نهِ ده

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

یکی از منابع با ارزش هر جریان یا کنشگر اجتماعی، سیاسی که نیازمند پشتیبانی اجتماعی باشد سرمایه هایی است که با عملکرد و یا محبوبیت خود در اجتماع به وجود آورده است.

انتخابات مجلس برگزار و آرای تمام کشور مشخص شد، مجلسی میانه رو از نظر طیف های سیاسی و هرکدام حدود یک سوم از مجلس را در دست دارند و البته یک سوم هم نمایندگان مستقل.


پ ن: چند وقت پیش که برای اختتامیه جشنواره اُسوه حَسن مهمان شهر قم و جهاد دانشگاهی بودیم این تصویر تو حرم انداختم، برای خودم جالب بود

نویسنده: محسن فینی زاده

****

دست می کرد تو جیبش و چندتا از همان شکلات های تکراری در می آورد، انگار همه منتظر این شکلات ها بودند، گاهی شک می کردم او را بیشتر دوست دارم آن شکلات ها را...

یکی موضوعات که در فضای سیاسی کشور همیشه با آن روبرو هستیم افرادی هستند که از جریان ها و حزب ها مختلف بیش از هر چیز زبان تیز دارند و مونولوگ تند بلد هستند و سعی دارند خود را آدمی معرفی کنند که همه چیز می داند ...

این همیشه در ذهن من بوده است چه مصداقی برای برتر بودن و اصلاح بودن وجود دارد وقتی دو نفر هر دو یک شعار را می دهند، یک مدل لباس می پوشند، هر دو عکس امام و رهبر را در جای، جای دفتر زندگی خود دارند و هر دو ...

این دو متن برایم خیلی خوب بود چون اولی را رهبر انقلاب گفته و دومی را شهید مطهری...

اینکه رقابت انتخاباتی بین احزاب و افراد به رقابت بین باشگاه های فوتبال تشبیه شود که هر کسی که برنده باشد برای فدراسیون افتخار است شاید بهترین تمثیل برای آنچه می خواهم بگویم باشد.


ارائه دهنده: محسن فینی زاده


 مقدمه

نوروز یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران ایران باستان است، و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن می‌گیرند. زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب می‌شود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.

برای بعضی موضوعات در اسلام سازمان بقوه ای در نظر گرفته شده است که در آیات و روایات به آن تاکید شده که لازم شکل گیری ان ایجاد حکومت اسلامی است، مانند سازمان نظامی و یا سازمان امر به معروف و نهی از منکر که همان ثبت بخش و ضامن اجرا قوانین و احکام ...

اما بعضی دیگر از موضوعات اسلام با هوشی فرا زمانی اداره آنها را به خود مسلمانان واگذار کرده است، اصطلاحی که امروز غرب با بوغ و کرنا سعی دارد به اسم خودش ثبت کند که همان مشارکت حداکثری مردم در اداره اجتماع است و به ابزاری مانند سازمان و موسسات مردم نهاد وابسته شده در مواردی که لازم بود خود اسلام و دین مبین پیامبر اعظم این کار را به صورت ریشه ای انجام داده.

یکی از موارد وقف است، سازمان مردم نهاد یا باید بهتر بگویمی مسلمان نهاد سازمانی فرا زمانی و باقی است که در آن شما اموال و دارایی ها خود را لازم نیست به کسی بدهید بلکه می توانید فلان ملک را وقف و بر شیوه هزینه کردش تا ابد نظارت کنید، از طرفی مطابق با شرع اصیل اسلام هیچ کس حق ندارد تحت هیچ شرایطی به تسلط یابد.

این امر از چند جهت حائز اهیمت است:

-        اموال و دارایی ها در مسیر طولانی سازمان های دولتی و حکومتی گم و تصاحب نمی شود، چون لازم نیست یک وقف را به حکومت حتی حکومت اسلامی اطلاع بدهید.

-        در گذر زمان این امکان وجود دارد اداره آن موقوفه را بین فرزندان به ارث بگذارید و مطمئن باشید که درست اداره می شود.

-        سنت زیبا و اجتماعی وقف در خانواده و نسل ها مختلف تثبیت می شود.

-        وجدان فردی به جای نظارت های بی سر و ته دولتی به موقوفه شما نظارت دارد.

-        با تغییر حکومت ها از صلاح به نا صلاح و یا بالعکس نگران از بین رفت موقوفه نیستید.

-        چون اداره موقوفه دست خود شماست هزینه کرد مالی و وقتی در آن متوقف نمی شود و با افزایش دارایی هایتان می تواندی آن موقوفه را تقویت کنید مانند یک مدرسه که امسال یک اتاق بسازید وبه مرور ان را کامل کنید.

-        در این حالت وقف حداقل و حداکثر ندارد هر دارایی هر چند کم و زیاد و چه مادی و چه غیر مادی می تواند وقف گردد.

-        چون شما اداره کننده ان موقوفه هستید در جایی که امکانات و دارایی خودتان اجازه ندهد دیگران را به مشارکت تشویق می کنید و انها به شما راحت تر اعتماد می کنند و ثمره اش می شود تبلیغات دائمی برای وقف

روایت معروفی از معصوم هست که وقتی با اصحابشان از جنگ بر می گشتند، معصوم آن جهاد (جنگ با دشمنان) را جهاد اصغر و جهاد با نفس را جهاد اکبر خواندند.

حال اگر مسیر جهاد در جنگ نرم  را هم جهاد بنامیم که این مطابق نگاه نایب معصوم (حضرت اقا) هست باید این جهاد را هم جهاد اصغر دانست و لازم این جهاد  را هم همان جهاد اکبر یا جهاد با نفس دید.

وقتی می بینی که بعضی از افراد که در فضای رسانه به اصطلاح ارزشی فعالیت می کنند و خود را پیش برنده در جنگ نرم می دانند اما شدیدا در خودشان لنگ می زنند...

وقتی می بینی که در فضای همین جبهه جنگ نرم اسم ورسمی در کرده اما سلامش به مردم عادی با سلامش به فلان شخصیت یا فلان حاج آقا فرق دارد...

وقتی می بینی که فلانی غوره نشده مویز شده و با استفاده و سو استفاده از فضای ارزشی، بر چسب حزب اللهی را یدک می کشد، دلش به چند لایک خوش است...

وقتی کف دست نوشته ها و صلوات فرستادن ها و ایستادن و از بازی حیا پایین نگاه کردنها می شود نقطه دلبستگی کسی...

وقتی با فروتنی، ریا می کنند...

وقتی هنوز برای نوشته هایت، ساخته هایت، گفته هایت لَنگ کف و سوت چند نفر دختر و پسر هستی..

وقتی با شعار مستضعفین بالا بیایی، هر روز که نشان تر می شوی مدل ماشینت بالا می رود و یادت می رود که ساده بمانی...

وقتی که همه وجودت می شود شال گردن هنریت و یا لیست شماره های تلفنت و یا...

وقتی تو به وسع خودت به همان راهی را می روی که عده ای بعد از جنگ رفتن و گفتند من... و دنیا سازی کردند و خودشان را بالا گرفتند و اشراف شدند...

وقتی به تو تلنگر می زنند به جای اینکه اندیشه کنی که شاید درست باشد منتقدت را می کوبی...

وقتی ابزارت به جای ایمانت می شود رانت و آشنا هایت و...

وقتی آدم را به چشم ابزار می بینی نه برادر ایمانی و با بزار ها دوستی می کنی برای رابطه ها...

آن وقت مطمئن باش ای مجاهد جهاد اصغر که در جهاد اکبر باخته ای ...

وای کاش در جنگ نرم مجاهدت نمی کردی که این مجاهدت تو سبب دوری ات از راه درست شده و این جهاد نرم تو شده است حجابت برای دیدن انچه باید...

و همه در معرض این جهاد هستیم، من شاید تو و هرکس به وسعش بعضی سخت تر و بعضی ...

و باید همیشه بترسیم که شاید همین که تحویلش نگرفتیم و رفتیم دنبال فلان شیخ، همین آدم کاری بود که به عهده ما بود...

شاید همنی دوربین، همین صلوات ها و همین لایک ها شده است، بُت ما...

وشاید...