نه دی هشتاد و هشت

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...



درباره من | ارتباط من | تلگرام من | توییتر من
---------------------------------



آخرین نظرات

۱۹ مطلب با موضوع «راهیان نور» ثبت شده است

باید توجه شود که تلاوت صفحاتی در اردو و استفاده معنوی در همان لحظات هدف اساسی طرح نیست، بلکه هدف ایجاد رابطه بین افراد و قرآن است به نحوی که این انس پس از اردو هم حفظ شود .

برای رسیدن به این هدف ، روی یک سوره ی خاص تمرکز خواهد شد.

محاسن تمرکز روی یک سوره خاص :

-حل نسبتاً کامل مشکل روخوانی که برای بسییاری از افراد جز اصلی ترین دلایل دوری از قرآن است

پیامک هایی که در طول اردو با عنوان " ایست بازرسی"، فقط برای کادر ارسال می شد:

ایست بازرسی1:

 من، تو، او، ما، شما، ایشان فقط برای خدا کار کنیم!

ایست بازرسی2:

علامه طباطبایی پشت کار عجیبی داشت چندین سال برای تفسیر المیزان زحمت کشید روزی 14 ساعت مطالعه می کرد و شب و روز نمی شناخت از روزهای سال فقط یکروز را تعطیل میکرد و آن روز عاشورا بود.

ایست بازرسی 3:

ما در قبال تمامی کسانی که راه کج می روند مسئولیم. حق نداریم با آنها برخورد تند بکنیم، از کجا معلوم که در انحراف اینها تک تک ما نقش نداشته باشیم! شهید همت

ایست بازرسی4:

آدمی بنده خالص خدا نمی شود  مگر اینکه ستایش و نکوهش نزد او یکسان گردد. امام صادق(ع)

ایست بازرسی 5:

نامشخص

ایست بازرسی  6:

من از آنچه نمی دانید بیم ندارم بلکه از آن می ترسم که به آنچه می دانید چگونه عمل کنید. پیامبر اکرم (ص)

ایست بازرسی7:

گناهی که اندوهگینت سازد بهتر از کار نیکی است که به خود پسندی گرفتارت سازد. امام علی ( ع)  

ایست بازرسی 8:

 مومن محتاج سه خصلت است:توفیق از خدا، وعظ از خویش، قبول پند از دیگری

ایست بازرسی 9:

 راستی امروز برای خدا چیکار کردی؟

   بعد از اردو 2 پیام برای کادر ارسال شد که یکی بخشی از فرمایشات رهبر در فروردین ماه در جمع مسئولین دولتی بود که پیدا نکردم اما دو پیام دیگر عبارت اند از:

 فریاد روزگار ماست روح خدا، در روزگار قحطی هر فریاد، در روزگار قحطی هر جنبش، هر کوشش، فریاد روزگار ماست...شعر مرحوم شریعتی در تجلیل از امام

 رهبر معظم انقلاب:

دستگاهها بایدازآنچه شورای عالی انقلاب فرهنگی ابلاغ میکند,مثل یک امر واجب الاطاعه,اطاعت کنند.

 پیام هایی که در طول اردو و بعد از آن برای تمام زائرین ارسال می شد به صورت زیر است. آنهایی که با عنوان ((بار گران)) است مربوط به بعد از اردو است:

 ****

 "ما عاقلانه تصمیم می گیریم و عاشقانه عمل می کنیم" شهید سید حسین علم الهدی

 ****

 اولین پیامک بعد از اردو:

بارگران - زندگى همچنان جاریست وشهریان همان اند که بودند، اما من ازشهدا خواسته ام همانى نباشم که بودم.

بارگرانى بر زمین مانده است...

 ****

 بارگران-شکایت حضرت رسول ازمن وتونزد خدا:" ان قومی اتخذوا هذا القران مهجورا - خدایا، هماناقوم من قرآن رامهجورداشتند

بارگرانى برزمین مانده

 ****

 پیام در روز آخر اردو :

تنها چیزی که ما را از شیعیان پنهان می دارد همانا اعمال ناپسند و ناخوشایندی است که از آنها به ما می رسد... امام زمان (عج) 

 ****

 بارگران - راه ما آنروز تمام میشود که همه احکام اسلام جارى بشود. امام خمینی (ره)

  ****

 بارگران - یکى ازمهمترین مسئولیت هایى که ما انقلابیون مسلمان بردوش داریم درک سخنان امام است.

سیدحسین علم الهدى

بارگرانى برزمین مانده است.....

****

 پیامک در ایام سالروز شهادت شهید آوینی:

آخرین مقاتله ما-به مثابه سپاه عدالت-نه بادموکراسی غرب که بااسلام آمریکایی است،که اسلام آمریکایى ازخودآمریکا دیرپاتراست. سیدمرتضی آوینی

  ****

 بار گران- عزیزان من! ما از حصر اقتصادی نمی ترسیم ، ما از دخالت نظامی نمی ترسیم؛ آن چیزی که ما را می ترساند وابستگی فرهنگی است.امام روح الله(ره)

 ****

 امام خمینی:"نباید نگران باشیم که مبادا شکست بخوریم، باید نگران باشیم که مبادا به تکلیف عمل نکنیم."راستی تکلیف امروز ما در برابر ظلم به مردم بی پناه غزه چیست؟ بار گرانی بر زمین مانده است

 ****

 خودت را به دست حوادث و جریانها نسپار. خدا تو را آفریده تا به وجود آورنده جریانها باشی نه تسلیم شونده برابرشان. شهید بهشتی

حرکت از لرستان

در ادامه جزییات برنامه اردو را مشاهده می فرمایید:

 

سه شنبه 3/12/89

v     سا عت 9:30  حرکت به سمت خوزستان

  • محل حرکت مسجد الاقصی خرم آباد که با هماهنگی های انجام شده، شب قبل نیز پذیرای تعدادی از فعالین شرکت کننده در اردو بود.

v     ساعت 12:30  رسیدن به دوکوهه

  • برپایی نماز ظهر و عصر به امامت روحانی کاروان (حاج آقا میثمی) همراه با سخنرانی ایشان
  • برپایی افتتاحیه اردو با سخنرانی سید رضا هاشمی به عنوان مسئول اردو، معرفی مسئولین اردو و توزیع بسته فرهنگی
  • صرف نهار
  • ساعت 14:30 حرکت به سمت اهواز

v     ساعت 17:00  رسیدن به اهواز

  • زیارت حضرت علی ابن مهزیار و اقامه نماز مغرب و عشاء
  • ساعت 19:30 اسکان در پادگان شهید محمودوند
  • صرف شام
  • جلسه آشنایی و معرفی در حسینیه پادگان شهید محمودوند

v     ساعت 24:00 خاموشی

چهارشنبه 4/12/89

v     اهواز

  • ساعت 5:30     اقامه نماز صبح به صورت جماعت
  • ساعت 7:00 بیدارباش، جمع کردن پتوها و توزیع لباس خاکی به صورت امانی (پوشیدن لباس اختیاری)
  • صرف صبحانه
  • ساعت 8:30 حرکت به سمت محل اجرای کلاسها (کانون جوان شهرستان اهواز)
  • اجرای کلاس، استاد دنیوی با موضوع تقابل اسلام و غرب
  • ساعت 11:30    حرکت به سمت سوسنگرد

v     ساعت 12:30       رسیدن به سوسنگرد

  • اقامه نماز ظهر و عصر در مسجد کنار مقبره شهید سبحانی
  • سخنرانی حاج آقا میثمی
  • روایتگری برادر میثم کشکولی داخل مسجد
  • روایتگری برادر شهید سبحانی بر مزار ایشان
  • صرف نهار در کانون شاهد سوسنگرد
  • ساعت 15:00 حرکت به سمت فکه

v     ساعت 17:00 رسیدن به فکه

  • حرکت همراه با مداحی و سینه زنی به سمت مقتل شهدای فکه
  • شعرخوانی برادر کشکولی
  • روایتگری علی اکبر دهنوی در قتلگاه فکه
  • زیارت قتلگاه شهید آوینی و استفاده از روایتگری رضا مصطفوی (سردبیر نشریه امتداد)
  • اقامه نماز مغرب و عشاء
  • حرکت به سمت اهواز

v     ساعت 22:00 حضور در پادگان شهید محمودوند

  • صرف شام
  • پخش فیلم (مستند تشییع شهدای گمنام) در حسینیه پادگان شهید محمودوند
  • روایت گری آقای مهدی حق شناس (از برادران تفحص) در حسینیه پادگان شهید محمودوند

پنج شنبه 5/12/89

v     اهواز

  • ساعت 6:00 اقامه نماز صبح به جماعت
  • صرف صبحانه
  • ساعت 8:30 حرکت به سمت محل اجرای کلاسها (کانون جوان شهرستان اهواز)
  • ساعت 9:00 الی 9:45 کلاس اول، استاد دنیوی (تقابل انقلاب اسلامی و غرب)
  • ساعت 10:00 الی 11:30 کلاس دوم، حجت الاسلام محمدی (شیوه ها و اصول کار فرهنگی)
  • ساعت 11:30 حرکت به سمت مقبره شهدای هویزه

v     ساعت 12:30 حضور در مقبره شهدای هویزه

  • اقامه نماز ظهر و عصر
  • سخنرانی حاج آقا میثمی با موضوع ولایت فقیه
  • روایت گری درباره شهدای هویزه
  • صرف نهار
  • ساعت 15:30 حرکت به سمت طلائیه

v     ساعت 17:00 رسیدن به طلائیه

  • مداحی و سینه زنی
  • روایت گری حاج کاظم آفاق
  • اقامه نماز مغرب و عشاء
  • ساعت 19:30 حرکت به سمت اهواز

v     ساعت 22:00 حضور در پادگان شهید محمودوند

  • صرف شام
  • سخنرانی حاج حسین یکتا
  • ساعت 24:00 خاموشی

جمعه 6/12/89

v     اهواز

  • ساعت 7:30 بیدارباش
  • صرف صبحانه
  • ساعت 8:30 حرکت به سمت کانون جوان شهرستان اهواز
  • ساعت 9:00 الی 12:00  برگزاری 2 کلاس، استاد محمدی (شیوه ها و اصول کار فرهنگی)
  • 12:00 حرکت به سمت پادگان شهید محمودوند
  • اقامه نماز ظهر و عصر
  • تکمیل برگه های نظر سنجی و اطلاعات فردی
  • صرف نهار
  • ساعت 14:30 حرکت به سمت خرم آباد

v     ساعت 15:30 الی 14:00 زیارت مقبره شهدای گمنام اندیمشک

v     18:30 الی 19 اقامه نماز مغرب و عشاء در عوارضی آزاد راه خرم آباد پل زال

v     ساعت 21:00 رسیدن به خرم آباد

  • راهی کردن برادران شهرستان های مختلف به سمت شهرستان خودشان

 

سال1385 بود که با بچه های دانشگاه برای اولین با رفتم راهیان نور، یادم هست تازه هفته قبل از مشهد برگشته بودیم که من دو یا سه تا از بچه رفتیم، یکی شون که مسئول بود، یکی شون فقط خبر دارم متاهل شده و نفر آخر هم الان حوزه علمیه درس می خواند، با این بنز از تهران راه افتادیم، چشم شما روز بد نبینه عجب ماشین هایی بود، فکر کنم بنز 302 بود ، فکر کن از تهران تا خرمشهر و تو منطقه یه 3 یا 4 روز  بعدش هم برگشت...

از ماشین که بگذریم غذا ها هم خیلی آن وقت ها باکیفیت بود، حیف عکس هاشو ندارم، یه استانبولی به ما دادند که کلا از دیدن تا خوردنش خاطره بود چون بیشتر شبیه کیک بود که با دو تا زیتون تزئین شده باشد، مسئول کاروان تیکه کلامش همین زیتون ها بود-یادش گرامی و راهش پر رهرو باد چون اون هم تا جایی که خبر دارم ازداواج کرده-

سال 1387 به دلایلی ما راهیان نرفتیم، عللش مستتر بماند اما خاطره انجا این بود که به یکی از بچه ها-الان سرباز است- گفته بودند برو بلند گو بخر رفته بود از این بلندگو های سبزی فروش خریده بود هنوز هم فکر کنم تو دفتر باشه

سال 1388 و 1389 با بچه بودیم، شاید بهترین راهیان هم همانها بود هنوز با اکثر بچه ها ارتباط دارم، 89 بود بعد از راهیان ماندیم ستاد خرمشهر مثلا کمک کنیم یادم هست چون آب گرم کن ان وقت برقی بود-خرمشهر گاز ندارد- ما هم یه 10 یا 15 نفر بودیم باید از صبح نوبت می گرفتی تا بری حمام ان هم فقط چند دقیقه اول آب گرم بود، چهره من ان وقت ها دیدن داشت ریش بلند و نا منظم، موهای کثیف و چرب و... تا 29 اسفند آنجا بودیم یادم هست با بچه های شریف برگشتیم تعریف می کردند که مسئولشان که فکر کنم تازه داماد هم بود یکی از بچه افتاده بود اروند اون هم پریده بود نجاتش بده از اروند هم مستقیم برگشتند از انجا هم شیراز داشت می رفت خانه مادر زن....

یه موضوعی هم در مورد غذا های هست که بعدا می گم

این آقای حلوایی-روحانی بود- هم با کاروانش بود یادم هست یه صحبت مفصل در مورد فیلم طلا و مس کردیم و ایشان هم خوراکش شعر بود شعر بود حافظ

یکی از این اتوبوس ها سال 1388 تلویزیونش یک مقدار جلو بود این رفقای ما هم که جلو می شستن هر وقت می خواستن بلند بشن هی سرشان می خورد به این تلویزیون این شده بود سوژه خنده کل ماشین، اگر یه مرتبه سر کسی نمی خورد همه تعجب می کردند

یادم هست تو هویزه بودیم می خواستیم برگردیم که گفتند ما بچه ها را شمردیم یکی نیست ما شاید یه 40 یا 50 دقیق ای هویزه زیر و رو کردیم، فکر کنم اسمش همه یاد گرفتند از بس هی پیج کردیم بعد از کلی گشتن پیدا نکردند گفتند پیدا شده، گفتیم کجا بوده ، گفتند تو ماشین این گوشه ما ندیده بودیم، ما هم خونسرد گفتیم عیبی ندارد بگذریم تو دلمان چی گفتیم

 

نه دی هشتاد وهشت www.881009.ir بسته محتوایی فرهنگی  راهیان نور


برای دانلود کلیک کنید )حجم:6مگ(

مطالب، محتوا، پوسترهای ، تجربه و ایده های راهیان نور

هوا که سرد می شود گویا بازار راهیان نور تازه گرم می شود، ماه های دی ، بهمن و اسفند و نهایتا فروردین اوج سفر های راهیان نور دانشجویی است، اما در این میان حرفهایی است که مسئولین برگزاری این اردو ها باید قبل از برگزاری و حتی قبل از برنامه ریزی این اردو حتما در مورد فکر و دقت نمایند، این حرف جدا از ایده های تجربی راهیان نور که گویا بچه های تربیت معلم آذربایجان زحمتش کشیدن هست، این حرفها از جنش شور راهیان نیست، این حرف ها اصلا برای زائران نیست بلکه برای برگزار کنندگان است:

الف-موضوعی که همیشه در ذهن مسئولین اردو است که چه کنم ارددو با معنویتی باشد، بهتر و راحت تر بگویم، چه کنم اردو بگیرد، و البته حق دارند، بعضی از اردو ها واقعا می گیرد، این همیشه در ذهن من است بحثی که همیشه مسئولین اردو به زائران راهیان تاکید می کنند این است که: شما را شهدا دعوت کرده اند، شما لایق بودید و از این حرف ها... خوب این حرف که درست، پس گرفتن یا نگرفتن اردو یعنی چه

این حرف به نظر من می رسد، در انتقال پیام اول فرستند مهم است، بعد وسیله انتقال، گیرنده و در آخر نبودن پارازیت

در بحث انتقال پیام شهدا، فرستنده که خود شهدا هستند که حتما کارشان درست است، وسیله ارتباط هم مناطق جنگی است که آن هم کارش را خوب انجام می دهد، گیرنده را هم که خودشان انتخابا می کنند این وسط می ماند پارازیت

به نظر بنده مهمترین پارازیت مسئولین اردو هستند، یا بهتر بگویم تنها پارازیتی که ما می توانیم آن را برطرف کنیم پارازیت مسئولین اردو است

در این 5 یا 6 ساله که درگیر بحث راهیان نور بودم این را خوب فهمیدم که مهمترین پارازیت مسئولین اردو بحث خلوص است

حرفم شعاری نیست.

باید اول ما سنگهایمان را باخودمان وا بکنیم

دعوا های دختر و پسری و من هستم را کنار بگذاریم، این همه برای این بچه های زائر روضه خواندیم یک مرتبه هم با خودمان خلوت کنیم و روضه بخوانیم، به خودمان بگوییم اگر تو با بار گناه و با نیت ... بروی راهیان خودت که استفاده نمی کنی هیچ نمی گذاری دیگران هم استفاده کنند، فقط می شویی بارکش این و آن

ب- یکی از بزرگ ترین مشکلات کادر ارهیان این است که بچه ها بیشتر شور دارند، بهتر بگویم خود بچه ها بیشتر راهیان شور هستند تا راهیان شعور

اگر بشود قبل از اردو خودمان و بعد بچه های کادر ار از این شور خارج کرد و به شعور رساند....

ما باید قبل از اردو حتما دلمان رفته باشد جنوب، حتما باید خودمان و نفسمان وکارهایمان را در این را شهید کرده باشیم تا راهیان شعور را درک کنیم

خوب است قبل از اردو چند جلسه با کادر و حتی خصوصی خدمت خانواده شهدا و جانبازان و ایثارگران برسیم واول خودمان را آماده کنیم، اول خودمان ادم شویم

ج- یک ذهنیم بشدت خطرناک و به شدت بد در ذهن بعضی از دوستان برگزار کنند راهیان است آن هم اینکه، ما بچه ها را ببریم جنوب شاید شهدا به یکی از آنها نظر کرد و او ادم شد این حرف را مخصوصا در مورد افرادی که گاها ظاهراشان به ما نمی خورد زیاد می گویند

 

نقشه مناطق جنگی (راهیان نور) با کیفیت نه دی هشتاد و هشت www.881009.ir

برای دریافت با کیفیت عالی روی تصویر کلیک کنید

)این یاداشت را تو خرمشهر نوشتم وفرستادم(

آرام چشم هایت را می بندی، به تمام دنیا و به هرچه دنی (پست) است

و قلبت را باز می کنی به هرچه خوبی است، به هرچه باقی است

حالا بو به مشامت می رسد از بهشت

تو در بهشت هستی، در کربلا هستی، تو در جنوب هستی، زیر افتاب، گرما امانت را بریده اما هنوز هم بو بهشت می آید

عجب بو خوشی است این بوی جنوب، بوی باکری، بوی باقری، بوی آوینی، هنوز هم می آید

نمی دانم "فکه" معروف تر است یا آوینی یا نه "فکه" را آوینی معرفی کرد یا اوینی، فکه را

باز هم آرام هستی، بازهم هستی در بهشت

سرت را می چرخانی به سمت "طلایه"، این بار طلا کاسب می شوی.

وقتی دست در خاک های "طلایه" می کنی احساس می کنی توی مشتت، پر از طلا است، اگر ظهر باشد دیگر داغی ان را هم نمی فهمی

سفر می کنی به "چزابه" بهتر بگویم به فکه چزابه یا همان فکه جنوبی، دل را مقیم میکنی همانجا و می مانی، باز هم تو هستی و یک بهشت، به وسعت تمام جبهه جنوب و غرب مظلوم

می روی "شرهانی" یکی یا دوسال است راه افتاده امسال با با کاروان رفتیم. بوی اینجا بیشتر است. هنوز سنگر مصنوعی نیامده، همه چیز ناب است

قدم گذاشتی به "فتح المبین" تمام است، احساس می کنتی تمام وجودت فتح شده، حالا عشق برای واضح تر معنی می شود

"دوکوهه" هم جای خود داردف گردان تخریب، گردان کمیل، گردان حبیبف گردان عمار

وحالا صحنه آخر، مسجد، مسجد مقاومت، "مسجد جامع خرمشهر"، کوچک اما به بزرگی یک عالم مقومت و عشق

وحالا بازهم شهر، باز هم دود، بازهم بعضی از کسانی که شهدا و خون شهدا و حتی خدا را فراموش کرده اند، بعضی هایشان وقت جنگ تو بهشت بودند اند اما بهشتی نبوده اند

وباز هم شهر، بازهم بوی بهشت، و باز هم بوی بهشت این بار از بیت رهبری، همان بوی "هویزه" و "کرخه نور" را می دهد، بوی "کردستان" و باز هم عشق و باز هم حضرت خورشید، امام خامنه ای

دسترسي به صفحات: ۱ - ۲ -