نهِ ده

نوشته های محسن فینی زاده

نوشته های محسن فینی زاده







درباره من | ارتباط من | تلگرامم | توییترم
---------------------------------

تعدد مجموعه های فرهنگی و تشکیل نهاد های موازی که مستقیم و غیر مستقیم به بخش های مختلف وابسته هستند از بُعد های مختلف قابل بررسی است.

نگاه مقام معظم رهبری به مولفه فرهنگ به عنوان یک سیستم و نیاز به مهندسی فرهنگی در سطح جامعه و نظر ایشان مبنی با تمرکز در سطح کلان مدیریت فرهنگی موضعی است که در بیانات ایشان به وضوح مشخص است.

وقتی نهاد های مختلف برای یک موضوع مثلا بحث جنگ نرم و یا فضای مجازی هر کدام مستقل اقدام به تشکیل تشکیلاتی می کنند، این امر تا حدی پیش می رود که گاها در یک نهاد در دو استان همجوار دو تشکیلات راه اندازی می کند.

تعدد این گروه ها و نهاد ها و مراکز به اصلاح اندیشه ای که اکثر کارهای موازی و در سطح پایین انجام می دهند نه اینکه تا به حال کار اثر گذاری را در پی نداشته بلکه با تمرکز بیش از حد سرمایه نیروی انسانی و مالی سبب صرف بی مورد این منابع در موضوعات تکراری شده است.

جالب آنکه هر کدام از این نهاد ها خود را خالص و بهترین مجموعه می دانند و با انتخاب یک جمله از بزرگان در مورد خودشان و نهادشان که در تاریخ خاصی و تبلیغ آن به نوعی خود را از هرگونه پرسشگری از سوی دیگران و پاسخگویی از سوی خودشان دور نگه می دارند.

ویا مثلا در موضوع اولویت های فرهنگی کشور، چندین نقشه راه و مهندسی فرهنگی وجود دارد با این حال نهاد ها به جای ترتیب اثر دادن به آن هر روز یک کارگروه تعیین اولویت تشکیل می دهند.

در کشور مهندسی فرهنگی توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی تدوین شده است نهاد های دولتی و غیر دولتی به جای جامع عمل پوشاندن به آن هر کدام با تشکیل کارگروه هایی از اول اولویت ها بررسی می کنند این امر جدا از اینکه سبب هزینه زمانی و مالی و نیرو انسانی متخصص می شود با تفاوت نظر سبب به وجود آمدن راهبرد های سلیقه ای نیز می شود.

وجود مجموعه های فرهنگی به این شیوه یادآور آیه 34 سوره روم است که با هم اختلاف می کنند و هر کدام به آن چیزی که دارند دل خوش هستند.

در مسیر  فرهنگی نگاه سیستمی به آن به این معنی است که هر کدام از نهاد ها باید مسئول بخشی از کار باشند مثل فلان نهاد متولی امور هنری با نگاه به طراحی لباس است و یا فلان بخش در موضوع پرورش نیرو برای تولید فیلم مشغول است، اما در کشور ما متاسفانه همه مشغول همه کار هستند و هیچ کس کار خاصی انجام نمی دهد، 

این عدم هماهنگی ریشه در قوانین و راهبرد ها ندارد چون در حال حاضر تقسیم کار وجود دارد بلکه ریشه اصلی در اجرایی کردن این تقسیم کار است، میل عجیب همه دستگاه ها به گزارش کار و و ویترینی کار کردن همه را از انجام وظیفه اصلی دور کرده است.

البته این تذکر به معنی یک دست شدن در اجرا نیست. بلکه هدف آن جلوگیری از موازی کار و سلیقه ای کار کردن نهاد های اصلی فرهنگی کشور می باشد

لزوم توجه به رسانه های کوچک نه دی هشتاد وهشت محسن فینی زاده 881009.irجریان سازی رسانه اعم از رسانه هایی از لحاظ قالب و یا مخاطب کوچک یا بزرگ هستند- به عنوان مقدمات حرکت های بزرگ در سطح جامعه امری بدیهی است اما بایستی طریق حرکت آن و مسیر حرکت آن مشخص شود.

این دعایی است که حضرت موسی کلیم الله به صاحت ربوبی عرضه می دارد و آنقدر این دعا قشنگ است که خداوند حکیم در بهترین کتابش درسوره طاها در آیات 25 تا 28به بهترین بنده اش حضرت محمد (روحی فداک)آن را نازل می کند تا تمامی بندگانش آن را برای همیشه زمزمه کنند:

پروردگارا سینه ‏ام را گشاده گردان (رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی)

و کارم را براى من آسان ساز (وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی)

و از زبانم گره بگشاى (وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِ)

تا سخنم را بفهمند(یَفْقَهُوا قَوْلِی)

 و ما نیز صادقانه و خالصانه همین دعا را می کنیم و می نویسیم که شاید حرف هایمان را بفهمند.

چند روزی است با سفر جناب شیخ اعتدال به کشور امریکا  بحث مذاکره و گفتگو با آقای اوباما مطرح شده است، جدا از اینکه لبخند ظریف عمیق تر بود یا جان کری و یا اینکه شیخ ما اول خواست به اوباما امریکایی ها زنگ بزند یا اینکه اوباما دلش برای شیخ ما تنگ شده بوده موارد زیر را به عنوان یک ایرانی کوچک و به عنوان کسی که خودش را جز همان پابرهنه هایی می داند که قرار است تا آخر پای آرمان ها انقلاب بماند جهت تذکر و یادآوری بیان می کند:

  • همانطور که امام خمینی (ره) در تاریخ 19فروردین 1359 در پاسخ به قطع رابطه با ایران از سوی امریکا فرمودندرابطه بین یک ملت بپا خاسته برای رهایی از چنگال چپاولگران بین‏المللی با یک چپاولگر عالَمخوار، همیشه به ضرر ملت مظلوم و به نفع چپاولگر استمن کراراً گوشزد نموده‏ام که رابط ما با امثال امریکا، رابط ملت مظلوم با جهانخواران است.
  • و همچنین مقام معظم رهبری در بیانات در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع) در اول فروردین ماه سال هشتاد وهشت در این مورد چنین فرمودند: از اول انقلاب دولت آمریکا - چه رؤساى جمهور جمهورى‌خواهشان، چه رؤساى جمهور دمکراتشان - با نظام جمهورى اسلامى بدرفتارى کرد؛ این چیزى نیست که بر کسى پوشیده باشد. اولین کارى که از طرف امریکائى‌ها انجام گرفت، تحریک مخالفین پراکنده‌ى جمهورى اسلامى و کمک به حرکتهاى تجزیه‌طلب و تروریستى در کشور بود؛ از اول این کار را شروع کردنددر هر نقطه‌اى از نقاط کشور که حرکتهاى تجزیه‌طلب در آنجا زمینه‌اى داشت، انگشت آمریکائى‌ها را ما دیدیم؛ گاهى پول آنها را، و حتى در مواردى عناصر آمریکائى را ما در آنجا دیدیم؛ ........ به صدام چراغ سبز دادند؛ این یک اقدام دیگر دولت آمریکا بود براى حمله‌ى به ایران.
  • امریکایی ها هیچ وقت به منافعی غیر از منافع خودشان فکر نکرده و نمی کنند و باید مطمئن باشید در صورتی که حفظ منافع ما منافاتی با منافع آنها داشته باشد آن وقت آن روی آنها را خواهیم دید.
  •  مشکلات زیاد امریکا و متحدانش در عراق ، افغانستان، پاکستان، سوریه آنها را مانند گذشته مجبور کرده است که سهم ایران را در معادلات منطقه ای در نظر بگیرند این به اصلاح احترام که شما در این سفر از آنها دیدید ثمره زحمات تمامی این کشور هاست وگرنه از این حرف زدن ها قبل هم بوده است که در آخر رئیس جمهور همین کشور امریکا ما را محور شرارت خواند.
  •  مسیر ایرانی جدا از اینکه چه گرایشی داشته باشد به سند تاریخ هیچ وقت زیر بار زور و تحقیر اجنبی نرفته و نمی رود، مراقب باشید نرمش قهرمانانه امروز شما به ذلت احمقانه ختم نشود که اگر بشود از آن لحظه که تغییر مسیر ایجاد شود...
  •  بی شک اصلی ترین علت آسایش و عزت و نصر امروز ما خون شهیدانی است که سی چند سال قبل برای حفظ عزت این ریخته شده است، باید همیشه و در همه جا چه در زبان و چه در عمل به آن پایبند باشید.
  •  یادتان باشد نه امام و نه رهبر هیچ وقت راضی به سر شکستگی در مقابل دشمنان نبود و نیستند، اگر در زمان امام بر سر لانه جاسوسی و انقلاب دوم مذاکراتی با امریکایی ها شد و امروز برسر موضوعات هسته ای در زمان رهبر صحبت هایی می شود اما مسیر انقلاب بدون شکل هیچ وقت با مستکبرین و جهان خوار ها در مسیر قرار نمیگیرد.
  • قطعاَ صدماتی که امریکا به کشور عزیز ما در کودتا 28 مرداد و حوادث مرتبط و یا اینکه چراغ سبز امریکا به صدام که باعث کشته شدن بیش از 200هزار ایران شد و یا مورد هدف قرار دادن هواپیما مسافر بری و یا حمایت ویژه از گروهک هایی که دستشان به خون بیش از 17000 ایرانی آغشته است و یا محور شرارت خواند کشور با فرهنگ، قابل چشم پوشی نیست، اینکه امروز بنا به مصلحت با نظر رهبری نرمش قهرمانانه در دستور کار قرار می گیرد نباید این موضوعات فراموش و یا مورد غفلت واقع شود.

 نگاه امام خمینی ره به قشر محروم"رئیس جمهور و وکلای مجلس از طبقه باشند که محرومیت و مظلومیت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فکر رفاه آنان باشند نه از سرمایه داران و زمین خواران و صدرنشینان مرفه و غرق در لذات و شهورات که تلخی محرومیت و رنج گرسنگان و پابرهنه گان را نمی توانند بفهمند." [وصیت نامه امام خمینی ره]

نگاه امام خمینی ره به محرومین و مستضعفین از قبل از شروع انقلاب نگاهی خدمتگذارانه بوده و همیشه خود و انقلاب را خدمتگذار این قشر معرفی کرده است.

از نگاه امام مالکان حقیقی و صاحبان انقلاب بدون شک مستضعفین هستند به صورتی که ایشان بر سهم محرومین از انقلاب مکرر تاکید داشتند و بیان می فرمودند:

"فقرا و متدینین بی بضاعت, گردانندگان و برپا دارندگان انقلاب هستند. "[صحیفه نور, ج02, ص532]

ویا در جای دیگری فرمودند:

"با پشتیبانی مردم مخصوصاً طبقات محروم بود که پیروزی حاصل شد و دست ستم شاهی از کشور و ذخایر آن کوتاه گردید. "[صحیفه نور, ج12, ص091.]

و در مورد جایگاه اجتماعی این قشر بیان داشتند:"مستمندان و فقرا و دور افتاده ها در صف مقدم جامعه هستند, همین ها و همین زاغه نشینان و همین حاشیه نشینان و همین محرومان بودند که این انقلاب را به ثمر رساندند همین ها هستند که الآن در جبهه ها مشغول به فدارکاری هستند." [صحیفه نور, ج71, ص642]

البته از منظر امام فقط انقلاب ایران برای برطرف کردن محرومیت از مستضعفین بنا نشده بود بلکه این هدف اسلام است به صورتی که می فرمایند:

"اسلام از اول برای همین امر قیام کرده که به این مستمندان عالم در مقابل مستکبرانخدمت کند و این ستمگران را به جای خود بنشانند و شما اشخاصی هستید که پیرویک همچو اسلام عزیز هستید و به این پیروی باید ادامه بدهید."[صحیفه نور, ج71, ص752]

امام با صراحت پابرهنگان را ولی نعمت خطاب می کند و این شاید در تاریخ معاصر منطقه بینظیر است که یک حاکم بعد از به قدرت رسیدن این چنین نسبت به مردم محروم ابراز ارادت کند، ابراز ارادتی که مردم به خوبی صفا وصداقت پشت آن را درک و به واقع در طول این سی و چند سال پای آن ایستاده اند.

امام اصل تشکیل انقلاب و حتی حضور خود را مدیون محرومین یم داند و انقلاب اسلامی را برخواست از آنها و نه این بلکه خود وانقلاب را برای همیشه مدیون آنها می داند و به معنی دقیق تر هدف انقلاب را خدمت به محرومین بیان می کند

"این پایین شهری ها و این پابرهنه ها ـ به اصطلاح شما ـ این ها ولی نعمت ماهستند, اگر این ها نبودند ما یا در تبعید بودیم, یا در حبس بودیم یا در انزوا, این هابودند که همه ما را از این مسائل نجات دادند اگر تا آخر عمرمان به این ها خدمتکنیم نمی توانیم از عهده خدمت این ها برآییم شما امروز هم که ملاحظه می کنیداین هایی که در جبهه ها الآن دارند جانفشانی می کنند این ها از کدام طبقههستند؟ الآن هم این هایی که جانشان را در دستشان گرفتند و شما را حفاظتمی کنند و آن هایی که در بین شهرها و در بین روستاها حفظ می کنند شما و مردم راهمین طبقه هستند شما باید توجه به این معنا بکنید که ما را این ها آورده اند وکیلکرده اند, آورده اند وزیر کرده اند, رئیس جمهور کرده اند. این ها ولی نعمت ماهستند و ما باید ولی نعمت خودمان را قدردانی کنیم و خدمت کنیم."[صحیفه نور, ج61, ص33 ]

این تذکر، تذکری است که باید مدام به خیلی از هم لباس های آقا روح الله که به میدان مدیریت جامعه قدم نهادند داد تا فراموش نکنند که کسای که مدعی پیروی از او هستند چه نگاهی داشته، جالب انکه این تذکر به روحانیت است نه قشر روشنفکر یا دانشگاهی چون اگر روحانیت در گیر این موضوع شود دیگر از اقشار دیگر توقعی نیست

"آن چیزی که روحانیون هرگز نباید از آن عدول کنند و نباید با تبلیغات دیگران ازمیدان به در روند حمایت از محرومین و پابرهنه هاست. چرا که هر کسی از آنعدول کند از عدالت اجتماعی اسلام عدول کرده استما باید تحت هر شرایطیخود را عهده دار این مسئولیت بزرگ بدانیم و در تحقق آن اگر کوتاهی بنماییمخیانت به اسلام و مسلمین کرده ایم." [صحیفه نور, ج02, ص442]

اما تذکر آخر امام نیاز به کمترین توضیحی هم ندارد

"خدا نیاورد آن روزی را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه دارها گردد. و اغنیا و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشتری برخوردار بشوند, معاذ اللّه که این با سیره و روش انبیا و امیرالمؤمنین و ائمه معصومین(ع) سازگار نیست."[صحیفه نور, ص921]

گویی نسیمی درجهان درحال وزیدن است که تو آخرش را می دانی؛

بیداری که تو علتش را می دانی؛

و درخواستی که تو مطلوبش را می دانی؛

آرزویی که تو غایبش را میدانی؛

نسیمی که از کشورهای عربی شروع شدو تا قلب اروپا وامریکا پیش رفت و خواهد رفت.

بیداری که در هر نقطه جهان بهانه ای داشت، یک جا دیکتاتوری و یک جا ظلم 1% به 99%

درخواستی که که از سوی 99% جهان بود به انتظار یک نفر، یک نفر منجی برای نجات تمام بشریت.

آرزویی در دل تمام ادیان وتمام آزادی خواهان وتمام محرومین وتمام انسانها با هر دین وآینی.

شاید اگر 10سال یش می گفتند روزی جهان اینطورمی شود،

بیداری اسلامی شکل میگیرد، اسلام عزیز می شود، حتی درخود اروپا هم خیزش هایی اتفاق می افتد، باورش سخت بود؛

شاید در آینده نزدیک اوبیاید،

حتما می گویید باورش سخت است

این یادداشت برای یکی از نشریات دانشجویی جمع آوری وتلخیص شد.

نگاه به  اخوان المسلمون  از کمی نزدیک تر


جنبش اخوان المسلمون را باید زائیده اوضاع سیاسی و اجتماعی تاریخ معاصر مصر و رهآورد رواج تفکر جدایی دین از سیاست (سکولاریسم ) در میان روشنفکران و ملی گرایان مصری دانست که برای اصلاح مصر در دوران خفقان بعد از انقلاب 1919 این کشور علیه انگلیس شوریدند.اهداف بنیانگذاران این جنبش - بویژه "حسن البناء " یا " رهبر اخوان المسلمون "- از یک سو بر ایجاد تحول در اعتقادات اسلامی مسلمانان و بالاخص مصریان از حالت ایستا و بی تحرکی به سمت پویایی و حاکمیت تعالیم شریعت بر زندگی اجتماعی و سیاسی مصر و از سوی دیگر بر اتحاد و وحدت مسلمانان در برابر استعمارگران غربی تمرکز می کرد که کشورهای اسلامی را مورد تجاوز قرار داده بودند.

اهداف و اقدامات اخوان المسلمون در موارد ذکر شده در سطور بالا تا پیش از کشته شدن حسن البناء توأم با نوعی هماهنگی و یکپارچگی بود، اما در پی کشته شدن حسن البناء و بویژه ظهور "جمال عبدالناصر " رئیس جمهور وقت مصر در عرصه قدرت و بهره گیری وی از اسلام در جهت اهداف خود، نوعی تفاوت بین اهداف و اقدامات اخوان المسلمون بوجود آمد.

حال که دیگر بار و با حضور مردم در میدان التحریر، نام اخوان المسلمون دوباره مطرح گردیده و این جنبش وارد صحنه فعالیت‌های سیاسی مصر شده، بی‌مناسبت ندیدیم در تحلیلی به بررسی این جنبش از ابتدا تا کنون بپردازیم.

پیدایش جنبش اخوان‌المسلمون

-
حسن البنا: بنیانگذار جنبش اخوان المسلمین در سال 1906 در روستای "محمودیه " در دلتای رود نیل از نواحی "بحیره " مصر چشم به جهان گشود.

*
حسن البنا: اسلام، پدر من است و من جز او پدری ندارم

وی به خاطر ریشه‌های فکری و مذهبی پدرش که از طلبه‌های بنام و از پیروان مکتب بنیادگرایان حنبلی بود، با اصول اسلامی (سنتی) تربیت شد و در محیطی کاملاً اسلامی رشد کرد، بناء در این باره می‌گوید: اسلام، پدر من است و من جز او پدری ندارم.

وی پس از تکمیل تحصیلات مقدماتی به قاهره می‌رود و تعلیمات مذهبی و دوره آموزش آموزگاری را در دارالعلوم قاهره می‌آموزد. در این جا بود که برای نخستین بار مشکلات مردم در شهرهای بزرگ و زندگی مرفه انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها را لمس می‌کند که در سطح بسیار بالاتری از مردم مصر زندگی می‌کردند.

پس از این مشاهدات بود که حسن البناء به عضویت سازمان‌های مختلف مذهبی درآمد و درکنار دیگر برادران مصری خود در انجمن‌های اسلامی، برنامه تدریس و شرکت در فعالیت‌های ضد انگلیسی را شروع کرد.

-
آغاز فعالیت:

حسن البناء در خاطراتش می‌نویسد: در مارس 1928 شش تن از برادرانی که در درس‌ها و جلسات من شرکت داشتند، یعنی "احمد المصری "، "فواد ابراهیم "، "عبدالرحمان حب الله "، "اسماعیل عزو " و "ذکی المغربی " به منزل من آمدند و گفتند: ما دیگر از این زندگی ذلت بار خسته شده‌ایم، در این کشور مسلمانان از هیچ عزت و حرمتی برخوردار نیستند و جایگاه آنها از خدمتکاران و بیگانگان نیز پایین‌تر است. ما حاضریم با نثار خون خود با تو همراه شویم. من از سخنان آنها واقعا متاثر شدم و می‌دیدم که نمی توانم از زیر بار مسئولیتی که به عهده من می‌گذارند،‌ شانه خالی کنم، از این رو به دعوت آنها لبیک گفتم و در همان جا با هم سوگند خوردیم تا جان در بدن داریم، در راه اسلام فعالیت و مبارزه کنیم. یکی از برادران پرسید: چه نامی برای خود انتخاب کنیم؟ یک انجمن، فرقه، اتحادیه و... تا رسمیت پیدا کنیم. گفتم: هیچ یک! ما برادرانی در خدمت اسلام هستیم، یعنی "اخوان المسلمون " و اخوان شعار خود را: "الله هدف ماست، رسول الله رهبر ماست، قرآن برنامه‌ی ماست، جهاد و تلاش کار ماست، شهادت آرزوی ماست " قرار داد

از آنجا که در آن زمان میان مبانی اسلام و اجرا و تطبیق آنها فاصله بسیاری بوجود آمده بود، این امر کمک کرد که حرکت "بنا " به سرعت میان اقشار مختلف جامعه مصر جا باز کند و موجب مشارکت وسیع و حماسی مردمی شود.

-
گسترش جنبش

بتدریج با افزایش اعضا و گسترش دامنه فعالیت‌ها، حسن البناء پایگاه اخوان المسلمون را به قاهره منتقل کرد و پس از تاسیس "دارالاخوان " در آوریل 1929 رسماً اخوان المسلمون اعلام موجودیت کرد. حسن البناء در مرکز فعالیت‌ها که "التهذیب " نام داشت به سازماندهی تمام وقت تشکیلات پرداخت و دامنه فعالیت اخوان را گسترش داد، در این راستا برای تربیت و آموزش زنان مصری مرکزی به نام "المهد الامهات المسلمین " نیز توسط وی تاسیس شد.

بعدها اخوان المسلمون هدف‌های دیگری را هم مد نظر قرار داد و در سال 1939 با تکیه بر آرمان فلسطین و دفاع از حقوق اعراب، اخوان به یک سازمان سیاسی تبدیل و این امر منجر به گسترش نفوذ آن در سوریه، اردن و تا حدودی در لبنان، سودان و شمال افریقا شد و حسن البناء پیشوای بزرگ یا همان "مرشد العام " شناخته شد. اصطلاح مرشد العام از آن جا نشأت گرفت که حسن البناء خود را رهبری فرهمند می دانست که مردم بدون آن که کسی آنها را مجبور کند، از وی پیروی می کنند.

در 26 ژانویه 1973 روزنامه اخوان المسلمون برای نخستین بار در مصر منتشر شد. این روزنامه نخستین نشریه ارگان این گروه بشمار می‌رفت.

گفته می‌شود، شمار اعضای این جمعیت در پایان جنگ جهانی دوم به بیش از دو میلیون نفر می‌رسید..

اصول و قواعد و پیام اخوان:

*
اخوان المسلمون و کشورهای اسلامی

حسن البناء در تلاش برای دعوت به حکومت اسلامی مورد نظر خود، ضمن انتقاد از کشورهای اسلامی با ارسال نامه و انتشار بیانیه‌های متعدد برنامه‌ها و نقطه نظرات خود را در مورد نحوه اداره مملکت تشریح کرد. از جمله این اقدامات ارسال نامه‌ای تحت عنوان "نحوالنور " (به سوی نور) به سران کشورهای اسلامی و رهبران برجسته جهان عرب (بعد از انعقاد پیمان 1936) بود که در آن برنامه‌های اصلاحی اخوان ارائه و مطرح شده بود.

بطور کلی فعالیت‌های خارجی اخوان رویکردی از ماده دوم آیین نامه این جنبش دارد که اذعان می‌کند: "اخوان المسلمون، جنبشی جهانی و اسلامی است که در راه رسیدن به آرمان‌های اسلامی تلاش می‌کند ".

اولین دفتر و شاخه خارجی اخوان المسلمون در سال 1937 در دمشق ایجاد شد که کمیته مرکزی مسئول تأسیس دفاتری در سوریه و لبنان نیز بود. البته هر دفتر مرکزی می توانست با نظارت کمیته مرکزی شعبات دیگری نیز دایر کند.

در دهه 50 قرن بیست اخوان دفاتر زیادی در لبنان، سوریه، فلسطین، اردن، عراق، عربستان، اندونزی، سریلانکا و پاکستان دایر نمود و در ایران همکاری نزدیکی با فدائیان اسلام داشت که منجر به ترجمه و نشر بسیاری از آثار رهبران اخوان المسلمون در ایران شد.

فعالیت‌های اخوان تا کشته شدن حسن البناء

-
تشکیل کنگره های پنجگانه

یکی از علل رشد اخوان المسلمون به بعد از انتقال مقر اصلی این جماعت از اسماعیلیه به قاهره و تشکیل "کنگره‌های عمومی " برای بحث و گفت‌وگو پیرامون اقدامات عملی و برنامه‌های جماعت بازمی‌گردد. در واقع این نشست‌ها و کنگره‌ها نمای کلی فعالیت‌های اخوان را بین سال های 1932 تا 1939 ترسیم کرد.

-
اولین کنگره عمومی:

در ماه مه 1933 برگزار شد و به فعالیت میسیونرهای مسیحی و راه‌های مبارزه با آنها پرداخت.

-
دومین کنگره عمومی:

اواخر سال 1933 به نحوه تبلیغ و اشاعه افکار جماعت و اندیشه‌های اسلامی در جامعه و تشکیل موسسه انتشاراتی برای جماعت پرداخت.

-
سومین کنگره عمومی:

در ماه مارس 1935 به ضوابط و معیارهای عضویت و طبقه بندی اعضا و ساختار تشکیلاتی اخوان پرداخت.

-
چهارمین کنگره عمومی:

در ژوئیه 1937 به منظور برگزاری جشن تاجگذاری فاروق (شاه جوان مصر) برگزار شد.

-
پنجمین کنگره عمومی:

در ژانویه 1939به معرفی اخوان المسلمون به عنوان یک (سازمان سیاسی) پرداخت که همزمان با دهمین سالگرد تاسیس و فعالیت اخوان نیز بشمار می‌آمد.

 

*
انشقاق در اخوان المسلمون

طی سال‌های 1937 و 1939 اعضایی که در جماعت به نحوی عقاید انفرادی و تک روی داشتند، جنبش را به دلیل ناخرسندی از خط مشی حسن البناء ترک کردند که با تدبیر و صبورانه عمل می‌کرد ، زیرا به نظر آنها دیدگاه‌ها و اقدامات بناء آشکارا با اهداف جنبش در تعارض بود.

در سال 1939 اختلاف نظرها بر سر مسائل سیاسی و مصرف وجوه جمع آوری شده برای فلسطین در مصر و امتناع بناء از دادن اجازه اقدام عملی و توسل به زور و خشونت؛ بذر جدایی و دو دستگی را در جنبش اخوان کاشت.

از جمله شاخه‌های منشعب از اخوان المسلمون می‌توان به "جامعه جوانان محمدی " و پیوستن محمد ابوزید سردبیر نشریه "النذیر " به آن اشاره کرد.

 

*
انحلال جماعت اخوان المسلمون

فعالیت‌های اخوان در رابطه با قضیه فلسطین و ارسال سلاح و نیرو به سرزمین‌های اشغالی و همچنین اقدامات مهم آن قبل و بعد از جنگ جهانی دوم در مصر و دیگر کشورهای اسلامی مخالفت‌های شدید غرب خصوصاً انگلیس را با فعالیت جنبش برانگیخت.

از طرفی اعضای جوان با تصمیم‌های عجولانه خود که در برخی موارد مورد تایید اخوان هم نبود، به جماعت اخوان المسلمون ضربه می‌زد.

بطور کلی فعالیت‌های نظامی را شاخه نظامی جنبش یا "کتائب " انجام می داد.

سال 1948 سال اخوان المسلمون بود. در ژانویه آن سال، دولت مصر اعلام کرد که در تپه‌های "موقاتم " (در حومه قاهره) تعداد 165 بمب و جعبه‌های سلاح بعد از یک درگیری بین پلیس و اخوان المسلمین کشف کرده است، (البته اخوان اعلام کرد این تجهیزات برای ارسال به فلسطین نگهداری می‌شده است).

در 22 مارس همین سال "احمد الخزیندرگ یکی از قاضات برجسته مصر به دلیل محاکمه یکی از اعضای اخوان ترور شد و به قتل رسید.

در اکتبر همان سال دولت مصر اعلام کرد، یک انبار بزرگ سلاح و مهمات در اسماعیلیه از رهبر گروه ضربت اخوان کشف نموده است.

در 8 دسامبر 1948 وزارت کشور مصر دستور انحلال اخون المسلمین را صادر کند و بلافاصله بسیاری از مسئولین و اعضای اخوان دستگیر و روانه زندان شدند.

 

*
ترور حسن النباء

انحلال جماعت اخوان المسلمون باعث شد فعالیت‌های زیرزمینی آن تشدید شود. در 28 دسامبر 1948 "نقراشی " نخست وزیر وقت مصر در حال ورود به وزارت کشور مصر توسط یکی از جوانان اخوان ترور شد.

بعد از ترور نقراشی دولت جدیدی توسط دوست نزدیک وی "ابراهیم عبدالهادی " تشکیل شد. حسن البناء از همان ابتدا می‌خواست با عبدالهادی مذاکره کند و مرگ نقراشی را محکوم می‌کرد، اما عبدالهادی این حسن نیت بنا را رد کرد و اقدامات شدیدی جهت انهدام شاخه زیر زمینی اخوان انجام داد. بناء که از دولت عبدالهادی ناامید شده بود، در نامه کوتاهی تحت عنوان "قول الفصل " تمام اتهامات وارده به اخوان را رد و انحلال آن را محکوم کرد.

این آخرین نوشته بنا بود، چرا که وی در 12 فوریه 1949 به طور مرموزی در مقابل مقر سازمان "مسلمانان جوان " به هنگام سوار شدن در یک تاکسی مورد اصابت گلوله قرار گرفت و چند دقیقه بعد در بیمارستان درگذشت.

تحقیقات و محاکمه‌های بعدی حاکی از دخالت نخست وزیر مصر و مامورین پلیس در ترور حسن البناء داشت.

 

*
فعالیت اخوان پس از حسن البناء

پس از ترور حسن البناء، "حسن الهضیبی " به عنوان دومین رهبر اخوان المسلمون انتخاب شد، وی بعد از امضای قرارداد 1954 بین مصر و انگلیس توسط "جمال عبدالناصر "، وی را خائن خواند و اخوان اقدام به ترور ناصر کرد، که این ترور نافرجام ماند و در نتیجه بسیاری از سران و اعضای اخوان المسلمون دستگیر و اعدام شدند.

 

بعد از ناصر در زمان ریاست جمهوری "انورالسادات "، به دلیل اعتقاد وی به سکولاریسم و مخالفت شدید با فعالیت اخوان، در ششم اکتبر 1981 توسط شاخه‌ای از اخوان المسلمون موسوم به "التکفیر و الهجره " (تکفیر و هجرت) به رهبری "خالد الاسلامبولی " ترور شد.

پس از ترور سادات و اعدام اسلامبولی فشارهای زیادی بر اخوان المسلمون وارد شد و فعالیت‌های آنها بیشتر جنبه مخفیانه و زیرزمینی پیدا کرد و دچار انشعابات زیادی شد تا این که جماعت اخوان المسلمون تصمیم گرفت، در سال 1987نمایندگانی در پارلمان مصر داشته باشد و وارد عرصه فعالیت‌های سیاسی مصر شود و در همان اولین دور شرکت در انتخابات پارلمانی 36 تن از اعضای جماعت موفق شدند، به پارلمان راه یابند. "مأمون الهضیبی " در آن زمان سخنگوی فراکسیون اخوان در پارلمان بشمار می‌آمد و اندکی بعد به معاونت جماعت اخوان المسلمون و سخنگوی رسمی این جماعت برگزیده شد.

نمایندگان جنبش اخوان المسلمون همچنین در سال 2000 توانستند، از مجموع 444 کرسی پارلمانی بر 17 کرسی دست یابند که درنهایت دو تن از نمایندگان آنان از فعالیت پارلمانی منع شدند، با این حال 15 نماینده دیگر به فعالیت‌های پارلمانی خود ادامه دادند.

"
محمد مأمون الهضیبی " در 27 نوامبر 2002 و پس از درگذشت استاد مصطفی مشهور، به عنوان ششمین رهبر جماعت اخوان المسلمین برگزیده شد.در زمان وی پس از حملات 11 سپتامبر آمریکا فشارهای زیادی بر اخوان المسلمون وارد شد.

مأمون الهضیبی در 9 ژانویه سال 2004 در سن 83 سالگی دار فانی را وداع گفت.

در انتخابات پارلمانی 2004 مصر نیز که فضای سیاسی جهان نسبت به یک دهه گذشته تغییر کرده، اخوان المسلمون فرصت یافتند، میزان محبوبیت ملی- مردمی خود را محک بزنند.

اخوان المسلمون در این انتخابات توانست در مجموع 90 کرسی را بدست آورد، اما دیگر بار فشار بر این حرکت افزایش یافت و بسیاری از هواداران این جماعت در استان‌های اسکندریه، بحیره، قلوبیه، غربیه، پورسعید، سوئز، اسماعیلیه، قنا و فیوم بازداشت شدند که بیشترین اعضای اخوان در آن جا حضور دارند، با وجود این موفقیت‌های سیاسی مقامات مصری هنوز اخوان المسلمون را جنبشی غیر قانونی می‌داند.

 

اخوان المسلمین و حوادث اخیر

اما درپی حوادث اخیر جاری در مصر اخوان المسلمون به عنوان یکی از عناصر اصلی این ملت با تاکید بر این که درخواست‌های اساسی ملت مصر که تمامی اقشار ملت و گروه‌های ملی و مردمی بر روی آنها اتفاق نظر دارند و در لغو فوری وضعیت فوق العاده، انحلال پارلمان و مجلس شورای دولتی که با تقلب بر سر کار آمده‌اند، برگزاری انتخابات جدید با نظارت کامل مراجع قضایی، آزادی تمامی بازداشت شدگان و زندانیان سیاسی، اعلان تشکیل دولت ملی انتقالی بدون حضور حزب ملی، تشکیل کمیته ملی تحقیق و تفحص درباره حوادث غیر قابل توجیه توسل به خشونت و کشتار علیه شهروندان مصری که به کشته شدن دهها نفر و زخمی شدن صدها تن دیگر و نیز بازداشت هزاران نفر منجر شده، خلاصه می‌شود، درخواست‌هایی اساسی که بر تداوم این قیام مسالمت آمیز تا تحقق کامل خواسته‌های عادلانه ملت مصر تاکید دارد. اخوان المسلمون ضمن این که دوشادوش مردم مصر در این اعتراضات و راهپیمایی‌ها شرکت خواهد کرد، اعتقاد دارد که طلوع فجر و پیروزی نزدیک است.

در حال حاضر "محمد بدیع " رهبر کل جماعت اخوان المسلمون است و "عصام العریان " نیز سخنگوی این حماعت بشمار می‌آید.

اخوان المسلمون تاکید دارد که حکومت مصر باید آزادی های شخصی یا دموکراتیک و اصل تفکیک میان قوا را رعایت کند. موضع اخوان المسلمون در برابر برادران مسیحی در مصر و جهان اسلام و عرب کاملا واضح و شفاف است آنها شرکای این جنبش در کشور و ساخت تمدن و همکاری در دفاع از اصول و توسعه و پیشرفت کشور هستند. اخوان المسلمون معتقد است اساس شهروندی مشارکت کامل، برابری در حقوق و وظایف با حفظ مسائل شخصی افراد است.

چند صباحی است حضور سیاست مداران در ارکان ورزشی و پست های ورزشی از یک سو و حضور ورزشکاران در مسئولیت های مدیریتی و سیاسی در فضای عمومی کشور ما باب شده است به صورتی که حضور امثال رویانیان - که به قولی حتی یک عکس هم با شورت ورزشی ندارد- در راس تیم پر خرج پرسپولیس و یا حضور 4 نفر از ورزشکاران در شورای شهر پایتخت نماد اصلی این موضوع است.

جدا از اینکه عملکرد سیاسیون در عالم ورزش چگونه است عملکرد عجیب و غریب ورزشکاران در عالم سیاست در این چند روز و مخصوصا در انتخاب رئیس شورای شهر و شهر دار آنقدر سطح سیاسی و عقلانی شورا را پایین آورد که جدا در مورد حضور این افراد بدون تخصص باید هشدار داد.

رای عجیب عباس جدیدی به مسجد جامعی و قبول مسئولیت چند روز بعد از طرف جدیدی که مسجدجامعی به او داد انسان را به یاد بازی های کودکانه می اندازد که می گفتند چه بدهم بابات می دهی به من....

از طرفی رای صد در صد احساسی رضا زاده که جدیدا منکر آن شده- به صورتی که در دور اول به هاشمی رای داد و در دور دوم با خط خوردگی به قالیباف بی تدبیر بودن این حضرات را عالم سیاست به تماشا عموم گذاشته است.

نبود سواد سیاسی و شناخت از عقبه تفکری و تصمیمات احساسی و نیز اغناء ساده از مهم ترین مواردی است که ورزشکاران بی تجربه در سیاست را تهدید می کند، از سوی دیگر قرار گرفتن قدرت یک عضو شورای شهر در دست یک نفر که به اصول کار آشنا نیست شرایط برای افراد سود جو جهت اخفال این افراد محیا می کند.

البته این موضوع یک طرف نیست، صدای اهالی ورزش هم از حضور سیاسیون بی تجربه که تفاوت رشته های ورزشی از هم نمی دانند مکرر درآمده است.

اینکه به چه دلیل مسئولین برای اداره ورزش از غیر ورزشی ها استفاده می کنند و یا اینکه چرا ورزشی ها بعد از بازنشستگی به جای مربیگری هوس سیاسی بازی می کنند باید به جدا بررسی کرد اما چیزی که مطمئن هستیم اثر سوء این نوع جابجایی بر عالم سیاست و ورزش هست.

باز باران با ترافیک

با تَشَرهای فراوان

می رود بر روی عصاب

یادم آرد روز باران

چرخ یک دور لاستیک

توی باران

عابری پیاده بودم

توی خیابان های تهران

با دو پای غرق از گل

می دویم همچو پارو

می پریدم از سر جو

در پی ماشین خالی

نه خیابان حسابی

نه حقوق شهروندی

با جوهای گرفته

خیس نمناک، با دلی پاک

نگاهی می کنیم به تحولات 19دی قم، تحولاتی که سبب اوج گیری انقلاب در دی ما 1356 شد، نگاه ما نگاهی نکته ای است نه نقلی تاریخی

قیام 19 دی از دو بعد اهمیت ویژه ایی دارد:

اول: اینکه چه کسانی قیام کردند؟

دوم: برای چه قیام کردند؟

قیام 19 دی سبب به وجود آمدن شتاب در حرکت رو به جلو انقلاب بود، اما چه کسانی این قیام را راه انداختن باید به زبان ساده گفت ، نخبگان مذهبی جامعه، طلبه ها که در آن زمان بعد از بیش از نیم قرن ایجاد محدودیت از سوی حکومت پیش تاز انقلاب بودند، شاید یکی از مصداق هایی فرمایش مکرر حضرت آقا باشد برای اینکه نخبگان جامعه با بصیرت مند باشند 

اگر 19 دی 56 نخبگان به پا خواستند و یا حتی جلو تر اگر ماجرای فیضیه 42 میشود توقع داشت که مردم در جا های دیگر حرکت کنند، به فرمایش حضرت آقا یک طلبه باید بگوید برویم نه بگوید بروید

اما بحث دوم علت این قیام است، علت مبدا این قیلام ها ظلم است اما مصداق علت مطلبی است که بعد از شهادت پسر امام خمینی (ره) علیه امام چاپ شد

نقل اصلی آن به این صورت است:در روز هفدهم دی ماه سال 1356، همزمان با سالروز کشف حجاب توسط رضا شاه و اعلام اصلاحات ارضی به وسیله محمدرضا شاه،‌روزنامه اطلاعات مقاله توهین‌آمیزی را علیه امام،‌ روحانیت و مقدسات اسلامی منتشر کرد.توزیع روزنامه اطلاعات در قم در روز شنبه هفدهم دی ماه 1356، روزنامه اطلاعات در قم پخش شد. در صفحه هفتم روزنامه،‌ مقاله‌ای با عنوان "ایران و استعمار سرخ و سیاه" با نام مستعار "احمد رشیدی مطلق" نظر خوانندگان را به سوی خود جلب کرد. نویسنده در آن مقاله، به طور صریح بی‌حجابی را فضیلت دانسته و حجاب کهنه‌پرستی و ارتجاع سیاه معرفی شده و به امام خمینی، بزرگ مرجع عالم تشیع، اهانت کرده بود و قیام پانزده خرداد 1342 توطعه استعمار سرخ و سیاه معرفی شده بود. روزنامه رستاخیز نیز در همان روز،‌ تظاهرات گروه قابل توجهی از زنان مشهد را در مخالفت با کشف حجاب "تظاهری از یک اتحاد نامقدس"‌نامید

یعنی شروع آن از قضیه حجاب بود، علت خروش بیرونی آن توهین به امام بود و باروت و شور آن خون مصطفی بود

همه سه عنوان جزء موضوعات بسیار مهم در اسلام و انقلاب است: حجاب، رهبری و شهادت

 (حضرات آیات و حجج اسلام،‌یوسف صانعی، سیدحسن طاهری خرم‌آبادی،‌محمد مومن،‌علی مشکینی، ناصر مکارم شیرازی، سیدحسن موسوی تبریزی،‌وحید خراسانی و محمد یزدی)‌را واداشت که در منزل آیت‌الله حسین نوری گرد هم آیند تا اقدامی هماهنگ علیه رژیم داشته باشند.

پس به صورت کلی اول قیام 19 دی از لحاظ قیام کنندگان به عنوان نخبگان مذهبی و موضوع قیام بسیار اهمیت دارد

این یادداشت در باشگاه خبرنگاران جوان