نهِ ده

نوشته های محسن فینی زاده

نوشته های محسن فینی زاده







درباره من | ارتباط من | تلگرامم | توییترم
---------------------------------

بایگانی

۴ مطلب در تیر ۱۳۹۳ ثبت شده است

خـون نـداریم به دل تا به سر بـاده بریزیم

جـان نـداریم به کف تا پی دلـداره بریزیم

دم نداریم به لـب تا پی احساس جـدیدی

گُوهر از بهر رخش چون دل صد پاره بریزیم

آن دو چشمی که تو دادی به منش هرچه بگویند

خوش عزیز است اگر اشک پی نـاقه بریزیم

من نه خود در ره دلدار چنین مرثیه خوانم

او به من گفت که وصف غـمش،نامه نویسیم


چند سال قبل بود که جنس جدیدی از رسانه برای ارتباطات بین انسانی با عنوان شبکه های اجتماعی تحت وب و موبایل شروع به رشد کرد، تا قبل از آن بنظر می رسید که با وجود رسانه های مجازی، تلویزیون ، سینما، سایت ها و... و پیشرفت کمی و کیفی آنها دیگر رسانه به وجود بیاید.

رسانه اسلام (چه گونه از رسانه های غرب برای اسلام استفاده کنیم) www.881009.irبسیاری از بزرگان علم ارتباطات مانند مک لوهان معتقد هستند رسانه خود پیام است و به تعبیر بهتر جدا از محتوای رسانه خود رسانه هم پیام است، یعنی با هر محتوایی رسانه ای مانند تلویزیون حاویی پیام فراغت و خیال و غفلت است، سینما بدون خیال و تصور غیر واقع امکان ندارد...

انقلاب ما هم مانند بقیه انقلاب ها در سال های ابتدایی اش به علت نداشتن تجربه اجرایی با تندرویی ها و کند رویی هایی از سوی بعضی افراد جاهل و یا گاهاً مغرض روبرو بود به صورتی که در چند ماه اول انقلاب آرام شاهنشاهی از سربرگ نامه ها جدا نشده بود و ادارات در بعضی موارد همان مشی قبل خود را ادامه می دادند تا جایی که امام نسبت به این غفلت تذکر جدی داد. و از سوی دیگر افراد چون اکبر گنجی (اکبر پونس دیروز و روشنفکر امروز) با فرو کردن پونس در پیشانی دختران سعی در نشر حجاب داشت و یا به طعنه دکتر احمدی نژاد به مهندس موسوی که در زمان ایشان کسانی که از کروات استفاده می کردند کروات های آنها را با قیچی می بردیدند.

به صورت معمول بعد از مدتی همان افراد تند رو و یا کند رو از جامعه مدیریتی حذف می شوند و انقلاب به تعادل می رسد ، اینکه این تعادل به سمت تند رویی متمایل باشد یا کند رویی بیشتر توسط مردم و رهبران انقلاب مشخص می شود.

در کشور ما هم رهبر کبیر انقلاب بارها نسبت به کند رویی ها و تند رویی ها تذکر داد که از آنها به باقی ماندن بعضی از رفتار و سیستم ها از زمان شاه و عدم اصلاح آن از یک سو و از سو دیگر موضوعاتی مانند گزینش ها که امام تذکر داد در هنگام گزینش از جستجو در عقاید افراد جلوگیری شود.

اما نکته جالب در کشور ما این است که همان کارگزاران تندرو دیروز امروز مدعی اعتدال هستند، یعنی همان حسن روحانی که تا دیروز در جامع روحانیت - به عنوانی یکی از اصلی ترین گروه های راست - فعالیت می کرده چند روز قبل از انتخابات ریاست جمهوری می رود در جامع روحانیون عضو می شود تفاوت دیدگاه ها ها مشخص است-

ویا اکبر هاشمی رفسنجانی که خودش منشاء بسیاری از خفقانه ها بود و حتی به راحتی روزنامه منتقد را از دریافت کمک هزینه دولتی محروم می کرده و بسیاری از مشکلات زیر ساخت اقتصادی کشور ما ثمره مدیریت تکنوکراتی دولت ایشان است امروز آنچنان صحبت می کند که انگار آن کس که این کارها را کرده کس دیگری بوده.

مشکلات و برخوردهای غلط در زمان ریاست ایشان بر دولت با دانشجویان و دانشگاهیان منتقد آنقدر تند بود که به راحتی زمینه ساز جریان اصلاحات شد و خاتمی  با سخت گیری های هاشمی و وعده کم شدن همین سخت گیری ها رای آورد.

بسیاری از وزرا که امروز از نبود زیر ساخت ها حرف می زنند گاها از سال 68 تا 84 در سمت های بالا کشور بوده اند به واقع خودشان این سیستم را به چنین روزی انداخته اند اما حالا آنچنان صحبت می کنند که گویا دیروز از فرنگ به کشور بازگشته اند.

بعضی از مسئولین به اصطلاح فرهنگی که در سال های بعد از جنگ ریشه بسیاری از انحرافات را در فرهنگ کشور گذاشته اند امروز مدعی به نابود شدن فرهنگ هستند. خودشان فرهنگ را دولتی کردند حالا از مردمی شدن فرهنگ حرف می زنند و همچنین آنچنان از نبود بستر رسانه ای برای فرهنگ صحبت می کنند که کسی جرات نکند از آنها بپرسد که همین بستر ها باید در زمان 16 ساله دولت دوقلوی سازندگی اصلاحات شکل می گرفت نه الان.

ما آروزی اعتدال را داریم بدون شک، نه ما بلکه هر دلسوز انقلابی آرزوی اعتدال را دارد، نه هر انقلابی بلکه هرکس پیروی مکتب اسلام است خیر امور را در اعتدال و قرار گرفتن هر چیز در سر جای خودش و دور از تند رویی و کند رویی می داند ولی این دوستان که دم از اعتدال می زنند اول باید ببینند که ریشه بسیاری از عدم اعتدال ها از خودشان است اینها همان اکبر پونس ها اول انقلاب هستند و دوم مراقب باشند که به اسم اعتدال در گیر نوعی افراط و تفریط در اعتدال و استفاده خفقانه گونه از اعتدال نشوند.

 

 

 

 

در دیدار رمضان رهبر انقلاب نکته ای بیان شد که از چند دیدگاه حائز اهمیت است و آن جلوگیری از باشگاه سیاسی شدن دانشگاه هاست.

چند سالی است که به علت رسمی نا میمون ریاست دانشگاه ها با سرعت بسیار زیادی همگام با صحنه سیاست در حال تغییر است، مسیری که انتصابات و جایگاه ها را در سیستم علمی به جای اولویت علمی به سمت اولویت سیاسی سوق می دهد، مسیری که خواسته یا ناخواست سبب ایجاد موانع در جهت پیشرفت علم کشور است، پیشرفتی که در دید سیاسیون به اصطلاح اعتدال طلب بسیار ناچیز است و به فرمایش رهبری نیاز مند گردش و تور علمی برای آشنایی بیشتر با این پیشرفت ها هستند.

تبدیل شدن دانشگاه به باشگاه سیاسی با سه پارامتر قابل تشخیص است

اول: انتصاب و عزل سیاسی در سطح ریاست دانشگاه ها: که نمونه ان را می توانید به عزل های یک سال گذشته در دانشگاه های دولتی که به صورت بولذری انجام گرفته بیان کرد و یا به عزل های سلیقه ای مثل عزل دانشگاه آزاد شیراز با دلایل تفاوت نظر سیاسی و حضور یک سخنران...

 وقتی علت عزل و نسب یک مسئول در دانشگاه به جای توانمندی مدیریت آموزشی و تجربه مدیریت به سمت سلیقه سیاسی او حرکت می کند نتیجه آن این می شود آن مسئول هم به جای حرکت در مسیر علمی در مسیر سلیقه سیاسی اش حرکت می کند و اولویت اولش می شود راضی نگه داشتند کسانی که او را سر کار آورده اند.

نتیجه آن قلع و قمع کردن اساتید مخالف در موضوع سیاست در دانشگاه ها تبدیل به سنت شده و هر چهار سال و یا هشت سال یکبار دانشگاه ها یک مرتبه دچار زلزله سیاسی می شوند، معیار گزینش و انتصابات در محیط های علمی دیگر علمی نیست....

دوم: مخالفت و عدم اجراء قوانین مخالف با مشی سیاسی: مشخص است بعضی از قوانین و مقررات و آیین نامه ها و سرفصل ها به مذاق بعضی از جریان های سیاسی خوش نمی آید و فلان بخش نامه را مخالف هم گروه های سیاسی خود می دانند. در نتیجه قوانین با معضل اجرا روبرو می شوند که این را در بهانه آوردن ها در جرا به وضوح می شود دید.

قانون تا زمانی که قانون نشده و طرح یا لایحه است امکان جدل دارد اما و قتی قانون شد همه موظف هستند آن را انجام دهند خواه با آن موافق باشند خواه نباشند این حداقل درک از مقوله قانون مداری است.

سوم: حرکت های سیاسی و دانشجویی در جهت منافع جریان ها : در فتنه 88 و اتفاقات سال 87 شاهد آن بودیم که چگونه جریانات معاند با حضور لایه های دانشجویی دانشگاه های تهران چگونه کشور را به بحران نزدیک کردند.

 وقتی دانشجویان به جای مسیر یابی سیاسی و شناخت سیاسی دچار هیجانات سیاسی می شود مشخصا سودش برای کسانی است که دنبال فشار از پایین و چانه زنی از بالا هستند می باشد و ضررش برای محیطی علمی است که محصول مطلوبش دانشجو به معنی واقعی است.

شکر خدا خدا فضای رسانه ای و دانشجویی امروز کشور ما از همه لحاظ بسیار فعال تر از سال های قبل است و این امر اجازه تبدیل شدن دانشگاه به محیط غیر علمی را نمی دهد.

اشاره رهبر انقلاب به این نکته که در برهه ای در گذشته این اتفاق افتاده باید مورد توجه مسئولین وازت علوم قرار گیرد و نگذارند مسئولین و مخصوصا خط فکری های گذشته که سبب این شدند دوباره به صورت دیکتاتور یبه محیط اجرایی دانشگاه مسلط شوند.