نهِ ده

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

نگاهی می کنیم به تحولات 19دی قم، تحولاتی که سبب اوج گیری انقلاب در دی ما 1356 شد، نگاه ما نگاهی نکته ای است نه نقلی تاریخی

قیام 19 دی از دو بعد اهمیت ویژه ایی دارد:

اول: اینکه چه کسانی قیام کردند؟

دوم: برای چه قیام کردند؟

قیام 19 دی سبب به وجود آمدن شتاب در حرکت رو به جلو انقلاب بود، اما چه کسانی این قیام را راه انداختن باید به زبان ساده گفت ، نخبگان مذهبی جامعه، طلبه ها که در آن زمان بعد از بیش از نیم قرن ایجاد محدودیت از سوی حکومت پیش تاز انقلاب بودند، شاید یکی از مصداق هایی فرمایش مکرر حضرت آقا باشد برای اینکه نخبگان جامعه با بصیرت مند باشند 

اگر 19 دی 56 نخبگان به پا خواستند و یا حتی جلو تر اگر ماجرای فیضیه 42 میشود توقع داشت که مردم در جا های دیگر حرکت کنند، به فرمایش حضرت آقا یک طلبه باید بگوید برویم نه بگوید بروید

اما بحث دوم علت این قیام است، علت مبدا این قیلام ها ظلم است اما مصداق علت مطلبی است که بعد از شهادت پسر امام خمینی (ره) علیه امام چاپ شد

نقل اصلی آن به این صورت است:در روز هفدهم دی ماه سال 1356، همزمان با سالروز کشف حجاب توسط رضا شاه و اعلام اصلاحات ارضی به وسیله محمدرضا شاه،‌روزنامه اطلاعات مقاله توهین‌آمیزی را علیه امام،‌ روحانیت و مقدسات اسلامی منتشر کرد.توزیع روزنامه اطلاعات در قم در روز شنبه هفدهم دی ماه 1356، روزنامه اطلاعات در قم پخش شد. در صفحه هفتم روزنامه،‌ مقاله‌ای با عنوان "ایران و استعمار سرخ و سیاه" با نام مستعار "احمد رشیدی مطلق" نظر خوانندگان را به سوی خود جلب کرد. نویسنده در آن مقاله، به طور صریح بی‌حجابی را فضیلت دانسته و حجاب کهنه‌پرستی و ارتجاع سیاه معرفی شده و به امام خمینی، بزرگ مرجع عالم تشیع، اهانت کرده بود و قیام پانزده خرداد 1342 توطعه استعمار سرخ و سیاه معرفی شده بود. روزنامه رستاخیز نیز در همان روز،‌ تظاهرات گروه قابل توجهی از زنان مشهد را در مخالفت با کشف حجاب "تظاهری از یک اتحاد نامقدس"‌نامید

یعنی شروع آن از قضیه حجاب بود، علت خروش بیرونی آن توهین به امام بود و باروت و شور آن خون مصطفی بود

همه سه عنوان جزء موضوعات بسیار مهم در اسلام و انقلاب است: حجاب، رهبری و شهادت

 (حضرات آیات و حجج اسلام،‌یوسف صانعی، سیدحسن طاهری خرم‌آبادی،‌محمد مومن،‌علی مشکینی، ناصر مکارم شیرازی، سیدحسن موسوی تبریزی،‌وحید خراسانی و محمد یزدی)‌را واداشت که در منزل آیت‌الله حسین نوری گرد هم آیند تا اقدامی هماهنگ علیه رژیم داشته باشند.

پس به صورت کلی اول قیام 19 دی از لحاظ قیام کنندگان به عنوان نخبگان مذهبی و موضوع قیام بسیار اهمیت دارد

این یادداشت در باشگاه خبرنگاران جوان

 

انسان برای اینکه مشخص کند چه کسی بشود سه متغیر دارد:

اول: استعداد ها و توانایی های فردی :  انسان عادی در هیچ موضوعی بی استعداد نیست ویا در هر موضوعی یک حداقل استعداد را دارد، توانایی هم اکتسابی است

دوم: نیاز جامعه، این نیاز ها قدری نسبی و کفایتی است یعنی اینکه ما به شغل پزشک نیاز داریم اما به تعداد خاصی و نیز اینکه ما الان به مهندس هوا و فضا نیازداریم و لی روز جامعه فقط به شکار چی نیاز داشت.

سوم: اعتقادات و فرهنگ: این موضوع کمی پیچیده است اما مختصر آن به بحث دین و فرهنگ جامعه برمیگردد، مثلا در موضوع ارزش ها در یک جامعه بعضی شغل ها ارزش است بعضی ضد ارزش و در جامعه دیگر عکس این

محور صحبت ما به هر سه موضوع می پردازد اما تاکید خاصی به بحث دوم و بعد سوم داریم چون پیش فرض این است که با تربیت و تعلیم تا حدی می توان توانایی به دست آورد البته خود این مطلب به صورت کامل مطلق نیست.

سوال این است: جامعه ما در آینده به چه کسانی نیاز دارد؟

روز ما به سخنوران خوبی نیاز داشتیم، زمانی به رزمندگان خوبی ، مدتی به مهندسین خوبی ، چندی قبل به پزشکان خوبی ، حالا هم بحث هسته ایی.

کلمه نیاز داشتیم به معنی اینکه الان نیاز نداریم و یا قبل از آن نیاز نداشتیم نیست یلکه معنی اش بیشتر نیاز داشتن یا مهمترین نیاز است

وقتی یک نفر در حال حاضر مهندس هسته ایی است و به عنوان یک شخص مفید برای جامعه شناخته می شود شاید حدود 6 یا 8 سال پیش این نیاز را متوجه شده و حرکت کرده تا امروز کاربرد مهمی داشته باشد تا به حدی که یک تیم ترور برای از بین بردنش از آن سوی جهان کلی طراحی کنند.

بحث حول این محور است که کشور ما در 7 یا 8 سال آینده و یا شاید زوردتر در حدود 4 یا 5 سال آینده به چه چیز هایی بیشتر احتیاج دارد.

اگر پیام انقلاب را برای صدور و فراگیر شدن ارزشهای انقلاب  در عین اصلاح شدن وضع معیشتی مردم را آرمان خودمان بدانیم و یا هر تعبیر دیگری، نیازمند سه بحث هستیم

اول: تعریف صحیح آرمان و تولید مانیفست

دوم: انتقال پیام

سوم: مصداق اجرای مانیفست و عملی کردن تئوری ها

به زبان ساده تر باید گفت:

اول: مبانی صحیح و اسلامی هر علمی

دوم: رسانه

سوم: وضعیت بهبود یافته جامعه خودی به عنوان الگو

در بخش اول شاید تمام مواد خام آماده باشد جلسات راهبردی رهبری با موضوعاتی مانند خانواده یا آزادی، وصیت نامه امام و یا بسیار از منابع شیعی اما این مواد خام هنوز خودش را به صورت علوم نشان نداده، مثلا ما هنوز یک علم کامل و مشخص و منحصر به فرد به عنوان مدیریت و یا اقتصاد و یا... نداریم بیشتر علوم انسانی- البته تالیفاتی هست اما در حد اینکه ما ادعا کنیم علوم قابل رقابت هست به نظر این طور نمی رسد، سیستم اقتصادی ما مانند کشور های غربی روز به روز به بانک و مباحث لبیرالی نزدیک میشود ، تقسیم ثروت ما تا چند سال پیش-قبل از اصل 44- به سمت سیستم دولت محور بود و علومی از این قبیل، ما در آینده در این بخش نیازمند افراد متعهد هستیم هم در حوزه و هم در دانشگاه که این علوم را استخراج کنند و به صورت قابل قبول امروز در بی آورند.

برای واضح تر شدن بحث بهتر از رشته خودم مثالی بیان کنم، در مدیریت صنعتی که قرار است مثلا صنعت را به عنوان منبع تولید مدیریت کند در حال خاضر کتاب و یا منبع واقعا اسلامی و ایرانی وجود ندارد-کتبی هست که برای اصول غربی احادیث و آیات پیدا کرده است ولی این علوم اسلامی نیست- تاز مانی که صنعت و مدیریت صنعت ما از خودمان نباشد و یک علم چند ریشه ایی باشد ایران خودرو و سایپا ما همین هست که هست، جنس را پیش فروش می کنند آخر هم برشکسته می شوند، در صنعت رایانه در بخش سخت افزار ما هنوز ساکت هستیم، و در بسیار از این موارد که علت اولیه آن نبود علوم اسلامی در مراکز تربیتی و تعلیمی ماست

بخش دوم رسانه حرکت های  سال اول انقلاب میشود گفت آنقدر کم بوده که قابل بیان نیست بیشتر کشور به پرورش محدود افراد بسیار نخبه تمایل داشت که رد شاخص های غیر رسانه ایی بودند اما با تاکید رهبری  و نیاز حیاتی حرکت های مردم محور چند سال اخیر که بعد از فتنه و بیداری اسلامی خوب بوده است است، امید است با جریان سازی که در حال انجام است ادامه پیدا کند ، ان شا الله تا 2 یا 3 سال آینده بتوانیم بگوییم رسانه ایی برای انقلاب داریم.

 کسانی که چند سال پیش - بعد از جربان فتنه- در بُعد رسانه احساس خطر کردند امروز حرکت هایی را راه انداخته اند که ثمرات آن را در سطح وبلاگ ها، گروه های مستند ساز و حتی شبکه اجتماعی می توان دید

سومین بخش شاید بخشی باشد که باید به جد در مورد آن تامل کرد، اگر در بخش قبل حرکت هایی شده است این بخش قدر عقب تر است این موضوع به سه دلیل است

اولا اینکه انقلاب کشور را در شرایط خوبی تحویل نگرفت و فقر شدید و فاصله تبقاطی در جامعه شدید بود.

دوم کینه اندوزی ها و کارشکنی های 30 و چند ساله گذشته مانند جنگ و بلوکه کردن دارایی ها

سوم افرد معلوم حالی به ظاهر به اسم اسلام به انقلاب صدمه زدند و نگرش های کمونیستی و لیبرال خود را به اسم اسلام در جامعه اجرا کردند، وجود 80 درصد اقتصاد در دولت تا قبل از اصل 44 و یا نظام کُپن محور از یک سو و از سوی دیگر وجود نگرش لیبرالی در مباحث مالی مانند تعدد بانک ها و جدایی نظام اقتصادی و نظام مالی از هم و نگاه به پول به عنوان یک کالا.

لازمه بخش سوم به کار گیری علوم از بخش اول است، ما هنوز اقتصاد اسلامی مرحله به مرحله نداریم که مدیران اجرایی بتوانند آن را ریز به ریز انجام دهند، در مباحث مانند تفکیک جنسیتی در دانشگاه های شاهد بودیم نگرشهای متعددی وجود داشت که سر منشا از عدم وجود نگرش واحد برخواست از مبانی بود.

بعد از کامل شدن بخش اول حالا نیازمند افراد شجاعی هستیم که آنها را به عمل برسانند.

به صورت کلی اولویت های آینده کشور :

الف- کسانی که با سواد علمی بالا علوم اسلامی و بومی را مخصوصا در علوم انسانی-  تولید کنند، اولویت با علومی است که مستقیم با معیشت مردم سر و کار دارد

ب- تربیت مدیرانی که شجاعانه این علوم را به عمل برسانند، مدیرانی مثلا در صنعت که بتوانند مدیریت صنعتی را اعمال کنند،

نه صرف علم کار ساز است و نه صرف شجاعت، نیاز به علم صحیح و عمل صحیح است

 

شاید دیدگاه های مختلفی تا به حال در مورد وجوب و واجب شدن نماز از زبان بزرگان بیان شده است که همه در جای خود بسیار غنی هستند اما چون نماز از سوی ذات بی انتهای خداوند واجب شده می توان هر روز نگاهی جدید به آن داشت و با اینکه ساختار آن بیش از 1400 سال است ثابت است برای اهل معرفت نماز هر روز چیز تازه ایی است.


اید ما به نماز از دید خاصی مانند تشکر و یا توفیق تا به حال نگاه کردیم اما دید دیگری هم در باب واجب شدن نماز هست که به نوبه خود قالب توجه است، بایستس به وجوب نماز از دید اینکه اگر به بندگان نماز واجب نمی شد ان وقت هم از باب توفیق و هم از باب حرمت شادی محدود بندگان امکان خواندن نماز و ارتباط مستقیم با علت علل عالم و خالق بی همتای عالم را داشتن.

برای درک بهتر این امر بایستی به عباداتی در سطح نماز که واجب نشده اند نگاه کرد که چگونه امروز از سوی مردم گاها مورد غفلت واقع می شوند ومردم خود با دست خود یکی ، یکی درب های بهشت را به روی خود می بندند و یا اینکه اگر نماز واجب نبود آن وقت با این همه بار گناه و غفلت ها چه کسی جرات می کرد به درگاه الهی رو کند و بگوید ایاک نعبد و ایاک نستعین

انسانی که در روز هزار بار جلوی این و آن سر خم می کند آن وقت توفیق داشت که برای خدا به نماز به ایستد

وقتی به ما که نماز معراج مومن می دانیم به فرموده معصومین باید هم به آن به گونه معراج گونه نگاه کنیم، به معنی بهتر نماز بابی است از سوی پروردگار برای بندگانش که همه را از خوب و بد به سوی خود می خواند و اگر خودش این نماز را واجب نکرده بود آن وقت شادی فقط عده قلیلی می توانستند رو به قبله به ایستند و نماز بجای آوردند

 

وصیت امام خمینی به لیبرال ها وکمونیست هایکی از اموری که لازم به توصیه و تذکر است، آن است که اسلام نه با سرمایه‌داری ظالمانه و بی‌حساب و محروم کنندة توده‌های تحت ستم و مظلوم موافق است، بلکه آن را به طور جدی در کتاب و سنت محکوم می‌کند و مخالف عدالت اجتماعی می‌داند ـ گرچه بعض کج‌فهمان بی‌اطلاع از رژیم حکومت اسلامی و از مسائل سیاسی حاکم در اسلام در گفتار و نوشتار خود طوری وانمود کرده‌اند (و باز هم دست برنداشته‌اند) که اسلام طرفدار بی مرز و حد سرمایه‌داری و مالکیت است و با این شیوه که با فهم کج خویش از اسلام برداشت نموده‌اند چهرة نورانی اسلام را پوشانیده و راه را برای مغرضان و دشمنان اسلام باز نموده که به اسلام بتازند، و آن را رژیمی چون رژیم سرمایه‌داری غرب مثل رژیم امریکا و انگلستان و دیگر چپاولگران غرب به حساب آورند، و با اتکال به قول و فعل این نادانان یا غرضمندانه و یا ابلهانه بدون مراجعه به اسلام‌شناسان واقعی با اسلام به معارضه برخاسته‌اند ـ و نه رژیمی مانند رژیم کمونیسم و مارکسیسم لنینیسم است که با مالکیت فردی مخالف و قائل به اشتراک می‌باشند با اختلاف زیادی که دوره‌های قدیم تاکنون حتی اشتراک در زن و همجنس بازی بوده و یک دیکتاتوری و استبداد کوبنده در برداشته  .

بلکه اسلام یک رژیم معتدل با شناخت مالکیت و احترام به آن به نحو محدود در پیدا شدن مالکیت و مصرف، که اگر بحق به آن عمل شود چرخهای اقتصاد سالم به راه می‌افتد و عدالت اجتماعی، که لازمة یک رژیم سالم است تحقق می‌یابد. در اینجا نیز یک دسته با کج فهمیها و بی‌اطلاعی از اسلام و اقتصاد سالم آن در طرف مقابل دستة اول قرار گرفته و گاهی با تمسک به بعضی آیات یا جملات نهج البلاغه، اسلام را موافق با مکتبهای انحرافی مارکس و امثال او معرفی نموده‌اند و توجه به سایر آیات و فقرات نهج‌البلاغه ننموده وسر‌خود، به فهم قاصر خود، بپاخاسته و «مذهب اشتراکی» را تعقیب می‌کنند و از کفر و دیکتاتوری و اختناق کوبنده که ارزشهای انسانی را نادیده گرفته و یک حزب اقلیت با توده‌های انسانی مثل حیوانات عمل می‌کنند،‌ حمایت می‌کنند.

وصیت من به مجلس و شورای نگهبان و دولت و رئیس جمهور و شورای قضایی آن است که در مقابل احکام خداوند متعال خاضع بوده؛ و تحت تأثیر تبلیغات بی‌محتوای قطب ظالم چپاولگر سرمایه‌داری و قطب ملحد اشتراکی و کمونیستی واقع نشوید، و به مالکیت و سرمایه‌های مشروع با حدود اسلامی احترام گذارید، و به ملت اطمینان دهید تا سرمایه‌ها و فعالیتهای سازنده به کار افتند و دولت و کشور را به خود کفایی و صنایع سبک و سنگین برسانند.

و به ثروتمندان و پولداران مشروع وصیت می‌کنم که ثروتهای عادلانة خود را به کار اندازید و به فعالیت سازنده در مزارع و روستاها و کارخانه‌ها برخیزید که این خود عبادتی ارزشمند است.

و به همه در کوشش برای رفاه طبقات محروم وصیت می‌کنم که خیر دنیا و آخرت شماها رسیدگی به حال محرومان جامعه است که در طول تاریخ ستمشاهی و خان‌خانی در رنج و زحمت بوده‌اند. و چه نیکو است که طبقات تمکندار به طور داوطلب برای زاغه و چپرنشینان مسکن و رفاه تهیه کنند. و مطمئن باشند که خیر دنیا و آخرت در آن است. و از انصاف به دور است که یکی بی‌خانمان و یکی دارای آپارتمانها باشد.

همیشه یکی از بحث های بسیار داغ در موضوعات اجتماعی و فردی بحث الگو برداری است

وقتی نگاهی حقیقی به فضای جامعه داشته باشیم رشد سریع الگو برداری از غرب مخصوصا در خانم ها با اصطلاحاتی مثل مد و مدگرایی در ظاهر و حتی برخورد ها مواجعه می شویم

حال سوال اینجاست آیا در اسلام الگوی مناسبی که به روز باشد برای دختران و زنان جامعه وجود ندارد و یا وجود دارد و روی آن تبلغ نشده است؟

بخش اول قطعا رد است چون زنان بزرگی مانند حضرت زهرا که معصوم بودند با سن کم به شهادت رسیدن ولی به مراتبی رسیدن که پیامبر اوصافی خاص برای ایشان بیان می کنند و یا حضرت زینب که در روز تولد مبارک ایشان هستیم به واقع کم شخصیتی نیستند ، کسی که یک روز برای خروج از خانه چهار نفر دور ایشان قرار می گیرند تا حجم بدنشان مشخص نباشد ولی در صورت ضرور ت می شوند مدافع اسلام و ظلم رابا سخنرانی کوبنده خاموش و رسوا می کنند به صورتی که یزید مجبور به عذر خواهی و قبول اشتباهش می شود.

اما بخش دوم تا حدی صحیح است، و با ید این کم کاری را از همه دید، از مسئولین که هنوز در گیر نمایشگاه مد و لباس هستند تا روحانیون که به صورت کامل و حتی در حد توان این شخصیت را بریا جوانان باز نکرده اند و یا حتی رسانه و سطح اجتماع که این شخصیت ها را آنقدر دور از الگو برداری و خیالی بیان کرده اند که انسان به علت فاصله زیاد میلی برای حرکت به سوی انها ندارد و یا کم کاری از خانواده هاست که امروز حتی در انتخابات اسم هم الگو برداری های غربی می کنند.

اینکه به حق جامعه ما به سوی الگوی غربی و یا به فرمایش رهبری سبک زندگی غربی نباید حرکت کند، شکی نیست اما اینکه با چه راهکاری باید این الگو ها را به سطح زندگی شخصی و اجتماعی فردا آمورد جای بحث دارد.

شاید باید در این سی و چند سال بودجه فرهنگی را به جای صرف در همایش و نمایش ها خرج چنین برنامه ریزی می کردیم

غرب از چندین کیلومتر آن طرف تر برای همه دختران و پسران ما حتی در دور ترین شهر ها و روستا ها برنامه ریزی می کند اما ما و مسئولین فرهنگی ما فقط سخنرانی می کنیم و شعار می دهیم و حتی خودمان و فرزندانمان هم....

اگر همه جامعه(مردم، مسئولین ، مذهبیون) به فکر بحث الگو برداری -مخصوصا برای دختارن و زنان- نباشندیقین بدانید بر سر ما همان یم آید که بر سر انقلاب الجزیره آمد، نباید موضوع را شوخی گرفت و با انشا الله منتظر معجره بود.

 

چندی پیش رهبر معظم انقلاب  از اصطلاح "نرمش قهرمانانه" استفاده بیان داشتند:  ما مخالف با حرکتهاى صحیح و منطقى دیپلماسى هم نیستیم؛ چه در عالم دیپلماسى ، چه در عالم سیاستهاى داخلى. بنده معتقد به همان چیزى هستم که سالها پیش اسم‌گذارى شد «نرمش قهرمانانه»؛ نرمش در یک جاهایى بسیار لازم است، بسیار خوب است؛ عیبى ندارد، اما این کشتى‌گیرى که دارد با حریف خودش کشتى میگیرد و یک جاهایى به دلیل فنّى نرمشى نشان میدهد، فراموش نکند که طرفش کیست؛ فراموش نکند که مشغول چه کارى است؛ این شرط اصلى است؛ بفهمند که دارند چه‌کار میکنند، بدانند که با چه کسى مواجهند، با چه کسى طرفند، آماج حمله‌ى طرف آنها کجاى مسئله است؛ این را توجّه داشته باشند.(+)

این تذکر که دیپلماسی ما نباید فراموش کند که طرفش کیست نکته کوچکی نیست که در یادداشت قبلی(+) نیز به نوبه خود تذکر دادیم.

اما بحث اصلی چیست؟

دولت اعتدال از ابتدای روی کار آمدنش بسیار از واژه میانه رویی و دوری از تند رویی استفاده کرد، واژه زیبا که معنا خوبی را به همراه دارد ولی نباید مورد سوء استفاده قرار گیرد ، صحبت های حسن روحانی در سازمان ملل هرچند خالی از اشکال نبود ولی از جهت تمامی نگاه های داخلی دلسوز انقلاب قابل قبول بود ولی اتفاقی که در ساعات پایانی این سفر افتاد اقدامی غیر دیپلماسی و به نوعی ذلالت در عرصه سیاست خارجی بود.

عدم پذیرفتن دعوت دیدار مستقیم از سوی روحانی به علت قوانین حاکم بر دیپلماسی ایران -عدم حضور مقامات در جلسات غیر رسمی که مشروب سرو می شود- بدون شک امکان مذاکرات را در این سفر در سطح ریاست جمهور ها بسته بود و دیدار وزرای امور خارجه ایران وامریکا حتی برای مذاکره حرکتی کافی بود اما دولتی که موضوع سیاست خارجه را به عنوان یکی از دو هدف اصلی خود اعلام داشته بود با انجام این مکالمه اقدامی شتاب زده و به اصطلاح خودشان تندرو بوده است.

بدون شک مسیر پر فراز و نشیب روابط ایران و امریکا که در طول بیش از 30 سال خصومت از سوی امریکا همراه بوده است حتی اگر بخواهد از مسیر دیپلماسی حل شود بایستی در حداکثر به همان دیدار ظریف و کری بسنده می شد و منتظر اقدامات عملی می ماندیم.

ذوق زدگی بیش از حد دولت در سیاست دوستی با کشوری که امام خمینی ره آن را چپاولگر خوانده است آنقدر زیاد بود که ساعتی بعد رایس مشاور امنیت ملی کاخ سفید، ایران را درخواست کننده تماس معرفی کرده و ادعا تماس از سوی امریکا که مطرح شده بود را غیر واقعی خوانده است.

اگر قرار است با اصطلاح دولت اعتدال در مسیر حل مشکلات قدم بردار بهتر است از تند رویی در سیاست خارجی دور کرده و با نگاهی اعتدال گرایانه و با دید واقع بینانه قدم بردارد.

اگر امریکا در زبان مشتاق دوستی با ایران است بایستی تحریم هایی را حذف و مقدمات باز شدن گره هسته ای را محیا کند و دولت بعد از این اقدام عملی امریکا قدم دوم یعنی تماس تلفنی با اوباما را انجام می داد.

  رسانه ای به نام پیامبر (بخش اول، اهمیت) نه دی هشتاد وهشت محسن فینی زاده 881009.irقرآن پیامبر را  اسوه حسنه  معرفی میکند و به حضرت می فرماید اگر نبود اخلاق خوبت  که خداوند به ایشان عطا کرده است- مردم از دورت دور می شدن .

بدون شک نگاه به شخصیت عظیم پیامبر اسلام موضوعی ژرف و با وسعتی وصف ناپذیر است اما نکته ای که نویسنده سعی دارد در این یادداشت به آن بپردازد شخصیت حضرت است که به رسانه ای تبدیل شد که در آن روز های جاهلیت در مدت کوتاهی چنان فتوحاتی در دل های مردم دوران جاهلیت حجاز بدست آورد که بدون شک با استفاده از قویی ترین رسانه های امروزی نمی توان این کار را کرد

یکی از مشکلاتی که در جلسات داخل تشکلی وجود دارد این است که قالبا خروجی درست و قابل استفاده ای ندارد، مثلا در مورد هسته علمی و یا گروه علمی جلسه گذاشته می شود که نیمی از آن به سخنرانی مسئول جلسه که مثلا بریا راهکار پیدا کردن  می گذرد و نصف دیگر هم به مرور گذشته و گلگی های قبل، اینکه فلان سال چرا شما فلان حرف را زدید و....

این چند نکته کوتاه و ساده می تواند جلسات را هم از بدون خروجی و بی حاصل بودن حفظ کند و هم سبب هم افزایی فکری شود

چند توصیه در مورد جلسات داخلی تشکلات دانشجویی نه دی هشتاد و هشت www.881009.ir» بهتر روش برای خروجی درست گرفتن طرح سوال در موضوع مشخص است، برای نتیجه گرفتند در موضوع الف بادی آن را به شکا چند پرسش در آورد و با ایتفاده از این پرسش ها موضوع را ریز کرد

مثلا جلسه ای برای اردو جهادی تشکیل شده:

اول باید موضوع را بخش ، بخش کرد: مکان برگزاری کجا باشد؟ با چه وسیله ای تا انجا برویم؟ و....

بعد به عنوان مثال در پرسش دوم را این گونه بسط بدهیم: برای رسیدن تا مکان برگزاری اردو از اتوبوس یا قطار یا .... استفاده کنیم؟

به معنی بهتر اگر پاسخ ها مقدر برای ما دو تا است در پرسش مشخص کنیم.

» حتما قبلا از جلسه با دو دسته مشورت کنید: اول کسانی که در ان موضوع سابقه دارند مثلا برای نمایش فیلم سال قبل برنامه را داشته اند اگر هم موضوع جدیدی است از دانشگاه های دیگر و یا همان تجربه در جاهای دیگر حتی در حد یک تماس 3یا4 دقیقه ای مشورت بگیر.

دوم: از کسانی فصلاحت خوبی دارند برای نوع بیان که جلسه به حاشیه نرود.

» رعایت نظم و اداره جلسه توسط مدیرف به بیان بهتر اینکه وقتی فلانی به فلان پرسش در حال پاسخ دادن است یا نه نکته ای دیگر به ذهنش رسیده و در حال بیان کردن است کسی میان کلامش نرود حتی اگر حرف او مربوط نیست، بلکه با بیان جملاتی مثل : این موضوع هم موضوع مهمی است اما بگذارید وقتی مناسب برای خودش در موارد ان هم فکری شود و یا این بحث خوب شد که بیان شد بنظر شما فلان روز برای بررسی با تمرکز بیشتر بهتر نیست که موضوع اصلی جلسه هم صدمه نخورد.

بیان این نکته از آن باب است که اولا جلسه از دستور خارج نشود و هم افراد احساس در قفسه بودن را نکنند.

تفاوت های یک دیپلمات با یک انقلابی  رهبر انقلاب:من دیپلمات نیستم، من انقلابیم و حرف را صریح و صادقانه میگویم*  شما هم می توانید تفاوتهایی که بنظرتان می رسد را در قسمت دیدگاه اضافه کنید تا این جدول تکمیل گردد

 رهبر انقلاب:من دیپلمات نیستم، من انقلابی ام و حرف را صریح و صادقانه میگویم*

شما هم می توانید تفاوتهایی که بنظرتان می رسد را در قسمت دیدگاه اضافه کنید تا این جدول تکمیل گردد

یک دیپلمات 

یک انقلابی 

هدف: منافع

هدف: آرمان

آرزو: پیشرفت خودش

آروز: رسیدن به آرمان

بستگی به شرایط دارد 

هیچ وقت دروغ نمی گوید 

در استفاده از خدمات:اول خودش بعدا دیگران

در انجام کار: اول دیگران اگر کاری ماند  شادی خودش

در استفاده از خدمات: اول دیگران بعدا خودش 

در انجام کار:اول خودش بعدا دیگران

تبلیغات برای دیدن مردم

تبلیغات برای اطلاع مردم

حقیقت فدای مصلحت 

مصلحت بدون حقیقت بی فایده است 

به کسی خدمت کن که به تو سود می رساند

به هرکس می توانی خدمت کن

از هرکس می توانی حقت را بگیر واز هرکس نمی توانی سکوت کن

مطالبه حق از همه

زیرکانه عمل می کند 

عاشقانه عمل می کند

با سیاست حرف می زند

صریح حرف می زند

من محبوب مردم هستم

من خدمت گذار مردم هستم

دروغ مصلحتی را بنا به صلاح دید و منافعش جایز می داند

صادق است

اگر اقتضا کند همه را فدای خودش می کند

همیشه خودش را فدای همه می کند

سرعت پیشرفت فرد بالاست

سرعت کار کردن بالاست

منتظر سود کارش است

کار برای رای سود انجام نمی دهد

اول نگران خودش است

اول نگران آرمانش است

در مقابل قدرتمند تر از خود سکوت می کند

شجاع است

حسابگر است

فدا کار است

 به زیر دست ریاست می کند،

به زور گو احترام می گذارد که صدمه ایی نبیند

 به زیر دست کمک می کند

در مقابل زور گو می ایستد














بیانات در دیدار فرماندهان و جمعى از کارکنان‌ نیروى هوائى ارتش جمهورى اسلامى ایران‌1391/11/19