بر اساس مبانی متفاوتی معتقد هستند، این مبانی می تواند منابع گوناگون داشته باشد. اما سوال اینجاست شهر اسلامی چه طور شهری است؟ اخلاقی است یا قانونی؟

مدیر افت زده و فرهنگ دولتی  منبع: http://881009.ir

در کشور ما بنا به سیاست گذاری انجام شده در بعد از انقلاب و البته تا حدودی قبل از انقلاب اکثر تبادل مالی در حوزه فرهنگ با دولت و بخش های حاکمیتی رخ می دهد در حقیقت رسانه ملی به عنوان تنها رسانه برد کست قانونی و البته نشریات که بخشی از آنها به صورتی رسمی دولتی و یا وابسته یکی از بخش های نظام هستند و بقیه کمک های دولتی می گیرند و حدود 46 نهاد و ارگان فرهنگی که هر کدام بودجه چند میلیاردی دارند سبب شده اند تنها شرکت ها و موسسات فرهنگی بتوانند ادامه حیات بدهند که رابطه خوبی با ارگان ها ونهاد ها حکومتی و حاکمیتی برقرار کرده باشند.

در کشور ما که چندین میلیون دانشجو داریم، هر روز هزار، هزار بار از لفظ استاد استفاده می شود، اما سوال اصلی این است استاد حقیقی کیست؟

آیا استاد کسی است که علم را می داند و یا کسی است که چند سالی از ما زودتر به دنیا آمد و توانسته مدرک دکترا و شاید هم پایین تر بگیرد و یا ...

صحبت در مورد تدریس و اساتید کاری سخت است اما آنچه باعث شد این یادداشت را بنویسم برخورد 17 ماه من با یک استاد خاص است، استاد که زیاد در  بند بروکراسی علمی نیست و بیشتر به علم آموز توجه دارد تا به چند برگه که همه می انند هیچ کاربرد خاصی ندارد، استاد که شاید مصداق پدر مهربان و معلم دلسوز باشد...

انسان یک روز انتخاب می کند، انتخاب می کند از چه چیزی لذت ببرد، انسان انتخاب می کند از پول و دنیا لذت ببرد و یا اینکه از آخرت و دین، انسان مهم نیست اسمش چیست و یا اینکه ریش دار یا نه و حتی مهم نیست که لباس پیامبر پوشیده یا نه بلکه انچه مهم است انتخاب است.

ممکن است کسی لباس پیامبر بپوشد ولی انتخابش دنیا باشد، اسیر ایفون6 و لیموزین فلان باشد و ممکن است یک نفر در خانواده صاحب شرکت فورد انتخابش آخرت باشد. انسان براساس انتخابش انسان می شود، بعضی انتخاب می کنند سیب زمینی باشند، بعضی انتخاب می کنند کبک باشند، بعضی انتخاب می کنند ...

و انسان نه براساس ن‍‍ژاد و نه بر اساس لباس و نه بر اساس شغل و جایگاهش بلکه بر اساس انتخاب و راه پیموده اش انسان می شود.


دسترسي به صفحات: ۱ - ۲ - ۳ - . . . - ۴۷ - ۴۸ - ۴۹ -