نهِ ده

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

داشتم به اظهارات بعضی دلسوزان(به شدت علامت تعجب) در مورد نگرانی آنها در مورد مردم ایران تامل می کردم، خیلی برام جالب بود که چه طور یک نفر که آنقدر جرات نداشته که توی کشور خودش بماند و فرار کرده حرف از نگرانی اش برای ما می زند، کسی که صبح تا شبش به حال و هول به سبک غربی و... می گذرد چه طور از نگزانی اش در مورد فرهنگ و آداب ایرانی صحبت می کند

اصلا برایم تعجب داشت خودش نشست آن طرف از جیب انگلیسیس ها و امریکایی ها و جدیدا هم این وهابی ها  می خورد و در مورد مشکلات ما صحبت می کند، نمی دانم اصلا معنی لغت "مشکل" را می فهمد و یا معادل انگلیسی اش را بلد است.

البته از این حضرات بدتر اون دوست(دو صد علامت تعجب!) سیاه پوست امریکایی ما هست که حرف از دموکراسی و مردم می زند در حالی که تا 100 سال پیش هم رنگ هایش را توی همان کشور به ظاهر متمدن چه کار که نمی کردند ، کلی جنگیدن تا به خودشان بفهمانند  سیاه پوستا ها هم آدم هستند و می توانند زندگی کنند، بماند که حال هم خبر می رسد هنوز  هم درست نفهمیدند

البته طیف سومی هم هستند که از داخل بعضی از حرف های این دلسوزان ملت ایران(!!!!!!!!!) را مکرر تکرار می کنند و وقتی از انها یم پرسی در زمان ریاست و صدارت خودتان چرا این موضوعات را حل نکردید سریع می گویند ....

برایم سوال بود این دلسوزی ویژه ماست یا قبلا هم بود که به این آیه سوره غافر رسیدم دیدم از این دلسوزی ها از ازمان فرعون (لعنت خدا بر او باد) تا به حال بود و احتمالا خواهد بود

وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسَى وَلْیَدْعُ رَبَّهُ إِنِّی أَخَافُ أَن یُبَدِّلَ دِینَکُمْ أَوْ أَن یُظْهِرَ فِی الْأَرْضِ الْفَسَادَ

و فرعون گفت مرا بگذارید موسى را بکشم تا پروردگارش را بخواند من نگرانم آیین شما را تغییر دهد یا در این سرزمین فساد کند(سوره غافر آیه 26)

انقلاب نسل ما نه دی هشتاد و هشت www.881009.irنسل ما نسلی است که یا اواخر جنگ به دنیا آمده است و یا بعد از جنگ و جنگ را با چشمان خودش ندیده، نسلی که از باقری و همت شنیده و با گوشت و پوست و استخوان جنس شان را درک نکرده، نسلی که خیلی ها می گویند با نسل اول و دوم انقلاب فاصله دارد، می گویند شکافت نسل ها به وجود آمده، نسلی که ...

از نسل اول و دوم انقلاب زیاد از آدمهایی شنیده که هر کدام برای خود دریا بودند، هر کدام برای خود راه صد ساله یک شبه پیموده بودند...

اما چهار سال پیش زمان آن رسیده بود ما بشویم شبیه افسانه ها، ما بشویم شبیه دیالمه، شبیه آیت، ما بشویم امتی که برتر از امت ها تاریخ اشاره به فرمایش امام خمینی ره- و در واقع بشویم شبیه خودمان، شبیه کسانی که امام خودشان را تنها نمی گذارند.

ملتی که در کشورش 3000 کانال می شود گرفت کانال هایی که هیچ کدام دلشان نمی خواست ما خودمان باشیم، ملتی که تحریم هست، ملتی که در «جنگ سخت» در مقابل قدرت شرق و غرب ایستاد و حالا نوبت آن بود در «جنگ نــــرم» هم جانانـــه به ایستد و ایستــــاد.

ملتی که هم علم الهدی دارد و هم فهمیده، ملتی که هم دیالمه دارد و هم وزوایی و ملتی که هست و ثابت کرده که پای ولایت می ایستد.

اما نســــــل مـــا

نسل سوم و چهارم انقلاب ، نسل جنگ ندیده و از جنگ شنیده...

بایستی حرفی در تاریخ می زد، بایستی ثابت می کرد که اگر عزم سفر عــشــق کرده ایم جــگــر شیر داشتم...

نسلی که خیلی ها فکر می کردند بعید است از آنها لبیک به ندای این عمار حضرت خورشید با این وسعت شنیده شود، نسلی که چند سال است هزاران رسانه میخواند آن را از حسینیه امام خمینی ره بیت رهبری خیابان فلسطین جدا کنند، نسلی که چند میلیارد دلار برایش خرج کردند تا این نسل خودش را برای ولایت خرج نکند، نمی گویم نسل ما آسیب ندیده اما با جرات می گویم اگر نسل اول انقلاب کردندو به آن افتخار می کنند و مانیز افتخار می کنیم و نسل دوم در جنگ تحمیلی جانانه ایستادند و چون سرو بودند نسل ما هم برای خودش انقلابی دارد و آن هم نه دی است، و آن هم هشت ماه ایستادن در مقابل همه پیاده نظام و سواره نظام جنگ نـــــرم دشمن است، نسلی که به فرمایش حضرت مقام معظم رهبری فتنه خواباندند، نسلی که در زمانی که بعضی از نخبگان نتوانستند گلیم شان را از باتلاق فتنه بیرون بکشند هم توانستند گلیم خودشان بیرون بکشند و هم جای خواص بی بصیرت را پر کنند.

ما 9 دی را انقلاب نسل خود می دانیم و می گوییم اگر در سال 57 بودیم بی شک کنار انقلابیون بودیم و اگر در جنگ بودیم کنار رزمندگان، سند می خواهید، خوب نه دی هشتاد و هشت

بازتاب این یادداشت در سایت جهان نیوز (لینک)

نه دی هشتاد وهشت www.881009.ir  نامه ای به عموی شهیدمای به عموی شهیدم عمو جان اینجا جایت خالی است

عده ایی متهم هستند که چرا حرف های شما را می زنند

عده ایی را بدون سابقه می نامند در حالی که سابقه عاشقی شان از پایشان معلوم است

عمو جان اینکه جای مجرم و شاکی عوض شده ، کسانی که چندین سال پرونده هسته ایی را با بی آبرویی و امضا معاهده های نگین جلو می بردند حال به کسانی که مانند شما جلو دشمن ایستادن خرده می گیرند

عمو جان جدیدا حرف از مقاومت و ایستادن زدن جرم است و تند رویی این را از زبان بعضی از فرمانده هان جنگ هم می شود شنیدف کسی که مدعی است همه شما را تربیت کرده....

عمو جان اب بازهم جنگ جاری است

ما عادت کردیم ر هر چهار سال یکبار می آیند کلی حرف دروغ و دشمن شاد کن می زنند و که شاید رای بیاورند کهش اید رئیس شوند

عمو جان جدیدا مد شده همه میانه حق و باطل را بگیرند

جدیدا دیپلماسی جای آرمان هایی که شما برایش رفتید را در نظر بعضی ها گرفته است

عمو جان جای شما خالی نیست

بعضی از همزم های شما که پایشان را جا گذاشته اند می آیند استدلال می کنند، رنج می کشند تا خون شما و جای شما خالی نباشد...

روایتی از امام جواد علیه السلام هست -البته اگر اشتباه نکنم- که روزی یکی از دوستان حضرت با عجله خدمت ایشان رسید و با حالت اضطراب به ایشان عرض کرد: زن و بچه ام را به شما می سپارم من باید بروم

امام با لبخند فرمودند : چه شده...؟

گفت:آقا جان وزیر، نگینی به من داد تا انگشتر بسازم اما در حین کار نگین نصف شد حالا...

امام فرمودند: برو به خانه ات درست می شود

او رفت

از سوی وزیر برای او پیام فرستادند که زنان وزیر بر سر انگشتر دعوا یشان شده نگین را دو بخش کن دو انگشتر بساز با دو برابر دستمزد

----

با خودم فکر می کردم آیا منی که نگین وجودی ام را دو قسمت که هیچ هزار قسمت کرده ام و در اثر گناه آن را آنقدر خرد کرده ام که فقط خدا می داند بازهم امام من به من لبخند می زند و بگوید برو درست می شود و آن وقت این نگین های هزار تکه شده را از من بخرند با دستمزد هزار انگشتر...

دلم گفت چرا که نه....

آخر همه اینها از نسل حیدر و فاطمه -روحی فداک- هستند، اصلا اینها هوای شیعیانشان را دارند هرچند مثال تویی باشد که بدتر از او نیست...

مگر همان آیه زیبای قرآن نیست که ما بدی هایشان را به خوبی تبدیل می کنیم این همین معنی را می دهد، اگر آدم شویی آن همه بدی که داری که فقط خودت و خدا می دانی همه اش می شود خوبی، حساب کن...

کجا با تو این معامله را می کنند.

برادر عزیز جناب آقای سعید جلیلی

این نامه را در هفته منتهی به انتخابات برای شما می نویسم که هم قوت قلبی باشد برای شما و هم برای دوستداران باشد.

اینکه سرنوشت این انتخابات به کجا منتهی شود و این رخت پوسیده و نخ نما مسئولیت را به دوش کدام فرد سنگینی خواهد کرد مسئله نیست که مسئول شدن بنا به مشرب ما مسئله نیست، مسئله این است که هر فرد تکلیف و وظیفه اش را انجام دهد، البته از نوع حقیقی اش نه نوع شعاری اشف که بنا به شعار همه با احساس تکلیف امدن ، الله اعلام

برادر گرامی، زیاد از حرف های نیش دار به اضطلاح دیپلمات ها دلخور نشو، شادی همین مشاوره ها را به عزیز دلمان دادن که ایشان با صراحت فرمود من انقلابی هستم، تو نیز ای سعید عزیز انقلابی بمان

زیاد حرف این دوستان کم خطر کرده دیروز را جدی نگیر که می گویند: جلیلی جوان است، جلیلی کم تجربه است، همین حرف ها را بنا به نقل بزرگی روزی به عزیز دلمان هم می گفتند.

 

سعید جان!

این اولین باری نیست که حرف های ما را چماق می دانند ، این اولین باری نیست که کسانی که از ترس روی میز زدن یک اجنبی معاهده ترکمنچای 2 را امضا کردند حالا توصیه دیپلماتیک می کنند

اینها را بابت راحت شدن خیال تو گفتم ، هرچند می دانم خیالت راحت است اما تو هم یک حرف برای راحت شدن خیال ما بزن، اصلا یک قول به خودت، به خدای خودت و به همه مردم ایران در هرجایی و با هر قدم وآئینی که هستند بده، قول بده مثل بعضی ها دچار تجمل گرایی نمی شویی، مثل بعضی ها از ترس معاهده امضا نمی کنی، مثل بعضی ها فقط دنبال نان خوردن نیستی حتی از جنگ، مثل بعضی بعد از چندین سال حمایت شدن توسط مستضعفین نرویی و دنبال فلان جریان ب یافتی، مثل بعضی ها نرویی و یک حذب دولتی دیگر افتتاح کنی، مثل بعضی ها برای قدرت...

سعید جان به خدا می سپارمت

این اولین بار نیست که اصولگرایان با چندین گزینه پا در عرصه انتخابات می گذارند، در سال 84 نیز تعداد گزینه های روز میز اصولگرایان بیش از یک یا دو نفر بود.

انتخاباتی  که به علت تعدد گزینه برای اولین بار دور دوم را تجربه کرد

افراد حاضر در انتخابات 92 نیز تا حدودی با همین موضوع رودر رو هستند، حضور قالیباف و ولایتی از سال 84 و جلیلی و حداد در این دوره به شرطی که رضایی را بنا به ادعایش مستقل بدانیم

اصولا برای هر کاندیدا در ایران چهار منبع رای باید در نظر گرفت

اول:آرای حذبی ؛ که درصد کمی از ارای موثر را تشکیل می دهد

دوم: آرای دفعی؛ که بریا رای نیاوردن یک نفر به شخص دیگری تعلق می گیرد (بخشی از آرای 84 احمدی نژاد برای رای نیاوردن هاشمی)

سوم: قومی؛ شامل آرای دوستان، همشهری ها و همکاران سابق است که قالبا بدون در نظر گرفتن نظرات و طیف کاندید و فقط برحسب نزدیکی وغالبا به امید توجه بیشتر از طرف کاندید به نزدیکان و یا همکاران سابق داده می شود (مثل آرای شمالی ها فلان کاندید متولد شمال)

چهارم: مشکلات صنفی؛ اصول این آرا بر مبنا انتقاد از گذشته است، مثل تاکید بر مشکلات بیکاران و یا معلمین، توجه به کمی حقوق بازنشستگان و یا پرستاران

پنجم: احساسی؛ این آرا بخش تصمیمات لحظه ایی برای رای دادن است ممکن است در این حالت گاها افراد به کسی رای بدهند که مخالف تمام موارد بالا و محاسبات مشخص باشد؛ شگردی که برای انتخابات دور دوم خاتمی به وضوح دیده شد و خاتمی به تمام مشکلات  نقص ها و وعده های بسیار زیاد عمل نشده خود فقط با چند قطره اشک پاسخ احساسی داد، درست است که هنوز هم حامیان خاتمی به او نسبت عمل نکردن به وعده ها را می دهند ولی در آن انتخابات با همه اینها او رای بالایی گرفت، این نوع آرا مشخصا دوام بالایی ندارد ولی به صورت اثرات ربودن آرای دیگران را دارد

این مسیر با همان شگرد ساده قطره های اشک این بار توسط اصولگرایان ، اصلاح طلب ها در این دوره استفاده شد منبع +

اما در مورد درصد آرای و ترکیب آرای لنتخابات هفته آینذه بایستی گفت:

اشخاص

اول:آرای حذبی

دوم: آرای دفعی

سوم:آرای قومی

قالیباف

شبه حذب شهرداری

دفعی احمدی نژاد

مشهد، همکارن قدیمی

رضایی

ایستادگی و احزاب خود ساخته

دفعی وضعیت بعد از انقلاب

جنوب کشور

غرضی

----

-----

-------

حداد عادل

رهپویان

-----

اهالی ادب

روحانی

شاید کارگزاران و احزاب نزدیک به پدر خواندگان

دفعی سبزی ها، وضعیت حال، و دفعی مذهبی ها


جلیلی

پایداری و بدنه حزب الله

-------

--------

عارف

اصلاح طلب ها و شاید مشارکت

تا حدودی مانند روحانی

اهالی یزد اشاره به عروس هایش در مناظره 15خرداد

ولایتی

راست سنتی مانند موتلفه

---------


نوع اول

با توجه به آرای کم این سه نفر به توضیحات اضافه پرداخته نمی شود

نوع اول: در این بخش رضایی آرای ایستادگی-حذب خود ساخته- و چندین گروه شبه حذب با اوست که اکثرا این حذب ها را دوستان او در تشخیص مصلحت و یا رسانه های نزدیک به او تشکیل داده اند،

قالیباف سعی دارد آرایی که با هم مسیر شدن در شهرداری با بعضی از محافل شبه حزبی به وجود اورده استفاده کنند مانند

نوع اول: او را باید تنها کاندیدا رسمی اصلاحات دانست البته روحانی هم با حمایت کارگزاران در این بخش با روحانی سهیم خواهد بود البته با عدم حمایت محقق و مدرسین تا حالا از هیچ کدام و نیز عدم اعلام نظر صریح پدر خواندگان اصلاحات هاشمی و خاتمی تا حدودی میر حسین- وضعیت اصلاحات نا مشخص است

ولایتی آرای است سنتی از قیبل موتلفه را دارد و لی باحضور امثال جلیلی جامعتین تا بحال سکوت کرده است

 حداد هم گویا فقط حمایت رهپویان-نزدیکان به زاکانی- را دارد

نوع دوم

آرای دفعی از احمدی نژاد به ظاهر برای همه در این دوره خوب بنظر می آید که همه به جز حداد و جلیلی در سطوح مختلف از ا استفاده میکنند

رضایی سعی در کسب آن دارد البته غرضی هم بی میل نیست، بخش دفعی آن بیشتر شامل ارای دفعی از وضعیت حال است

و در ضمن قالیباف بعد از ثبت نام هاشمی برای سود بردن از ارای ضد هاشمی برای اولین بار در طول همان چند روز فاصله تا احراز صلاحیت ها صحبت هایی علیه هاشمی انجام داد که با اعلام نظر شورا و عدم اعتراض هاشمی، قالیباف و مشاورین او غافل گیر و مجبور شدند تغییر مسیر مفتضحانه ایی بدهند و از تبعیت هاشمی تعریف کنندف مسیری که قطعا کور سوی کم حمایت هاشمی و جریان سرمایه از قالیباف را از او دور و به روحانی نزدیک کرد

اصلاحات روی این بخش حساب باز کردند، انها تنها گروهی هستند که می توانند آرای دفعی از اصل نظام را به خود نزدیک کنند ، آرایی که خاتمی با پز آرادی در 76 و میر حسین با رنگ سبز در 88 به میدان آرود

صحبت هایی از شجریان یا فرهادی در کنار نقد برخورد با ماهواره و یاحجاب از نشانه های ها این امر است

نوع سوم

بیشترین آرای غرضی را تشکیل می دهد، رضایی سعی دارد از همشهری های خود نیز بهره ببرد شروع تبلیغات از خرمشهر یکی از نشانه های است او در نظر دارد آرای بخش جنوبی کشور را به دو بخش اول همشهری و هم خونی و دوم با موضع جنگ و حضورش در جنگ کسب کند

نوع سوم:قالیباف در این بخش تاکید بسیاری دارد اولا به دوستان زمان جنگ خود ، دوم به همکاران خود در نهاد های قبلی مخصوصا شهرداری و سوم همشهری ها و هم استانی های های خود

حمایت بعضی از فرماندهان حال و اسبق سپاه مدیریت او در نیروی دریایی و مشهد- فرمانده هان نیذوی انتظامی و اصلی ترین آنها شهرداری

قالیباف در سال 84 دوبخش اول را به صورت به قوه دارد بود و نشان داد که رد صورت کسب مسدولیت به دوستان و حامیان گذشته خود شدیدا وفا دار است و در انتخاب ها هر گز انها را فراموش نمی کند افراد منند ایاذری مثال تام این موضوع هستند

اما در 92 امید اصلی او به شهرداری است،

او تمام پروژه های بزرگ خود را که اصلی ترین افتخار او بعد از حضور در جنگ است را توسط دوستان سابق خود انجام داده است

نوع چهارم

نوع چهارم: قالیباف هم مانند تمام کاندیدا ها روی این بخش حساب کرده و سعی دارد با حرف های پوپولیستی و عام گرا همراه با هم دردی با خانواده ها و مردم در صدی از ارای خود را از اصناف بگیرد

تاکید بر مسادلی از جمله اعتیاد، زن، بیمه از این قبیل موضوعات است

نوع چهارم: با اینکه او مانند دیگران سعی بسیاری در جذب ارای افراد در این بخش دارد اما قطعا نمی تواند اعتماد مردم را جذب کند که در مستند رضایی به وضوح به چشم می خورد

 نوع پنجم

رضایی روحانی،اشک هایی به این منظور ریخت اما با توجه به تکراری بودن جلب توجه نکرد

 قالیباف هم بدون شکا از این بخش استفاده خواهد کرد و باید منتظر اشک های روان و بغض در کلام او بود.

 بخش ویژه

 اما ان چیزی که رای نهایی را تعیین می کند رای بدنه ملت است، رایی که برخواست از مردم و با هدایت رهبری می باشد

تجمل گرایی و تکنو کرات بودن بعضی از به ظاهر اصولگرایان با هر هزینه و خرجی فرجامی به جز بدهی چند میلیاردی مانند سال 84 ندارد

برای اصلاح طلب  ها هم که با اشتباه بزرگ 88 سبب عدم رنجش مردم شد امید زیادی نیست

پیروز رقابت قاطعا کسی است که بدون استفاده از آرای دفعی و احساسی و بدون تخریب و روش های عوام فریبی با اصول علمی به اقتصاد و سایست و حفظ اراش و امنیت بپردازد

 

مسیر ساده است کافی است با اعتماد به نفس بنشینیم جلوی دوربین از مشکلات بشاگرد و روستا ها بگوییم، اگر شد چند قطره اشک هم سبب بهتر چسبیدن حرفهایمان می شود.

بعد با کمال اعتماد به نفس سوار ماشین بشویم و بریم شیان یا سعد اباد و یا هر جایی که قیمت ده متر از خانه اش برابر با چند خانه د رهمان روستا است

وقتی به هزینه های انتخاباتی آقای فلانی و یا هزینه ساخت مستند آقای فلانی نگاه می کنیم برایمان دو سوال پیدا می شود که آقا جان به نقل خودتان 3 میلیارد چند صد میلیون سال 84 خرج کردید، خوب یک به اصطلاح مدیر در عرض سی سال ماهی چند حقوق گرفته

یا شاید هم از دوستان گرفته ایی که بعدا...

بماند....

 

اصل 142 قانون اساسی است که مقرر داشته است: «دارایی مسئولین نظام و همسر و فرزندان آنان قبل و بعد از خدمت، توسط رئیس قوه قضائیه رسیدگی می‏شود که برخلاف حق افزایش نیافته باشد.» این اصل قانون اساسی و نیز قانونی که معروف شده است به «قانون از کجا آورده ایی؟»-قانون مربوط به رسیدگی به دارایی وزراء و کارمندان دولت اعم از کشوری و لشگری و شهرداریها و موسسات وابسته به آنها- در کشور ما چندین و چند سال است که وضع شده است و انشاالله اجرا می شود

اما سوی نگاه این یادداشت «ثروت و دارایی هایت از کجا آورده ایی؟» نیست بلکه سوال اصلی ما از مسئولین  این است که «آبرویت را از کجا آورده ایی؟»

چیزی که امروزه خیلی ها برای حفظ آن حاضر نیستند حقیقت را به زبان بیاورند و یا بخاطر اینکه احتمالی می دهند محبوبیتشان کم شود بنا به مصالح حرفهایی که باید را  نمی زنند .
ای کاش قانونی وضع می شد تا به مسئولین یادآوری شود که آنها نه در مورد دارایی بلکه در مورد همه داشته هایشان باید پاسخگو باشند

 

اگر از قبول مسئولیت برای خودشان آبرویی و احترامی درست کرده اند باید بدانند که اولا محل خرج آبرو همان جایی است که از آن آبرو بدست آورده اند و ثانیا نباید این آبرو و احترام و شخصیتشان را جای دیگری و برای حذب و گروهی و به نفع فلانی و فلانی و حتی به نفع خانواده و نزدیکانشان خرج کنند.

اینکه در زمانی فلان مسئول برای حفظ فرزندش از احترامی که بخاطر مسئولیتش در نظام از سوی مردم داشت سوء استفاده کرد تا زمانی که همین اتفاق برای یک نفر دیگر در مقابل یکی از نزدیکانش اتفاق افتاد همه اش مشمول همین قانون هست.

هیچ مسئولی حق ندارد از آبرویش که به واسطه نظام برایش درست شده سوء استفاده کند.

والبته ضامن اجرایی این قانون قطعا رئیس دستگاه قضا نیست بلکه صاحب اصلی نظام، مردم هستند که خود نظام هم آبرویش را از ایشان دارد.

 

اینکه بعضی از مسئولین-شما بخوانید خیلی از مسئولین- برای حفظ آبروی ظاهریشان چه کارها که نمی کنند غافل از اینکه خداوند حکیم و بلند مرتبه در قرآن عزیز فرمودند:

« قل اللّهم مالک الملک تؤتی الملک من تشاء و تنزع الملک ممّن تشاء و تعزّ من تشاء و تذلّ من تشاء بیدک الخیر انّک علی کلّ شئ قدیر » (26 آل عمران)
«
بگو خداوندا، ای مالک حقیقی، و حاکم مطلق، به هر که خواهی حکومت می بخشی، و از هر که خواهی حکومت را باز می گیری، و هر که را خواهی عزت می دهی، و هر که را خواهی خوار می گردانی،خیر در دست توست، حقا که تو بر هر چیزی توانایی

 

در این یادداشت سعی بر آن است علل افول جریان اصلاحات در میان مردم و رو به در گیری ها و اختلافات درونی رفتن اردوگاه اصلاحات طلبان را به اختصار توضیح دهد شود.

نه دی هشتاد و هشت www.881009.ir علل افول اصلاحاتالف-  فساد:

به صورت کلی در این دولت بلکه در تمامی حکومت ها، فساد از دو نوع فساد اخلاقی، اجتماعی و فساد مالی سبب از بین رفتن مقبولیت و مشروعیت دولت می شود، موضوع فساد و نشر آن را تا حدودی به رسانه ها مربوط می دانند اما با توجه به شرایط کشور و قدرت نفوذ خبر و شایع فرد به فرد ونیز بسته بودن رسانه در زمان اصلاحات و عدم افشا رسانه های اصلاح طلب علیه خودش این امر با کندی صورت گرفت و چون منابع رسمی و قطعی به وجود نیامد فقط اثر وکوتاه مدت از نوع تنفر از اصلاحات در میان مردم شکل گرفت به صورتی که  کاندید اصلی اصلاحات در سال 84 که مورد حمایت خاتمی هم بود رای بسیار کمی را توانست بدست آورد.

ب- تعدد مدعی:

این امر از یک سو سبب رشد است اما اگر این موضوع درست هدایت نشود اتفاقی می افتد که برای اصلاحات -و امسال برای اصولگرایان- افتاد، حضور چندین کاندیدا از دل یک جبهه در یک انتخابات و تخریب یکدیگر برای کسب درصد رای بیشتر و مناظر و بحث های علنی و تخریبی بر سر اینکه کدام یک در جبهه خود خالص تر هستند و رای بیشتری دارند سبب شکست آرا و دل سردی در مردم شده و پایگاه اجتماعی جبهه را متزلزل و یا بی تفاوت و یا حد اقل سر در گم می کند.

اصل این امر از رشد کمی جبهه و یا یک اختلاف عمیق برسر ادامه راه جبهه حکایت دارد که این اختلاف در اصلاح طلب ها در سال 84 برسر رابطه انها با نظام  روند ادامه حگومت بود که عده ایی در این امر تند رو و عده ایی میان رو و عده ایی کند رو بودند ، مسیر معین به عنوان نماینده طیف تئوری اصلاحات و حمایت محمد خاتمی از او ، مهر علیزاده و کروبی که هیچ کدام یگدیگر را قبول نداشتند.

نه دی هشتاد و هشت www.881009.ir علل افول اصلاحاتج- رادیکالیسم:

به صورت کلی تندرو ها سبب سقوط هر جریانی هستند و هیچ جریانی نیست که از آنها خالی باشد، این طیف که نگاه تک قطبی و آرمانی تند دارند دنبال مسیر کوتاه، از بین بردن کامل رقیب، تخریب یک باره مخالفین و مرجعیت تفکر خود در  تمامی جبهه هستند، نگاه مجاهدین از این گروه بود، کسانی که ماجرا 18تیر که در ظاهر یک اعتراض دانشجویی را بود می خواستند به یک شروع برای تغییرات مبدل کنند.

این طیف با موضع های ضد نظام، ضد اصول قانون اساسی نگاه به اصلاحات را در بین مردم و اصولگرایان به شدت تخریب کردند، عده ایی اصولگرایان که با روی کار آمدن خاتمی با خوش خیالی لبخند هایی را به خاتمی هم می زدند با روبرو شدن با این افراد مجبور بودند موضع ضد اصلاحات بگیرند و این امر تبدیل به چرخ پنچر اصلاحات شد که در اتوبان سیاست بهترین دلیل برای چپ کردن است.

نه دی هشتاد و هشت www.881009.ir علل افول اصلاحاتد- نبود فصل الخطاب:

در مسیر تصمیم گیری ها اولا برای دوری از  افتادن جریان در انحراف و ثانیا برای تصمیم گیری نهایی نیاز بسیار زیادی به فصل الخطاب است، فرد یا شورایی که حرف آخر را در تصمیم گیری های مهم بزند و مورد قبول و یا حداقل پذیرش تمامی و یا حدااکثر قالب باشد، جبهه اصلاحات در سالهای در دست داشتن دولت فاقد این مهم بود تا حدی که عده ایی حتی حرف عبور از خاتمی را مطرح کردند.

نه دی هشتاد و هشت www.881009.ir علل افول اصلاحاتالبته به تازگی حضور علنی هاشمی مخصوصا از سال 84 به بعد- جنسی دیکتاتور گونه از این فصل الخطاب را به وجود آورده که مثال عینی آن انصراف اجباری و تحمیلی عارف از عرصه انتخابات 92 بود

ن- نبود مسیر هدایت و هدایت کننده (رهبری):

مسیر جبهه اصلاحات مسیر نا مشخص و الگویی چند تکه از روشنفکری دینی تا رادیکالیسم فکری بوده و هست، اکثرا برای مشخص شدن مسیر آینده اصلاحات اجتهاد های لحظه ایی، شخصی محور و احساسی استفاده شده است.

در مسیر اصلاحات گاهی جریان حجاریان رهبری فکری را به عده داشته اند، گاهی موسوی خوئینی ها و گاهی هم خاتمی حرف هایی را زده است، نبود رهبر مشخص به عنوان محور وحدت و مشخص کنند مسیر ضعف مهمی از اطلاحات است.

البته این موضوع هم با تدابیر طیف کارگزارانی- هاشمی و جایگزینی بعضی از اشخاص سعی در برطرف کردن این مهم دارند اما آن طور که به نظر می رسد همچنان طیف وسیعی از اصلاح طلب ها سر در گم هستند.

و- رقابت و تخریب به جای هم افزاریی برای تحقق آرمان ها و وعده ها:

زمان بسیار زیادی از دولت اصلاحات صرف مناقشات درون جبهه شد تا حدی طیف های اصلاح طلب جلو یکدیگر لشگر کشی می کردند و طیف مقابل را متهمم به اشتباه، این موضوع گاهی به هواداری از یک فرد خاص در انتخابات و یا جنجال های روزنامه ایی می کشید، تفکرات مختلف موجود در حبهه اصلاحات به جای هم افزایی و استفاده از تفکرات مختلف در اداره کشور و توجه به نقاط مشترک مسیر اختلاف را پیمودند تاحدی که چندین و چند گروه جدی بین آنها به وجود آمد.

به بیان مواضح تر جریان اصلاح طلب به جای استفاده از ظرفیت های تفکرات مختلف به جدل در موضوعات گاها غیر مهم مشغول شد که این امر به صورت جدی این جریان را از پرداختن به امور اصلی، زیر ساخت حزبی و تشکیلاتی و سازه های اجتماعی باز داشت و حتی باعث تخریب حداقل موجود ای این موضوعات هم شد، صرف زمان بر سر موضوعات فرعی به جای حل مشکلات اصلی و وعده های داده شده به مردم شاید نه اینکه سبب تخریب پایگاه اجتماعی جریان اصلاحات شد بلکه سبب به وجود امدن طیف ای تخریبی از داخل و خارج اصلاحات برای نابودی اصلاحات هم شد.

ه- نبود سازو کار تقسیم مسئولیت و قدرت و میل ریاست طلبی حداکثری در سران جریان:

تمامی طیف های اصلاحات شدیدا مایل بودند گزینه مورد نظر آنها رئیس جمهور شود و به حداقل قانع نبودند، یعنی نتوانسته بودند دو قوه مجریه و مقننه را بین خودشان تقسیم کنند، همه دوست داشتن قوه مجریه در احاطه انها باشد، بدون شک اگر دولت نهم هم اصلاحات طلب می شد باید منتظر سهم خواهی همراه با قشون کشی خیابانی برای پست های و وزارت های می بودیم، اصلاح طلب ها همه بهترین لباس هایشان را پوشیده بودند تا بر پست ریاست ویا وزارت تکیه کنند، گاها معاون ها و وزارت های را هم به قیمت حمایت و یا ... فروخته بودند این امر باعث دو موضوع است، اولا توهم مقبولیت و عدم اجماع و یا معامله و دوم مشخص شدن احوال اصلی جریان در میان مردم.

نه دی هشتاد و هشت www.881009.ir علل افول اصلاحاتی- تندرویی و کند رویی های سیاسی و عدم توجه به نیاز های معیشتی اصلی مردم:

تخریب ها و برخوردهای چکشی در دوران سازندگی و مساویی دانستن منتقد به دولت با مخالف نظام و اصل حکومت مردم را به شدت تشنه قدری ازادی اجتماعی و سیاسی و در اصل ازادی بیان وانتقاد کرده بود، این امر باعث شد اصلاح طلب های بتواندبا شعار های سیاسی قدرت را در دست بگیرد اما بازی های سیاسی اصلاحات در طول 8 سال و ضربه زدن به غرور ملی با سر خم کردن در مقابل قدرت های بین المللی و نیز بازی های و یارکشی های سیاسی و سوء استفاده از قشر دانشجو در این مدت مردم را از تند رویی و کند رویی سیاسی اصلاحات خسته کرد.

مردم در انتهای هشت سال متوجه شدند که اصلاحات همان سازندگی است با کمی رنگ به اصطلاح سیاسی و آزادی سیاسی به میدان آمدن تازه همین آزادی سیاسی هم به صورت مشخص به وقوع نپیوست.

مردم به خوبی دانستند اصلاحات بیشتر غم قدرت ودارند تا غم نان وآب مردم.

جریان اصولگرایی هم در آبستن بعضی از موضوعات فوق الذکر  و در گیر بعضی دیگر از این موارد بوده و هست، این جریان اگر تا انتخابات مجلس و انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم نتواند این ضعف ها را بر طرف کند آن وقت باید منتظر افول جدی اصولگرایان نیز بود.

نه دی هشتاد و هشت www.881009.ir علل افول اصلاحاتوالبته اصلاحات سعی دارد با برطرف کردند مشکلات داخلی و استفاده از ظرفیت های غیر اصلاح طلب مخصوصا دولت کارگزارانی و سازندگی نوین-دولت روحانی- بتواند دوباره سر بلند کرده و احتمالا در انتخابات دوره بعد مطرح شود.