نهِ ده

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

۱۱۰ مطلب با موضوع «تحلیلی و سیاست» ثبت شده است

اینکه رقابت انتخاباتی بین احزاب و افراد به رقابت بین باشگاه های فوتبال تشبیه شود که هر کسی که برنده باشد برای فدراسیون افتخار است شاید بهترین تمثیل برای آنچه می خواهم بگویم باشد.

برای بعضی موضوعات در اسلام سازمان بقوه ای در نظر گرفته شده است که در آیات و روایات به آن تاکید شده که لازم شکل گیری ان ایجاد حکومت اسلامی است، مانند سازمان نظامی و یا سازمان امر به معروف و نهی از منکر که همان ثبت بخش و ضامن اجرا قوانین و احکام ...

اما بعضی دیگر از موضوعات اسلام با هوشی فرا زمانی اداره آنها را به خود مسلمانان واگذار کرده است، اصطلاحی که امروز غرب با بوغ و کرنا سعی دارد به اسم خودش ثبت کند که همان مشارکت حداکثری مردم در اداره اجتماع است و به ابزاری مانند سازمان و موسسات مردم نهاد وابسته شده در مواردی که لازم بود خود اسلام و دین مبین پیامبر اعظم این کار را به صورت ریشه ای انجام داده.

یکی از موارد وقف است، سازمان مردم نهاد یا باید بهتر بگویمی مسلمان نهاد سازمانی فرا زمانی و باقی است که در آن شما اموال و دارایی ها خود را لازم نیست به کسی بدهید بلکه می توانید فلان ملک را وقف و بر شیوه هزینه کردش تا ابد نظارت کنید، از طرفی مطابق با شرع اصیل اسلام هیچ کس حق ندارد تحت هیچ شرایطی به تسلط یابد.

این امر از چند جهت حائز اهیمت است:

-        اموال و دارایی ها در مسیر طولانی سازمان های دولتی و حکومتی گم و تصاحب نمی شود، چون لازم نیست یک وقف را به حکومت حتی حکومت اسلامی اطلاع بدهید.

-        در گذر زمان این امکان وجود دارد اداره آن موقوفه را بین فرزندان به ارث بگذارید و مطمئن باشید که درست اداره می شود.

-        سنت زیبا و اجتماعی وقف در خانواده و نسل ها مختلف تثبیت می شود.

-        وجدان فردی به جای نظارت های بی سر و ته دولتی به موقوفه شما نظارت دارد.

-        با تغییر حکومت ها از صلاح به نا صلاح و یا بالعکس نگران از بین رفت موقوفه نیستید.

-        چون اداره موقوفه دست خود شماست هزینه کرد مالی و وقتی در آن متوقف نمی شود و با افزایش دارایی هایتان می تواندی آن موقوفه را تقویت کنید مانند یک مدرسه که امسال یک اتاق بسازید وبه مرور ان را کامل کنید.

-        در این حالت وقف حداقل و حداکثر ندارد هر دارایی هر چند کم و زیاد و چه مادی و چه غیر مادی می تواند وقف گردد.

-        چون شما اداره کننده ان موقوفه هستید در جایی که امکانات و دارایی خودتان اجازه ندهد دیگران را به مشارکت تشویق می کنید و انها به شما راحت تر اعتماد می کنند و ثمره اش می شود تبلیغات دائمی برای وقف

ما نباید نگران یزید شدن خودمان باشیم که البته اگر باشیم بی راه نیست چون بودند از نزدیکان یزید که روزی در رکاب امیرالمومنین شمشیر زدند و بعد شمشیر بر روی پسرش کشیدن و البته نباید نگران آن باشیم که جانباز جنگ دیروز باشیم قاتل حق امروز، بلکه باید نگران آن باشیم که روزی خودمان برای امامان دعوت نامه بفرستیم و بگوییم بی تاب تو هستیم در حضور تعجیل کن امام وقتی امام پس از هزاران نامه ما، به سمت ما با خانواده اش آمد نه اینکه او را پذیرا نباشیم بلکه برای کشتن او به هم سبقت بگیریم شمشیر تیز کنیم و وقتی شمشیر نداریم با سنگ... و دعوت کننده دیروز باشیم فرمانده امروز برای جنگ مقابل امامش، و چه قدر باورش سخت است و چه قدر ما خودمان را از این دور می بینیم...

والبته نباید نگران این به ظاهر انسانها باشیم که طول تاریخ پر است از کسانی که امروز آمدند و گفتند ما امام می خواهیم و فردا خودشان به نماز خوان بودند امام شهیدشان در محراب شک کردند و زهر داند و کشتن حجت خدا بلکه ما باید نگران آن باشیم که بدانیم حق با کیست و به هر بهانه ای حق را یاری نکنیم که قطعا بسیاری از آنهایی که حسین را یاری نکردند حق را می دیدند و البته از من و شما نماز خوان تر و به ظاهر ولایی تر بودند، گاه از نزدیکان حسین بودند که از سر هر چه بود با امام خود همراه نشدند و باز هم البته برای خودشان دلایل و توجیهاتی داشتند که ما هم همیشه برای نکرده هایمان و یا کرده هایمان توجیه می تراشیم و گاهی آن قدر خوب می تراشیم که خودمان هم باورمان می شود و فکر می کنیم ما چیزی را می بینیم که امامان نمی بیند و این می شود اول راه غفلت....

والبته نباید نگران این جمع حق بین و از ترس و مصلحت از حق حمایت نکن باشیم ما باید نگران این باشیم که با حسین به کربلا برویم و وقتی شب عاشورا بیت از سرمان برداشت آن وقت حق را تنها بگذاریم و بگریزیم تا حسین بماند و پست ترین آدم های عالم...

همراه حق باشیم تا شب حادثه وقتی فقط چند قدم مانده به صبح، مصلحت کنیم و از جنگ بترسیم سر سازش فرو آوریم.

وچه قدر عاشورا تکرار می شود و چه قدر کربلا همه جایی شده...

و ما باید ببینیم در عاشورا و کربلا امروز کجای صحنه ایستاده ایم...

عاشورا - 1394 - قبل از ظهر

نگاه می کنی به آرشیو پایان نامه ها و تحقیقاتی که در موضوعات مختلف در دانشگاه ها و محیط های علمی مختلف تا به حال انجام پذیرفته.

چه قدر حرف های خوب و واجبی که گاهاً خوب و کاربردی زده شده اما هیچ وقت از قالب نوشته به عمل حرکت نکرده و به آن حرفها عمل نشده ...

نمی دانم علتش چیست؟ علتش این است وقت نوشتن به فکر عمل کردنش نبودند و یا کسانی که باید به این حرفها عمل کنند ترجیح می دهند نسخه های آماده، امتحان شده و ظاهراً کم خطر غربی را عمل کنند.

­بنای دولت اسلامی بر مبنای خدمت به مردم و اداره امور مردم بر اساس شرع و قوانین الهی است، به بیان بهتر دولت اسلامی تشکیل می شود تا مردم را به  رشد وتعالی برساند.

نگاه به این موضوع در طول تاریخ جایگاه و تعامل ملت و دولت را نسبت به دیگر نوع حکومت ها متفاوت می کند، در نگاه اسلامی مردم شهروند نیستند بلکه مردم صاحب هستند به بیان بهتر در نگاه غرب دولت  حاکم به مدرم و برای برقراری نظم و احقاق حقوق شهروندی تشکیل می شود ولی در نگاه اسلامی دولت و حکومت امری الهی است که د رجهت رشد انسان شکل می گیرد در این نگاه انسان جزی از دولت است.

یکی از موضوعاتی که در مورد حسن روحانی مانند هاشمی رفسنجانی مشهود است سیاست ورزی در برخورد با افکار عمومی و حمله تند به منتقدان است.

این سیاست در زمان هاشمی رفسنجانی کار را به جایی رساند که انتقاد به عملکرد دولت در حکم مخالفت با اصل نظام بود به صورتی که این خفقان سبب ساز شد تا در سال 76 دولت اصلاحات با اهنگ مخالفت با هاشمی روی کار بیاید.

انسان به ذات غافل نیست اما انسان غافل زیاد است و شاید بشود گفت انسان های غافل همیشه بیشتر بوده اند و این غفلت با انسان بزرگ شده است.

غفلتی که امروز آن را به رسانه نوین نسبت می دهند نه اینکه زاده آن رسانه ها نیست بلکه زاده خود انسان است که از نسیان آمده، مگر آن وقتی که حجت های الهی و رسولان ظاهری بودند و هیچ رسانه نوینی نبود چنین غفلت هایی هم نبود.

نگاه زیادی خوش بینانه مکتب شیکاگو به رسانه مخصوصاُ تلویزیون و رسانه ها همسو سبب غرق شدن مردمان آن وقت جوامع در رسانه شد، مکتبی که تلویزیون را سراسر خوبی می دانست اما نگاه منتقدانه فرانکفورتی ها به تلویزیون که با مشخص شدن معایب توجه تام به آن نمایان شد.

از سوی دیگر نگاه مک لوهان ذات گرا به رسانه به عنوان وسیله پیام است و یا نگاه کاتز به عنوان رسانه ساده ابزاری که مخاطب انتخاب گرا.

اگر انسان بخواهد رشد کند باید بداند که چه هست و می خواهد چه شود، اگر آنچه هست را واقعیت حال حاضر او بدانیم آنچه باید باشد را آرمان او بخواینم این آرمان است که مقصد انسان را مشخص می کند، به بیان بهتر آنچه باشد در امتداد آنچه هست اتفاق می افتد.

در این میان قوه خیال به ما اجازه می دهد به آنچه دوست داریم باشیم هم فکر کنیم این امر خوب است به شرطی که این خیال سبب نشود ما از آنچه هستیم و آنچه باید باشیم جدا شویم و فقط خیال کنیم.

تکنولوژی از همان ابتدا با هدف کمک به انسان بوجود آمد و رشد کرد، با هدف اینکه انسان راحت تر زندگی کند، انسان که از زحمت و سختی می خواست رها شود به دامن تکنولوژی پناه برد، انسان گمان می کرد به چیزی پناه برده که مخلوق خودش است و قرار است با پناه برد به آن از زحمت هایی که خودش برای خودش درست کرده راحت شود، تکنولوژی شد تنها پناه انسان بی پناه ....