نهِ ده

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

۱۱۰ مطلب با موضوع «تحلیلی و سیاست» ثبت شده است

  بدون شک مسیر انقلاب اسلامی در سال های 45 تا 57 و حتی در زمان اوایل انقلاب به خصوص دوران دفاع مقدس وابسته به مساجد  بوده است

 در تاریخ انقلاب شکوهمند اسلامی مساجد نقش سازنده و موثر خود را در تقویت ایمان به­ هدف و همچنین گرد­آوری طبقات گوناگون از آحاد جامعه به­ خصوص جوانان ایفا نموده است. فرمایش حضرت امام بیانگر نقش مهم مساجد در پیروزی انقلاب است آن­جا که می­فرمایند:« این مساجد بود که این پیروزی را برای ملت ما درست کرد، این مراکز حساسی است که ملت باید به­آن توجه داشته باشند این­طور نباشد که خیال کنیم حالا دیگر ما پیروز شدیم دیگر مسجد می­خواهیم چه کنیم؟ پیروزی ما برای اداره مسجد است.(صحیفه امام خمینی (ره)، ج 13، ص15)

 مساجد در شروع نهضت نقش نقاط اجتماع و نیز پشتیبانی فکری و نگرشی را برای مردم و در اوایل انقلاب حتی نقش اقتصادی و معیشتی را در توزیع نیاز های مردم به عهده گرفته و به حق به خوبی از عهده آن برآمده است.

 ایشان خطاب به دانشگاهیان این چنین فرمودند: « این­ها از مسجد می­ترسند، من تکلیفم را باید ادا کنم به­شما بگویم، شما دانشگاهی­ها شما دانشجو­ها، همه­تان بروید مساجد را پر کنید سنگر هست این­جا ، سنگرها را باید پر کرد»(همان،ج 12، ص 393

  معرفی می کرده می­فرمایند: « مسجد در اسلام و در صدر اسلام همیشه مرکز جنبش و حرکت­های اسلامی بوده است. از مسجد تبلیغات اسلامی شروع می­شده، از مسجد حرکت قوای اسلامی برای سرکوبی کفار و وارد کردن آن­ها در زیر بیرق اسلام بوده است. شما که از اهالی مسجد و علمای مساجد هستید، با پیروی از پیامبر اسلام (ص) و اصحاب آن سرورکنید و مساجد را برای تبلیغ اسلام و حرکت اسلامی و قطع ایادی کفر و شرک و تایید مستضعفین در مقابل مستکبرین قرار دهید. (همان، ج 7، ص 65

آن زمان که مساله سکولاریسم و جدایی دین از سیاست مطرح بود و این از شگردهای استعمار انگلیس از دوران قاجار و بالتبح در دوران پهلوی شدت گرفت حضرت امام تاکید داشتند که مساجد می­تواند پایگاه سیاسی باشد به همین منظور می­فرمودند: «مساجد باید مجتمع بشود از جوان­ها، اگر ما بفهمیم که این اجتماعات چه فوائدی دارد و اگر بفهمیم که اجتماعاتی که اسلام برای ما دستور داده و فراهم کرده است چه مسایل سیاسی را حل می­کند، چه گرفتاری­ها را حل می­کند، این­طور بی­حال نبودیم که مساجد­مان مرکز بشود برای چند پیرزن و پیرمرد»(همان، ج 13، ص 325)

ونیز گفتند :« اگر این مسجد و مرکز ستاد اسلام قوی باشد ترس از فانتوم­ها نداشته باشید. ترس از آمریکا و شوروی و این­ها نداشته باشید، آن روز باید ترسی داشته باشید که شما پشت بکنید به­اسلام، پشت کنید به ­مساجد) .همان، ج 13، ص 21

از منظر حضرت امام راحل عبادت و سیاست به­هم آمیخته است در این باره آن امام عظیم­الشان می­فرمایند: در اسلام سیاست در عبادت مُدغَم است و عبادتش در سیاست مُدغَم یعنی همان جنبه عبادی یک جنبه سیاسی دارد. همین اجتماع در اعیاد برای نماز، جنبه سیاست دارد مسلمان­ها باید از این اجتماعاتی که هست از این اجتماعات استفاده کنند در صدر اسلام مساجد محلی بوده است که از همان مسجد ارتش راه می­افتاد برای جنگ با کفار و با قلدرها از همان مسجد آن­جا خطبه خوانده می­شد و مردم دعوت می­شدند. و از همان مسجد راه می­افتادند و می­رفتند طرف دشمن. در خطبه نماز جمعه مقدرات مملکت باید بیان بشود. مسایل سیاسی که در مملکت جریان پیدا می­کند مسایل اجتماعی که در مملکت باید جریان پیدا کند، گرفتاریهای مسلمان­ها و اختلافات مسلمان­ها در آن خطبه­ها باید طرح شود و رفع بشود. (همان، ج 4، ص 447

حال بحث اینجاست که مسجدی که در نظر امام راحل در این سطح از اهمیت است، مسجدی که بدون شک محل رویش انقلاب و تفکر انقلابی است، مسجدی که بدون شک یکی از پایه عای استوار ارزش های اسلام و انقلاب و سبب استحکام حقیقی اصول اسلام بوده و است، مسجدی که در جریان ها و فعالیت های فرهنگی، نظامی، اقتصادی و حتی سیاسی نقش پر رنگی را داشته چرا امروز از ظرفیت و جایگاه آن استفاده بیشتری نشود، مسیر سازی مبتنی به مساجد، مسیر سازی مبتی به دین را ثمره می دهد، بستر مسجد هرچند جزئی از بدنه انقلاب است-وشاید هم انقلاب نماد بیرونی و سیاسی نگرش مسجد- اما باید قبول کرد هنوز از تمام ظرفیت های مساجد استفاده نشده است.

مجموعه های ارزشی و نهاد های انقلابی بایستی با تغییر در نگرش یا بهبود نگرش فرهنگ مبتنی بر پایگاه مساجد را ساختار دهی کرده و به عمل برساند.

هنر مبتی بر مسجد به جد در طول عمر انقلاب خروجی در حد توان خود را نشان نداده-به جز هنر معماری- بایستی هنر -اقسام هنری حتی همر مدرن- از دو جهت آموزش در مسجد و رشد و اصلاح با اموزه های مسجد-که هر دو ملزوم هم هستند- را تجربه و سبک جدید را از هنر مدرن ارائه کند.

حرکت آموزش فرهنگ و هنر و حتی اموزش دینی فرهنگ و دینی هنر در خارج از مسجد بدون شک حرکتی از همین حالا شکسته خورده و معلوم عاقبت است، برگشتن هنر اصیل و هنر مدرن به دامن مساجد به عنوان پایگاه مستحکم اسلام و البته همراهی مساجد با ذات هنر مخصوصا هنر مدرن و جرات تغییر در هنر با آموزه های اسلام و نگرش مسجد محور بدون شک مسیر نو و جریانی تازه خواهد بود که دست پایین ما را در هنر مدرن در عرصه جهانی تبدیل به نگاه برتر و تهدیدات حال حاضر -که تمامی جوامع از آن رنج می برند را- به فرصتی طلایی برای بسط این نگرش حتی در سطح جهان دارد. 

 

بدون شک امام خمینی (ره) بنیادی را در ایران بنا نهادن که آنقدر مستحکم بوده که تاکنون با اینکه تمامی قدرت ها به هر وسیله ایی اعم از نرم و سخت اراده برای نابودی آن گرفتند ولی این  مسیر روشن هر روز فراگیر تر و جهانی تر شده است به صورتی که امروز  به عنوان یک مسیر جدا از شرق و غرب خوانده می شود.


انقلاب اسلامی جدا از اینکه در پهنای خاک مقدس ایران شکل گرفت از چنان دوامی برخوردار بوده است که با اینکه از همان ابتدا مورد تهاجم واقعه شده اما همچنان ایستاده است

- ترور شخصیت های شاخص انقلاب و یاران صدیق انقلاب نظیر بهشتی، باهنر، رجایی و بسیاری دیگر که هر یک از آنها برای سقوط یک انقلاب نو پا کافی بود

- تهاجم عراق به ایران جنگ 8 ساله در حالی که هنوز اندکی از استقرار جمهوری اسلامی می گذرد و کشور با توجه به فرار بعضی از فرماندهان ارتش هنوز ارتش را سامانه دهی نکرده است

- تحریک برای جدایی طلبی بسیاری از بخش های مرزی  کشور

- ترور کور و کشتار چند هزار نفری توسط منافقین

- غائله اسفند ماه بنی صدر

- تهاجم رسانه ها و رادیو های بیگانه

- تحریم ها که از ابتدای انقلاب شروع شد و قبل از اجرای هرکدامشان بیان می شود که این فلج کننده است

- آشوب های 87

- قتل های زنجیره ایی

- جریان های خود فروخته

- رسانه های خود فروخته داخلی

- جنگ نرم و حمله به پایه فرهنگی سبک زندگی ایرانی و سلامی

- فتنه 88

و هزار،هزار طرح و کودتای نرم و سخت که شاید بخشی از یکی از آنها برای سقوط یک انقلاب کافی باشد

 

انقلابی که از همان ابتدا عزم ایستادن روی پای خود را کرد و تا به حال به مدد حضرت صاحب چنین بوده است

حال سوال اینجاست : چه مؤلفه هایی سبب این استحکام شده است؟

امام خمینی (ره) پایه های انقلاب را روی چه ستونهایی بنا کردکه با این همه دشمنی و خرابکاری هنوز ایستاده است و تازه هر روز رویش هم دارد؟

چطور ایران مرزها را فتح می کند در حالی که دشمنانش هر روز و هر ساعت به تمام توان در حال حمله به مرزهای مادی و معنویی او هستند؟

چه طور سازهای نظامی  و ارتش را مستقر کرده است که تا به حال توانسته است محکم به ایستد؟

چه طور مردم را دل بسته انقلاب کرده است که مردم انقلاب را نه اینکه رها نکرده اند بلکه در سختی هایی مانند جنگ و اقتصاد یار انقلاب بوده اند؟

و بسیاری از سوالات دیگر که اینها انقلاب ایران را از سایر انقلاب های جهان نه اینکه متمایز می کنند بلکه حتی برتر هم قرار می دهد

انقلاب فرانسه چندین بار علیه خودش انقلاب کرد، بعضی از انقلاب ها از درون خورده شده اند اما در ایران نظامی را امام خمینی (ره) بنا گذاشته است که هر روز بر آرمانهای ابتدایی اش استوار تر می شود

شاید بتوان عوامل زیر را به اختصار تفاوت انقلاب ایران به رهبری امام خمینی ره از دیگر انقلاب ها دانست

الف- استحکام انقلاب بر موازین اسلام: اسلام دینی پویا و زنده است و به هیچ عنوان دچار تند رویی و کند روی-ریشه تغییر و تخریب آرمان ها-نمی شود و باتوجه به سابقه و تجربه بیش از 1400 ساله و نفوذ در میان مردم ایران پایه و منبع اصلی انقلاب است.

 

ب- استحکام بر روی مستضعفین و پا برهنه های: به صورت قطع از نکاتی که مکرر امام خمینی (ره) روی آن تاکید داشتند حضور همیشگی مردم مخصوصا مردم مستضعف و اینکه این انقلاب اصلا بر پایه مردم مسلمان و ولایت مدار بنا شده است، سرمایه ایی که بسیار بکار انقلاب امده است، مردمی که هیچ وقت انقلاب را تنها نگذاشتند و همیشه انقلاب را برای خود می دانستن تا جایی که که امام خمینی (ره) ملت ایران را برتر از ملت  های دیگر در تاریخ می دانند.

ج- استحمام بر صلاح و آسایش مردم: انقلاب  های دیگر کشور ها اغلب بر روی اصولی مستحکم شده است که در زمان کوتاهی با منافع و صلاح مردم به تضراب می رسد که در بهترین حالت کشور ها گاهی به اصول و گاهی به منافع نگاه می کنند -کشور های غربی بر منافع و کشور های کمونیسم بر اصول تاکید دارند-اما حضرت امام نظامی را بنا نهادند که جنسی از منافع و اصول را تعریف می کند-بنا به ریشه اسلامی انقلاب- که اگر به صورت صحیح اجرا شود هیچ وقت این دو به تناقض نمی خوردند هیچ بلکه سبب تعالی هر یک نیز می شوند در اصول، تعالی اجرایی و در منافع و آسایش تعالی ظاهری و باطنی.

د- انعطاف پذیری و پویایی انقلاب: ابتکاراتی که در طول سی چند ساله انقلاب رخ داده است شاید با حدود یک یا حت

ی دو قرن دیگر کشورها-از لحاظ تجربه سیاسی- برابری کند.

تعریف جمهوری اسلامی با ساختار نظام مند - ترکیب دین و مردم سالاری - تبدیل تهدید ها به فرصت ها در موضوعات بین الملل و اقتصادی - چرخشهای بین گروهی در جریانات سیاسی در بازهای کم زمانی  و بسیاری از این موضوعات که ریشه و اصل پویایی نظام را می رساند

---------------------

بازتاب:این یادداشت در خبرگزاری فارس(+)

 

  رویارویی غرب با  اسلام

تهدید ها امریکا و کشور های غربی به حمله به سوریه و انصراف مشروط آنها و تهدید چند سال قبل به حمله به ایران والبته حملات امریکا و غرب به عراق، افغانستان و پاکیتان مصداق رویارویی غرب و اسلام است

به بیان بهتر رویارویی غرب و اسلام موضعی قطعی و ریشه دارد است که سر منشا از مبدا تفکری این دو مکتب می گیرد به فرمایش مقام معظم رهبری در دیدار ائمه جمعه:دولت، مسئولان، سیاسیون، دیپلماتها و مردم باید تحرکات و رفتارهای پیچیده و ظاهرسازیهای حقوق بشری غرب و امریکا را با نگاه واقع بینانه و در چارچوب رویارویی عمیق و مبنایی غرب با  اسلام تحلیل کنند زیرا در غیر اینصورت در تمایز میان تاکتیک ها و راهبردهای طرف مقابل و حتی شناخت دشمن دچار اشتباه خواهیم شد  .

ریشه و این خصومت های آن را حضرت آیت الله خامنه ای گفتند:

غرب، در دوران استعمار، سیطره و سلطه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود را بر شرق از جمله دنیای اسلام گسترش داد و بواسطه پیشرفتهای علمی و فناوری ،اینگونه القاء کرد که الگو و مرکزیت همه محاسبات، دنیای غرب است  .

آنها حتی محاسبات جغرافیایی را بر مبنای اصالت و برتری دنیای غرب تغییر دادند و اصطلاحات نادرستی همچون خاور نزدیک، خاورمیانه و خاور دور را بوجود آوردند  .

خصومت ریشه دار غرب با اسلام که در آثار متعدد هالیوودی ، موضع های رسمی و غیر رسمی، عملکرد اقتصادی و کنش های نظامی آنقدر مشخص است که اگر محدود اختلافات چین و روسیه در چند سال اخیر بر سر توازن قدرت کنار بگذاریم تمامی اختلاف ها و مناقشات اصلی چند سال گذشته یک طرف ثابتش اسلام و سمت دیگر امریکا و متحدان غربی آن بودند.

پس بدون شک این رویارویی غرب که در فرمایشات رهبری مورد تاکید است بدون شک در مسیر و جریانات نخبه باید مورد توجه و در برنامه ریزی ها مورد توجه قرار گیرد.

جنگی که دشمن خودش را برای آن تا دندان مسلح کرده است اما هنوز بعضی از نیرو های به ظاهر خودی درگیر توهمات خودشان هستند.

تصورات خیالی بعضی افراد سست نظر این است که چرا نمی شود اسلام با غرب و تفکرات لیبرالیستی کنار بیاید، چرا ما مثل تمام کشور ها با غرب مخصوصا امریکا رابطه دوستانه نداشته باشیم؟

پاسخ آنها ساده است:

اول اینکه اسلام و غرب در اصول صد در صد مخالف هم هستند و قبول امریکا به عنوان دوست یا باید به همراه گذشتن و نادیده گرفتن اصول اسلام باشد یا گذشتن غربی ها از اصول غرب و تفکرات لیبرال- به صورت قطعا تا به حال غرب که از اصول مادی اش کنار نیامده- پس نتیجه ساده اش تبدیل شدن به کشوری به اسم اسلامی و در عمل اسلام امریکایی است.

دوم: دوستی در رابطه با یک قدرتمند زور گو نوعی خیال بافی بچه گانه است، امریکا در تاریخ کوتاه تشکیلش بیش از 188 جنگ و حمله نظامی به تمام نقاط جهان از آسیا تا آفریقا و حتی اروپا داشته است-این تعداد به جز حملاتی است که با حمایت مستقیم و غیر مستقیم امریکا و توسط دیگران انجام شده است- خوب دوستی با این کشور هرچه بنامی اش در حقیقت زانو زدن و تسلیم شدن در برابر اوست نه دوستی.

نگاه امام خمینی ره در این موضوع واضح و مشخص است به صورتی که بعد از قطع رابطه از سوی امریکا در جریان "444 روز" این چنین پیام می دهند: «ملت شریف ایران، خبر قطع رابطه بین ایران و امریکا را دریافت کردم و اگر کار‌تر در عمر خود یک کار کرده باشد که بتوان گفت به خیر و صلاح مظلوم است، همین قطع رابطه است. رابطه بین یک ملت به پاخاسته براى رهایى از چنگال چپاولگران بین المللى با یک چپاولگر عالَمخوار، همیشه به ضرر ملت مظلوم و به نفع چپاولگر است. ما این قطع رابطه را به فال نیک مى گیریم؛ چون که این قطع رابطه دلیلى بر قطع امید امریکا از ایران است. ملت رزمنده ایران این طلیعه پیروزى نهایى را که ابرقدرت سفاکى را وادار به قطع رابطه یعنى خاتمه دادن به چپاولگری ها کرده است، اگر جشن بگیرد حق دارد.»

بدون شک مسیر اسلام ناب روزی در مقابل مسیر مادی گرای غرب خواهد ایستاد و بدون شک دشمن در تمام این سال ها و بعد از آن در حال تجهیز شدن است تا به خیال خود تفکر و نگرش لیبرال -به عنوان تنها را نجات بشر- را روز فراگیر کند و دیگر یک پیر مرد روحانی با فاصله کیلومترها از کشور تمامی منافع غرب را از بین نبرد.

ای کاش بعضی از ساده دل ها که گاهاَ در کشور ما مسئولیتی هم دارند کمی-و فقط کمی- سرشان را از برف بیرون بیاورند تا حقیقت و واقعیت و اصل موضوع را درست درک کنند.

والبته سیاه دل های داخلی و خارجی که فقط اسم اسلام و خیر خواهی برای مردم را یدک می کشند مشمول این توصیه نمی شوند چون آنها خودشان را به خواب زده اند نمی شود بیدارشان کرد...

کشور هایی که دوستی با امریکا را به قیمت دادن اصول و ارزش هایشان خریدن امروز از ترس قیام مردمشان خواب در چشم ندارند....

این یادداشت در خبرگزاری فارس

این یادداشت در خبرگزاری دانشجو

این یادداشت در خبرگزاری اهل بیت ابنا

جنگ آخر سوریهچند روزی است با تهدید به جنگ امریکا و بعضی از متحدان اروپایی اش و نیز چند کشور عربی معلوم حال به بهانه استفاده از سلاح  شیمیایی در کشور سوریه؛ این موضوع به تیتر اول رسانه های جهان تبدیل شده است، اتهامی که از سوی سوریه و کشور های حامی آن به شدت رد شده است تا جایی که روسیه فیلم ماهوراه ایی و خود سوریه تصاویر شلیک توسط خود معارضین را به عنوان رد استفاده سوریه از سلاح شیمیایی نشان داده اند.

اما چرا این قدر سوریه مهم است...؟

اهمیت سوریه برای ایران و خط مقاومت:سوریه به علت قرار گرفتن در خط مقاومت و نیز نقطه رابط با لبنان و حزب الله و نیز همسایه فلسطین اشغالی بودن تبدیل به خط اول مقاومت و عقبه پشتیبانی و استرات‍‍ژیک مقاومت شده است، حضرت آقا با صراحت فرموده اند که هرکجا یک طرف جنگ اسرائیل باشد ایران طرفدار طرف مقابل است.

اهمیت سوریه برای روسیه وچین: اعضای صاحب وتو شرق یعنی روسیه و چین از سه جهت حاضر نیستن سوریه تحت هیچ شرایطی سقوط کند، اول بعد اقتصادی؛ دوم بعد نظامی؛ سوم سطح نفوذ در منطقه؛

روسیه شک ندارد با سقوط بشار سوریه به دامن کشور های غربی مخصوصا امریکا پنهان خواهد و این کشور رسما یکی از دوستان خود را که از نظر فروش تسلیحات نظامی و اقتصادی وابستگی به روسیه دارد را از دست خواهد داد،

چین هم یکی از  بازار ها و منابع خود را از دست می دهد و با سقوط دولت سوریه و حضور دولت احتمالی نزدیک به آمریکا و نزدیکی سوریه به مدیترانه باید منتظر حضور صنعت و صنایع غیر چینی در سوریه بود

بی شک اگر جنگی در سوریه شک بگیرد و از حالت چند حمله هوایی ساده فراتر رود باید منتظر تحولات جدی در منطقه بود یا به فرمود رهبر منطقه به یک انبار مهمات تشبیه کردند.

بعید نیست با حمله امریکا و محدود متحدانش استرالیا، عربستان، انگلستان و...- و حمایت حتمی روسیه و چینی و به خصوص ایران و حزب الله از سوریه موضوع سوریه از تجارب ناموفق افغانستان و عراق فراتر رفته و منتظر جنگی جدی چه از لحاظ سیاسی و حتی از لحاظ نظامی بین غرب و شرق باشیم.

گرو داشتن اسرائیل همیشه برگ برنده سوریه بوده و هست

به هرحال از نظر نویسنده محال است تهدیدات چند روز اخیر اوباما و ... از چند پرواز فراتر رود اما در صورت بروز در گیری بدون شک باید منتظر منفجر شدن انبار مهماتی بود که از شدت انفجارش اروپا که هیچ امریکا هم به لرزه در می آید.

افزایش 70 تا100 در صدی قیمت کالا های اثر گذار ، افزایش قیمت نفت و طلا ، بسته شدن احتمالی صادرات بخشی از خاور میانه و بسیاری از تغییرات باعث فلج شدن یک مرتبه اقتصاد جهانی خواهد شد.

ساده ترین کار در دنیا سیاست با استفاده از رسانه، برای تخریب رقیب

و سخت ترین کار  عمل کردن به وعده های داده شده و دوری از کار هایی است که آن ها را فقط چند ماه قبل نکوهش کرده ایی.

اینکه دولت شیخ حسن روحانی انشالله موفق باشد قطعا آرزوی هر ایرانی و مخصوصا قشر مستضعف است چون با ضعف دولت ها مخصوصا در مسائل اقتصادی بیشتر قشر مستضعف هستند که آسیب می بینند.

اما بحث اینجا است که شیخ پنجاه و چند ساله آیا می تواند بعد از گذراندن یک کار ساده حال بخش سخت عمل کردن به وعده ها را هم انجام دهد؟

آیا صحبت اخیر روحانی و تغییر حرفش از راه حل 100روزه برای مشکلات اقتصاد به رصد و اطلاع به مردم در این صد روز برای فرار است؟ آیا وقتی وعده 100روزه می داد به سختی کار آگاه نبود و در صحنه حاضر شد و یا این هم بهانه ای است برای....؟

البته مشخصا با توجه به شروع نشدن دولت یازدهم گمان زنی در مورد عملکرد دولت شاید قدری زود باشد اما در این یادداشت با توجه به وابستگی علنی روحانی به هاشمی قصد بررسی شیوه ثابت در عرصه سیاست که توسط اطرافیان هاشمی در این چند سال استفاده شده است را داریم.

مشخصاً روحانی نیز مانند خاتمی نیاز بسیاری به رسانه دارد، رسانه هایی که چندی قبل از زمان اعلام حضور او وعارف به عنوان توپ خانه تبلیغاتی شروع به صاف کردن مخالفان کردند، روزنامه ها و رسانه هایی که خوب می دانند چه طو می شود با فشار به افکار عمومی شخص معلوم حالی را به عرصه سیاست برگرداند.

هاشمی به خوبی می داند با بالا رفتن سن خودش و اطرافیان درجه اولش مصلحت این است دولت بتواند 8 سال پا

برجا به ماند اما باتوجه به روحیات ضعیف روحانی در بحران ها و نیز مشکلات بسیار زیادی که به واسطه تحریم ها و کارشکنی های داخلی و ضعف های ساختاری و جود دارد احتمال کوتاه بودن عمر دولت بیشتر از احتمال طولانی بودن آن است. پس باید منتظر بود تا همین توپ خانه بعد از مدتی با مطرح کردن شخص جدیدی در بوجود بیاورد.

رصد صحبت های اطرافیان روحانی و نیز عدم استفاده احتمالی از بعضی از شخصیت های مطرح اصلاح طلب صحبت های گاه و بیگاه در نگوهش بعضی از شخصیت های ،بیشتر برای این به نظر می رسد که در سایه 4 سال کار تشکیلاتی اصلاحات در سال 96 منتهی به سال 96 منتظر ظهور جریان نزدیک به اصلاحات اما با ظاهری متفاوت بود.

از طرفی با تخریب کامل اصولگرایان احتمال استفاده از این تخریب ها در چهار سال بعد بیشتر از هشت سال بعد است، به بیان واضح تر مردم بعد از کلی بدی شنیدن از دولت دهم منتظر تغییرات آنی هستند با عدم عمل به وعده ها که خیلی از آنها شدنی نیست-مانند و عده 100 روزه- مردم بعد از چهارسال از این دولت بر خواهند گشت که در صورت بروز این احتمال هاشمی مهره اصلاحات را به عنوان مهره جایگزین ارائه خواهد داد.

قطعا در طول سه سال اول دولت حسن روحانی توپ خانه قویی تبلیغی که از یک یا دو نقطه خط می گیرد را به نفع دولت فعال دید اما اگر احتمال رای نیاورند روحانی در سطح جامعه باشد آن وقت  در سال اخر باید منتظر تغییر مسیر در جهت منافع آقای هاشمی و چرخش توپ خانه تبلیغاتی بود

به بیان واضح تر اگر دولت روحانی در طول این چهارسال توانست نظر مردم را تامین کند که برای دوره بعد خواهد ماند اما اگر نشد با استفاده از شگرد سال 76 -تخریب سوری هاشمی و رای آوردن خاتمی- دولت نزدیک به اصلاحات را باید پای ثابت انتخابات دانست.

البته عده ایی اصولگرای ساده انگار-که با همین ساده اندیشی در انتخابات92 از کسی که سال 84 به نفع هاشمی کنار کشید به عنوان گزینه اصولگرا می دانستند - گمان می کنند روحانی هم از اصولگرایان ناب است و با حمایت از او می توان ادامه کار داد، که البته این هم از شگرد های سیاسی است که ساده لوحان همیشه به سادگی در آن غرق می شوند. بدون شک روحانی هم مانند خاتمی از مهره های سر باخته هاشمی و سیاست ورزی های او بوده است

.

که رابطهى «تکلیفمدارى» با «دنبال نتیجه بودن» چیست؟ امام فرمودند: ما دنبال تکلیف هستیم. آیا این معنایش این است که امام دنبال نتیجه نبود؟ چطور میشود چنین چیزى را گفت؟ امام بزرگوار که با آن شدت، با آن حدّت، در سنین کهولت، این همه سختىها را دنبال کرد، براى اینکه نظام اسلامى را بر سر کار بیاورد و موفق هم شد، میشود گفت که ایشان دنبال نتیجه نبود؟ حتماً تکلیفگرائى معنایش این است که انسان در راه رسیدن به نتیجهى مطلوب، بر طبق تکلیف عمل کند؛ برخلاف تکلیف عمل نکند، ضدتکلیف عمل نکند، کار نامشروع انجام ندهد؛ والّا تلاشى که پیغمبران کردند، اولیاى دین کردند، همه براى رسیدن به نتائج معینى بود؛ دنبال نتائج بودند. مگر میشود گفت که ما دنبال نتیجه نیستیم؟ یعنى نتیجه هر چه شد، شد؟ نه. البته آن کسى که براى رسیدن به نتیجه، برطبق تکلیف عمل میکند، اگر یک وقتى هم به نتیجهى مطلوب خود نرسید، احساس پشیمانى نمیکند؛ خاطرش جمع است که تکلیفش را انجام داده. اگر انسان براى رسیدن به نتیجه، بر طبق تکلیف عمل نکرد، وقتى نرسید، احساس خسارت خواهد کرد؛ اما آن که نه، تکلیف خودش را انجام داده، مسئولیت خودش را انجام داده، کار شایسته و بایسته را انجام داده است و همان طور که قبلاً گفتیم، واقعیتها را ملاحظه کرده و دیده است و بر طبق این واقعیتها برنامهریزى و کار کرده، آخرش هم به نتیجه نرسید، خب احساس خسارت نمیکند؛ او کار خودش را انجام داده. بنابراین، این که تصور کنیم تکلیفگرائى معنایش این است که ما اصلاً به نتیجه نظر نداشته باشیم، نگاه درستى نیست .
 
در دفاع مقدس و در همهى جنگهائى که در صدر اسلام، زمان پیغمبر یا بعضى از ائمه (علیهمالسّلام) بوده است، کسانى که وارد میدان جهاد میشدند، براى تکلیف هم حرکت میکردند. جهاد فىسبیلالله یک تکلیف بود. در دفاع مقدس هم همین جور بود؛ ورود در این میدان، با احساس تکلیف بود؛ آن کسانى که وارد میشدند، اغلب احساس تکلیف میکردند. اما آیا این احساس تکلیف، معنایش این بود که به نتیجه نیندیشند؟ راه رسیدن به نتیجه را محاسبه نکنند؟ اتاق جنگ نداشته باشند؟ برنامهریزى و تاکتیک و اتاق فرمان و لشکر و تشکیلات نظامى نداشته باشند؟ اینجور نیست. بنابراین تکلیفگرائى هیچ منافاتى ندارد با دنبال نتیجه بودن، و انسان نگاه کند ببیند این نتیجه چگونه به دست مىآید، چگونه قابل تحقق است؛ براى رسیدن به آن نتیجه، بر طبق راههاى مشروع و میسّر، برنامهریزى کند.

متن بالا فرمایشات مقام معظم رهبری در دیدار امسال دانشجویان در پاسخ به موضوع تکلیف گرایی و نتیجه گرایی بود، مناقشه ایی که چند سالی است در فضای سیاسی کشور مخصوصا در میان دانشجویان مطرح است،

این فرمایشات را باید آبی دانست بر آتش این مناقشات، ریشه اختلاف نظر در چند انتخابات مثل مجلس و یا ریاست جمهوری اخیر در میان اصولگرایان همین تفاوت دیدگاه است، تفاوت دیدگاهی که نتیجه گراها را به سمت هر مصالحه ایی می کشاند و تکلیف گرا ها را در دایره ایی بسته نگه میدارد.

در حقیقت اگر صادقانه به این فرمایشات بنگریم دیدگاه حضرت آقا خطی است برای مشخص شدن راه برای جریان های سیاسی کشور هرچند که در فضاهای دیگری هم کاربرد بسیاری دارد-

این دیدگاه از دو جهت قابل بررسی است:

الف- جریان های کشور بایستی اصول مسیر خود را براساس تکلیف گرایی بنا کنند و در عمل به تکلیف ترسی نداشته باشند و اگر موفق نشدند به پیروزی برسند از شکست ترس نداشته باشند چون وظیفه خود را انجام داده اند، مستحکم بر سر اصول خود بمانند اما در عین ها با استفاده از شیوه های صحیح مثل مذاکره و گفتگو بین افراد و برطرف کردن اختلافات و یا وساطت بزرگان و یا راه حل های صحیح دیگر سعی در تحقق نتیجه بهتر داشته باشند.

مثلا اگر در جریان انتخابات در میان 2یا3 لیست ویا 2یا 3 نفر اختلاف وجود دارد می شود با مذاکره این اختلاف را برطرف کرد مثل اگر جریانی در مورد موضع خارجی فرد پیشنهاد اختلاف دارند و برسر همین اختلاف گزینه جدیدی مطرح کردند می شود با سپردن بخش روابط خارجی به شخص دوم از تعدد گزینه جلوگیری کرد.

ب- باتوجه به اینکه فرمایشات رهبری فصل خطاب است تذکر رهبری در این امر جدا از برداشت نویسنده که در چند سطر بالا ذکر شد- نوعی تکلیف بر روی دوش هر دو نگاه-نتیجه گرا و تکلیف گرا- می گذارد که بایستی با توجه به فرمایشات رهبری از این به بعد مسیر خود را تعیین کنند.

اینکه رهبری با صراحت این نکات را بیان می کند علتش این است که ناخود آگاه و نا دانسته این اختلافات در دیدگاه سبب به وجود آمدن کدورت ها نشود و در عین حال بیان این دیدگاه های درسطح جامعه سبب سردر گمی مردم دل بسته به انقلاب و سوء استفاده دشمنان نشود.

حدود یک سال پیش بود که سعی زیاد در مورد ساخت دو مستند با موضوعات  بازشناسی اخوان مسلمین و نیز روابط ایران وامریکا (ریشه تحریم ها) کردم حتی طرحی هم آماده شد تا با ارائه آن به نهاد های حمایتی بتوانیم مقدمات کار ار فراهم کنیم.

این دو نقطه از جهاتی اهمیت داشت که ثمرات آن در مورد اخوان مسلمین در حال حاضر در مصر و در مورد امریکا و تحریم ها در زمان انتخابات و حتی حالا و مشکلات اقتصادی اخیر خودش را نشان داد.

اما متاسفانه نهاد های حمایتی حاضر به حمایت از دغدغه ما نشدند و فقط برایشان  سابقه و به اصطلاح تخصص مهم بود، نهاد هایی که هنوز هم در این دو موضوع آثار متعدد و شاخصی نساخته اند.

مبهم بودن روابط و ساختار اخوان در آن زمان، امروز مصر را به وضوح برای ما روشن می کرد و بدیهی می دانستیم که اخوان و مصر به زودی دچار مشکلات بسیاری می شود.

ما طرح و ایده را از سازمان تبلیغات تا اوج، ستند تجربی و هزار جای دیگر بردیم ولی....

در مورد تحریم ها و روابط بین ایران و ارمیکا که موضوع تازه ای نیست به نظر می رسید بسیاری از واقعیت های تاریخی فراموش شده و بایستی سابقه بد و عهد شکن امریکا با ایران بازگو شود تا عده ایی رابطه داشتن با امریکا را دری به سوی حل همه مشکلات  ندانند ، اما افسوس که در نهاد های فرهنگی و حمایتی ما از فیلم هایی نظیر یک خانواده محترم و یا با خرید مستند های بی سر و ته وقت خود را و امکانات سازمانشان را به معنی واقعی حرام می کنند اما حاضر نیستند برای ک بار هم که شده مثل آوینی به جوانانی اعتماد کنند دغدغه ی دین دارند، دغدغه ی امروز مصر و سوریه دارند، غدغه ی فردا کشور را دارند نه دغدغه ی لابی فیلم و یا مستند سازی را....

اگر ما نتوانیم از رسانه در ابعاد گوناگون به عنوان ابزار اهدافمان استفاده کنیم ، اگر نتوانیم از رسانه برای آگهی بخشی به فضای داخلی-مثل واقعیت تحریم ها و یا سوابق امریکا و...-استفاده کنیم مطمئن باشید دشمنان به خوبی استفاده خواهند کرد.

اگر ما حقیقت بیداری اسلامی را بیان نکنیم و انحراف ها نشان ندهیم مطمئن باشید هر خونی که در مصر و سوریه ریخته می شود پای ماهم نوشته خواهد شد...

وصیت امام خمینی به وزارت ارشاد و امور خارجه

نگاه امام خمینی به وزارت ارشاد و امور خارجه به حق بسیار بیشتر عملکرد حال حاضر و حتی برنامه های ارائه شده از سوی مدیران آن است.

امام خمینی با صراحت در وصیت نامه خود از وظایف وزارت ارشاد به عنوان " تبلغ حق مقابل باطل" یاد می کند تاکید می کند این وزارت خانه چهره واقعی انقلاب اسلامی ایران را در مقابل تهاجم تبلیغاتی تمام رسانه های گروهی وابسته به جهان عرضه کند.

امام با بیان اینکه قدرت رسانه ای ما ضعیف است تاکید می کند "جهان امروز روی تبلیغات می چرخد"

البته امام در وصیت نامه وظیفه تبلیغ را متوجه نخبگان نیز می کند

امام حتی به سفارت خانه ها توصیه می کند که در این رابطه نشریه چاپ کنند تا "چهره نورانی اسلام را برای جهانیان روشن نمایند" و تاکید می کنند"که اگر این چهره با آن جمال جمیل که قرآن و سنت در همه ابعاد به آن دعوت کرده از زیر نقاب مخالفان اسلام و کج فهمی های دوستان خود نمایی نماید اسلام جهان گیر خواهد شد."

نگاه حداقلی که در سال های  سازندگی و بعد از آن در وزارت ارشاد شکل گرفت باعث شد به جای نگاه به این آرمان ها که وزارت ارشاد و امور خارجه را وزارت صدور فرهنگی اسلام می کرد تا جایی پیش برویم که به فرمود رهبر در  وزارت فر هنگ و ارشاد اسلامی یک کار اسلامی هم شکل نگیرد.

حضور افراد معلوم حالی در این جایگاه مهم مانند مهاجرانی انقدر این وزارت را تضعیف کرد که نه اهداف جهانی بلکه در موضوعات فرهنگی و اسلامی داخلی هم توان مدیریت و فرهنگ سازی ندارد.

نگاه امام به جهان و نیاز جهانی به شنیدن صدا رسا اسلام نه در این بند وصیت نامه بلکه در سراسر بیانات امام در قبل و بعد پیروز انقلاب مکرر شنیده شد اما متاسفانه افراد مصلحت اندیشه با چهره ای دوگانه و بیانی فریبنده به اسم سازش با جهان و یا تنش زدایی اجازه بیان اصول و آرمان های اسلام را هم ندادند.

حضور افراد ضعیف، سست ایمان و غیر متخصص در وزارت ارشاد و خارجه آنقدر پیش رفت که امروز در بسیاری از حضور های قدرتمند ایران در سطح جهان در موضوعات فرهنگی و  دیپلماسی عمومی کمترین نقش را برای این دو نهاد که این موضوعات وظیفه ذاتی و علت تشکیلشان است دیده نمی شود.

تاکید صریح امام به نقش اصلی این دو وزارت خانه در طول چهار دولت میر حسین، هاشمی، خاتمی و در اوقاتی احمدی نژاد مورد بی توجهی قرار گرفت و امروز وزارت فرهنگ ما در امور داخلی فرهنگی در مانده و وزارت خارجه ما بیشتر وزارت تکذیب است تا بلندگوی مظلومیت مستضعفین.

نه دی هشتاد وهشت www.881009.ir این روز ها حسابی دعوا است

یک عده می گویند این همان امریکایی است که چند سال پیش 200 یا 300 نفر از هم وطنان ما را بی گناه با موشک در حالی که سوار هواپیما مسافر بری بودند زد و بعد به خودشان مدال افتخار دادند

عده ای دیگر هم می گویند آن روز ها دیگر نمی گذاریم این طور شود

یک عده می گویند اینها همان هایی هستند که وقتی ما در جنگ محتاج سیم خاردار بودیم میلیارد ها از سرمایه ما را بلوکه کردند و ندادند

عده ای دیگر می گویند حالا نمی گذاریم

یک عده می گویند ما هنوز چراغ سبز و حمایت های امریکا را برای حمله عراق به ایران را فراموش نکردیم

عده ای میگویند نگران نباشید این بار این طور نمی شود.

یک عده می گویند اینها به مردم خودشان به کشور های دوستشان  رحم نمی کنند و از همه جاسوسی می کنند.

عده ای می گویند ما نمی گذاریم جاسوسی کنند.

یک عده می گویند عاقبت دوستی با امریکا عراق است

عده ای می گویند با عاقبتمان این گونه نمی شود.

یک عده یم گویند خصومت 30 یا 40 سال امریکا به ما با یک لبخند ژکوندی حل نمی شود

عده ای می گویند بگذارید ما حل یم کنیم

یک عده می گویند ما ظلمی به امریکا نکردیم ولی آنها از هر لحاظ از مادی تا اعتباری به ما بدهکارند و باید عذر خواهی کنند

عده ای می گویند ما جنگ را دوست نداریم

و بدون شک هر مستضعفی و مخصوصاَ  امام خمینی (ره) به طور قطع جزء عده ی اکثریت اول هستند...

نه دی هشتاد وهشت www.881009.ir این روز ها حسابی دعوا است

چند روزی است با سفر جناب شیخ اعتدال به کشور امریکا  بحث مذاکره و گفتگو با آقای اوباما مطرح شده است، جدا از اینکه لبخند ظریف عمیق تر بود یا جان کری و یا اینکه شیخ ما اول خواست به اوباما امریکایی ها زنگ بزند یا اینکه اوباما دلش برای شیخ ما تنگ شده بوده موارد زیر را به عنوان یک ایرانی کوچک و به عنوان کسی که خودش را جز همان پابرهنه هایی می داند که قرار است تا آخر پای آرمان ها انقلاب بماند جهت تذکر و یادآوری بیان می کند:

  • همانطور که امام خمینی (ره) در تاریخ 19فروردین 1359 در پاسخ به قطع رابطه با ایران از سوی امریکا فرمودندرابطه بین یک ملت بپا خاسته برای رهایی از چنگال چپاولگران بین‏المللی با یک چپاولگر عالَمخوار، همیشه به ضرر ملت مظلوم و به نفع چپاولگر استمن کراراً گوشزد نموده‏ام که رابط ما با امثال امریکا، رابط ملت مظلوم با جهانخواران است.
  • و همچنین مقام معظم رهبری در بیانات در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع) در اول فروردین ماه سال هشتاد وهشت در این مورد چنین فرمودند: از اول انقلاب دولت آمریکا - چه رؤساى جمهور جمهورى‌خواهشان، چه رؤساى جمهور دمکراتشان - با نظام جمهورى اسلامى بدرفتارى کرد؛ این چیزى نیست که بر کسى پوشیده باشد. اولین کارى که از طرف امریکائى‌ها انجام گرفت، تحریک مخالفین پراکنده‌ى جمهورى اسلامى و کمک به حرکتهاى تجزیه‌طلب و تروریستى در کشور بود؛ از اول این کار را شروع کردنددر هر نقطه‌اى از نقاط کشور که حرکتهاى تجزیه‌طلب در آنجا زمینه‌اى داشت، انگشت آمریکائى‌ها را ما دیدیم؛ گاهى پول آنها را، و حتى در مواردى عناصر آمریکائى را ما در آنجا دیدیم؛ ........ به صدام چراغ سبز دادند؛ این یک اقدام دیگر دولت آمریکا بود براى حمله‌ى به ایران.
  • امریکایی ها هیچ وقت به منافعی غیر از منافع خودشان فکر نکرده و نمی کنند و باید مطمئن باشید در صورتی که حفظ منافع ما منافاتی با منافع آنها داشته باشد آن وقت آن روی آنها را خواهیم دید.
  •  مشکلات زیاد امریکا و متحدانش در عراق ، افغانستان، پاکستان، سوریه آنها را مانند گذشته مجبور کرده است که سهم ایران را در معادلات منطقه ای در نظر بگیرند این به اصلاح احترام که شما در این سفر از آنها دیدید ثمره زحمات تمامی این کشور هاست وگرنه از این حرف زدن ها قبل هم بوده است که در آخر رئیس جمهور همین کشور امریکا ما را محور شرارت خواند.
  •  مسیر ایرانی جدا از اینکه چه گرایشی داشته باشد به سند تاریخ هیچ وقت زیر بار زور و تحقیر اجنبی نرفته و نمی رود، مراقب باشید نرمش قهرمانانه امروز شما به ذلت احمقانه ختم نشود که اگر بشود از آن لحظه که تغییر مسیر ایجاد شود...
  •  بی شک اصلی ترین علت آسایش و عزت و نصر امروز ما خون شهیدانی است که سی چند سال قبل برای حفظ عزت این ریخته شده است، باید همیشه و در همه جا چه در زبان و چه در عمل به آن پایبند باشید.
  •  یادتان باشد نه امام و نه رهبر هیچ وقت راضی به سر شکستگی در مقابل دشمنان نبود و نیستند، اگر در زمان امام بر سر لانه جاسوسی و انقلاب دوم مذاکراتی با امریکایی ها شد و امروز برسر موضوعات هسته ای در زمان رهبر صحبت هایی می شود اما مسیر انقلاب بدون شکل هیچ وقت با مستکبرین و جهان خوار ها در مسیر قرار نمیگیرد.
  • قطعاَ صدماتی که امریکا به کشور عزیز ما در کودتا 28 مرداد و حوادث مرتبط و یا اینکه چراغ سبز امریکا به صدام که باعث کشته شدن بیش از 200هزار ایران شد و یا مورد هدف قرار دادن هواپیما مسافر بری و یا حمایت ویژه از گروهک هایی که دستشان به خون بیش از 17000 ایرانی آغشته است و یا محور شرارت خواند کشور با فرهنگ، قابل چشم پوشی نیست، اینکه امروز بنا به مصلحت با نظر رهبری نرمش قهرمانانه در دستور کار قرار می گیرد نباید این موضوعات فراموش و یا مورد غفلت واقع شود.