نهِ ده

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

نه دی هشتاد وهشت www.881009.ir  نامه ای به عموی شهیدمای به عموی شهیدم عمو جان اینجا جایت خالی است

عده ایی متهم هستند که چرا حرف های شما را می زنند

عده ایی را بدون سابقه می نامند در حالی که سابقه عاشقی شان از پایشان معلوم است

عمو جان اینکه جای مجرم و شاکی عوض شده ، کسانی که چندین سال پرونده هسته ایی را با بی آبرویی و امضا معاهده های نگین جلو می بردند حال به کسانی که مانند شما جلو دشمن ایستادن خرده می گیرند

عمو جان جدیدا حرف از مقاومت و ایستادن زدن جرم است و تند رویی این را از زبان بعضی از فرمانده هان جنگ هم می شود شنیدف کسی که مدعی است همه شما را تربیت کرده....

عمو جان اب بازهم جنگ جاری است

ما عادت کردیم ر هر چهار سال یکبار می آیند کلی حرف دروغ و دشمن شاد کن می زنند و که شاید رای بیاورند کهش اید رئیس شوند

عمو جان جدیدا مد شده همه میانه حق و باطل را بگیرند

جدیدا دیپلماسی جای آرمان هایی که شما برایش رفتید را در نظر بعضی ها گرفته است

عمو جان جای شما خالی نیست

بعضی از همزم های شما که پایشان را جا گذاشته اند می آیند استدلال می کنند، رنج می کشند تا خون شما و جای شما خالی نباشد...

روایتی از امام جواد علیه السلام هست -البته اگر اشتباه نکنم- که روزی یکی از دوستان حضرت با عجله خدمت ایشان رسید و با حالت اضطراب به ایشان عرض کرد: زن و بچه ام را به شما می سپارم من باید بروم

امام با لبخند فرمودند : چه شده...؟

گفت:آقا جان وزیر، نگینی به من داد تا انگشتر بسازم اما در حین کار نگین نصف شد حالا...

امام فرمودند: برو به خانه ات درست می شود

او رفت

از سوی وزیر برای او پیام فرستادند که زنان وزیر بر سر انگشتر دعوا یشان شده نگین را دو بخش کن دو انگشتر بساز با دو برابر دستمزد

----

با خودم فکر می کردم آیا منی که نگین وجودی ام را دو قسمت که هیچ هزار قسمت کرده ام و در اثر گناه آن را آنقدر خرد کرده ام که فقط خدا می داند بازهم امام من به من لبخند می زند و بگوید برو درست می شود و آن وقت این نگین های هزار تکه شده را از من بخرند با دستمزد هزار انگشتر...

دلم گفت چرا که نه....

آخر همه اینها از نسل حیدر و فاطمه -روحی فداک- هستند، اصلا اینها هوای شیعیانشان را دارند هرچند مثال تویی باشد که بدتر از او نیست...

مگر همان آیه زیبای قرآن نیست که ما بدی هایشان را به خوبی تبدیل می کنیم این همین معنی را می دهد، اگر آدم شویی آن همه بدی که داری که فقط خودت و خدا می دانی همه اش می شود خوبی، حساب کن...

کجا با تو این معامله را می کنند.

برادر عزیز جناب آقای سعید جلیلی

این نامه را در هفته منتهی به انتخابات برای شما می نویسم که هم قوت قلبی باشد برای شما و هم برای دوستداران باشد.

اینکه سرنوشت این انتخابات به کجا منتهی شود و این رخت پوسیده و نخ نما مسئولیت را به دوش کدام فرد سنگینی خواهد کرد مسئله نیست که مسئول شدن بنا به مشرب ما مسئله نیست، مسئله این است که هر فرد تکلیف و وظیفه اش را انجام دهد، البته از نوع حقیقی اش نه نوع شعاری اشف که بنا به شعار همه با احساس تکلیف امدن ، الله اعلام

برادر گرامی، زیاد از حرف های نیش دار به اضطلاح دیپلمات ها دلخور نشو، شادی همین مشاوره ها را به عزیز دلمان دادن که ایشان با صراحت فرمود من انقلابی هستم، تو نیز ای سعید عزیز انقلابی بمان

زیاد حرف این دوستان کم خطر کرده دیروز را جدی نگیر که می گویند: جلیلی جوان است، جلیلی کم تجربه است، همین حرف ها را بنا به نقل بزرگی روزی به عزیز دلمان هم می گفتند.

 

سعید جان!

این اولین باری نیست که حرف های ما را چماق می دانند ، این اولین باری نیست که کسانی که از ترس روی میز زدن یک اجنبی معاهده ترکمنچای 2 را امضا کردند حالا توصیه دیپلماتیک می کنند

اینها را بابت راحت شدن خیال تو گفتم ، هرچند می دانم خیالت راحت است اما تو هم یک حرف برای راحت شدن خیال ما بزن، اصلا یک قول به خودت، به خدای خودت و به همه مردم ایران در هرجایی و با هر قدم وآئینی که هستند بده، قول بده مثل بعضی ها دچار تجمل گرایی نمی شویی، مثل بعضی ها از ترس معاهده امضا نمی کنی، مثل بعضی ها فقط دنبال نان خوردن نیستی حتی از جنگ، مثل بعضی بعد از چندین سال حمایت شدن توسط مستضعفین نرویی و دنبال فلان جریان ب یافتی، مثل بعضی ها نرویی و یک حذب دولتی دیگر افتتاح کنی، مثل بعضی ها برای قدرت...

سعید جان به خدا می سپارمت

این اولین بار نیست که اصولگرایان با چندین گزینه پا در عرصه انتخابات می گذارند، در سال 84 نیز تعداد گزینه های روز میز اصولگرایان بیش از یک یا دو نفر بود.

انتخاباتی  که به علت تعدد گزینه برای اولین بار دور دوم را تجربه کرد

افراد حاضر در انتخابات 92 نیز تا حدودی با همین موضوع رودر رو هستند، حضور قالیباف و ولایتی از سال 84 و جلیلی و حداد در این دوره به شرطی که رضایی را بنا به ادعایش مستقل بدانیم

اصولا برای هر کاندیدا در ایران چهار منبع رای باید در نظر گرفت

اول:آرای حذبی ؛ که درصد کمی از ارای موثر را تشکیل می دهد

دوم: آرای دفعی؛ که بریا رای نیاوردن یک نفر به شخص دیگری تعلق می گیرد (بخشی از آرای 84 احمدی نژاد برای رای نیاوردن هاشمی)

سوم: قومی؛ شامل آرای دوستان، همشهری ها و همکاران سابق است که قالبا بدون در نظر گرفتن نظرات و طیف کاندید و فقط برحسب نزدیکی وغالبا به امید توجه بیشتر از طرف کاندید به نزدیکان و یا همکاران سابق داده می شود (مثل آرای شمالی ها فلان کاندید متولد شمال)

چهارم: مشکلات صنفی؛ اصول این آرا بر مبنا انتقاد از گذشته است، مثل تاکید بر مشکلات بیکاران و یا معلمین، توجه به کمی حقوق بازنشستگان و یا پرستاران

پنجم: احساسی؛ این آرا بخش تصمیمات لحظه ایی برای رای دادن است ممکن است در این حالت گاها افراد به کسی رای بدهند که مخالف تمام موارد بالا و محاسبات مشخص باشد؛ شگردی که برای انتخابات دور دوم خاتمی به وضوح دیده شد و خاتمی به تمام مشکلات  نقص ها و وعده های بسیار زیاد عمل نشده خود فقط با چند قطره اشک پاسخ احساسی داد، درست است که هنوز هم حامیان خاتمی به او نسبت عمل نکردن به وعده ها را می دهند ولی در آن انتخابات با همه اینها او رای بالایی گرفت، این نوع آرا مشخصا دوام بالایی ندارد ولی به صورت اثرات ربودن آرای دیگران را دارد

این مسیر با همان شگرد ساده قطره های اشک این بار توسط اصولگرایان ، اصلاح طلب ها در این دوره استفاده شد منبع +

اما در مورد درصد آرای و ترکیب آرای لنتخابات هفته آینذه بایستی گفت:

اشخاص

اول:آرای حذبی

دوم: آرای دفعی

سوم:آرای قومی

قالیباف

شبه حذب شهرداری

دفعی احمدی نژاد

مشهد، همکارن قدیمی

رضایی

ایستادگی و احزاب خود ساخته

دفعی وضعیت بعد از انقلاب

جنوب کشور

غرضی

----

-----

-------

حداد عادل

رهپویان

-----

اهالی ادب

روحانی

شاید کارگزاران و احزاب نزدیک به پدر خواندگان

دفعی سبزی ها، وضعیت حال، و دفعی مذهبی ها


جلیلی

پایداری و بدنه حزب الله

-------

--------

عارف

اصلاح طلب ها و شاید مشارکت

تا حدودی مانند روحانی

اهالی یزد اشاره به عروس هایش در مناظره 15خرداد

ولایتی

راست سنتی مانند موتلفه

---------


نوع اول

با توجه به آرای کم این سه نفر به توضیحات اضافه پرداخته نمی شود

نوع اول: در این بخش رضایی آرای ایستادگی-حذب خود ساخته- و چندین گروه شبه حذب با اوست که اکثرا این حذب ها را دوستان او در تشخیص مصلحت و یا رسانه های نزدیک به او تشکیل داده اند،

قالیباف سعی دارد آرایی که با هم مسیر شدن در شهرداری با بعضی از محافل شبه حزبی به وجود اورده استفاده کنند مانند

نوع اول: او را باید تنها کاندیدا رسمی اصلاحات دانست البته روحانی هم با حمایت کارگزاران در این بخش با روحانی سهیم خواهد بود البته با عدم حمایت محقق و مدرسین تا حالا از هیچ کدام و نیز عدم اعلام نظر صریح پدر خواندگان اصلاحات هاشمی و خاتمی تا حدودی میر حسین- وضعیت اصلاحات نا مشخص است

ولایتی آرای است سنتی از قیبل موتلفه را دارد و لی باحضور امثال جلیلی جامعتین تا بحال سکوت کرده است

 حداد هم گویا فقط حمایت رهپویان-نزدیکان به زاکانی- را دارد

نوع دوم

آرای دفعی از احمدی نژاد به ظاهر برای همه در این دوره خوب بنظر می آید که همه به جز حداد و جلیلی در سطوح مختلف از ا استفاده میکنند

رضایی سعی در کسب آن دارد البته غرضی هم بی میل نیست، بخش دفعی آن بیشتر شامل ارای دفعی از وضعیت حال است

و در ضمن قالیباف بعد از ثبت نام هاشمی برای سود بردن از ارای ضد هاشمی برای اولین بار در طول همان چند روز فاصله تا احراز صلاحیت ها صحبت هایی علیه هاشمی انجام داد که با اعلام نظر شورا و عدم اعتراض هاشمی، قالیباف و مشاورین او غافل گیر و مجبور شدند تغییر مسیر مفتضحانه ایی بدهند و از تبعیت هاشمی تعریف کنندف مسیری که قطعا کور سوی کم حمایت هاشمی و جریان سرمایه از قالیباف را از او دور و به روحانی نزدیک کرد

اصلاحات روی این بخش حساب باز کردند، انها تنها گروهی هستند که می توانند آرای دفعی از اصل نظام را به خود نزدیک کنند ، آرایی که خاتمی با پز آرادی در 76 و میر حسین با رنگ سبز در 88 به میدان آرود

صحبت هایی از شجریان یا فرهادی در کنار نقد برخورد با ماهواره و یاحجاب از نشانه های ها این امر است

نوع سوم

بیشترین آرای غرضی را تشکیل می دهد، رضایی سعی دارد از همشهری های خود نیز بهره ببرد شروع تبلیغات از خرمشهر یکی از نشانه های است او در نظر دارد آرای بخش جنوبی کشور را به دو بخش اول همشهری و هم خونی و دوم با موضع جنگ و حضورش در جنگ کسب کند

نوع سوم:قالیباف در این بخش تاکید بسیاری دارد اولا به دوستان زمان جنگ خود ، دوم به همکاران خود در نهاد های قبلی مخصوصا شهرداری و سوم همشهری ها و هم استانی های های خود

حمایت بعضی از فرماندهان حال و اسبق سپاه مدیریت او در نیروی دریایی و مشهد- فرمانده هان نیذوی انتظامی و اصلی ترین آنها شهرداری

قالیباف در سال 84 دوبخش اول را به صورت به قوه دارد بود و نشان داد که رد صورت کسب مسدولیت به دوستان و حامیان گذشته خود شدیدا وفا دار است و در انتخاب ها هر گز انها را فراموش نمی کند افراد منند ایاذری مثال تام این موضوع هستند

اما در 92 امید اصلی او به شهرداری است،

او تمام پروژه های بزرگ خود را که اصلی ترین افتخار او بعد از حضور در جنگ است را توسط دوستان سابق خود انجام داده است

نوع چهارم

نوع چهارم: قالیباف هم مانند تمام کاندیدا ها روی این بخش حساب کرده و سعی دارد با حرف های پوپولیستی و عام گرا همراه با هم دردی با خانواده ها و مردم در صدی از ارای خود را از اصناف بگیرد

تاکید بر مسادلی از جمله اعتیاد، زن، بیمه از این قبیل موضوعات است

نوع چهارم: با اینکه او مانند دیگران سعی بسیاری در جذب ارای افراد در این بخش دارد اما قطعا نمی تواند اعتماد مردم را جذب کند که در مستند رضایی به وضوح به چشم می خورد

 نوع پنجم

رضایی روحانی،اشک هایی به این منظور ریخت اما با توجه به تکراری بودن جلب توجه نکرد

 قالیباف هم بدون شکا از این بخش استفاده خواهد کرد و باید منتظر اشک های روان و بغض در کلام او بود.

 بخش ویژه

 اما ان چیزی که رای نهایی را تعیین می کند رای بدنه ملت است، رایی که برخواست از مردم و با هدایت رهبری می باشد

تجمل گرایی و تکنو کرات بودن بعضی از به ظاهر اصولگرایان با هر هزینه و خرجی فرجامی به جز بدهی چند میلیاردی مانند سال 84 ندارد

برای اصلاح طلب  ها هم که با اشتباه بزرگ 88 سبب عدم رنجش مردم شد امید زیادی نیست

پیروز رقابت قاطعا کسی است که بدون استفاده از آرای دفعی و احساسی و بدون تخریب و روش های عوام فریبی با اصول علمی به اقتصاد و سایست و حفظ اراش و امنیت بپردازد

 

مسیر ساده است کافی است با اعتماد به نفس بنشینیم جلوی دوربین از مشکلات بشاگرد و روستا ها بگوییم، اگر شد چند قطره اشک هم سبب بهتر چسبیدن حرفهایمان می شود.

بعد با کمال اعتماد به نفس سوار ماشین بشویم و بریم شیان یا سعد اباد و یا هر جایی که قیمت ده متر از خانه اش برابر با چند خانه د رهمان روستا است

وقتی به هزینه های انتخاباتی آقای فلانی و یا هزینه ساخت مستند آقای فلانی نگاه می کنیم برایمان دو سوال پیدا می شود که آقا جان به نقل خودتان 3 میلیارد چند صد میلیون سال 84 خرج کردید، خوب یک به اصطلاح مدیر در عرض سی سال ماهی چند حقوق گرفته

یا شاید هم از دوستان گرفته ایی که بعدا...

بماند....

 

اصل 142 قانون اساسی است که مقرر داشته است: «دارایی مسئولین نظام و همسر و فرزندان آنان قبل و بعد از خدمت، توسط رئیس قوه قضائیه رسیدگی می‏شود که برخلاف حق افزایش نیافته باشد.» این اصل قانون اساسی و نیز قانونی که معروف شده است به «قانون از کجا آورده ایی؟»-قانون مربوط به رسیدگی به دارایی وزراء و کارمندان دولت اعم از کشوری و لشگری و شهرداریها و موسسات وابسته به آنها- در کشور ما چندین و چند سال است که وضع شده است و انشاالله اجرا می شود

اما سوی نگاه این یادداشت «ثروت و دارایی هایت از کجا آورده ایی؟» نیست بلکه سوال اصلی ما از مسئولین  این است که «آبرویت را از کجا آورده ایی؟»

چیزی که امروزه خیلی ها برای حفظ آن حاضر نیستند حقیقت را به زبان بیاورند و یا بخاطر اینکه احتمالی می دهند محبوبیتشان کم شود بنا به مصالح حرفهایی که باید را  نمی زنند .
ای کاش قانونی وضع می شد تا به مسئولین یادآوری شود که آنها نه در مورد دارایی بلکه در مورد همه داشته هایشان باید پاسخگو باشند

 

اگر از قبول مسئولیت برای خودشان آبرویی و احترامی درست کرده اند باید بدانند که اولا محل خرج آبرو همان جایی است که از آن آبرو بدست آورده اند و ثانیا نباید این آبرو و احترام و شخصیتشان را جای دیگری و برای حذب و گروهی و به نفع فلانی و فلانی و حتی به نفع خانواده و نزدیکانشان خرج کنند.

اینکه در زمانی فلان مسئول برای حفظ فرزندش از احترامی که بخاطر مسئولیتش در نظام از سوی مردم داشت سوء استفاده کرد تا زمانی که همین اتفاق برای یک نفر دیگر در مقابل یکی از نزدیکانش اتفاق افتاد همه اش مشمول همین قانون هست.

هیچ مسئولی حق ندارد از آبرویش که به واسطه نظام برایش درست شده سوء استفاده کند.

والبته ضامن اجرایی این قانون قطعا رئیس دستگاه قضا نیست بلکه صاحب اصلی نظام، مردم هستند که خود نظام هم آبرویش را از ایشان دارد.

 

اینکه بعضی از مسئولین-شما بخوانید خیلی از مسئولین- برای حفظ آبروی ظاهریشان چه کارها که نمی کنند غافل از اینکه خداوند حکیم و بلند مرتبه در قرآن عزیز فرمودند:

« قل اللّهم مالک الملک تؤتی الملک من تشاء و تنزع الملک ممّن تشاء و تعزّ من تشاء و تذلّ من تشاء بیدک الخیر انّک علی کلّ شئ قدیر » (26 آل عمران)
«
بگو خداوندا، ای مالک حقیقی، و حاکم مطلق، به هر که خواهی حکومت می بخشی، و از هر که خواهی حکومت را باز می گیری، و هر که را خواهی عزت می دهی، و هر که را خواهی خوار می گردانی،خیر در دست توست، حقا که تو بر هر چیزی توانایی

 

در این یادداشت سعی بر آن است علل افول جریان اصلاحات در میان مردم و رو به در گیری ها و اختلافات درونی رفتن اردوگاه اصلاحات طلبان را به اختصار توضیح دهد شود.

نه دی هشتاد و هشت www.881009.ir علل افول اصلاحاتالف-  فساد:

به صورت کلی در این دولت بلکه در تمامی حکومت ها، فساد از دو نوع فساد اخلاقی، اجتماعی و فساد مالی سبب از بین رفتن مقبولیت و مشروعیت دولت می شود، موضوع فساد و نشر آن را تا حدودی به رسانه ها مربوط می دانند اما با توجه به شرایط کشور و قدرت نفوذ خبر و شایع فرد به فرد ونیز بسته بودن رسانه در زمان اصلاحات و عدم افشا رسانه های اصلاح طلب علیه خودش این امر با کندی صورت گرفت و چون منابع رسمی و قطعی به وجود نیامد فقط اثر وکوتاه مدت از نوع تنفر از اصلاحات در میان مردم شکل گرفت به صورتی که  کاندید اصلی اصلاحات در سال 84 که مورد حمایت خاتمی هم بود رای بسیار کمی را توانست بدست آورد.

ب- تعدد مدعی:

این امر از یک سو سبب رشد است اما اگر این موضوع درست هدایت نشود اتفاقی می افتد که برای اصلاحات -و امسال برای اصولگرایان- افتاد، حضور چندین کاندیدا از دل یک جبهه در یک انتخابات و تخریب یکدیگر برای کسب درصد رای بیشتر و مناظر و بحث های علنی و تخریبی بر سر اینکه کدام یک در جبهه خود خالص تر هستند و رای بیشتری دارند سبب شکست آرا و دل سردی در مردم شده و پایگاه اجتماعی جبهه را متزلزل و یا بی تفاوت و یا حد اقل سر در گم می کند.

اصل این امر از رشد کمی جبهه و یا یک اختلاف عمیق برسر ادامه راه جبهه حکایت دارد که این اختلاف در اصلاح طلب ها در سال 84 برسر رابطه انها با نظام  روند ادامه حگومت بود که عده ایی در این امر تند رو و عده ایی میان رو و عده ایی کند رو بودند ، مسیر معین به عنوان نماینده طیف تئوری اصلاحات و حمایت محمد خاتمی از او ، مهر علیزاده و کروبی که هیچ کدام یگدیگر را قبول نداشتند.

نه دی هشتاد و هشت www.881009.ir علل افول اصلاحاتج- رادیکالیسم:

به صورت کلی تندرو ها سبب سقوط هر جریانی هستند و هیچ جریانی نیست که از آنها خالی باشد، این طیف که نگاه تک قطبی و آرمانی تند دارند دنبال مسیر کوتاه، از بین بردن کامل رقیب، تخریب یک باره مخالفین و مرجعیت تفکر خود در  تمامی جبهه هستند، نگاه مجاهدین از این گروه بود، کسانی که ماجرا 18تیر که در ظاهر یک اعتراض دانشجویی را بود می خواستند به یک شروع برای تغییرات مبدل کنند.

این طیف با موضع های ضد نظام، ضد اصول قانون اساسی نگاه به اصلاحات را در بین مردم و اصولگرایان به شدت تخریب کردند، عده ایی اصولگرایان که با روی کار آمدن خاتمی با خوش خیالی لبخند هایی را به خاتمی هم می زدند با روبرو شدن با این افراد مجبور بودند موضع ضد اصلاحات بگیرند و این امر تبدیل به چرخ پنچر اصلاحات شد که در اتوبان سیاست بهترین دلیل برای چپ کردن است.

نه دی هشتاد و هشت www.881009.ir علل افول اصلاحاتد- نبود فصل الخطاب:

در مسیر تصمیم گیری ها اولا برای دوری از  افتادن جریان در انحراف و ثانیا برای تصمیم گیری نهایی نیاز بسیار زیادی به فصل الخطاب است، فرد یا شورایی که حرف آخر را در تصمیم گیری های مهم بزند و مورد قبول و یا حداقل پذیرش تمامی و یا حدااکثر قالب باشد، جبهه اصلاحات در سالهای در دست داشتن دولت فاقد این مهم بود تا حدی که عده ایی حتی حرف عبور از خاتمی را مطرح کردند.

نه دی هشتاد و هشت www.881009.ir علل افول اصلاحاتالبته به تازگی حضور علنی هاشمی مخصوصا از سال 84 به بعد- جنسی دیکتاتور گونه از این فصل الخطاب را به وجود آورده که مثال عینی آن انصراف اجباری و تحمیلی عارف از عرصه انتخابات 92 بود

ن- نبود مسیر هدایت و هدایت کننده (رهبری):

مسیر جبهه اصلاحات مسیر نا مشخص و الگویی چند تکه از روشنفکری دینی تا رادیکالیسم فکری بوده و هست، اکثرا برای مشخص شدن مسیر آینده اصلاحات اجتهاد های لحظه ایی، شخصی محور و احساسی استفاده شده است.

در مسیر اصلاحات گاهی جریان حجاریان رهبری فکری را به عده داشته اند، گاهی موسوی خوئینی ها و گاهی هم خاتمی حرف هایی را زده است، نبود رهبر مشخص به عنوان محور وحدت و مشخص کنند مسیر ضعف مهمی از اطلاحات است.

البته این موضوع هم با تدابیر طیف کارگزارانی- هاشمی و جایگزینی بعضی از اشخاص سعی در برطرف کردن این مهم دارند اما آن طور که به نظر می رسد همچنان طیف وسیعی از اصلاح طلب ها سر در گم هستند.

و- رقابت و تخریب به جای هم افزاریی برای تحقق آرمان ها و وعده ها:

زمان بسیار زیادی از دولت اصلاحات صرف مناقشات درون جبهه شد تا حدی طیف های اصلاح طلب جلو یکدیگر لشگر کشی می کردند و طیف مقابل را متهمم به اشتباه، این موضوع گاهی به هواداری از یک فرد خاص در انتخابات و یا جنجال های روزنامه ایی می کشید، تفکرات مختلف موجود در حبهه اصلاحات به جای هم افزایی و استفاده از تفکرات مختلف در اداره کشور و توجه به نقاط مشترک مسیر اختلاف را پیمودند تاحدی که چندین و چند گروه جدی بین آنها به وجود آمد.

به بیان مواضح تر جریان اصلاح طلب به جای استفاده از ظرفیت های تفکرات مختلف به جدل در موضوعات گاها غیر مهم مشغول شد که این امر به صورت جدی این جریان را از پرداختن به امور اصلی، زیر ساخت حزبی و تشکیلاتی و سازه های اجتماعی باز داشت و حتی باعث تخریب حداقل موجود ای این موضوعات هم شد، صرف زمان بر سر موضوعات فرعی به جای حل مشکلات اصلی و وعده های داده شده به مردم شاید نه اینکه سبب تخریب پایگاه اجتماعی جریان اصلاحات شد بلکه سبب به وجود امدن طیف ای تخریبی از داخل و خارج اصلاحات برای نابودی اصلاحات هم شد.

ه- نبود سازو کار تقسیم مسئولیت و قدرت و میل ریاست طلبی حداکثری در سران جریان:

تمامی طیف های اصلاحات شدیدا مایل بودند گزینه مورد نظر آنها رئیس جمهور شود و به حداقل قانع نبودند، یعنی نتوانسته بودند دو قوه مجریه و مقننه را بین خودشان تقسیم کنند، همه دوست داشتن قوه مجریه در احاطه انها باشد، بدون شک اگر دولت نهم هم اصلاحات طلب می شد باید منتظر سهم خواهی همراه با قشون کشی خیابانی برای پست های و وزارت های می بودیم، اصلاح طلب ها همه بهترین لباس هایشان را پوشیده بودند تا بر پست ریاست ویا وزارت تکیه کنند، گاها معاون ها و وزارت های را هم به قیمت حمایت و یا ... فروخته بودند این امر باعث دو موضوع است، اولا توهم مقبولیت و عدم اجماع و یا معامله و دوم مشخص شدن احوال اصلی جریان در میان مردم.

نه دی هشتاد و هشت www.881009.ir علل افول اصلاحاتی- تندرویی و کند رویی های سیاسی و عدم توجه به نیاز های معیشتی اصلی مردم:

تخریب ها و برخوردهای چکشی در دوران سازندگی و مساویی دانستن منتقد به دولت با مخالف نظام و اصل حکومت مردم را به شدت تشنه قدری ازادی اجتماعی و سیاسی و در اصل ازادی بیان وانتقاد کرده بود، این امر باعث شد اصلاح طلب های بتواندبا شعار های سیاسی قدرت را در دست بگیرد اما بازی های سیاسی اصلاحات در طول 8 سال و ضربه زدن به غرور ملی با سر خم کردن در مقابل قدرت های بین المللی و نیز بازی های و یارکشی های سیاسی و سوء استفاده از قشر دانشجو در این مدت مردم را از تند رویی و کند رویی سیاسی اصلاحات خسته کرد.

مردم در انتهای هشت سال متوجه شدند که اصلاحات همان سازندگی است با کمی رنگ به اصطلاح سیاسی و آزادی سیاسی به میدان آمدن تازه همین آزادی سیاسی هم به صورت مشخص به وقوع نپیوست.

مردم به خوبی دانستند اصلاحات بیشتر غم قدرت ودارند تا غم نان وآب مردم.

جریان اصولگرایی هم در آبستن بعضی از موضوعات فوق الذکر  و در گیر بعضی دیگر از این موارد بوده و هست، این جریان اگر تا انتخابات مجلس و انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم نتواند این ضعف ها را بر طرف کند آن وقت باید منتظر افول جدی اصولگرایان نیز بود.

نه دی هشتاد و هشت www.881009.ir علل افول اصلاحاتوالبته اصلاحات سعی دارد با برطرف کردند مشکلات داخلی و استفاده از ظرفیت های غیر اصلاح طلب مخصوصا دولت کارگزارانی و سازندگی نوین-دولت روحانی- بتواند دوباره سر بلند کرده و احتمالا در انتخابات دوره بعد مطرح شود.

چند سالی هست که مردم عادت کرده اند در رمضان و عید و گاهی مناسبتهای دیگر شاهد سریالی هایی باشند که به سریال های مناسبتی معرف شده است، سریال هایی که برای خودش سبک کاری مستقلی دارد چه در فیلم نامه و چه در ساخت.

مناسبتی که قرار است در آن سریال پخش شود به شدت روی موضوع آن تاثیر دارد، این تاثیر هم در محتوا -مانند رمضان که چند سالی همیشه یک سریال مربوط به مرگ و حیات بعد از مرگ مهمانش بود.-و هم در طول زمان سریال - اینکه سریال 29 قسمت(طنز ها 25 یا 24 قسمت) برای رمضان و 10 یا 11 قسمت برای محرم و... -بوده است.

جدا از اینکه به صورت کلی اعتیاد و عادت دادن مردم به سریال خوب است یا نه و اینکه اگر صدا و سیما موفق به جذب مخاطب نشود مخاطب جذب سریال های در حال پخش از ماهواره می شود و بر فرض واجب بودن پخش سریال یک پیشنهاد ساده و تکراری برای اهالی هنر و سازنده ها و مدیری سیما وجود دارد و آن اینکه به جای اینکه به تصویر سازی خیال نویسنده از یک ماجرای غیر واقعی به پردازید قدری رو به حقیقت و اتفاقات حقیقی بیاورید.

ساخت مجموعه هایی ارزشی و مبتنی بر حقیقت های دفاع مقدس هم بعد جذاب سریالی دارد و هم بعد آموزنده.

اینکه ما هنوز از بسیاری از شخصیت های حقیقی و اسطوره جنگ کاری در خورد تجوه ایی نساختیم بر کسی پوشیده نیست، اما اینکه دفاع مقدس که بخش اعظمی از ارزش ها را در خود جا داده است چرا جایی در سریال های مناسبتی ندارد جای سوال است.

البته نکته اصلی این است که سریال ساخته شد بایستی بر مبنای حقیقت جنگ باشد و به قول آن شهید بزرگورا جنگ را درست بگوییم نه درشت و یا از سوی دیگر جدیدا دیده شده است وقتی می خواهند از جنگ کار بسازند به جای اینکه به سراغ افراد مطلع و داستان های واقعی بروند به سراغ نویسنده های خیال پرداز می روند و که در تصویر جنگ هم صحنه ایی دختر و پسری نشان می دهند که گویا همه برای دست پیدا کردن به یک دختر به میدان جنگ رفته بودند نه دفاع از اب خاک و ناموس... که البته در خود جنگ حوادثی حیقیقی وجود دارد که در صورت پرداختن به آن هم نیاز مند این نخواهیم بود برای 30 قسمتی کردن سریال به اصطلاح به آن آب ببندیم و هم به ارزش های که بایستی به آنها پرداخت شود، پرداخته ایم.

از سوی دیگر تجربه های موفقی مانند مختار نامه که شاید پاسخی روشن به ارتقاء ساخت مجموعه هایی تمام حرفه ایی و نیز مبتی با تاریخ اسلام و از سوی دیگر مورد توجه بسیار مخاطبین در داخل و خارج ایران حتما دلیلی می شود بر اینکه به جای ساخت 3 یا 4 سریال برای یک مناسبت، یک سریال ساخت شود و با بودجه 4 سریال ولی در حد قابل قبول و مبتنی بر واقعیت.

نکته آخر که بایستی چه در موضوع سریال های مناسبتی مورد توجه قرار گیرد و هم در خارج از این زمان جای طنز اسلامی و یا به اصطلاح خنده حلال در سریال های ما به شدت خالی است، متاسفانه اکثر سریال های طنز ما بر پایه تمسخر و بی احترامی بنا نهاده شد است که امید دارد شاید یک نکته مثبت را در ذهن مخاطب به وجود بیاورد.

 به بیان بهتر این قبیل سریال ها برای جا انداختن غلط بودن یک عمل بقیه اخلاق را زیر پای می گذارند، طنز مبنتی بر تمسخر و تحقیر قطعا طنز اسلامی نیست، می شود با ساخت دهی به اتفاقاتی درست هم جنبه طنز را حفظ کرد هم حدود اخلاق را.

برای مثال بد نیست سریالی ساخت شود که در هر قسمت به یک حادثه طنز دوران جنگ بپردازد، اتفاقاتی که امروز به صورت کتاب در آمده است و فقط بایستی تبدیل به سریال شود 2 یا 3 سه اتفاق به راحتی محتوای 30 تا 40 دقیق سریال را تامین می کند تا در کنار سرگرمی هم ارزش ها و اخلاق زیر پا گذاشته نشود و هم الگو سازی شود و هم در کنار نقل طنز به چهره پردازی شخصیت و الگو های دفاع مقدس پرداخته شود از سویی ان موضوع ارزشی و اخلاقی هم بیان شود.

جای خالی محتوای ارزشی و دینی همیشه در تولیدات فیلم و سریال مشاهد می شود این در حالی است که مردم نشان داده اند وقتی مجموعه ایی خوش ساخت با محتوای دینی برای آن ها به نمایش در می اید چه استقبال خوبی از خودشان نشان می دهند.

شاید بسیاری از سریال های سالهای دور فراموش شده باشد اما هنوز از سریال امام علی علیه السلام، سیمرغ و... حرف بر زبان ها جاری است...

یکی از موضوعاتی که همیشه در صدر  توجهات دلسوزان نظام بوده و هست عدم فراموشی جریان ها و عوامل فتنه 88 در سطح جامعه و در فضای سیاسی کشور است

مجموعه ارزشی کشور و نهاد های انقلابی بایستی تمامی سعی خود را در مشخص شدن اشتباه و بی قانونی و ریشه های آن در جریان انتخابات سال 88 ریاست جمهوری داشته باشند، البته بخشی از آن تئوریک است که مورد توجه بوده و باید بیش از پیش مورد توجه باشد اما در بعد اجتماعی و به اصطلاح حافظه جامعه ی مردم هم باید فعالیت و کارهایی مدون و با فکر و برنامه ریزی انجام پذیر تا اصحاب فتنه و تفکرات مبنایی بروز فتنه با گذشته زمان و با تغییر ظاهر نتوانند دوباره سبب صدمه خوردن به کشور شوند.

چه کنیم فتنه فراموش نشود

یکی از این راه ها طراحی جشنوراه هایی است که ما بین 9دی تا 22 بهمن با موضوعات مرتبط مانند بازشناسی فتنه که سبب دو سه امر مهم میشود:

-        تقویت حرکت های رسانه ایی که تا به حال صورت گرفته و یا به دنبال بهانه ایی است تا شکل پیدا کند.

-        جشنواره ها جدا از ارائه به جامعه برای خود شرکت کنند به عنوان فردی دغدغه مند سواد و آگاهی به دنبال دارد چون برای تولید محتوا نیاز مند مطالعه و دانستن بیش از حد معمول خودش است.

-        مطرح شدن این موضوعات به عنوان مطالبه سبب محکوم شدن  فتنه گران در جامعه شده و نیز باعث می شود این موضوع بیش از پیش در حافظه اجتماعی ملت نهادینه شود

پارامتر های های مورد نیاز جشنوراه:

به صورت کلی و طبق تمامی جشنوراه ها ما نیاز مند سه موضوع هستیم:

چه کنیم فتنه فراموش نشوداول: محتوا

دوم: قالب

سوم: استفاده از خروجی

که الحق و انصاف در موضوع فتنه در هر سه ضعیف هستیم.

اینکه روحانی به راحتی بعضی از افراد رده بالای و موثر در فتنه را در کابینه خود جا می دهد حاکی ازآن است که ما خیلی کم کاری کردیم تا حدی که بعضی صحبت از حضور بعضی از افراد معلوم ها در کنار دولت می کنند.

در موضوع محتوا هم می توان تولید و در اختیار افراد برای استفاده در فضای رسانه ایی قرار گیرد، مانند مجموعه صحبت های صوتی و تصویری رهبر در مورد فتنه و یا ر همین بحث نیز از تولید مردمی استفاده کنیم و همین بخش را نیز به مسابقه و رقابت بگذاریم.

در  بخش قالب ارائه محتوا به صورت کلی سه بخش رسانه قابل تصور و پیگیری است:

اول: رسانه های مکتوب و نوشتاری: روزنامه، نشریات حرفه ایی، نشریات آماتور،  مقاله، خاطره نویسی، داستان، کتاب، داستان کوتاه، شعر، شعر طنز، متن طنز، داستان مصور،جزوات، ابتکارات مکتوب(فلاش کارت فتنه)

چه کنیم فتنه فراموش نشود

دوم: رسانه های مجازی و رایانه ایی: وبلاگ، ابزار وبلاگ نویسی،نشریات الکتورنیک، وب سایت خبری و تحلیلی، ویدیوکست، پادکست، شبکه های اجتماعی، سامانه های پیام کوتاه متنی و چند رسانه ایی(sms,mms)، بازی های رایانه ایی حرفه ایی، بازی رایانه ایی کم حجم(فلاش)، نرم افزار چند رسانه ایی حرفه ایی، نرم افزار های چند رسانه ایی کم حجم، کتاب موبایل، کتاب رایانه ایی، نرم افزار موبایل، ابتکارات مجازی

سوم: رسانه های صوتی و تصویری:فیلم، فیلم کوتاه، مستند، فیلم نامه، طرح فیلم نامه، پوستر، اینفوگراف، کاریکاتور، نماهنگ، سرود و ترانه، سرود جمعی(گروه سرود)، ابتکارات صوتی و تصویری

البته تمامی موارد بالا باید جهت دهی موضعی و مرتبط باشد والبته از تعدد کم در بعضی موضوع نترسید بلکه با تشویق سبب تقویت شد.

بعضی از موارد بالا با اینکه فضای به قوه خوبی در جامعه دارند ولی هنوز بکر هستند(مانند داستان مصور) بایستی با سرمایه گذاری و آموزش از این فضا ها و ابزار استفاده کرد.

سومین بحث که کامل کنند موارد بالا است بحث استفاده از تولید است، اینکه صرفا جشنوراه ای برگزار شود و حجم انبوهی تولید اتفاق بی افتد و مثال یک هفته جشنوراه فیلم برای خود سازنده های نمایش داده شود ان سود اصلی که اثر گذار ی در جامعه است قطعا محقق نمی شود، باید شرایطی به وجود آید که تولید کنند اهمیت پیدا کنند نه اثر تولیدی، به بیان بهتر شبکه ایی از افراد-که به نظر نویسند کم نخواهند بود- تشکیل شود به عنوان رسانه اعم سنتی و مدرن به صورت غیر متمرکز ولی منسجم کار کنند.

موارد پیشنهادی در زیر ارائه می گردد:

رسانه های مکتوب:

چه کنیم فتنه فراموش نشودنشریات(روزنامه، نشریات حرفه ایی، نشریات آماتور،  مقاله):

در بحث رسانه مهمترین محل برای استفاده از تولیدات و تولید کننده لینک کردن افراد و راه اندازی نشریات حرفه ایی است، در این موضوع حتما لازم نیست روزنامه یا هفته نام چاپ شود که البته اگر بشود بهتر است- می شود یک نشریه هفته ایی الکترونیکی و یا پی دی اف تولید و از طریق سایت ها و گروه های ایمیل انتشار داد.

مکتوبات قابل چاپ(خاطره نویسی، داستان، کتاب، داستان کوتاه، شعر، شعر طنز،  داستان مصور،جزوات):

مسلما افراد امکان چاپ کتاب داشته باشند بسیار کم هستند ولی با تلفیق افراد و تولیداتشان این امر ساده تر و شدنی تر است، چاپ کتب از طنز های نثر و شعر در یک مجموعه از چندین نویسنده

رسانه مجازی

وب ها (وبلاگ، ابزار وبلاگ نویسی، وب سایت خبری و تحلیلی، ویدیوکست، پادکست)

اول بایستی شبکه ایی تشکیل شود و به صورت تلفیقی از روش های هرمی و مستقیم و گروهی فعالیت کند که در شرایط خاص بتواند خوراک دهی کند

راه اندازی سایت و سامانه جامعه از سه وجه؛ اول جایی برای لینک کردن مطالب که افرادی که یادداشت ها و پست های ارزشی می گذارند در آن فضا باز نشر شود تا مورد توجه قرار گیرد، دوم برای خوراک دهی از طریق بسته های محتوایی و مکتوب و مجازی و پیام کوتاه، سوم برای بسیج های عمومی و حرکت های جمعی از نوع سیاسی یا مذهبی

شبکه های اجتماعی

موبایل(کتاب موبایل، نرم افزار موبایل، سامانه های پیام کوتاه متنی و چند رسانه ایی)

بازی های رایانه ایی (حرفه ایی و کم حجم)

نر م افزار(نرم افزار چند رسانه ایی حرفه ایی و کم حجم، کتاب رایانه ایی)

رسانه های صوتی و تصویری:

تولیدات تصویری(فیلم، فیلم کوتاه، نماهنگ، مستند)

تولیدات صوتی:( سرود و ترانه، سرود جمعی)

تولیدات خام:( فیلم نامه، طرح فیلم نامه)


برای این نوع تولیدات بایستی بستری تصویری و نسبتا پر مخاطب پیدا کرد، نویسنده پیشنهاد می کند نهاد های انقلابی و نیرو های ارزشی اقدام به   تاسیس شبکه تلویزیونی تحت وب کنند تا اولا پایگاهی برای عرضه محصولات صوتی وتصویری ایجاد شود و ثانیا با توجه به ضعف  رسانه ایی موجود در نشر آموزه های ناب انقلاب اسلامی بتواند از رسانه های صوتی و تصویری استفاده کرد.

 تاسیس این شبکه از دو جهت دیگر هم قابل اهمیت دارد ، اول اینکه برای افراد خارج از ایران هم قابل دسترسی است و منبع خوبی خواهد بود و از این لحاظ نیازمند ماهوراه نیست و دوم اینکه با راه اندازی بخش هایی عربی و انگلیسی می تواند جهت دهی برون مرزی هم داشته باشد.



نکته مهم این است این شبکه نباید تبدیل به یوتیوب اسلامی شود بلکه بایستی یک شبکه کامل فیلم، سریال ، اخبار ، گزارش، مستند ، برنامه تحلیلی، طنز و...- باشد که از بستر وب استفاده میکند.

در صورت نیاز می توان توضیحات بیشتری از این قالب نسبتا جدید رسانه ایی بیان اشت.

گرافیک(پوستر، اینفوگراف، کاریکاتور)

از محدود قالب های هنری تصویری که در جریان فتنه به خوبی به کمک فضای ارزشی امد وبا ارائه طرح های و پوستر های خود جوش کمک بسیاری کرد، این بخش با سامان دهی و آموزش افراد مستعد و دغدغه مند و تشکیل تیم های گرافیکی می تواند این پتانسیل را بیش از پیش فعال کند.

نکته آخر و مهم اینکه سطح برگزاری جشنواره ها بایستی به صورت جشنواره های کوچک - مثلا در سطح یک دانشگاه با مسئولیت یک شکل دانشجویی- باشد علت آن این است که امکان جذب در سطح کوچک بیشتر است، به عنوان مثل اگر جشنواره فیلم در سطح یک دانشگاه برگزار و 20 فیلم درآن شرکت کنند به راحتی می توان این افراد را سازمان دهی و حمایت کرد اما اگر رد سطح کشوری باشد و 2000فیلم شرکت کنند با توجه به پراکندی جغرافیایی و  از جنس های مختلف این اتفاق به سختی رخ می دهد

البته برگزاری یک جشنواره مادر در کل کشور که حاصل جشنوار های کوچک باشد خالی از لطف نیست.

اما چه کسی باید رئیس بعدی صدا وسیما بشود؟ نه دی هشتاد وهشت www.881009.irصدا و سیما، پر مخاطب ترین رسانه در ایران که همیشه مورد انتقاد همگان بوده و هست.

رسانه ای که به قول بعضی از نیرو های ارزشی هنوز انقلاب اسلامی به زیرساخت هایش نفوذ نکرده و به قول افراد مدعی اصلاحات رسانه ای بی طرف نیست.

صدا وسیما همیشه از هر دو طرف جریان حاکم کشور مورد انتقاد بود، رسانه ای حکومتی که بنا به اصول قانون اساسی بایستی مسئول آن از طرف رهبر انتخاب و شورایی متشکل از سه قوه به آن نظارت دارند، وضعیت حقوق و حدود اختیارات صدا و سیما نه در قانون اساسی و نه در اساسنامه سازمان اشاره به آن نشده، نبود این حدود مشخص صدا و سیما را به ایالتی رسانه ای تبدیل کرده که هیچ نیازی به مخاطب  ندارد و با توجه به نفوذ بالا کسی جرات سوال از این حکومت را هم ندارد.

شاید علت این فضای صدا و سیما هم دفع از دو طرف و شاید هم قدرت بسیار زیاد و تبادل مالی بالای آن است، تبادل مالی که نیمی از آن از طریق آگهی جذب می شود.

اما حالا دوره ضرغامی هم رو به اتمام است و بایستی منتظر رئیس جدید صدا و سیما بود.

اما چه کسی باید رئیس بعدی رسانه ملی باشد؟

چه کسی توانایی این را دارد که صدا وسیما را اداره کند و نه لابی قویی صدا وسیما او را اداره کند؟

چه کسی توانایی دارد آرمان انقلاب را به جای فرهنگ و سبک زندگی اشرافی گری در قاب شیشه ای ترویج دهد؟

و به معنی دقیق تر چه کسی می تواندانقلاب اسلامی را به صدا وسیما صادر کند و ریشه ها و زیر ساخت های رسانه ملی را به اصطلاح مسلمان کند و برمبنای اندیشه و مبانی اسلام و انقلاب بازسازی کند؟

در این یادداشت سعی بر آن نیست که گمانه زنی هایی در مورد رئیس بعدی رسانه ملی مطرح شود بلکه نویسنده سعی دارد بنا به نیاز های جاری جامعه و توانایی افراد کسانی را پیشنهاد دهد که توانایی انجام وظیفه ای با این درجه اهمیت را داشته باشند.

به صورت کلی از چهار جریان و زیر جریان موجود همه امکان حضور در رسانه ها و زمان برای امتحان شدن را داشته اند.

حضور محمد هاشمی-برادر اکبر هاشمی-  از جریان کارگزان

حضور لاریجانی از جریان اصولگرایان

حضور ضرغامی از بدنه صدا و سیما و فعالین حوزه تصویری

البته جریان اصلاح طلب با عملکرد در زمان اصلاحات در رسانه های مختلف مانند روزنامه که مورد انتقاد رهبری هم قرار گرفت – و یا حضورش در وزارت فرهنگ و تسلطش بر جریان سینمایی کشور  آنچنان خاطرات بدی را در عرصه رسانه به جای گذاشته که جایی برای بررسی حضور یک اصلاح طلب در این جایگاه نگذاشته است این در حالی است که محمد هاشمی را هم اصلاح طلب ندانیم 

نقل چند مورد از رئوس سابق رسانه ملی برای این بود تا از طیفی نگاه کردن به رئیس آینده دور شویم وبه توانایی ها و سوابق فردی افراد و توانایی اجرایی انها بپردازیم.

در میان افراد فعال در عرصه رسانه - بدون در نظر گرفتن افراد خارج از رسانه - افراد زیر با توجه به سوابق توانایی اداره رسانه ملی را بیش از دیگران دارا می باشند

 الف-صفار هرندی: وزیر سابق فرهنگ و از اهالی کیهان و عضو  تشخیص مصلحت در حال حاضر


 ب- احسان محمد حسنی: معاون پیشین هنری بنیاد حفظ آثار و رئیس فعلی سازمان اوج


 ج- وحید جلیلی: از اهالی اسبق سوره و اهالی نشریه راه در حال حاضر و مسئول دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

این افراد دارد ویژگی ها زیر هستند که نسبت به دیگر گزینه برای تصدی این سمت مناسب تر هستند:

الف- دارای سوابق اجرایی در حوزه مسائل فرهنگی

ب- زندگی نامه مشخص وپایبندی عملی به ارزش ها و آرمان های انقلاب

ج- موضع مشخص و انقلابی در سالهای اخیر مخصوصا در جریان چهار سال اخیر

د- دارای تیم فکری در کنار خود

ه- نگاه ولایی خالص به جای تظاهر

ی- تحصیلات مرتبط و نگاه علمی به مقوله فرهنگی

البته شاید بهترین راه استفاده از ترکیبی از این سه نفر و فعال سازی تمامی این افراد در رسانه ملی باشد، حضور مدیری فرهنگی مانند صفار، فردی آشنا به رسانه تصویری مانند حسنی و البته تفکرات صحیح فرهنگی وحید جلیلی.

هرچند با فضای موجود امید بسیار کمی به حضور بعضی از شخصیت های فکری و فرهنگی هست اما میدان ندادن به این افراد دلیلی بر نیاز نداشتن نبوده و نیست.