نهِ ده

نوشته های محسن فینی زاده

نوشته های محسن فینی زاده







درباره من | ارتباط من | تلگرامم | توییترم
---------------------------------

داشتم عکس هایی که با تلفن همراهم گرفتم نگاه می کردم این چندتا بد نبود گفتم شما هم ببینید بد نیست

نوستالو‍ژی کودکی ما تانک کنار سالن دعای ندبه بهشت زهرا نه دی هشتاد و هشت www.881009.ir

این هم نوستالژی کودکی ماست؛ تانک کنار سالن دعای ندبه بهشت زهرا علیها السلام تهران

فکر می کردیم بزرگ شدیم سوار همین می شویم، می رویم با دشمن ها می جنگیم و ما هم شهید می شویم.

اربعین امسال پیاده روی بین میدان امام حسین علیه السلام تا حرم شاه عبد العظیم علیه السلام نه دی هشتاد و هشت www.881009.ir

اربعین امسال پیاده روی از میدان امام حسین علیه السلام تا حرم شاه عبد العظیم علیه السلام

قصه اش طولانی است اما فقط این را می دانم اگر در این شهر تهران همین عزاداری ها و همین حرکت های محرم و صفر نبود حتما زندگی در این شهر شبیه زندگی در جهنم بود

قطع هنرمندان بهشت زهرا علیها السلام نه دی هشتاد و هشت www.881009.ir

قطع هنرمندان بهشت زهرا علیها السلام

 نرفته بودم، تو مسیر رفتن به مزار پدر یکی از رفقا یه سری زدیم، اما آنجا همه چی دیدیم غیر از یاد مرگ.

پاوه نه دی هشتاد و هشت www.881009.ir

پاوه امسال (1392) شهریور ماه

محل دفن شهدایی که غیرتشان هنوز هم زبان زد همه است؛ هنوز هم خون غیرت از پاوه می جوشد.

<** خارج از موضوع... **>


حدیث نه دی هشتاد و هشت www.881009.ir

آقا جان یا صاحب الزمان

 

داشتم به این فکر میکردم توی این عالم چه کسی منتظر توست

ما که به اصطلاح مدعی انتظار هستیم اگر آب و نان مان برسد ، اگر شغل و خانواده داشته باشیم بازهم منتظر تو هستیم

می گفتند فلانی نامزد اصلح هست ولی به او رای نمی دهیم چون می ترسیم مخالفانش که قدرت زیادی دارند معیشت را بیش از این به ما تنگ کنند

می گفت به فلانی رای دادم که نزدیک به فلان آقاست چون جریان قدرت و ثروت  کشور دست اوست

می گفت حرف گفتمان اسلام ناب برای ما آب و نان و معیشت نمی شود، به کسی رای بده که ....

تازه می فهمم چرا حرف های ما برای ظهورت بی فایده است ما که هنوز در گیر معیشت و آب و نان هستیم چه از ظهور منجی و موعود می فهمیم

درست است در زمان ظهور مردم دیگر فقیر نیستند ولی همیشه تاریخ حق و اسلام ناب سمت مستضعفین بوده است

نه دی هشتاد وهشت www.881009.ir از معیشت تا ظهوروقتی جامعه و فرهنگش را سمت تکنوکراسی و به قول آقایان توسعه لیبرالی و یا توسعه ژاپنی پیش بردیم دیگر نمی شود توقعه نگاهی داشت که در آن معیشت حرف دوم را بزند نه حرف اول را...

اینکه ما بخواهیم حقیقت و حق را از ترس سخت تر شدن معیشت کنار بگذاریم جدا از اینکه سخت تر به شود یا نه، کار به کل غلطی  است

نمی شود از ترس کربلا یا شعب ابی طالب رسول یا امام را تنها گذاشت

قطعا مسیر اسلام ناب از پیشرفت همراه با عدالت می گذرد اما معیشت و آب و نان مبنا اسلام نیست، مبنا گفتمان اسلام ناب نیست.

امید روزی مردم آن گونه انتخاب کنند که رضایت حضرت صاحب با معیار هایش، برایشان برای تولید یک جامعه مهدویی در سطح کوچک تر معیار باشد نه دغدغه 50 هزار تومان بیشتر یا کمتر....

داشتم به اظهارات بعضی دلسوزان(به شدت علامت تعجب) در مورد نگرانی آنها در مورد مردم ایران تامل می کردم، خیلی برام جالب بود که چه طور یک نفر که آنقدر جرات نداشته که توی کشور خودش بماند و فرار کرده حرف از نگرانی اش برای ما می زند، کسی که صبح تا شبش به حال و هول به سبک غربی و... می گذرد چه طور از نگزانی اش در مورد فرهنگ و آداب ایرانی صحبت می کند

اصلا برایم تعجب داشت خودش نشست آن طرف از جیب انگلیسیس ها و امریکایی ها و جدیدا هم این وهابی ها  می خورد و در مورد مشکلات ما صحبت می کند، نمی دانم اصلا معنی لغت "مشکل" را می فهمد و یا معادل انگلیسی اش را بلد است.

البته از این حضرات بدتر اون دوست(دو صد علامت تعجب!) سیاه پوست امریکایی ما هست که حرف از دموکراسی و مردم می زند در حالی که تا 100 سال پیش هم رنگ هایش را توی همان کشور به ظاهر متمدن چه کار که نمی کردند ، کلی جنگیدن تا به خودشان بفهمانند  سیاه پوستا ها هم آدم هستند و می توانند زندگی کنند، بماند که حال هم خبر می رسد هنوز  هم درست نفهمیدند

البته طیف سومی هم هستند که از داخل بعضی از حرف های این دلسوزان ملت ایران(!!!!!!!!!) را مکرر تکرار می کنند و وقتی از انها یم پرسی در زمان ریاست و صدارت خودتان چرا این موضوعات را حل نکردید سریع می گویند ....

برایم سوال بود این دلسوزی ویژه ماست یا قبلا هم بود که به این آیه سوره غافر رسیدم دیدم از این دلسوزی ها از ازمان فرعون (لعنت خدا بر او باد) تا به حال بود و احتمالا خواهد بود

وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسَى وَلْیَدْعُ رَبَّهُ إِنِّی أَخَافُ أَن یُبَدِّلَ دِینَکُمْ أَوْ أَن یُظْهِرَ فِی الْأَرْضِ الْفَسَادَ

و فرعون گفت مرا بگذارید موسى را بکشم تا پروردگارش را بخواند من نگرانم آیین شما را تغییر دهد یا در این سرزمین فساد کند(سوره غافر آیه 26)

انقلاب نسل ما نه دی هشتاد و هشت www.881009.irنسل ما نسلی است که یا اواخر جنگ به دنیا آمده است و یا بعد از جنگ و جنگ را با چشمان خودش ندیده، نسلی که از باقری و همت شنیده و با گوشت و پوست و استخوان جنس شان را درک نکرده، نسلی که خیلی ها می گویند با نسل اول و دوم انقلاب فاصله دارد، می گویند شکافت نسل ها به وجود آمده، نسلی که ...

از نسل اول و دوم انقلاب زیاد از آدمهایی شنیده که هر کدام برای خود دریا بودند، هر کدام برای خود راه صد ساله یک شبه پیموده بودند...

اما چهار سال پیش زمان آن رسیده بود ما بشویم شبیه افسانه ها، ما بشویم شبیه دیالمه، شبیه آیت، ما بشویم امتی که برتر از امت ها تاریخ اشاره به فرمایش امام خمینی ره- و در واقع بشویم شبیه خودمان، شبیه کسانی که امام خودشان را تنها نمی گذارند.

ملتی که در کشورش 3000 کانال می شود گرفت کانال هایی که هیچ کدام دلشان نمی خواست ما خودمان باشیم، ملتی که تحریم هست، ملتی که در «جنگ سخت» در مقابل قدرت شرق و غرب ایستاد و حالا نوبت آن بود در «جنگ نــــرم» هم جانانـــه به ایستد و ایستــــاد.

ملتی که هم علم الهدی دارد و هم فهمیده، ملتی که هم دیالمه دارد و هم وزوایی و ملتی که هست و ثابت کرده که پای ولایت می ایستد.

اما نســــــل مـــا

نسل سوم و چهارم انقلاب ، نسل جنگ ندیده و از جنگ شنیده...

بایستی حرفی در تاریخ می زد، بایستی ثابت می کرد که اگر عزم سفر عــشــق کرده ایم جــگــر شیر داشتم...

نسلی که خیلی ها فکر می کردند بعید است از آنها لبیک به ندای این عمار حضرت خورشید با این وسعت شنیده شود، نسلی که چند سال است هزاران رسانه میخواند آن را از حسینیه امام خمینی ره بیت رهبری خیابان فلسطین جدا کنند، نسلی که چند میلیارد دلار برایش خرج کردند تا این نسل خودش را برای ولایت خرج نکند، نمی گویم نسل ما آسیب ندیده اما با جرات می گویم اگر نسل اول انقلاب کردندو به آن افتخار می کنند و مانیز افتخار می کنیم و نسل دوم در جنگ تحمیلی جانانه ایستادند و چون سرو بودند نسل ما هم برای خودش انقلابی دارد و آن هم نه دی است، و آن هم هشت ماه ایستادن در مقابل همه پیاده نظام و سواره نظام جنگ نـــــرم دشمن است، نسلی که به فرمایش حضرت مقام معظم رهبری فتنه خواباندند، نسلی که در زمانی که بعضی از نخبگان نتوانستند گلیم شان را از باتلاق فتنه بیرون بکشند هم توانستند گلیم خودشان بیرون بکشند و هم جای خواص بی بصیرت را پر کنند.

ما 9 دی را انقلاب نسل خود می دانیم و می گوییم اگر در سال 57 بودیم بی شک کنار انقلابیون بودیم و اگر در جنگ بودیم کنار رزمندگان، سند می خواهید، خوب نه دی هشتاد و هشت

بازتاب این یادداشت در سایت جهان نیوز (لینک)

نه دی هشتاد وهشت www.881009.ir  نامه ای به عموی شهیدمای به عموی شهیدم عمو جان اینجا جایت خالی است

عده ایی متهم هستند که چرا حرف های شما را می زنند

عده ایی را بدون سابقه می نامند در حالی که سابقه عاشقی شان از پایشان معلوم است

عمو جان اینکه جای مجرم و شاکی عوض شده ، کسانی که چندین سال پرونده هسته ایی را با بی آبرویی و امضا معاهده های نگین جلو می بردند حال به کسانی که مانند شما جلو دشمن ایستادن خرده می گیرند

عمو جان جدیدا حرف از مقاومت و ایستادن زدن جرم است و تند رویی این را از زبان بعضی از فرمانده هان جنگ هم می شود شنیدف کسی که مدعی است همه شما را تربیت کرده....

عمو جان اب بازهم جنگ جاری است

ما عادت کردیم ر هر چهار سال یکبار می آیند کلی حرف دروغ و دشمن شاد کن می زنند و که شاید رای بیاورند کهش اید رئیس شوند

عمو جان جدیدا مد شده همه میانه حق و باطل را بگیرند

جدیدا دیپلماسی جای آرمان هایی که شما برایش رفتید را در نظر بعضی ها گرفته است

عمو جان جای شما خالی نیست

بعضی از همزم های شما که پایشان را جا گذاشته اند می آیند استدلال می کنند، رنج می کشند تا خون شما و جای شما خالی نباشد...

روایتی از امام جواد علیه السلام هست -البته اگر اشتباه نکنم- که روزی یکی از دوستان حضرت با عجله خدمت ایشان رسید و با حالت اضطراب به ایشان عرض کرد: زن و بچه ام را به شما می سپارم من باید بروم

امام با لبخند فرمودند : چه شده...؟

گفت:آقا جان وزیر، نگینی به من داد تا انگشتر بسازم اما در حین کار نگین نصف شد حالا...

امام فرمودند: برو به خانه ات درست می شود

او رفت

از سوی وزیر برای او پیام فرستادند که زنان وزیر بر سر انگشتر دعوا یشان شده نگین را دو بخش کن دو انگشتر بساز با دو برابر دستمزد

----

با خودم فکر می کردم آیا منی که نگین وجودی ام را دو قسمت که هیچ هزار قسمت کرده ام و در اثر گناه آن را آنقدر خرد کرده ام که فقط خدا می داند بازهم امام من به من لبخند می زند و بگوید برو درست می شود و آن وقت این نگین های هزار تکه شده را از من بخرند با دستمزد هزار انگشتر...

دلم گفت چرا که نه....

آخر همه اینها از نسل حیدر و فاطمه -روحی فداک- هستند، اصلا اینها هوای شیعیانشان را دارند هرچند مثال تویی باشد که بدتر از او نیست...

مگر همان آیه زیبای قرآن نیست که ما بدی هایشان را به خوبی تبدیل می کنیم این همین معنی را می دهد، اگر آدم شویی آن همه بدی که داری که فقط خودت و خدا می دانی همه اش می شود خوبی، حساب کن...

کجا با تو این معامله را می کنند.

برادر عزیز جناب آقای سعید جلیلی

این نامه را در هفته منتهی به انتخابات برای شما می نویسم که هم قوت قلبی باشد برای شما و هم برای دوستداران باشد.

اینکه سرنوشت این انتخابات به کجا منتهی شود و این رخت پوسیده و نخ نما مسئولیت را به دوش کدام فرد سنگینی خواهد کرد مسئله نیست که مسئول شدن بنا به مشرب ما مسئله نیست، مسئله این است که هر فرد تکلیف و وظیفه اش را انجام دهد، البته از نوع حقیقی اش نه نوع شعاری اشف که بنا به شعار همه با احساس تکلیف امدن ، الله اعلام

برادر گرامی، زیاد از حرف های نیش دار به اضطلاح دیپلمات ها دلخور نشو، شادی همین مشاوره ها را به عزیز دلمان دادن که ایشان با صراحت فرمود من انقلابی هستم، تو نیز ای سعید عزیز انقلابی بمان

زیاد حرف این دوستان کم خطر کرده دیروز را جدی نگیر که می گویند: جلیلی جوان است، جلیلی کم تجربه است، همین حرف ها را بنا به نقل بزرگی روزی به عزیز دلمان هم می گفتند.

 

سعید جان!

این اولین باری نیست که حرف های ما را چماق می دانند ، این اولین باری نیست که کسانی که از ترس روی میز زدن یک اجنبی معاهده ترکمنچای 2 را امضا کردند حالا توصیه دیپلماتیک می کنند

اینها را بابت راحت شدن خیال تو گفتم ، هرچند می دانم خیالت راحت است اما تو هم یک حرف برای راحت شدن خیال ما بزن، اصلا یک قول به خودت، به خدای خودت و به همه مردم ایران در هرجایی و با هر قدم وآئینی که هستند بده، قول بده مثل بعضی ها دچار تجمل گرایی نمی شویی، مثل بعضی ها از ترس معاهده امضا نمی کنی، مثل بعضی ها فقط دنبال نان خوردن نیستی حتی از جنگ، مثل بعضی بعد از چندین سال حمایت شدن توسط مستضعفین نرویی و دنبال فلان جریان ب یافتی، مثل بعضی ها نرویی و یک حذب دولتی دیگر افتتاح کنی، مثل بعضی ها برای قدرت...

سعید جان به خدا می سپارمت

این اولین بار نیست که اصولگرایان با چندین گزینه پا در عرصه انتخابات می گذارند، در سال 84 نیز تعداد گزینه های روز میز اصولگرایان بیش از یک یا دو نفر بود.

انتخاباتی  که به علت تعدد گزینه برای اولین بار دور دوم را تجربه کرد

افراد حاضر در انتخابات 92 نیز تا حدودی با همین موضوع رودر رو هستند، حضور قالیباف و ولایتی از سال 84 و جلیلی و حداد در این دوره به شرطی که رضایی را بنا به ادعایش مستقل بدانیم

اصولا برای هر کاندیدا در ایران چهار منبع رای باید در نظر گرفت

اول:آرای حذبی ؛ که درصد کمی از ارای موثر را تشکیل می دهد

دوم: آرای دفعی؛ که بریا رای نیاوردن یک نفر به شخص دیگری تعلق می گیرد (بخشی از آرای 84 احمدی نژاد برای رای نیاوردن هاشمی)

سوم: قومی؛ شامل آرای دوستان، همشهری ها و همکاران سابق است که قالبا بدون در نظر گرفتن نظرات و طیف کاندید و فقط برحسب نزدیکی وغالبا به امید توجه بیشتر از طرف کاندید به نزدیکان و یا همکاران سابق داده می شود (مثل آرای شمالی ها فلان کاندید متولد شمال)

چهارم: مشکلات صنفی؛ اصول این آرا بر مبنا انتقاد از گذشته است، مثل تاکید بر مشکلات بیکاران و یا معلمین، توجه به کمی حقوق بازنشستگان و یا پرستاران

پنجم: احساسی؛ این آرا بخش تصمیمات لحظه ایی برای رای دادن است ممکن است در این حالت گاها افراد به کسی رای بدهند که مخالف تمام موارد بالا و محاسبات مشخص باشد؛ شگردی که برای انتخابات دور دوم خاتمی به وضوح دیده شد و خاتمی به تمام مشکلات  نقص ها و وعده های بسیار زیاد عمل نشده خود فقط با چند قطره اشک پاسخ احساسی داد، درست است که هنوز هم حامیان خاتمی به او نسبت عمل نکردن به وعده ها را می دهند ولی در آن انتخابات با همه اینها او رای بالایی گرفت، این نوع آرا مشخصا دوام بالایی ندارد ولی به صورت اثرات ربودن آرای دیگران را دارد

این مسیر با همان شگرد ساده قطره های اشک این بار توسط اصولگرایان ، اصلاح طلب ها در این دوره استفاده شد منبع +

اما در مورد درصد آرای و ترکیب آرای لنتخابات هفته آینذه بایستی گفت:

اشخاص

اول:آرای حذبی

دوم: آرای دفعی

سوم:آرای قومی

قالیباف

شبه حذب شهرداری

دفعی احمدی نژاد

مشهد، همکارن قدیمی

رضایی

ایستادگی و احزاب خود ساخته

دفعی وضعیت بعد از انقلاب

جنوب کشور

غرضی

----

-----

-------

حداد عادل

رهپویان

-----

اهالی ادب

روحانی

شاید کارگزاران و احزاب نزدیک به پدر خواندگان

دفعی سبزی ها، وضعیت حال، و دفعی مذهبی ها


جلیلی

پایداری و بدنه حزب الله

-------

--------

عارف

اصلاح طلب ها و شاید مشارکت

تا حدودی مانند روحانی

اهالی یزد اشاره به عروس هایش در مناظره 15خرداد

ولایتی

راست سنتی مانند موتلفه

---------


نوع اول

با توجه به آرای کم این سه نفر به توضیحات اضافه پرداخته نمی شود

نوع اول: در این بخش رضایی آرای ایستادگی-حذب خود ساخته- و چندین گروه شبه حذب با اوست که اکثرا این حذب ها را دوستان او در تشخیص مصلحت و یا رسانه های نزدیک به او تشکیل داده اند،

قالیباف سعی دارد آرایی که با هم مسیر شدن در شهرداری با بعضی از محافل شبه حزبی به وجود اورده استفاده کنند مانند

نوع اول: او را باید تنها کاندیدا رسمی اصلاحات دانست البته روحانی هم با حمایت کارگزاران در این بخش با روحانی سهیم خواهد بود البته با عدم حمایت محقق و مدرسین تا حالا از هیچ کدام و نیز عدم اعلام نظر صریح پدر خواندگان اصلاحات هاشمی و خاتمی تا حدودی میر حسین- وضعیت اصلاحات نا مشخص است

ولایتی آرای است سنتی از قیبل موتلفه را دارد و لی باحضور امثال جلیلی جامعتین تا بحال سکوت کرده است

 حداد هم گویا فقط حمایت رهپویان-نزدیکان به زاکانی- را دارد

نوع دوم

آرای دفعی از احمدی نژاد به ظاهر برای همه در این دوره خوب بنظر می آید که همه به جز حداد و جلیلی در سطوح مختلف از ا استفاده میکنند

رضایی سعی در کسب آن دارد البته غرضی هم بی میل نیست، بخش دفعی آن بیشتر شامل ارای دفعی از وضعیت حال است

و در ضمن قالیباف بعد از ثبت نام هاشمی برای سود بردن از ارای ضد هاشمی برای اولین بار در طول همان چند روز فاصله تا احراز صلاحیت ها صحبت هایی علیه هاشمی انجام داد که با اعلام نظر شورا و عدم اعتراض هاشمی، قالیباف و مشاورین او غافل گیر و مجبور شدند تغییر مسیر مفتضحانه ایی بدهند و از تبعیت هاشمی تعریف کنندف مسیری که قطعا کور سوی کم حمایت هاشمی و جریان سرمایه از قالیباف را از او دور و به روحانی نزدیک کرد

اصلاحات روی این بخش حساب باز کردند، انها تنها گروهی هستند که می توانند آرای دفعی از اصل نظام را به خود نزدیک کنند ، آرایی که خاتمی با پز آرادی در 76 و میر حسین با رنگ سبز در 88 به میدان آرود

صحبت هایی از شجریان یا فرهادی در کنار نقد برخورد با ماهواره و یاحجاب از نشانه های ها این امر است

نوع سوم

بیشترین آرای غرضی را تشکیل می دهد، رضایی سعی دارد از همشهری های خود نیز بهره ببرد شروع تبلیغات از خرمشهر یکی از نشانه های است او در نظر دارد آرای بخش جنوبی کشور را به دو بخش اول همشهری و هم خونی و دوم با موضع جنگ و حضورش در جنگ کسب کند

نوع سوم:قالیباف در این بخش تاکید بسیاری دارد اولا به دوستان زمان جنگ خود ، دوم به همکاران خود در نهاد های قبلی مخصوصا شهرداری و سوم همشهری ها و هم استانی های های خود

حمایت بعضی از فرماندهان حال و اسبق سپاه مدیریت او در نیروی دریایی و مشهد- فرمانده هان نیذوی انتظامی و اصلی ترین آنها شهرداری

قالیباف در سال 84 دوبخش اول را به صورت به قوه دارد بود و نشان داد که رد صورت کسب مسدولیت به دوستان و حامیان گذشته خود شدیدا وفا دار است و در انتخاب ها هر گز انها را فراموش نمی کند افراد منند ایاذری مثال تام این موضوع هستند

اما در 92 امید اصلی او به شهرداری است،

او تمام پروژه های بزرگ خود را که اصلی ترین افتخار او بعد از حضور در جنگ است را توسط دوستان سابق خود انجام داده است

نوع چهارم

نوع چهارم: قالیباف هم مانند تمام کاندیدا ها روی این بخش حساب کرده و سعی دارد با حرف های پوپولیستی و عام گرا همراه با هم دردی با خانواده ها و مردم در صدی از ارای خود را از اصناف بگیرد

تاکید بر مسادلی از جمله اعتیاد، زن، بیمه از این قبیل موضوعات است

نوع چهارم: با اینکه او مانند دیگران سعی بسیاری در جذب ارای افراد در این بخش دارد اما قطعا نمی تواند اعتماد مردم را جذب کند که در مستند رضایی به وضوح به چشم می خورد

 نوع پنجم

رضایی روحانی،اشک هایی به این منظور ریخت اما با توجه به تکراری بودن جلب توجه نکرد

 قالیباف هم بدون شکا از این بخش استفاده خواهد کرد و باید منتظر اشک های روان و بغض در کلام او بود.

 بخش ویژه

 اما ان چیزی که رای نهایی را تعیین می کند رای بدنه ملت است، رایی که برخواست از مردم و با هدایت رهبری می باشد

تجمل گرایی و تکنو کرات بودن بعضی از به ظاهر اصولگرایان با هر هزینه و خرجی فرجامی به جز بدهی چند میلیاردی مانند سال 84 ندارد

برای اصلاح طلب  ها هم که با اشتباه بزرگ 88 سبب عدم رنجش مردم شد امید زیادی نیست

پیروز رقابت قاطعا کسی است که بدون استفاده از آرای دفعی و احساسی و بدون تخریب و روش های عوام فریبی با اصول علمی به اقتصاد و سایست و حفظ اراش و امنیت بپردازد

 

مسیر ساده است کافی است با اعتماد به نفس بنشینیم جلوی دوربین از مشکلات بشاگرد و روستا ها بگوییم، اگر شد چند قطره اشک هم سبب بهتر چسبیدن حرفهایمان می شود.

بعد با کمال اعتماد به نفس سوار ماشین بشویم و بریم شیان یا سعد اباد و یا هر جایی که قیمت ده متر از خانه اش برابر با چند خانه د رهمان روستا است

وقتی به هزینه های انتخاباتی آقای فلانی و یا هزینه ساخت مستند آقای فلانی نگاه می کنیم برایمان دو سوال پیدا می شود که آقا جان به نقل خودتان 3 میلیارد چند صد میلیون سال 84 خرج کردید، خوب یک به اصطلاح مدیر در عرض سی سال ماهی چند حقوق گرفته

یا شاید هم از دوستان گرفته ایی که بعدا...

بماند....