نه دی هشتاد و هشت

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...



درباره من | ارتباط من | تلگرام من | توییتر من
---------------------------------



آخرین نظرات

۱۳ مطلب با موضوع «زن و حجاب» ثبت شده است

با یکی از دوستانم صحبت سر این بود که با حجاب بودن بر خانم ها سخت تر است یا بی حجاب بودن...؟

شاید این سوال خوبی باشد، نمی خواهیم به فواید حجاب و اثرات اجتماعی و... بپردازیم بلکه میخواهیم ببینیم کدام درد سر برای خود خانم ها بیشتری دارد.

یک فرد محجبه با چادر که حجاب کامل است بدانیم اول باید سختی پوشش را تحمل کند، که این به کسی پوشیده نیست داشتن مانتوی مناسب و چادر مناسب در گرما تابستان و سنگینی آن در تمام سال چه قدر سخت است...

اما یک فرد بی حجاب که قرار مثلا 7 صبح بود سر کار چه سختی های باید تحمل کند، اول موضوع آرایش است که باید متناسب با لباس ها و روز باشد، بگیریم حدود نیم ساعت.

در همین حال چون قرار است موهایش را بیرون بگذارد و اصلا قرار نیست موها رنگ مشکی داشته باشند باید کلی هم سر موهایش و شیوه بستن و رنگ یک دستش وقت بگذارد، بعد می رسد به لباس هایش در حال که یک زن حجاب دارد تمیزی و مناسب بودن شرط لباس است و قرار نیست نا محرم لباس های او را ببیند- اما در حالت بی حجاب زن باید کلی فکر کند که الان شلوار فلان را پوشند که کلی تنگ است با فلان مانتوی نصفه را ... این را هم بگیریم نیم ساعت... بعد می رسد به کفش که خودش یک داستان است.

بعد از پوشیدن کار تمام نیست از صبح تا به شب باید مراقب باشد وقتی چیزی می خورد آرایش اش پاک نشود، موهایش مقداری که باید بیرون باشد کم و زیاد نشود، و هزار چیز دیگر... این را اضافه کن که در طول سال با توجه به فصل چند بار باید مدل را عوض کنی یک روز تنگ بپوشی یکی روز کوتاه، یک روز چکمه بپوشی با پاشنه از جنش میخ و یک روز ...

هر جامعه که در گذر از سنت به مدرن است یکی از موضوعاتی که همیشه با آن دست و پنجه نرم می کند تغییر جایگاه زن در جامعه و خانواده است، بدین معنی که زن در جامعه سنتی به جامعه مدرن بیشترین تغییر را می کند در مقایسه با دیگر اجزاء هر جامعه.

اینکه نقش جدید زن در جامعه رو به مدرن چیست و اینکه تعامل زن با نقش قدیمش چه می شود و اینکه نقش قدیم زن را چه کسی حالا به عهد می گیرد موضوعاتی است که باید به آنها اندیشه کرد.

می توان زن را در ورودش به نقش کارمندی و کارگری آزاد گذاشت و نقش سنتی زن را از بین برد در بیان بهتر دیگر هر دو مساوی دید و هیچ شرایطی بنا به روحیات و ملزومات جنسیتی برای زن متصور نبود و پرسش کرد که اصلاً نقش سنتی زن چرا باید برای او باشد؟

این نگاه دو نوع سود را دارد اول برای سرمایه و صنعت و دوم برای مرد

در سود اول نیروی کار زن در تمام جهان ارزان تر است و به بیان بهتر اگر تا به حال به تعداد مرد های یک جامعه نیرو کار وجود داشته با ورود زن به بازار کار عرضه نیرو کار دوبرابر می شود و در نتیجه قیمت نیرو کار پلیین می ایدبا پایین امدن قیمت نیرو کار سود به جیب صنعت می رود.

در سود دو تا قبل از ورود زن به بازار کار تنها تعمین کنند هزینه های خانوار مرد است با وورد درآمد زن هم در معیار های انتخاب همسر در آمدش مطرح می شود و هم در آمدش می تواند حجم کار مرد را کم کند

به باین بهتر اشتغال زن به شکل صنعتی و شغل به هر قیمتی ثمره ای است برای جیب مردان صنعت و مردان خانواده.

شاید سودی که برای زن بشود تصور کرد این است زنی که درآمد دارد آزادی بیشتری دارد چون اختیار هزینه کرد در زندگی را بدست می گیرد.

در پاسخ به این موضوع اول باید آن را تا حدی پذیرفت اما به این توجه کرد اما به این هم اندیشه کرد که زنی که تا دیروز تمام وقتش در اختیار خودش بوده از روز که شاغل می شود متعهد است حداقل 8 ساعت از زمان مفید روزش را به اشغال اختصاص دهد که با زمان روفت و بر گشت و خستگی بعدش که یک حساب سر انگشتی بکنیم می شود از حدود هفت صبح که باید حرکت کند و از هشت صبح سرکار باشد تا چهار یا پنج بعد از ظهر که کارش تمام می شود و پنج یاشش که می رسد منزل، با این تصور زمان مفید زندگی و به بیان بهتر آزادی استفاده او می شود ساعت شش بعداز ظهر تا شب که البته حستگی صبح تا شب را هم دارد، حال به ماند که این زمان وقتی است که باید برای فرزندانش هم بگذارد...

آنچه در عمل اتفاق می افتد اسیر شدن زن بیشتر و بیشتر در قفسه آهنینی کار و اشتغال و غفلتش از خانواده، خانواده ای که فرزندانش به جای آغوش خانواده از 2 یا 3 سالگی در مهد کودک به سر می برند و همسرش که فقط خستگی همسرش و حقوق سر ماه او را می بیند...

 می گویند هر معلولی را علتی است. این  اصل در ساختار دورنی و بیرونی انسان و اجتماع  و حتی ارتباطی انسان هست هم صدق می کند.

در موضوعات فرهنگی وقتی یک عارضه فرهنگی به وجود می آید متاسفانه عده ای - که گاهاً دغدغه هم دارند  به جای برطرف کردن علت تمام تمرکز خود را بر معلول می گذارند. و می خواند معلول را برطرف کنند بدون توجه به علت.

مثلاً برای موضوع بد حجابی یا گاهاً بی حجابی  نسخه مقابل با بد حجابی صادر می کنند اینکه باید  نهی از منکر کرد اما به نظر نویسنده عده ای اینجا منکر را به جای علت، معلول گرفته اند. به بیان واضح تر به جای نهی از علت بد حجابی از معلول بد حجابی که ساختار بیرونی آن است نهی می کنند.

البته که این تذکرات لازم است، اما باید در یک بیماری مانند آنفلوانزا همان طور که مراقب ظاهر بیمار بود در عین حال حمله اصلی به علت بیماری انجام می گیرد.

باید دید علت این بد حجابی چیست؟

این موضوع نه اینکه تذکر لسانی و نهی از منکر را می طلبد بلکه از یک سو با روشن تر شدن فضا افراد بیشتری را به این واجب فراموش شده فرا می خواند و از سوی دیگر جلوی بعضی از انتهامات را می گیرد.

باید در قدم اول فهمید بی حجابی و یا بد حجابی خودش عارضه چیز دیگری است، ریشه اش را شناسایی کرد و آن را زا بین برد.

فرض بگیریم ما با تذکرمان بخشی از محیط را هم به ظاهر پاک کردیم-که باید بکنیم- اما و قتی علت بیماری برطرف نشده بیماری عوارض را در جای دیگر از خودش نشان می دهد و...

در صورتی که قالباً برطرف کردن علت بسیار ساده تر از معلول است.

 در عصر پیامبر معلول همان مقاومت هایی بود که در مقابل پیامبر انجام می شد اما علت چه بود؟ جهالت مردم نسبت به دین و تعصب نسبت به دین اجدادشان

پیامبر هم به گواهی تاریخ در حین مقابل با مقاومت ها، این جهالت را هم هدف گرفت به صورتی که وقتی که به مکه رسید دیگر مقاومتی نبود و مکه بدون خون ریزی فتح شد.

از سمت دیگر علا رقم صحبت های زیاد در مورد حرکت های ایجابی به جای سلبی همچنان هیچ سعی قابل بیانی برایتبلیغ حجاب و محجبه در مقابل بی حجابی نشده است کما اینکه بهتوجه به وضعیت امروز اکثر سینما با فیلم که به پرده سینما می آید و با فاصله کوتاهی در خانه های ما، تبلیغی است برای بد حجابی بازیگرانی که به راحتی موهای سرشان بیرون می گذارند - ...-

 

أعوذ بالله السمیع العلیم

 

 

من همزات الشیاطین...

 

 

اگر کمی دوربین دیدمان را زوم کنیم می توانیم حقایق را بیشتر و بهتر ببینیم. حقایقی که همین نزدیک در کنار شماست...

 

 

برای درک بهتر مطلب به موضوع زیر توجه کنید

 

 

ما در جامعه ی خود نسبت به حجاب حساسیت دینی خاص خود را داریم که بر اساس تعلیمات دین اسلام حفظ این ارزش در اولویت ها قرار می گیرد.

 

 

حجاب نه فقط برای دختران و زنان، بلکه برای پسران و مردان جامعه نیز در عنوان پوشش خود را بروز می دهد. بر اساس آیات قرآنی هم مردان و هم زنان باید پوشش مناسب خود را حفظ کنند، مسأله ای که در این مجمل نمیگنجد.

 

 

حال با دیدن جامعیت پوشش در میان مردان و زنان در جامعه،می توانیم نگاه دوربین دیدمان را به سمت مقوله ای در عرض آن با گستره ی وسیعتری بچرخانیم، و آن این عبارت است: "معصومیت"

 

 

این واژه در جامعه ی قدیم ما شاید بیشتر دیده می شد ولی امروز کمی کمرنگ شده. شاید با تمام وجود خود احساس کرده باشید که بعضی اوقات می بایست برای دست یابی به معصومیت جست وجویی عمیق انجام داد.

 

 

 منظور از معصومیت، درجه ای از آن است که ما می توانیم به آن دست پیدا کنیم نه آن درجه ی عصمت معصومین.

جامعه ی اسلامی حدی از معصومیت را می تواند کسب کند که آن هم از تقوای مردمانش نشأت می گیرد.

 

 

در جامعه دیده می شود که افراد متقی در گوشه و کنار وجود دارند که می بایست آنان را پیدا کرد. علمای دینی ما نمونه ی بارز آن و افرادی امثال آمیرزا جوادآقای دولابی نیز نمونه های دیگری از عالمان و عرفایی هستند که درجات دینی را کسب کرده اند.

 

 

خلاصه کنم، معصومیت ابعادی دارد و ما در این نوشته یکی از ابعاد معصومیت و کسب-بررسی و نگاه- آنرا آغاز می کنیم. بعدی که به آ نگاه داریم معصومیت و افراد دارای آن در میان جوانان در اینجا دانشگاه- میباشد.

 

 

به دانشگاه خود نگاه کنید... قطعا به فکر فرو خواهید رفت، یا در فکر اینکه چرا فضا به این صورت است و یا اینکه پله ای جلوتر رفته اید و به این فکر می کنید که چطور می توان آن را درست کرد...

 

 

این جمله به خاطر اینست که همه ی ما! فضای دانشگاهمان را می شناسیم و از آن ناراضی هستیم.

 

 

از نوع پوشش، از نوع حجاب دختران، از نوع موها و حتی لباس پسران و با کمال تأسف، از رفتارهتی دختران و پسران(نوع تعاملات!)...

 

 

معصومیت در فضای دانشگاهی فرق چندانی با معصومیت در فضاهای دیگر جامعه ندارد ولی شرایط خاص فضای خود را می طلبد. وقتی شما در فضای دانشجویی و جوانان دانشجو قرار می گیرید، می توانید نوعی رفتار و گفتار را به کار ببرید تا هم نشاندهنده ی روابط خوب اجتماعی شما باشد و هم نشاندهنده ی اعتقادات دینی و پایبندی شما به ارزش های اسلامی باشد.

 

 

حال فضای اداری در یک سازمان را در نظر بگیرید، قائدتا رفتار و گفتارتان کمی تغییر خواد کرد و این بستگی به شرایط محیطی که در آن قرار می گیرید، دارد. و ناگفته نماند که این گفتار و رفتار برگفته از حالات معنوی که یکی از آن ها کسب معصومیت است، می بایست شخصیت دینی منفرد و منحصر به فرد شما را نشان دهد نه شخصیتی که با عوض شدن جهت باد حتی حاضر است ارزش های دینی خود را نادیده بگیرد.

 

 

به عبارتی فرد دیندار شخصیت دینی منحصر به خود را متناسب با محیطی که در آن قرار می گیردبه دیگران نشان می دهد و یا مورد توجه دیگران قرار می گیرد.این شخصیت دینی فرد، خود را بدون تغییر ماهوی در فضاهای محیطی گوناگون بروز می دهد.

 

 

سرتان را درد نیاورم...

 

 

دوستان عزیز!

 

 

معصومیت برگرفته از چند مؤلفه است که اگر کسب نشوند، معصومیت نیز یا ناقص کسب می شود و یا به طور کامل کسب نمی شود.(البته این نظر شخصی نویسنده است)

 

 

حیا، ایمان، عفاف، شرف، شرم، حجاب و...

 

 

همانطور که گفته شد معصومیت در محیط خاص خود می تواند با شکلی خاص بروز نماید. به نظر شما برای بررسی مقوله ی معصومیت در فضای دانشگاهی کدام یک از مؤلفه های بالا در رتبه های اول قرار می گیرند؟ یا اینکه کدام مؤلفه تأثیر بیشتری در کسب معصومیت برای فضای خاص دانشگاهی دارد؟

 

 

*نگاه نویسنده به دانشجوی مسلمان از دیدگاه امام خامنه ای می باشد.)

 

 

 

 

 


سلام علیکم

 خدمت مقام معظم رهبری- امام خامنه ای

وقتی به تاریخ نگاه می کنیم همیشه حرکتهای بزرگ و انقلابی به دامان زنانی بزرگ برمیگردد، همان طور که امام فرمودند که سربازان من درگهواره هستند باید در این جمله دقت کرد، این زنان هستند که زودتر از مردان شروع میکنند و کار انها تربیت کودکان داخل گهواره است تا بعدا تبدیل شوند به مردان بزرگی مانند انهایی که دیدیم.

حال در جامعه امروز حجاب و جایگاه این زن از یک سو با حرکت های پنهان و گاها آشکار فمینیستی و از سوی دیگر با حرکتهای سنتی غلط مورد حجمه است چند سوال از محضر شما داشتم:

1-   نظر جناب عالی در مورد تفکیک جنسیتی در محیط دانشگا، کار و... چیست؟ درصورتی که نظر شما موافق است آیا اجبار یبودن آن را مجاز می دانید؟

2-   تا چه حد ساختار فرهنگی کشور  را در موضوع حجاب را مناسب میدانید و آیا نیازی است دانشجویان وجوانان در اصلاح این ساختار وراد شوند؟

3-   بهترین منبع و مانیفست برای بحث حجاب درجهت اصلاح وضعیت ومیل به سوی جامعه ای محجبه را چه می دانید؟ آیا اصلاً منبع تئوریکی برای آن قائل هستید؟

4-   آیا شما وجود زینت را در حجاب می پسندید و یا باهرگونه زینت نمایان مخاف هستید؟

 

در آخر از جناب عالی استدعا دارم  این سوالات به صورت رسمی پاسخ دهید تا انشاالله گره از عملکرد ها و حرکت ها باز شود

 

محسن فینی زاده

 

وقتی گذرا به موضوع حجاب نگاه می کنی از یک طرف به مجموعه ای از جشنواره ها، ماسابقات و برنامه های فرهنگی و نیمه فرهنگی از سوی نهاد های مختلف در موضوع حجاب بر می خوری و از طرف دیگر به سرسره ای که جامعه از بالای ان حرکت کرده و اخرش بی حجابی و از بین رفتن ارزش حجاب است.

شاید چند سال پیش وقتی در مورد بی حجابی جوانان صحبت به میان می امد، قدری ذهن به سمت میل رابطه بین دختر و پسر مایل می شد، ویا علت بی حجابی در محیط های مختلط جوانان مانند دانشگاه را ، اختلاط می پنداشتند، اما حالا با گذشت زمان می بینیم که بی حجابی یا بد حجابی از  سنین نوجوان و جوان به سمت میان سالی در حال حرکت است، یعنی دیگر این فقط دختران نیستند که بد حجاب اند بلکه امروز مادران جوان هستند که ارزش حجاب را رعایت نمی کنند.

یعنی همان دختران دیروز حالا مادر شده اند، اما بد حجابی مانده است.

حالا شاید نتوان همان دلایل دیروز را برای توجیه این مسئله ارائه کرد، بلکه شاید آن دلایل یک دلیل مقطعی یا حتی محرک بوده است.

از طرفی با توجه به اینکه حجاب به عنوان یک ارزش در موضع دینی و ملی ما مطرح است، نمی توان بی حجابی یا حتی بد حجابی را امر طبیعی قلمداد کرد، چون اگر به گذشته ایران نگاه کنیم حجاب قطعا در موضع ارزش است و در دین اسلام نیز یک واجب.

حال به مثال اول یادداشت برمی گردیم.

آیا وضعیت امروز جامعه ما در موضع حجاب یک سرسره است که آخرش حذف ارزش حجاب است؟

یا شاید به زودی بی حجابی به یک ارزش تبدیل شود؟

 

قطعا اگر کشور نتواند طی یک نسل با این موضوع کنار بیاید یا باید منتظر یک فاجعه ارزشی و خانوادگی بود، چون حجاب به عنوان نماد عفت و حریم خانواده اسلامی و ایرانی مطرح است، و اینکه ممکن است بعد از حجاب به ستون های دیگر خانواده حمله شو- به طوری که همین حالا هم این امر در حال اتفاق است- و یا با روش سلبی با آن برخورد شود که البته موجب کاهش آن می شود ولی علاج نیست.

 ویا باید به فکر علاج بود!!!

حال باید برای علاج چه کرد؟؟؟

ابتدا باید مشخص کرد درد کجاست!!!؟

آیا علت آن بخاطر بالا رفتن سن ازداواج است؟ آیا بخاطر ماهوراه و تبلیغات رسانه ای است؟ آیا بخاطر سخت گیری های خانواده ها در گذشته است؟ و شاید هزاران آیا دیگر که با پاسخ به آن باید ریشه اصلی پیداشود.

بعد از مشخص شدن علت باید و سایلی که باعث به وجود آمدن این درد شده اند شناسایی و دفع شوند و اگر این لوازم استفاده مفیدی دارند استفاده مفید آن مشخص و آموزش داده شود، تا به مرور زمان استفاده صحیح جایگزین شود.

در مرحله سوم باید با مشخص شدن استراتژی کلان در این زمینه، حرکت به سمت حجاب و تثبیت آن را به صورت جریان در آورد و با تبدیل بد حجابی به جایگاه یک ضد ارزش و یک ضد خانواده از آن دوری کرد.

در آخرین مرحله برای افراد هنجار شکن - به شرطی که تمامی مراحل بالا اجرا صحیح داشته باشد- با استفاده از قوانین و دستورات سلبی حدود تعیین و در اجرای آن در عین انعطاف قاطع بود.

شاید اگر شروع این حمله به حجاب را ابتدای سالهای 70 یا 71 بدانیم، زیاد بی راه نگفته باشیم که :"تا حدود 6 یا 7 سال بعدش چیز در جامعه نمایان نبود و لی کم کم نمایان شد" ، حال اگر می خواهیم درمان آن را به شیوه اصولی انجام دهیم شاید 6 یا 7 سال و شاید هم یک نسل بعد اثرش را ببینیم، البته چون حجاب امری دینی و اسلامی است مسیر ما قدری راحت تر است

 

در این یادداشت خدایی نکرده قصد جسارت به مقام والای مادران یا زنان ایرانی را نداریم و یا سعی در نقد اشتغال زنان نداریم، بلکه سعی داریم با زبانی غیر مستقیم نقدی کنیم بر سبک زندگی غالب شهری امروز کشورمان

همانطور که رهبر انقلاب  مسئله اشتغال زنان در جامعه را، امری قابل قبول و بدون اشکال خواندند اما تأکید کردند: در این زمینه باید 2 شرط اساسی را کاملاً رعایت کرد نخست اینکه اشتغال، کار اساسی زن در خانه و خانواده و مسئولیت مهم همسری و مادری را تحت‌الشعاع قرار ندهد و دوم اینکه مسئله محرم و نامحرم بخوبی رعایت شود.(1390/10/14سومین نشست اندیشه‌های راهبردی)

ویا در جای دیگر می فرمایند:آن روز دخترانى را به عنوان «دختر نمونه» و «دختر شایسته»، از آغوش گرم و عفیف خانواده‌ها بیرون مى‌کشیدند و در منجلاب فساد فرو مى‌کردند. اما امروز، چنین چیزى نیست. حقّ زن در کجا ضایع مى‌شود؟ در جایى که جلوِ تحصیلات زنان گرفته شود؛ جلوِ اشتغال زنان به کارهاى متناسب با بانوان گرفته شود؛ جلوِ خدمت رسانى زنان یا خدمت‌رسانى به زنان گرفته شود و نیز در جایى که زن تحقیر شود. بروید به جوامع امریکایى نگاه کنید! خواهید دید که در آن‌جا زن تحقیر مى‌شود. زنِ خانواده، از طرف شوهر تحقیر مى‌شود. مادرِ خانواده، از طرف فرزندان تحقیر مى‌شود. حقّ مادرى، به این شکلى که در مراکز اسلامى هست، در آن‌جا معنا ندارد.(1373/07/20بیانات در دیدار جمعی از پرستاران)

قبلا که می گفتن  بهشت زیر پای مادران است مادر بنده خدا از روزی که قرار بود بچه به دنیا بیاد سختی اش شروع می شد ، خیلی از مادران وقت وضع حمل از دنیا می رفتن، این بخش مادر شدن هرچند در حال حاضر با پیشرفت پزشکی مشکلاتش کم شده ولی هنوز هم تنها نشان مادر بودن امروزی است بخشی که بنا به روایت دردش سبب بخشش گناهان مادر است

اما بقیه زندگی یک کودک به روایت امروزی ها دیگر انقدر هم....

اولا مادر محترم که اصلا امکان دادن شیر دائم به بچه ندارد پس خدا خیر بدهد کاو محترم را که شیر خشکش به این بچه ها می رساند در ضمن گفته باشه  ایشان مادر هستن، پرستار بچه نیستند کلی درس خواندن و کار پیدا کردند که مای بی بی عوض کنند!!!!... کور خواندی

از مرخصی شش ماه (جدیدا 9 ماه) زایمان به صورت کامل و اگر شد با وقت اضافی کمال استفاده را می کنند بعد از آن هم پدر بچه می رود یک پرستار می گیرد و بچه را به او می سپارد، مادران دلسوز تر هزینه پرستار را از حقوقشان می دهند مادر مدرن تر نه....

لطفا سوال الکی نپرسید نقش مادر در تربیت چند سال اول چه می شود که این حرف الکی است، شیر مادر ، محبت مادر از طریق شیرش منتقل می شود و از این حرف ها...

الان متا فیزیک با یه آمپور این کار می کند فقط کافی است یوگا بلد باشی بچه را بذار بین اون شمع ها و تمرکز کن....

ماجرای پرستار تا حدود 3 یا 4 سالگی برای قشر معمولی و تا 6 سالگی برای بعضی ها ادامه پیدا می کند

البته اگر از همین مادر ها بخواهیم یک سخنرانی چندین ساعت در مورد نقش مادر در تربیت فرزندان داشته باشند قطعا به کمبود وقت بر می خورند

حالا از این خانم سخنران سوال کنی که شما قبل از بیدار شدن بچه می روی سرکار تا ساعت 3یا 4 و حتی 5 بعد از ظهر هم مشغول کار هستی وقتی می رسی خانه هم بی حال هستی پس بچه تربیت آن چه می شود، آن وقت حتما در مورد مانتوی جدید ش تا از سر زانو به کجا رسیده با شما صحبت خواهد کرد

بعدار از 6 سال هم خدا خیر بده آموزش و پرورش و مخصوصا مدارس از ما بهتران(غیر انتفاعی) را که بعضی هایشون تا 5 یا 6 کلاس دارند از زبان گرفته تا شنیده شده است کلاس رقص

جدیدا هم مدارس شبانه روزی

از کل هفته می ماند یک مقدار پنج شنبه و جمعه که آن را هم جدی نگیرید ، چون بچه که سرش به سایت و فیلم و... گرم است زن هم به فکر ماسک و پوست صورت و دندان مبارک و...

مادران قدیمی تر و نه البته خیلی قدیمی تر از صبح که بلند می شدن واقعا مادر ی می کردند تا شب، غمخوار و همراه بچه بودن

از صبح که بلند می شدن همراهی می کردند خانواده را

حرف صحیح بود که می گفتند مادر نخ تسبیح است

اما حالا و مادران جدید اگر هم نباشند فقط کافی است مرد خانه کمی بیشتر کار کند تا پرستار بچه یا مدرس اش بیشتر نگهش دارند برای جمعه ها هم ....

آن وقت ها همه چیزی را دست می شست همه کار را مادر می کرد اما حالا مادر می رود در فلان رستوران آشپزی می کند آن وقت بچه اش غذای حاضری می خورد

حالا باید جدا فکر کرد که بچه ایی که با این شرایط با زهم خوب باشد بهشت زیر پایش است یا مادر ی که از کل وظایف مادر بودن پیدا کردن معادلش را دغدغه دارد

مادری که هم وظایفش را نمی فهمد و لذت مادر بودن را درک نمی کند و این این لذت را در جلسات زنانه و هر روز به یک شکل و قیافه بودن جشتجو می کند

امیدوارم خانواده های ما از این سبک زندگی غربی که عاقبتش همین وضع حال حاضر غرب در موضوع خانواده و یا این آمار رو به گسترش طلاق حتی در شهر های کوچک ماست

قطعا اگر کاری می خواهیم برای فرهنگ بکنیم باید از خانواده شروع کنمی و اگر می خواهیم کار برای خانواده و سبک زندگی کنیم بادی از مادران خانواده شروع کنیم، کرای که غرب به خوبی در حال انجامش است

 

زن به عنوان اصلی ترین عنصر خانواده -و خانواده به عنوان کوچکترین و اصلی ترین عنصر تشکیل دهنده اجتماعی- مطرح است به صورتی که موضوع زن و موضوعات مر تبطش همیشه یکی از چالش های رویارویی مکاتب با هم بوده است.

اما در این میان نگاه غرب به زن با عنوانی مطرح شده است که در طول 10 یا 15 سال اخیر برخی از آنها در داخل و هجمه های بین المللی علیه ج.ا.ایران دیده می شود

اما در سوی مقابل با انقلاب اسلامی مسیر یک طرفه غرب و نگاه به ظاهر مسلط شده غرب از هم پاچید به صورتی  در  رهبر انقلاب پیامی به سمینار بررسى شخصیت زن از دیدگاه امام خمینى(ره) در اولین سال  رهبریشان بیان داشتند: تبلیغات استکبارى و صهیونیستى، در این چند سال که سعى مى‏کند ایران اسلامى را ضد زن وانمود کند، بهانه ‏یى جز این ندارد که در ایران امروز، فساد اجبارى و تحمیلىِ ساخته‏ ى دست رژیم مزدور غرب متوقف شده و رسم برهنگى و آمیزش ناسالم زن و مرد، برافتاده است.
و یا در بیانات در دیدار با جمع کثیرى از بانوان در همان سال نیز فرمودند:خواهران من! دنیاى غرب، زن را به ابتذال کشاند. تا شصت،هفتاد سال قبل از این، در تمام اروپا و کشورهاى غربى، زن فقط در سیطره‌ى مرد - یا مردِ خود و یا یک مرد دیگر مثل صاحب کارخانه و مزرعه - مى‌توانست باشد و هیچ حقى از حقوق اصلىِ یک انسان در یک جامعه‌ى متمدن را نداشت. حق رأى و حق مالکیت و حق معامله نداشت. بعد آمدند زن را به میدان کار و زندگى و فعالیت اجتماعى کشاندند؛ اما در همان حال، تمام وسایل را براى لغزش زن فراهم کردند و او را در متن جامعه، رها و بى‌پناه گذاشتند.
سرمایه‌داران بزرگ، سیاستمداران خبیث و پلید و گردانندگان دستگاههاى مخفى، فکر کردند که مى‌توانند براى کارهاى سیاسى و اقتصادى، از این وضعیت بهتر استفاده کنند و زن را به ابتذال بکشانند. بله، در آن‌جاها، علم و سیاست هم هست و زنها در میدان علم و سیاست هم جلو مى‌روند؛ اما به چه قیمتى؟ همین حالا هم توده وعامه‌ى زنها - نه چهار نفر خانم دکتر یا متخصص یا نویسنده و برجستگان و زبدگان - در کشورهاى اروپایى و امریکایى که از تمدن غربى حظّ زیادى دارند، در وضعیت سخت و بى‌رحمانه‌یى زندگى مى‌کنند و ستم همسران وستمِ کارى که بر آنان تحمیل مى‌شود و کارهاى سخت و سنگینى که بر دوش آنان مى‌گذارند، تحمل مى‌کنند. با این کار، وانمود مى‌کنند که زن را وارد میدان اجتماع کرده‌اند؛ در حالى که فرصت اندیشیدن و فکر کردن و تصمیم گرفتن هم براى آنان وجود ندارد.

شاید باید عرصه به معنی "آزادی زن" به عنوان محل استراتژیک مقابله غرب با اسلام ونیز هجمه های غرب علیه اسلام دانسته،این عرصه و به صورت کلی عرصه زن یکی از اصلی ترین تقابل ها مکاتب بوده و است، حرکت های رسانه ایی برای ظلم به زن در اسلام و تبلیغ سبک زندگی غربی با توجه به نگاه ابزاری به زن با استفاده از رسانه ها ، سریال ها و فیلم ها .

در این میان تاکید رهبر انقلاب و حتی اختصاص جلسه راهبردی نظام به این مبحث از اهمیت این موضوع رد دیدایشان حکایت دارد به صورتی که حضرت آقا در سال قبل در بیانات در دیدار جمعی از بانوان نخبه این چنین فرمودند

یک مطلب را من اینجا عرض بکنم. مسئله‌ى زن و خانواده، با همه‌ى کارى که شده است - شما کرده‌اید، دیگران کرده‌اند - همچنان یک مسئله‌ى مهم و قابل بحث و قابل توسّع در اندیشه‌ورزى است.
درباره‌ى مسئله‌ى زن در جامعه، اساس مشکل، دو چیز است؛ دو نقطه‌ى اساسى است که اگر درباره‌ى این دو نقطه بشود فکرى کرد، طرحى نو در انداخت و کار پیگیر و مستمرى انجام داد، میتوان امیدوار بود که در طول زمان - میان‌مدت یا بلندمدت - آن چیزى که امروز میتوان آن را بحران مسئله‌ى زن در دنیا دانست، حل شود. آن دو چیز، یکى عبارت است از نگاه غلط و بد فهمیدن جایگاه زن و شأن زن در جامعه؛ که این نگاه و این بدفهمى از غرب شروع شده و خیلى هم قدیمى و ریشه‌دار نیست. آن کسانى که مدعى شدند که در پروتکلهاى اندیشمندان صهیونیست این مسئله وجود داشته، میشود حدس زد که این، خلاف واقع نیست. یعنى اگر نگاه کنیم، مى‌بینیم این نگاه غلط، این کج‌فهمى و بدفهمى در زمینه‌ى شأن زن در جامعه، شاید در حدود صد سال، صد و پنجاه سال بیشتر در غرب سابقه ندارد و از غرب سرریز شده است به جوامع دیگر، از جمله جوامع اسلامى. این یک نقطه است.نگاه تهاجمی در این موضوع با بیانات در دیدار مدال‌آوران المپیک و پارالمپیک به وضوح مشخص است:
مسئله‌ى بانوان و دختران ورزشکار ما که با حجاب در میدان میروند، خیلى چیز مهمى است. من نمیدانم کسانى که درصدد ارزیابى حوادث کشورند، یک ارزیابى درستى از این قضیه دارند یا نه. این، فوق‌العاده است. در کشورى از کشورهاى اروپا، یک زنى را به جرم باحجاب بودن، جرأت میکنند چاقو میزنند و او را میکُشند؛ آن هم در دادگاه و جلوى چشم قاضى! اینجورى است. خجالت نمیکشند؛ در دانشگاه، در ورزشگاه، در پارک، در خیابان، به حکم قانون - قانونى که جعل کرده‌اند - متعرّض زن محجبه میشوند. آن وقت در این فضا، توى این کشورها، یک زن محجبه در موضع قهرمان بر روى سکوى قهرمانى مى‌ایستد و همه را وادار میکند به این که او را تکریم و تجلیل کنند. این چیز کمى است؟ این چیز کوچکى است؟ این کار خیلى باعظمت است. واقعاً همه باید قلباً از زنان ورزشکار ما که در میدانها با حجاب، با عفاف، با متانت و با وقار حاضر میشوند، تشکر کنند.
و یا در بیانات در دیدار شرکت‌کنندگان در اجلاس جهانی «زنان و بیدارى اسلامى» این چنین فرمودند:
امروز زن مسلمان در کشور ایران، یک موجود سرافراز و عزتمند است. هزاران وسیله‌ى تبلیغى، بمباران خبرى میکنند براى اینکه این واقعیت را واژگون جلوه بدهند؛ اما حقیقت این است. امروز مؤمن‌ترین و انقلابى‌ترین زنان ما، زنان تحصیلکرده‌ى ما هستند. امروز زنان ما، زنان تحصیلکرده‌ى ما، زنان جوان ما در پیچیده‌ترین آزمایشگاهها و مراکز علمىِ تجربى و انسانى حضور دارند و فعالند. فعالترین زنان ما در زمینه‌ى سیاسى، در زمینه‌ى علمى، در زمینه‌ى مدیریتهاى اجتماعى، زنان مؤمن و انقلابى ما هستند؛ داراى تحصیلات خوب، داراى اندیشه‌ى عمیق.
مسئله‌ى زن - که امروز در دنیا باید به عنوان «بحران زن» آن را نامید - یکى از اساسى‌ترین مسائل هر تمدنى، هر جامعه‌اى و هر کشورى است. در این مورد، شما توانسته‌اید به ریزه‌کارى‌هائى، به دقتهائى، به سرفصلهاى مهمى دست پیدا کنید و درباره‌ى این مسئله بیندیشید. بنابراین آن قضاوت این شد که جمهورى اسلامى به یک قله‌اى دست یافته است که اى بسا بسیارى از کشورهاى عالم به آن دست نیافته‌اند.
تاکید رهبری بر موضع زن هرچند قطعا گره گشا و نافذ خواهد بود اما این مهم وظیفه رسانه ها در پوشش این دیدگاه و که در حقیقت دیدگاه اسلام ناب محمدی (صل الله علیه و آله) و نیز رد نگاه ظالمان به زن که به اسلام نسبت داده می شود را کم نمی کند

ضعف شدید رسانه ها به قدری واضح است که گاها خود رسانه ها به اصلاح اسلامی هم از زن استفاده ابزاری می کنند هرچند نه با شدت غرب ولی.... ویا پخش کنند فیلم و سریال هایی هستند که مبلغ تفکر غرب در مقوله زن است

به هر حال وظیفه هر فرد است در حد توان بیان کننده و در عمل اجرا کنند نظرات صحیح اسلام در موزد زن بادش که از یک سو جلو حرکت های طالبانی را بگیرد و از سوی دیگر نگذارد تحریف صورت گیرد و زن مسلمان به زن اسلام امریکایی تبدیل شود.

همان زن غربی فقط قدری از مویش را به پوشاند

 

دسترسي به صفحات: ۱ - ۲ -