نهِ ده

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

۱۱۰ مطلب با موضوع «تحلیلی و سیاست» ثبت شده است

این اولین بار نیست که اصولگرایان با چندین گزینه پا در عرصه انتخابات می گذارند، در سال 84 نیز تعداد گزینه های روز میز اصولگرایان بیش از یک یا دو نفر بود.

انتخاباتی  که به علت تعدد گزینه برای اولین بار دور دوم را تجربه کرد

افراد حاضر در انتخابات 92 نیز تا حدودی با همین موضوع رودر رو هستند، حضور قالیباف و ولایتی از سال 84 و جلیلی و حداد در این دوره به شرطی که رضایی را بنا به ادعایش مستقل بدانیم

اصولا برای هر کاندیدا در ایران چهار منبع رای باید در نظر گرفت

اول:آرای حذبی ؛ که درصد کمی از ارای موثر را تشکیل می دهد

دوم: آرای دفعی؛ که بریا رای نیاوردن یک نفر به شخص دیگری تعلق می گیرد (بخشی از آرای 84 احمدی نژاد برای رای نیاوردن هاشمی)

سوم: قومی؛ شامل آرای دوستان، همشهری ها و همکاران سابق است که قالبا بدون در نظر گرفتن نظرات و طیف کاندید و فقط برحسب نزدیکی وغالبا به امید توجه بیشتر از طرف کاندید به نزدیکان و یا همکاران سابق داده می شود (مثل آرای شمالی ها فلان کاندید متولد شمال)

چهارم: مشکلات صنفی؛ اصول این آرا بر مبنا انتقاد از گذشته است، مثل تاکید بر مشکلات بیکاران و یا معلمین، توجه به کمی حقوق بازنشستگان و یا پرستاران

پنجم: احساسی؛ این آرا بخش تصمیمات لحظه ایی برای رای دادن است ممکن است در این حالت گاها افراد به کسی رای بدهند که مخالف تمام موارد بالا و محاسبات مشخص باشد؛ شگردی که برای انتخابات دور دوم خاتمی به وضوح دیده شد و خاتمی به تمام مشکلات  نقص ها و وعده های بسیار زیاد عمل نشده خود فقط با چند قطره اشک پاسخ احساسی داد، درست است که هنوز هم حامیان خاتمی به او نسبت عمل نکردن به وعده ها را می دهند ولی در آن انتخابات با همه اینها او رای بالایی گرفت، این نوع آرا مشخصا دوام بالایی ندارد ولی به صورت اثرات ربودن آرای دیگران را دارد

این مسیر با همان شگرد ساده قطره های اشک این بار توسط اصولگرایان ، اصلاح طلب ها در این دوره استفاده شد منبع +

اما در مورد درصد آرای و ترکیب آرای لنتخابات هفته آینذه بایستی گفت:

اشخاص

اول:آرای حذبی

دوم: آرای دفعی

سوم:آرای قومی

قالیباف

شبه حذب شهرداری

دفعی احمدی نژاد

مشهد، همکارن قدیمی

رضایی

ایستادگی و احزاب خود ساخته

دفعی وضعیت بعد از انقلاب

جنوب کشور

غرضی

----

-----

-------

حداد عادل

رهپویان

-----

اهالی ادب

روحانی

شاید کارگزاران و احزاب نزدیک به پدر خواندگان

دفعی سبزی ها، وضعیت حال، و دفعی مذهبی ها


جلیلی

پایداری و بدنه حزب الله

-------

--------

عارف

اصلاح طلب ها و شاید مشارکت

تا حدودی مانند روحانی

اهالی یزد اشاره به عروس هایش در مناظره 15خرداد

ولایتی

راست سنتی مانند موتلفه

---------


نوع اول

با توجه به آرای کم این سه نفر به توضیحات اضافه پرداخته نمی شود

نوع اول: در این بخش رضایی آرای ایستادگی-حذب خود ساخته- و چندین گروه شبه حذب با اوست که اکثرا این حذب ها را دوستان او در تشخیص مصلحت و یا رسانه های نزدیک به او تشکیل داده اند،

قالیباف سعی دارد آرایی که با هم مسیر شدن در شهرداری با بعضی از محافل شبه حزبی به وجود اورده استفاده کنند مانند

نوع اول: او را باید تنها کاندیدا رسمی اصلاحات دانست البته روحانی هم با حمایت کارگزاران در این بخش با روحانی سهیم خواهد بود البته با عدم حمایت محقق و مدرسین تا حالا از هیچ کدام و نیز عدم اعلام نظر صریح پدر خواندگان اصلاحات هاشمی و خاتمی تا حدودی میر حسین- وضعیت اصلاحات نا مشخص است

ولایتی آرای است سنتی از قیبل موتلفه را دارد و لی باحضور امثال جلیلی جامعتین تا بحال سکوت کرده است

 حداد هم گویا فقط حمایت رهپویان-نزدیکان به زاکانی- را دارد

نوع دوم

آرای دفعی از احمدی نژاد به ظاهر برای همه در این دوره خوب بنظر می آید که همه به جز حداد و جلیلی در سطوح مختلف از ا استفاده میکنند

رضایی سعی در کسب آن دارد البته غرضی هم بی میل نیست، بخش دفعی آن بیشتر شامل ارای دفعی از وضعیت حال است

و در ضمن قالیباف بعد از ثبت نام هاشمی برای سود بردن از ارای ضد هاشمی برای اولین بار در طول همان چند روز فاصله تا احراز صلاحیت ها صحبت هایی علیه هاشمی انجام داد که با اعلام نظر شورا و عدم اعتراض هاشمی، قالیباف و مشاورین او غافل گیر و مجبور شدند تغییر مسیر مفتضحانه ایی بدهند و از تبعیت هاشمی تعریف کنندف مسیری که قطعا کور سوی کم حمایت هاشمی و جریان سرمایه از قالیباف را از او دور و به روحانی نزدیک کرد

اصلاحات روی این بخش حساب باز کردند، انها تنها گروهی هستند که می توانند آرای دفعی از اصل نظام را به خود نزدیک کنند ، آرایی که خاتمی با پز آرادی در 76 و میر حسین با رنگ سبز در 88 به میدان آرود

صحبت هایی از شجریان یا فرهادی در کنار نقد برخورد با ماهواره و یاحجاب از نشانه های ها این امر است

نوع سوم

بیشترین آرای غرضی را تشکیل می دهد، رضایی سعی دارد از همشهری های خود نیز بهره ببرد شروع تبلیغات از خرمشهر یکی از نشانه های است او در نظر دارد آرای بخش جنوبی کشور را به دو بخش اول همشهری و هم خونی و دوم با موضع جنگ و حضورش در جنگ کسب کند

نوع سوم:قالیباف در این بخش تاکید بسیاری دارد اولا به دوستان زمان جنگ خود ، دوم به همکاران خود در نهاد های قبلی مخصوصا شهرداری و سوم همشهری ها و هم استانی های های خود

حمایت بعضی از فرماندهان حال و اسبق سپاه مدیریت او در نیروی دریایی و مشهد- فرمانده هان نیذوی انتظامی و اصلی ترین آنها شهرداری

قالیباف در سال 84 دوبخش اول را به صورت به قوه دارد بود و نشان داد که رد صورت کسب مسدولیت به دوستان و حامیان گذشته خود شدیدا وفا دار است و در انتخاب ها هر گز انها را فراموش نمی کند افراد منند ایاذری مثال تام این موضوع هستند

اما در 92 امید اصلی او به شهرداری است،

او تمام پروژه های بزرگ خود را که اصلی ترین افتخار او بعد از حضور در جنگ است را توسط دوستان سابق خود انجام داده است

نوع چهارم

نوع چهارم: قالیباف هم مانند تمام کاندیدا ها روی این بخش حساب کرده و سعی دارد با حرف های پوپولیستی و عام گرا همراه با هم دردی با خانواده ها و مردم در صدی از ارای خود را از اصناف بگیرد

تاکید بر مسادلی از جمله اعتیاد، زن، بیمه از این قبیل موضوعات است

نوع چهارم: با اینکه او مانند دیگران سعی بسیاری در جذب ارای افراد در این بخش دارد اما قطعا نمی تواند اعتماد مردم را جذب کند که در مستند رضایی به وضوح به چشم می خورد

 نوع پنجم

رضایی روحانی،اشک هایی به این منظور ریخت اما با توجه به تکراری بودن جلب توجه نکرد

 قالیباف هم بدون شکا از این بخش استفاده خواهد کرد و باید منتظر اشک های روان و بغض در کلام او بود.

 بخش ویژه

 اما ان چیزی که رای نهایی را تعیین می کند رای بدنه ملت است، رایی که برخواست از مردم و با هدایت رهبری می باشد

تجمل گرایی و تکنو کرات بودن بعضی از به ظاهر اصولگرایان با هر هزینه و خرجی فرجامی به جز بدهی چند میلیاردی مانند سال 84 ندارد

برای اصلاح طلب  ها هم که با اشتباه بزرگ 88 سبب عدم رنجش مردم شد امید زیادی نیست

پیروز رقابت قاطعا کسی است که بدون استفاده از آرای دفعی و احساسی و بدون تخریب و روش های عوام فریبی با اصول علمی به اقتصاد و سایست و حفظ اراش و امنیت بپردازد

 

مسیر ساده است کافی است با اعتماد به نفس بنشینیم جلوی دوربین از مشکلات بشاگرد و روستا ها بگوییم، اگر شد چند قطره اشک هم سبب بهتر چسبیدن حرفهایمان می شود.

بعد با کمال اعتماد به نفس سوار ماشین بشویم و بریم شیان یا سعد اباد و یا هر جایی که قیمت ده متر از خانه اش برابر با چند خانه د رهمان روستا است

وقتی به هزینه های انتخاباتی آقای فلانی و یا هزینه ساخت مستند آقای فلانی نگاه می کنیم برایمان دو سوال پیدا می شود که آقا جان به نقل خودتان 3 میلیارد چند صد میلیون سال 84 خرج کردید، خوب یک به اصطلاح مدیر در عرض سی سال ماهی چند حقوق گرفته

یا شاید هم از دوستان گرفته ایی که بعدا...

بماند....

 

اصل 142 قانون اساسی است که مقرر داشته است: «دارایی مسئولین نظام و همسر و فرزندان آنان قبل و بعد از خدمت، توسط رئیس قوه قضائیه رسیدگی می‏شود که برخلاف حق افزایش نیافته باشد.» این اصل قانون اساسی و نیز قانونی که معروف شده است به «قانون از کجا آورده ایی؟»-قانون مربوط به رسیدگی به دارایی وزراء و کارمندان دولت اعم از کشوری و لشگری و شهرداریها و موسسات وابسته به آنها- در کشور ما چندین و چند سال است که وضع شده است و انشاالله اجرا می شود

اما سوی نگاه این یادداشت «ثروت و دارایی هایت از کجا آورده ایی؟» نیست بلکه سوال اصلی ما از مسئولین  این است که «آبرویت را از کجا آورده ایی؟»

چیزی که امروزه خیلی ها برای حفظ آن حاضر نیستند حقیقت را به زبان بیاورند و یا بخاطر اینکه احتمالی می دهند محبوبیتشان کم شود بنا به مصالح حرفهایی که باید را  نمی زنند .
ای کاش قانونی وضع می شد تا به مسئولین یادآوری شود که آنها نه در مورد دارایی بلکه در مورد همه داشته هایشان باید پاسخگو باشند

 

اگر از قبول مسئولیت برای خودشان آبرویی و احترامی درست کرده اند باید بدانند که اولا محل خرج آبرو همان جایی است که از آن آبرو بدست آورده اند و ثانیا نباید این آبرو و احترام و شخصیتشان را جای دیگری و برای حذب و گروهی و به نفع فلانی و فلانی و حتی به نفع خانواده و نزدیکانشان خرج کنند.

اینکه در زمانی فلان مسئول برای حفظ فرزندش از احترامی که بخاطر مسئولیتش در نظام از سوی مردم داشت سوء استفاده کرد تا زمانی که همین اتفاق برای یک نفر دیگر در مقابل یکی از نزدیکانش اتفاق افتاد همه اش مشمول همین قانون هست.

هیچ مسئولی حق ندارد از آبرویش که به واسطه نظام برایش درست شده سوء استفاده کند.

والبته ضامن اجرایی این قانون قطعا رئیس دستگاه قضا نیست بلکه صاحب اصلی نظام، مردم هستند که خود نظام هم آبرویش را از ایشان دارد.

 

اینکه بعضی از مسئولین-شما بخوانید خیلی از مسئولین- برای حفظ آبروی ظاهریشان چه کارها که نمی کنند غافل از اینکه خداوند حکیم و بلند مرتبه در قرآن عزیز فرمودند:

« قل اللّهم مالک الملک تؤتی الملک من تشاء و تنزع الملک ممّن تشاء و تعزّ من تشاء و تذلّ من تشاء بیدک الخیر انّک علی کلّ شئ قدیر » (26 آل عمران)
«
بگو خداوندا، ای مالک حقیقی، و حاکم مطلق، به هر که خواهی حکومت می بخشی، و از هر که خواهی حکومت را باز می گیری، و هر که را خواهی عزت می دهی، و هر که را خواهی خوار می گردانی،خیر در دست توست، حقا که تو بر هر چیزی توانایی

 

در این یادداشت سعی بر آن است علل افول جریان اصلاحات در میان مردم و رو به در گیری ها و اختلافات درونی رفتن اردوگاه اصلاحات طلبان را به اختصار توضیح دهد شود.

نه دی هشتاد و هشت www.881009.ir علل افول اصلاحاتالف-  فساد:

به صورت کلی در این دولت بلکه در تمامی حکومت ها، فساد از دو نوع فساد اخلاقی، اجتماعی و فساد مالی سبب از بین رفتن مقبولیت و مشروعیت دولت می شود، موضوع فساد و نشر آن را تا حدودی به رسانه ها مربوط می دانند اما با توجه به شرایط کشور و قدرت نفوذ خبر و شایع فرد به فرد ونیز بسته بودن رسانه در زمان اصلاحات و عدم افشا رسانه های اصلاح طلب علیه خودش این امر با کندی صورت گرفت و چون منابع رسمی و قطعی به وجود نیامد فقط اثر وکوتاه مدت از نوع تنفر از اصلاحات در میان مردم شکل گرفت به صورتی که  کاندید اصلی اصلاحات در سال 84 که مورد حمایت خاتمی هم بود رای بسیار کمی را توانست بدست آورد.

ب- تعدد مدعی:

این امر از یک سو سبب رشد است اما اگر این موضوع درست هدایت نشود اتفاقی می افتد که برای اصلاحات -و امسال برای اصولگرایان- افتاد، حضور چندین کاندیدا از دل یک جبهه در یک انتخابات و تخریب یکدیگر برای کسب درصد رای بیشتر و مناظر و بحث های علنی و تخریبی بر سر اینکه کدام یک در جبهه خود خالص تر هستند و رای بیشتری دارند سبب شکست آرا و دل سردی در مردم شده و پایگاه اجتماعی جبهه را متزلزل و یا بی تفاوت و یا حد اقل سر در گم می کند.

اصل این امر از رشد کمی جبهه و یا یک اختلاف عمیق برسر ادامه راه جبهه حکایت دارد که این اختلاف در اصلاح طلب ها در سال 84 برسر رابطه انها با نظام  روند ادامه حگومت بود که عده ایی در این امر تند رو و عده ایی میان رو و عده ایی کند رو بودند ، مسیر معین به عنوان نماینده طیف تئوری اصلاحات و حمایت محمد خاتمی از او ، مهر علیزاده و کروبی که هیچ کدام یگدیگر را قبول نداشتند.

نه دی هشتاد و هشت www.881009.ir علل افول اصلاحاتج- رادیکالیسم:

به صورت کلی تندرو ها سبب سقوط هر جریانی هستند و هیچ جریانی نیست که از آنها خالی باشد، این طیف که نگاه تک قطبی و آرمانی تند دارند دنبال مسیر کوتاه، از بین بردن کامل رقیب، تخریب یک باره مخالفین و مرجعیت تفکر خود در  تمامی جبهه هستند، نگاه مجاهدین از این گروه بود، کسانی که ماجرا 18تیر که در ظاهر یک اعتراض دانشجویی را بود می خواستند به یک شروع برای تغییرات مبدل کنند.

این طیف با موضع های ضد نظام، ضد اصول قانون اساسی نگاه به اصلاحات را در بین مردم و اصولگرایان به شدت تخریب کردند، عده ایی اصولگرایان که با روی کار آمدن خاتمی با خوش خیالی لبخند هایی را به خاتمی هم می زدند با روبرو شدن با این افراد مجبور بودند موضع ضد اصلاحات بگیرند و این امر تبدیل به چرخ پنچر اصلاحات شد که در اتوبان سیاست بهترین دلیل برای چپ کردن است.

نه دی هشتاد و هشت www.881009.ir علل افول اصلاحاتد- نبود فصل الخطاب:

در مسیر تصمیم گیری ها اولا برای دوری از  افتادن جریان در انحراف و ثانیا برای تصمیم گیری نهایی نیاز بسیار زیادی به فصل الخطاب است، فرد یا شورایی که حرف آخر را در تصمیم گیری های مهم بزند و مورد قبول و یا حداقل پذیرش تمامی و یا حدااکثر قالب باشد، جبهه اصلاحات در سالهای در دست داشتن دولت فاقد این مهم بود تا حدی که عده ایی حتی حرف عبور از خاتمی را مطرح کردند.

نه دی هشتاد و هشت www.881009.ir علل افول اصلاحاتالبته به تازگی حضور علنی هاشمی مخصوصا از سال 84 به بعد- جنسی دیکتاتور گونه از این فصل الخطاب را به وجود آورده که مثال عینی آن انصراف اجباری و تحمیلی عارف از عرصه انتخابات 92 بود

ن- نبود مسیر هدایت و هدایت کننده (رهبری):

مسیر جبهه اصلاحات مسیر نا مشخص و الگویی چند تکه از روشنفکری دینی تا رادیکالیسم فکری بوده و هست، اکثرا برای مشخص شدن مسیر آینده اصلاحات اجتهاد های لحظه ایی، شخصی محور و احساسی استفاده شده است.

در مسیر اصلاحات گاهی جریان حجاریان رهبری فکری را به عده داشته اند، گاهی موسوی خوئینی ها و گاهی هم خاتمی حرف هایی را زده است، نبود رهبر مشخص به عنوان محور وحدت و مشخص کنند مسیر ضعف مهمی از اطلاحات است.

البته این موضوع هم با تدابیر طیف کارگزارانی- هاشمی و جایگزینی بعضی از اشخاص سعی در برطرف کردن این مهم دارند اما آن طور که به نظر می رسد همچنان طیف وسیعی از اصلاح طلب ها سر در گم هستند.

و- رقابت و تخریب به جای هم افزاریی برای تحقق آرمان ها و وعده ها:

زمان بسیار زیادی از دولت اصلاحات صرف مناقشات درون جبهه شد تا حدی طیف های اصلاح طلب جلو یکدیگر لشگر کشی می کردند و طیف مقابل را متهمم به اشتباه، این موضوع گاهی به هواداری از یک فرد خاص در انتخابات و یا جنجال های روزنامه ایی می کشید، تفکرات مختلف موجود در حبهه اصلاحات به جای هم افزایی و استفاده از تفکرات مختلف در اداره کشور و توجه به نقاط مشترک مسیر اختلاف را پیمودند تاحدی که چندین و چند گروه جدی بین آنها به وجود آمد.

به بیان مواضح تر جریان اصلاح طلب به جای استفاده از ظرفیت های تفکرات مختلف به جدل در موضوعات گاها غیر مهم مشغول شد که این امر به صورت جدی این جریان را از پرداختن به امور اصلی، زیر ساخت حزبی و تشکیلاتی و سازه های اجتماعی باز داشت و حتی باعث تخریب حداقل موجود ای این موضوعات هم شد، صرف زمان بر سر موضوعات فرعی به جای حل مشکلات اصلی و وعده های داده شده به مردم شاید نه اینکه سبب تخریب پایگاه اجتماعی جریان اصلاحات شد بلکه سبب به وجود امدن طیف ای تخریبی از داخل و خارج اصلاحات برای نابودی اصلاحات هم شد.

ه- نبود سازو کار تقسیم مسئولیت و قدرت و میل ریاست طلبی حداکثری در سران جریان:

تمامی طیف های اصلاحات شدیدا مایل بودند گزینه مورد نظر آنها رئیس جمهور شود و به حداقل قانع نبودند، یعنی نتوانسته بودند دو قوه مجریه و مقننه را بین خودشان تقسیم کنند، همه دوست داشتن قوه مجریه در احاطه انها باشد، بدون شک اگر دولت نهم هم اصلاحات طلب می شد باید منتظر سهم خواهی همراه با قشون کشی خیابانی برای پست های و وزارت های می بودیم، اصلاح طلب ها همه بهترین لباس هایشان را پوشیده بودند تا بر پست ریاست ویا وزارت تکیه کنند، گاها معاون ها و وزارت های را هم به قیمت حمایت و یا ... فروخته بودند این امر باعث دو موضوع است، اولا توهم مقبولیت و عدم اجماع و یا معامله و دوم مشخص شدن احوال اصلی جریان در میان مردم.

نه دی هشتاد و هشت www.881009.ir علل افول اصلاحاتی- تندرویی و کند رویی های سیاسی و عدم توجه به نیاز های معیشتی اصلی مردم:

تخریب ها و برخوردهای چکشی در دوران سازندگی و مساویی دانستن منتقد به دولت با مخالف نظام و اصل حکومت مردم را به شدت تشنه قدری ازادی اجتماعی و سیاسی و در اصل ازادی بیان وانتقاد کرده بود، این امر باعث شد اصلاح طلب های بتواندبا شعار های سیاسی قدرت را در دست بگیرد اما بازی های سیاسی اصلاحات در طول 8 سال و ضربه زدن به غرور ملی با سر خم کردن در مقابل قدرت های بین المللی و نیز بازی های و یارکشی های سیاسی و سوء استفاده از قشر دانشجو در این مدت مردم را از تند رویی و کند رویی سیاسی اصلاحات خسته کرد.

مردم در انتهای هشت سال متوجه شدند که اصلاحات همان سازندگی است با کمی رنگ به اصطلاح سیاسی و آزادی سیاسی به میدان آمدن تازه همین آزادی سیاسی هم به صورت مشخص به وقوع نپیوست.

مردم به خوبی دانستند اصلاحات بیشتر غم قدرت ودارند تا غم نان وآب مردم.

جریان اصولگرایی هم در آبستن بعضی از موضوعات فوق الذکر  و در گیر بعضی دیگر از این موارد بوده و هست، این جریان اگر تا انتخابات مجلس و انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم نتواند این ضعف ها را بر طرف کند آن وقت باید منتظر افول جدی اصولگرایان نیز بود.

نه دی هشتاد و هشت www.881009.ir علل افول اصلاحاتوالبته اصلاحات سعی دارد با برطرف کردند مشکلات داخلی و استفاده از ظرفیت های غیر اصلاح طلب مخصوصا دولت کارگزارانی و سازندگی نوین-دولت روحانی- بتواند دوباره سر بلند کرده و احتمالا در انتخابات دوره بعد مطرح شود.

یکی از موضوعاتی که همیشه در صدر  توجهات دلسوزان نظام بوده و هست عدم فراموشی جریان ها و عوامل فتنه 88 در سطح جامعه و در فضای سیاسی کشور است

مجموعه ارزشی کشور و نهاد های انقلابی بایستی تمامی سعی خود را در مشخص شدن اشتباه و بی قانونی و ریشه های آن در جریان انتخابات سال 88 ریاست جمهوری داشته باشند، البته بخشی از آن تئوریک است که مورد توجه بوده و باید بیش از پیش مورد توجه باشد اما در بعد اجتماعی و به اصطلاح حافظه جامعه ی مردم هم باید فعالیت و کارهایی مدون و با فکر و برنامه ریزی انجام پذیر تا اصحاب فتنه و تفکرات مبنایی بروز فتنه با گذشته زمان و با تغییر ظاهر نتوانند دوباره سبب صدمه خوردن به کشور شوند.

چه کنیم فتنه فراموش نشود

یکی از این راه ها طراحی جشنوراه هایی است که ما بین 9دی تا 22 بهمن با موضوعات مرتبط مانند بازشناسی فتنه که سبب دو سه امر مهم میشود:

-        تقویت حرکت های رسانه ایی که تا به حال صورت گرفته و یا به دنبال بهانه ایی است تا شکل پیدا کند.

-        جشنواره ها جدا از ارائه به جامعه برای خود شرکت کنند به عنوان فردی دغدغه مند سواد و آگاهی به دنبال دارد چون برای تولید محتوا نیاز مند مطالعه و دانستن بیش از حد معمول خودش است.

-        مطرح شدن این موضوعات به عنوان مطالبه سبب محکوم شدن  فتنه گران در جامعه شده و نیز باعث می شود این موضوع بیش از پیش در حافظه اجتماعی ملت نهادینه شود

پارامتر های های مورد نیاز جشنوراه:

به صورت کلی و طبق تمامی جشنوراه ها ما نیاز مند سه موضوع هستیم:

چه کنیم فتنه فراموش نشوداول: محتوا

دوم: قالب

سوم: استفاده از خروجی

که الحق و انصاف در موضوع فتنه در هر سه ضعیف هستیم.

اینکه روحانی به راحتی بعضی از افراد رده بالای و موثر در فتنه را در کابینه خود جا می دهد حاکی ازآن است که ما خیلی کم کاری کردیم تا حدی که بعضی صحبت از حضور بعضی از افراد معلوم ها در کنار دولت می کنند.

در موضوع محتوا هم می توان تولید و در اختیار افراد برای استفاده در فضای رسانه ایی قرار گیرد، مانند مجموعه صحبت های صوتی و تصویری رهبر در مورد فتنه و یا ر همین بحث نیز از تولید مردمی استفاده کنیم و همین بخش را نیز به مسابقه و رقابت بگذاریم.

در  بخش قالب ارائه محتوا به صورت کلی سه بخش رسانه قابل تصور و پیگیری است:

اول: رسانه های مکتوب و نوشتاری: روزنامه، نشریات حرفه ایی، نشریات آماتور،  مقاله، خاطره نویسی، داستان، کتاب، داستان کوتاه، شعر، شعر طنز، متن طنز، داستان مصور،جزوات، ابتکارات مکتوب(فلاش کارت فتنه)

چه کنیم فتنه فراموش نشود

دوم: رسانه های مجازی و رایانه ایی: وبلاگ، ابزار وبلاگ نویسی،نشریات الکتورنیک، وب سایت خبری و تحلیلی، ویدیوکست، پادکست، شبکه های اجتماعی، سامانه های پیام کوتاه متنی و چند رسانه ایی(sms,mms)، بازی های رایانه ایی حرفه ایی، بازی رایانه ایی کم حجم(فلاش)، نرم افزار چند رسانه ایی حرفه ایی، نرم افزار های چند رسانه ایی کم حجم، کتاب موبایل، کتاب رایانه ایی، نرم افزار موبایل، ابتکارات مجازی

سوم: رسانه های صوتی و تصویری:فیلم، فیلم کوتاه، مستند، فیلم نامه، طرح فیلم نامه، پوستر، اینفوگراف، کاریکاتور، نماهنگ، سرود و ترانه، سرود جمعی(گروه سرود)، ابتکارات صوتی و تصویری

البته تمامی موارد بالا باید جهت دهی موضعی و مرتبط باشد والبته از تعدد کم در بعضی موضوع نترسید بلکه با تشویق سبب تقویت شد.

بعضی از موارد بالا با اینکه فضای به قوه خوبی در جامعه دارند ولی هنوز بکر هستند(مانند داستان مصور) بایستی با سرمایه گذاری و آموزش از این فضا ها و ابزار استفاده کرد.

سومین بحث که کامل کنند موارد بالا است بحث استفاده از تولید است، اینکه صرفا جشنوراه ای برگزار شود و حجم انبوهی تولید اتفاق بی افتد و مثال یک هفته جشنوراه فیلم برای خود سازنده های نمایش داده شود ان سود اصلی که اثر گذار ی در جامعه است قطعا محقق نمی شود، باید شرایطی به وجود آید که تولید کنند اهمیت پیدا کنند نه اثر تولیدی، به بیان بهتر شبکه ایی از افراد-که به نظر نویسند کم نخواهند بود- تشکیل شود به عنوان رسانه اعم سنتی و مدرن به صورت غیر متمرکز ولی منسجم کار کنند.

موارد پیشنهادی در زیر ارائه می گردد:

رسانه های مکتوب:

چه کنیم فتنه فراموش نشودنشریات(روزنامه، نشریات حرفه ایی، نشریات آماتور،  مقاله):

در بحث رسانه مهمترین محل برای استفاده از تولیدات و تولید کننده لینک کردن افراد و راه اندازی نشریات حرفه ایی است، در این موضوع حتما لازم نیست روزنامه یا هفته نام چاپ شود که البته اگر بشود بهتر است- می شود یک نشریه هفته ایی الکترونیکی و یا پی دی اف تولید و از طریق سایت ها و گروه های ایمیل انتشار داد.

مکتوبات قابل چاپ(خاطره نویسی، داستان، کتاب، داستان کوتاه، شعر، شعر طنز،  داستان مصور،جزوات):

مسلما افراد امکان چاپ کتاب داشته باشند بسیار کم هستند ولی با تلفیق افراد و تولیداتشان این امر ساده تر و شدنی تر است، چاپ کتب از طنز های نثر و شعر در یک مجموعه از چندین نویسنده

رسانه مجازی

وب ها (وبلاگ، ابزار وبلاگ نویسی، وب سایت خبری و تحلیلی، ویدیوکست، پادکست)

اول بایستی شبکه ایی تشکیل شود و به صورت تلفیقی از روش های هرمی و مستقیم و گروهی فعالیت کند که در شرایط خاص بتواند خوراک دهی کند

راه اندازی سایت و سامانه جامعه از سه وجه؛ اول جایی برای لینک کردن مطالب که افرادی که یادداشت ها و پست های ارزشی می گذارند در آن فضا باز نشر شود تا مورد توجه قرار گیرد، دوم برای خوراک دهی از طریق بسته های محتوایی و مکتوب و مجازی و پیام کوتاه، سوم برای بسیج های عمومی و حرکت های جمعی از نوع سیاسی یا مذهبی

شبکه های اجتماعی

موبایل(کتاب موبایل، نرم افزار موبایل، سامانه های پیام کوتاه متنی و چند رسانه ایی)

بازی های رایانه ایی (حرفه ایی و کم حجم)

نر م افزار(نرم افزار چند رسانه ایی حرفه ایی و کم حجم، کتاب رایانه ایی)

رسانه های صوتی و تصویری:

تولیدات تصویری(فیلم، فیلم کوتاه، نماهنگ، مستند)

تولیدات صوتی:( سرود و ترانه، سرود جمعی)

تولیدات خام:( فیلم نامه، طرح فیلم نامه)


برای این نوع تولیدات بایستی بستری تصویری و نسبتا پر مخاطب پیدا کرد، نویسنده پیشنهاد می کند نهاد های انقلابی و نیرو های ارزشی اقدام به   تاسیس شبکه تلویزیونی تحت وب کنند تا اولا پایگاهی برای عرضه محصولات صوتی وتصویری ایجاد شود و ثانیا با توجه به ضعف  رسانه ایی موجود در نشر آموزه های ناب انقلاب اسلامی بتواند از رسانه های صوتی و تصویری استفاده کرد.

 تاسیس این شبکه از دو جهت دیگر هم قابل اهمیت دارد ، اول اینکه برای افراد خارج از ایران هم قابل دسترسی است و منبع خوبی خواهد بود و از این لحاظ نیازمند ماهوراه نیست و دوم اینکه با راه اندازی بخش هایی عربی و انگلیسی می تواند جهت دهی برون مرزی هم داشته باشد.



نکته مهم این است این شبکه نباید تبدیل به یوتیوب اسلامی شود بلکه بایستی یک شبکه کامل فیلم، سریال ، اخبار ، گزارش، مستند ، برنامه تحلیلی، طنز و...- باشد که از بستر وب استفاده میکند.

در صورت نیاز می توان توضیحات بیشتری از این قالب نسبتا جدید رسانه ایی بیان اشت.

گرافیک(پوستر، اینفوگراف، کاریکاتور)

از محدود قالب های هنری تصویری که در جریان فتنه به خوبی به کمک فضای ارزشی امد وبا ارائه طرح های و پوستر های خود جوش کمک بسیاری کرد، این بخش با سامان دهی و آموزش افراد مستعد و دغدغه مند و تشکیل تیم های گرافیکی می تواند این پتانسیل را بیش از پیش فعال کند.

نکته آخر و مهم اینکه سطح برگزاری جشنواره ها بایستی به صورت جشنواره های کوچک - مثلا در سطح یک دانشگاه با مسئولیت یک شکل دانشجویی- باشد علت آن این است که امکان جذب در سطح کوچک بیشتر است، به عنوان مثل اگر جشنواره فیلم در سطح یک دانشگاه برگزار و 20 فیلم درآن شرکت کنند به راحتی می توان این افراد را سازمان دهی و حمایت کرد اما اگر رد سطح کشوری باشد و 2000فیلم شرکت کنند با توجه به پراکندی جغرافیایی و  از جنس های مختلف این اتفاق به سختی رخ می دهد

البته برگزاری یک جشنواره مادر در کل کشور که حاصل جشنوار های کوچک باشد خالی از لطف نیست.

وقتی نگاهی ساده و غیر سیاسی به کابینه روحانی نه دی هشتاد وهشت www.881009.irوقتی نگاهی ساده و غیر سیاسی به کابینه پیشنهادی جناب آقای روحانی می اندازی چند نکته جالب و ثابت در آن موج می زند:

الف- بیش از 80 درصد کابینه یا به صورت رسمی کارگزارنی هستند و یا از لحاظ تفکری به شدت نزدیک به کارگزاران هستند.

ب-اکثر کابینه در جریان فتنه یا جز ساکتین بودند و یا به صورت رسمی و غیر رسمی از اصحاب و یا حامیان میر حسین بودند.


ج-محل سکونت افراد پیشنهادی اکثرا در 3 یا 4 منطقه شمال شهر تهران با وسعت بالای هزار متر ویا منزل به اضافه ویلا در خارج تهران می باشد.

د- بیشتر افراد تا به حال -حتی در زمان نامه بدون سلام و یا در موضوع مهدی و فائزه هاشمی- یا اظهار نظری علیه خاندان هاشمی نکردند و یا جزء حامیان این خاندان بودند.

و-اکثرا در ستاد های هاشمی در سال 84 و میرحسین در سال 88 حضور و فعالیت داشته اند.

ه-اکثرا جزء منتقدین تند احمدی نژاد و تا حدودی تخریب کنندگان دولت هستند.

ی-اکثرا - به غیر رحمانی و پور محمدی که گویا از طرف برادران لاریجانی به دولت اضافه شده اند- از اصولگرایان نیستند.

به گمان آقای روحانی معیار اعتدال را آقای هاشمی می داند و انتخاب گزینه ها را با ایشان سنجیده است چون اکثر افراد همان تیم دهه 60 و 70 هاشمی هستند، که نشانه از عدم تیم سازی هاشمی دارد.

در این یادداشت قصد آن را نداریم که فعالیت های مفید و سازنده دولت آقا احمد نژاد را زیر سول ببریم و یا ندیده بگیریم بلکه می خواهیم کوتاه این دو دولت را با هم مقایسه کنیم ، دولتهایی که ریئس هر دوی آن احمد نژاد بوده است

1-اگر مهم ترین چیز در یک دولت را وزیران آن بدانیم با مقایسه افراد دولت نهم و دهم چند موضوع مشخص می شود

   حذف افرادی مانند: باقری لنکرانی، فتاح، هرندی، علی احمدی، اژه ای از دولت و جایگزینی آنها که مشخصه ثابت انها قاطعیت در ولایت مداری بوده به شکلی که شنیده ها از آن حکایت می کند

که فردی مانند هرندی به علت اعتراض به حضور مشایی در مسند معاون اولی در یک جلسه بعد از نامه حضرت امام خامنه ای از سمت خود در چند روز پایانی دولت نهم خبر می دهد

و یا اژه ای در اعتراض به سفر های عجیب بعضی ها به هند و کارها و شبکه سازی های همان بعضی ها سبب برکناری یک دفع آنها شده است

اما حال سوال اینجاست پس چرات امثال فتاح یا لنکرانی باید حذف شوند علت ساده است چون ممکن است بعد از دولت دهم برای ریاست جمهوری مقبولیت کسب کنند

این موضوع تا به انجا پیش می رود که وقتی موضوع انتخاب اعضای هئیت امنا دانشگاه آزاد پیش می اید با اینکه نام از سلیمانی، لنکرانی و علی احمدی به زبان می آید اما در عمل سه نفر غیر از اینها انتخاب می شوند

با نگاهی جدی به حرکت دولت دهم یک موضوع بدیهی است تغییرات در این دولت به سمت حذف تمام گزینه های احتمالی نزدیک به احمد نژاد است، تا به صورت یک طرف تنها کاندید انتخابات  فقط یک نفر باشد

 

2- بیماری خاتمی:

به این علت این بیماری را با نام بیماری خاتمی می نامیم چون دقیقا او هم در دور دوم به ان مبتلا شد، نوعی غرور از آرای بالای

همان بیماری که بنی صدر هم گرفت و سبب حرکت های اسفندشد

بیماری که با اخطار هایی از سوی بزرگانی چون ایت الله مصباح، علم الهدی، خاتمی و یا چهرهای مذهبی حامی احمد نژاد در انتخابات چون حاج منصور ارضی و یا سعید حدادیان داده می شود می توان شروع آنه را متوجه شد

 

3-جایگزینی مشایی مداری در ذهن دولت مردان به جای ولایت مداری:

اتفاقات که در روزنامه ایران بهد از جایگزینی جوانفکر افتاد شاید مثالی دقیق و واضح از این موضوع باشد که انقدر رسمی شد که عده ای از تحریر ایران استعفا دادند، این روال در بدنه دولت در حال رشد سریع است تا جایی که آیت الله مصباح آن را به شبکه ماسون تشبیه می کند، که البته تشبیه درستی است

این موضوع گاه در رفتار احمدی نژاد هم دیده می شود مانند نامه 5 روز در مورد مشایی و یا نامه 7 روز در مورد مصلحی که حضرت امام خامنه ای نام دوم را به خود مصلحی می نویسد و یا 215 نماینده اعتراض می کنند، و مهمتر از همه فضای جامعه به صورت خود جوش  از احمد نژا دور می شود

باید گفته احمد نژاد با تاثیر پذیری بیش از حد از مشایی به سمت دور از ولایت حرکت می کنند که اگر به زودی جلوی آن را نگیرید ممکن است سرانجامی نا میمیون داشته باشد

)این عکس خودم گرفتم(

شاید و قتی رییس جمهور در فروردین ماه چند سال قبل با تبریک سال نو برای اولین بار به صورت رسمی موضوع طرح تحول اقتصادی را بیان کرد کمتر کسی این چنین آینده ای را برای آن پیش بینی می کرد.

دولت نهم با روی کار آمدنش هیچ شیوه خاص اطلاع رسانی را الگوی خود قرار نداد و هر اتفاقی را به راحتی و بدون در نظر گرفتن عوارض آن به صورت مستقیم بیان می کرد رشاید بحران مسکن یکی ازبزرگترین خروجی های این چنین اطلاع رسانی باشد. اما نکته قابل توجه در سال آخر عمر دولت نهم خبر رسانی از طرح تحول اقتصادی بود که دولت روش «بگو و فرار کن» را به روش«ساعت شنی» تغییر داد به صورتی از ابتدای ارائه این طرح تا جمع آوری اطلاعات خانوار شاهد تورم برخواست از این موضوع نبودیم.

البته  شرایط تورمی بر اقتصاد حاکم بود ولی این تورم در رابطه با شایعاتی که ممکن بود با صراحت در بیان طرح در بین جامعه رخ دهد تقریبا خالی بود.

شاید اگر قرار بود این طرح مانند طرح های قبلی از قبیل سهمیه بندی بنزین، وام 18 میلیونی، زمین و...به اطلاع مردم برسد در همان فصل بهار شاهد شکستن سطح تحمل تورم بودیم که این امر نتایج وخیمی را به همراه داشت.

اما با اطلاع رسانی  سر بسته و تدریجی از ظهور شایعات جلو گیری شد و حساسیت مردم هم کمتر برانگبخته شد از طرفی با ارائه طرح های مختلف به جامعه و بازخورد گرفتن از آن دولت توانسته است از بروز بعضی پیش آمد ها جلو گیری کند، مانند آنکه در مدتی خبر از حذف تمام یارانه ها بود بعد از آن گفته شد فقط قرار است یارانه سوخت حذف شود و یا ارائه یارانه نقدی که ابتدا  خبر از باز شدن یک حساب  برای سرپرست خانوار بود ولی بعداً اخبار به سمت کارت هوشمند یارانه فردی رفت.

این شیوه سبب آمادگی عمومی برای این طرح شد و از بروز بحران اقتصادی جلو گیری کرد.

از طرف دیگر موضوع حذف یارانه که بخشی از طرح چندگانه تحول بود به موضوعات دیگر این طرح از قبیل فروشگاه ایرانیان غلبه نکردوبه جامعه زمان تحلیل در مورد موضوعات دیگر هم داده شد.

آخر کلام:آنکه تجربه 3 سال مدیریت دولت نهم شاید این دولت را از افرادی آکادمیک با سطح تحصیلات بالا به دولت مردانی با تجربیه و عمل کنند تبدیل کرده باشد

این موضوع تا جیی ژیش رفت که یکی از مسولین گفته بود یک روز قبل از اجرای طرح آن را اعلام می کنیم

شاید بتوان گفت انتخاب احمدی نژاد به عنوان «رییس جمهور دهم» بستگی به اجرای صحیح این طرح دارد چون هم یکی از بزرگترین پروژه های اقتصادی انقلاب خواهدبود وهم خواهد توانست پایانی  انتقاد های مخالفین از اقتصاد دولت باشد که با اجرای این طرح نقاط منفی اقتصادی دولت همچون موضوع نقدینگی، مسکن ، تورم و.. کم رنگ تر می شود.

آمار نشان که در سال 75 76 در مدارس دخترانه ، 75% دانش آموزان در سه پایه از حجاب کامل یعنی چادر استفاده می کردند و فقط نیمی از 25%  غیر چادری بد حجاب بودند. (آنهم در بیرون مدرسه)

اما در سال 81 این آمار کاملاً بلعکس شد به صورتی که فقط 35% دختران در مدارس از چادر استفاده می کردند و 65% مانتویی و نیمی از کل دختران محصل این سال بد حجاب بودند.

 اما در سال 83- 84  در مدارس تهران طی آمار غیر رسمی (که انشاءا... تأیید نشود) 85% دختران در سه پایه در کل استان تهران بدون چادر و بیش از34% دختران تهرانی محصل بد حجاب هستند

اما چرا ، مگر اینها همان دختران و یا خواهران و یا فرزندان آن دختران 10 سال پیش نیستند ؟!...

شاید اینها همان دخترانی باشند که وقتی 7 ساله بودند پدر و مادرانشان می گفتند: بچه هستند تحمل چادر را ندارند و نماز هم برایشان زود است ، از دین زده می شوند.

وقتی 8 ساله شدند والدین آنها باز گفتند: حالا مانده تا 9 سال ، هر وقت 9 ساله شدند هم چادر می پوشند و هم نماز می خوانند و هم....

وقتی 9 ساله شدند گفتند(والدین آنها): حجاب که چادر نیست باید حجم بدن معلوم نباشد، نماز هم  کمک می خوانند ، صبر کنید ، در دین که اجباری نیست؟!...

اما حال آنها نه 9 و یا 10 ساله بلکه 17 ، 18 و... ساله اند و در آینده مادران فرزندان ما ، اما نه چادر دارند نه حجاب ، با مانتو هایی (یا بهتر بگویم با پیراهن هایی که 4 یا 5 سانتی متر از پیراهن مردانه گاهاً- بلند تر است) می گردند و باز هم ما دین را با نظر خودمان عمل می کنیم نه با بیان اسلام.

مگر حالا از دین خوششان می آید ، که شما به بهانه دین از دین دورشان کردید .

و یقین دارم این پدر و مادر های  بازهم به بهانه دل سوز و....  توجیه هایی دارند،


تصویر تائتر در دورن مترو+ نه دی هشتاد و هشت www.881009.ir

گاهی ما انسان هابرای رسیدن به هدفی به ظاهر مقدس حاضر می شویم مقدساتمان را زیر پا بگذاریم

گاهی ما انسان ها حاضر می شویم برای اینکه چهره خوبی داشته باشیم، خیلی از خوبی ها را از چهره جامعه بگیریم

گاهی ما انسان ها برای بدست آوردن "توفیق خدمت" -شما بخوانید توفیق قدرت- به هر بی هویتی دست بزنیم

و گاهی انسان فرهنگ اسلامی اش را فدای شهرتش می کند

حتی حاضریم با هر کس و ناکسی و با هر ناچیزی دوست شویم

تصویر با لا تصویر تائتر هایی است که در مترو تهران برگزار شد

تائتری که به بهانه عید غدیر بود ولی  همان طور که از ظاهرش پیدا است فقط رنگ غدیرش همان یا علی پشت سر آن خانم است

حالا این دختر ها آیا با همان آموزه های دینی هستند یا نه مهم نیست

این می شود امادگی برای انتخابات با شیوه جدید و با استفاده از رای قشر خاکستری که از بعد از اصلاحات این قشر هرچند خاکستری هستند ولی پر رنگ ترین و مهم ترین قشر جامعه ما هستند

زیرا برای بدست آوردن رای این قشر خیلی ها خیلی کار ها کردند و قطعا می کنند

اما از دست این رنگ ها

البته همیشه لازم نیست تو دستور این کا را را بدهی کافی است تو سکوت کنی زیر دستانت خوب بلد هستن چه طور....

این سکوت ها بعد تو را به فلان موضع خواهد کشاند، مطمئن باش

 

دسترسي به صفحات: ۱ - ۲ - ۳ - ۴ - ۵ - . . . - ۷ - ۸ - ۹ - ۱۰ - ۱۱ -