نهِ ده

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

۹۸ مطلب با موضوع «دل نوشته و شعر» ثبت شده است

دلم هلاک رخت هست ، بود، خواهد بود

لبم به پای می ات سالها پابند بود

هوای کوی تو آدم کند آدم را

وگرنه کل زمانه دلش پر از غم بود

سبو، صبو بوزید  خراب کرد سخنم

وگرنه حرف نگار سراسرش غم بود

چه جای شعر و شعور به پیش حضرت عقل

سکوت ما به دوعالم حکایت جم بود

کمین عقل نه پوید ضمیر عاشق تو

گمان که عقل و دل را به خادمی کم بود

اگر چه پرگنه وروسیاهم ای دوست

به وعده های مداوم غم دلم سر بود

گمان که حرف مگو است سر خلوتیان

تعجبم چه بگوم که سر او غم بود

میگفت: شرطش نماز است....

گفتم: پس بقیه اعمال چی...؟  حج، زکات و حتی جهاد

گفت: آنها سر جایش، شرط قبولی اعمال نماز است

گفتم: چرا ....

گفت: در اکثر اعمال یا به بعضی واجب است یا در زمان خاصی ولی نماز همیشه به همه مکلفین واجب است.

در بقیه اعمال شاید فهمیدن اینکه چه قدر اعملت خاصل بود سخت است ولی در نماز اسان چون اگر هواست به نماز نباشد خود متوجه می شویی.

همه اعمال در شرایطی از تو ساقط می شود ولی نماز حتی در بستر بیماری یا میدان جنگ با زهم واجب است و باید بخوانی حال کوتاه تر یا نشسته و یا خوابیده.

در اکثر اعمال مخاطب اجتماع است هرچند برای خداست ولی جنس نماز ارتباط مستقیم بین بنده وخداست.

نماز تنها نیایش و تضرع به درگاه خداست که واجب است.

در اکثر اعمال یا برای ساخت نفس است یا هدایت اجتماع اما نماز عصاره آن است.

نماز وقتی قبول می شود که همه اعمال واجب دیگر باشد، بدون خمس، بدون پاکی ، بدون حالال و حرام و... نماز قبول نیست.

بیش از همه اعمال تکرار می شود و در حقیقت بیشترین واجب است چه از لحاظ زمانی و چه از لحاظ تعداد.

 

قــبـــــــــل از اذان صـبح کمی باده سر گشیم

بـــــــــر زلـــف یار خود کمی ساده سرکشیم

-----------------

گــــــــر جان نمی رود به فدای تو با ک نیست

ما هر چه می کشیم به فدای تو می کشیم

-----------------

گویند که رمــــــــــــــز عشق نگویید و نشنوید

این خوش حکایتی است ز چه رو سرکشیم

-----------------

مــــــــــــا را نگفت یار که رو از دیـــــــــــار من

این هم بهانه ای ست که سر وپار بر کشیم

-----------------

دنبال دیدنش نــــــــریم ســــوی آســــمـــان

خود آسمان به زمین آید اگر خوب پر کشیم

-----------------

هــــرچـــــند رو سیه ام و از قــــافیه تهــــــی

امـــا بَر خـــیــال به آستان تو پــــر کشیـــــم

 

 

آدم وقتی بعضی از آیات قرآن را میخواند نمی داند باید خوشحال شود یا ناراحت، از یک سو امید به اصلاح و از یک سو ترس از عقوبت، نمونه اش آیه 45 سوره فاطر:

اگر خداوند مردم را به سبب کارهایی که انجام داده‌اند مجازات کند، جنبنده‌ای را بر پشت زمین باقی نخواهد گذاشت! ولی (به لطفش) آنها را تا سرآمد معیّنی تأخیر می‌اندازد (و مهلت اصلاح می‌دهد) امّا هنگامی که اجل آنان فرا رسد، (خداوند هر کس را به مقتضای عملش جزا می‌دهد) او نسبت به بندگانش بیناست (و از اعمال و نیّات همه آگاه است (45)

یه طوری بین بیم و امید می ماند انسان، همه اش نگران است آیا مهلتی که به او داده شده است سبب توبه اش می شود یا بیشتر شدن گناهانش

ما که دستمان بالاست، تسلیم، در این یک موضوع شک نداریم که اگر بنابود حضرت دوست مهلت نداده تا به حال هزار بار باید نابود می شدیم و در این نیز شک نداریم که انقدر ضعیف هستیم که در درگاه احدیت نه الان بلکه تمام عمر همچون بنده کوزه شکسته نسشته ایم تا ارباب خودش کوزه ما را درست کند و به قول آن عارف ما را مفتی ببخشد و به ما بدهد انچه را که به خوبانش می دهد اما ما یک از هزار آنچه خوبان دارند را نداریم...

نقل ما نقل گدا نیست، آخر ما از گدایان نیز بدتریم، گدا وقتی صدقه می گیرد یک دعا در حق صدقه دهند می کند حداقلش، اما ما بی چشم و رو ها عمری است از صدقات حضرت صاحب می خوریم دریغ از یک دعا ساده برای ایشان

ما منتظریم در مهلتی که خداوند به ما می دهد باید یک نفر هم بیاید دستما را بگیرد و مستقیم ببرد به پناه خدا و گرنه ما انقدر بی عرضه ایم که اگر جلو دربهشت هم رها شویم عرضه ورود به آن را نداریم.

آخر خداوند چرا به مایی که ان قدر بی چشم ورو و بیچاره هستیم مهلت می دهی...

آخر چرا به ما که از ولایت جز اسمش یدک نمی کشیم نعمت ولایت می بخشی....

آخر چرا ما را جیره خور اهل بیت قرار داری در حالی که اعمالمان هیچ شباهتی به این بزرگواران ندارد....

آخر چرا به ما مهلت می دهی....

 

زاهد از کوچه رندان به سلامت بگذر

تا خرابت نکنند تهمت بد نامی چند

نه دی هشتاد وهشت www.881009.ir  بیاینه پابرهنه هایی  که تریبونی ندارنداین یادداشت از باب دفاع یا بیان احساسات نیست، بلکه اینک لحظه مهم تصمیمی گیری در مورد جریانی است که صادقانه و صمیمانه  قدم هایی ارزشمند در مسیر اهداف خود برداشته است.جریانی که علی رغم همه مشکلات، تنها به خاطر عطر شرافت انقلابی اش، تمام خاطرات ملال انگیز، کینه ورزان کوته فکر و سنگ اندازی های بچه گانه، را به کنجی دنج در گوشه ذهن سپرده است تا عبور کند از زمانی که ایشان به کینه دامن زده اند.

چند وقتی است عده ایی کینه توز که سوابق و حال آنها در دولتهای تکنو کرات و لیبرال قبلی مشخص است و عده ایی از دوستان نادان زبان به سرزنش امثال ما گشودند که شما این را سرکار آوردید ببینید چه کرد، می گویند شما پابرهنه ها باعث شدید این جریان سر کار بیایید پس حالا باید ساکت باشید تا دولت بعدی را ما مشخص کنیم.

 کسانی که این قالیچه، پوسیده ی، رنگ باخته، نخ نمای، رفو شده، تهمت را دمادم بر دوش می کشند  و به بازار اجتماع می آورند و نمایش می گذارند ، مبارزه ای را به راه می اندازند که برد و باخت ندارد. ما برکنار از این رقابت های جاهلانه و حرص کور کورانه هستیم.
باید دور ریخت این اخلاق ماکیاولی را که هرکجا رسید بگوییم اینها همانهایی هستند که 88 می گفتند فلانی حالا تورم را ببین.
اینکه شما چه کرده اید خدا می داند، اما چرا خود را نماینده تام اختیار مردم میدانید؟!.
حوادث دوران اصلاحات و سازندگی همه را به بیاد داریم، باز گو کردن ان وظیفه همه است که ان شا الله ما هم به وظیفه خود در حوزه و  دانشگاه و هر منبر و میزی عمل خواهیم کرد
اما چرا شما اینقدر فراموش کار هستید فقط چند سال از ان سال ها پر درد گدشته است...

بترسید از زمانی که بی کینه گان بر همینه مرطوب کینه نفت بریزند، بترسید از روزی که همین پابرهنه ها بشوند شاکی شما به اصلاح مشتاقین ریاست و شما بشوید متهم هزار گناه بدون ثواب

شاید شما هر روز با تکیه به فلان منبع و فلان پول علیه ما بنویسید و هزار تهمت به ما بزنید، شکر خدا ما این فلانی و فلانی را نداریم و یا ما را مثل شما تحویل نمی گیرند، وشاید هم خوب می دانند ما اهل این نیستیم که به آنها باج بدهیم.

اما ما هم خدایی داریم..که از شما به او شکایت می کنیم، «براستی او بهترین حکم کننده است
مسیری سال 88 توسط عده ایی دغدغه مند این انقلاب و همان هایی که امام شان به آنها گفت که نگذارید انقلاب به دست نامحرمان بی افتد انجام شد حرکتی از روی احساسات نبود که حالا برای ما پشیمانی بیاورد، مسیری بود که در شرایط مشابه قطعاً دوباره طی خواهد شد و این بار با سرعت و دقت بیشتر بدون اشتباه
شکر خدا از سر انتخابات 88 امثال ما نه به ریاست سازمان رسیدند نه وزارت نه نمایندگی مجلس نه مشاور جوان و نه حتی یه شغل ساده، دوستان ما بیشتر از شما از موضوع بی کاری رنج می برند، که شما و آقازاده های شما چه از بیکاری و مشکلات اقتصادی می فهمید ...
این راه، کج راه است. این رابه دوستانی می گویم که در مسیر اصلاحات و سازندگی نیستند
بیایید راه خودتان را بروید نه کج راه ی دیگران را، راه شما راه دیگری است.
اینکه در این بازی ما برنده باشیم یا نه، مسئله ما نیست، که اصولاً مسئله نیست، خدمت به اهداف مقدس دینمان مسئله است. همان دینی که از روز اول روی دوش بلال بنا شد همان دین سلمان و همان دین حامی مستضعفین...همان دینی که امامش به دست برادرش .... وهمان دینی که رهبرش هنوز زیلوی 20 سال پیش در حسنیه اش پهن است، همان دینی که مسئولینش باید در حد مردم زندگی کنند نه دین شما که هر کدام از فرزندانتان در یک کشور می چرند و خود شما که حضورتان در یک همایش چند صد میلیون به بیت المال آب می خورد....
اگر میل به بررسی عملکرد دولت ها دارید ، مشکلی نیست، تمامی پابرهنه ها تقاضای بررسی عملکرد دولتها را دارند که هر کسی خطایی کرده است باید جواب بدهد
البته به شرط آن که تا آخر پای حرفهایتان بمانید؛ تمام دولت ها

ما با افتخار می گوییم ما پابرهنه های ای کشور هستیم
می جنگیم، استدلال می کنیم و رنج می ببریم اما هیچ وقت از آرمانمان و انقلابمان و رهبرمان کوتاه نمی آییم.

تورم هر چه هست قطعا برای شما که خانه چند صد متری در شیان یا الهیه دارید زیاد اثر گذار نیست ما هستیم که باید سختی را تحمل کنیم ... که البته خوبی هایی ما می بینیم که امثال بعضی ها مثل شما نمی بینند.

ما نامه دیگری هم نوشته ایم ، اما به جایی که سریع الحساب است، کسی که در روز معلوم افراد همین حالا در سمت های مختلف در حال خیانت به مردم و بیت مال هستند  را به اشد مجازات می رساند.
إن شاءالله

 

بی گناهان را گناهی جز نگاه نیست در سر

ای گناه بی گناهان، رخ نما تا ما گناهی بر رخ ماهت نماییم

عمر ما در حسرت رویت سیه شد ای نگارا

تو سفیدی بخش بر ما، ماه شبهای سیاهم

صبح دم می گفت مجنون، عمر من بادا فدای روی لیلی

من چه گویم که تمام هستیم از روی لیلی است

کوه ها را من نکندم، امر مولایم سبب شد

کوه سهل است پیش او، ماه را شق القمر کرد

عزم دیدارش کمی کار گران دارد ولی

شاه و بیچاره ندارد فرق هر که خواهدف یاعلی

ای صبح دل انگیز جهان منتظر توست

ای فارس غم ریز زمان منتظر توست

ما جمله به دنبال تو هستیم، عزیر دل زهرا

ای حجت اعظم، خدا منتظر توست

 

سرخوش شدم که تمام دلم شکست

در نغمه های  حسین باورم شکست

عمری به دیدن رویت سبک شدم

در اوج روضه سکوت غم شکست

وقتی به شعر محتشم می رسد دلم

بغض هزار ساله چشم ترم شکست

بی خود که نیست اسم مرا با تو می برند

نام تو همه بی نامیم شکست

سرخوش ز عاقبت با تو بودنم

این آرزو به گناهان من شکست

این آبها به ابد شرمنده ات شدند

آبی که نه در گلوی دشمنت شکست

سر های قدسیان به گمان شکست بود

از حال آن زنی که به کًجابه سرش شکست

آرام گیر سر پر درد آخر همسرش

از بس حسین گفت بغض عرشیان شکست

با من مگو ز غریبی غیر او

از بس غریب بود خود غربت هم شکست

حال هزار سال همه در ماتمش شدن

کافی که نیست چون مادرش نشست

 

این مهم نیست که جای معراج سعاده را برای تربیت فلان کتاب غربی گرفته، که اصلا کتاب  و مبدا تربیت مهم نیست، شیخ نراقی از تربیت تحت اینترنت چه سر در می آورد حالا فضای جهانی را باید متر کرد

و این مهم نیست فرهنگ ما فدای توسعه اقتصادی شده و می شود

واصلا مهم نیست با اینکه فرهنگمان فدا شد و توسعه دولتی را نه در این دولت و نه در دولت های فخیمه قبل نداشتیم و از کل صنعتی شدن فقط ساختمان های سر به فلک کشیده و ماهواره های رو پشت بام و این مانتو های بیچاره که هر روز به پیراهن شبیه تر می شوند.

این مهم نیست که آینده پیش روی انقلاب سعودی باشد یا نزولی؛ مهم این است که آقا زاده فلانی -که چندین سال پیش دچرخه سوار بود...!- نظرش چیست در موردبرطرف کردن اولویت بسیار مهم دوچرخه سواری خانم ها

اینکه چه شد که اقتصا کپونی شد تا این قدر در مورد حذفش حرف باشد مهم نیست نقاشی های ایشان مهم است که خیلی خوب است

چهار میلیون و اندی دانشجو به کجا می روند، خدمت سربازیشان چه یم شود، کارشان، زندگی یشان به کجا می رسد زیاد اهمیتی ندارد، مهم این است که بتوانند چند تا موج انتخاباتی راه بیاندازند

اعتبار روحانیت اهمیتی ندارد مهم ریش من است که باید دور نگ باشد حتی اگر این ریش دو رنگ خود من را دور نگ کرد.

خانه بیش از چند ده رصد مدیران کشور در شیان و 3یا 4 منطقه کشور باشد مهم نیست ، مهم این است وقت انتخابات یک سری به حوالی شهرستان های با جمعیت بالا و رای بده می زنند و حداقل به هر کدام چندصد وعده می دهند...

سی و چند سال است مردم همیشه پای انقلاب هستند اصلا مهم نیست، مهم آن بازی گر است که با چند ده میلیون دلش را به دست بیاورم و یا فلان آقا زاده است که خیلی راحت....

مهم فرهنگ نیست، اقتصاد و سامان دهی اقتصاد بهانه است، بین الملل فیلم بعضی هاست، مهم و خیلی مهم قدرت است، ریاست است و پول است....

 

امروز بعد از مدتی رفتم دانشگاه تا پیگیر کار های فارق التحصیلی بشم، بعد از اینکه کارم تمام شد گفتم یه سری هم به بچه های بسیج بزنم وقتی وارد دفتر شدم داشتن لوازم جمع می کردند آخه طبقه همکف اتاق گرفته بودند، تا وارد اتاق شدم یه حس خاصی پیدا کردم یه جوریی یاد گذشته ها افتادم روزهایی که 8صبح می امدیم دانشگاه تا 8 یا 9 شب گاهی هم 11 شب نگهبان ما را به زور می انداخت بیرون جالب تر آنکه خیلی روز ها یا کلاس نداشتیم یا اگر هم داشتیم...

میدانید وقتی آدم اوج جوانی اش را حدود 4 یا 5 سال می گذارد توی یک جمع دانشجویی چه حسی نسبت به اون پیدا می کند، این را فقط کسایی می فهمند که این کا را کرده باشند، احساس می کنی وارد بخشی از زندگی ات شدی البته بخشی که برای تو فقط دو چیزش باقی مانده است

اول: خاطرات تلخ و شیرینش

دوم: آدم ها تلخ و شیرین

ما جمع خیلی خوبی داشتیم که الان هم با بعضی هاشون ارتباط داریم

بعضی شون ادامه تحصیل دادن رفتن شریف، آزاد و یا تو دانشگاه خودمان دارند ارشد می خوانند خوب هر جمعی یه تعداد بچه ردس خوان داره دیگه

بعضی شون زن گرفتند رفتن سر کار-چند روز پیش عروسی یکشون بود که اون وقتها که مسئول تربیت بدنی بود نصف حاشیه های دفتر را تنهایی تامین می کرد حالا شد مستند ساز کلی رزومه دارد-

بعضی شون هم هنوز در گیر کارشناسی هستند و یا بعد از کارشناسی رفتن حوزه در می خوانند

بعضی شون هم هیچ نبودند حالا هم هیچی نیستند -خودم را می گویم-

جمع ما تو کل مجموعه خوب بود کارهای خوبی هم کردیم شاید نتیجه های خوبی هم گرفتیم

اما امان از دست اختلافات و این حس عجیب وظیفه بعضی ها

امان از بعضی ها که فکر می کنند بسیج جای اینکه بری به عنوان مسئول اون برای خودت رزومه جمع کنی و با این خبرگزاری اون رئیس صحبت کنی اما وقت کار و ... همه را بندازی گردن این و آن

بهترین روش هم اینکه بگی نفر قبلی نیرو سازی نکرده واز این حرف ها

والبته یک عده هم همیشه هستند که منتظر فرصت برای ...

والبته یک عده ساده لو هم

بگذریم داشتم حس را می گفتم

نمی دانم چه شد با اینکه وقت دکتر داشتم و خیلی هم دیر شده بود باز سر کمد گرفتم ، آخه سر خرید همین کمد ها خدا می داند چه کشیدیم تازه بعد از خرید یکی از همین ساده لو های مدعی کلاس اخلاق زنگ زد حسابی به ما خسته نباشید گفت

می دانید همیشه ما زا خودمان می خوریم نه از این ساده لو ها

ما از دوستانی می خوریم که منافق هستند -منظورم نفاق در آن حد نیست بلکه در همین حد یک تشکل دانشجویی- ظاهراشان مثل ماست ما به شان اعتماد می کنیم مجموعه رابه آنها می سپاریم ولی همه داشته ها واعتبار مجموعه را فدای خودشان می کنند ، خوب بد هستند از دو طیف بالا استفاده کنند و البته همیشه ساده لو ها و فرصت طلب ها سپاه نفاق هستند

اما من خوشحالم

تمام کسانی که صادقانه در کنار ما بودند الان برا یخودشان کسی شدند، به جایی رسیدن

اما کسانی که.....

بالاخره خدا عادل است و خدا حاکم است و خدا هست، پس ما غمی برای عزت مان و آبرویمان نداریم

----

یکی از رفقا خیلی غم این غلط املایی و غلط تایپی ما را می خورد، می گفت تو تولد هم غلط املایی بود. برای همین که این دوستانمان هم ناراحت نشود باهم غلط املایی را برطرف نکردم که به همین بهانه هم شده است یه زنگی به ما بزند و صدایش را بشنویم...

 

رسد ز دامن لیلی مرا سنگ عتاب

خوش است سنگ، زدامن لیلی اگر رسد به خطاب

به صد ناز و ترنم کند رو به سما

نماز عید بخوانید، گذشت ماه خدا

اگر به سهو روی ، رو به خانه غیر

زغصه گمراهی ات، فرستت  طایر

هزار حکمت، صد هزار رئوفت است بکار

به شوق وصل چه کنیم؟ جز صبر به دامن یار

زپند حضرت استاد نفهمیدم هیچ

بدون وزن، قافیه، شعری در هم پیچ

*************************

تکریم امیر بی پناهان ننگ است

تعزیم به درگاه خدایان سنگ است

تحریم نماز و رزوه و حج، باخبری است

اعجاز ندیده اند که قرآن سخت است

امال همه زمینیان هم بی تو

بر گوشه از کون و مکان هم چنگ است

گفتند که ما مسلمانیم حال

اما چه بگوییم که این هم رنگ است

گوییم که از فردای جهان بی خبریید

دانید که جایگاه زمانه تنگ است

گفتند که ما همه با خبریم

فعلا برسر نفت زمانه جنگ است