نه دی هشتاد و هشت

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...



درباره من | ارتباط من | تلگرام من | توییتر من
---------------------------------



آخرین نظرات

۱۳ مطلب با موضوع «زن و حجاب» ثبت شده است


گفتمان غربى در مورد زن اجزاء گوناگونى دارد، لکن دو جزء در آن برجسته است: یکى مردواره کردن زن، یعنى زن را متشبّه به مرد قرار دادن، این یک بخش مهمّ از این گفتمان است؛ یک بخش دیگر هم زن را وسیله‌ى راحتى براى التذاذ جنسى مرد قرار دادن، حالا التذاذ چشمى یا مراحل بدتر و بعدتر از التذاذ چشمى، این هم یک بخش دیگر از گفتمان غربى است در مورد زن......

    مردواره کردن زن؛ یعنى به دنبال این بودند که مشاغل گوناگونى که با ساخت جسمى و عصبى و فکرى مرد سازگارتر است را بکشانند به سمت بانوان و زنان، و این را یک افتخار براى زن و یک امتیاز براى زن قرار بدهند. ما در مقابل این دچار انفعال شدیم، یعنى دوْر خوردیم؛ ما هم نادانسته، ناخواسته، این گفتمان را قبول کردیم. مى‌بینید ما الان افتخار میکنیم که فلان تعداد زن، در فلان بخشهاى اجرایى کشور داریم. اشتباه نشود، از اینکه این بانوان در این مناصب اجرایى باشند من هیچ مشکلى ندارم؛ یعنى منع نمیکنم، نفى نمیکنم، ایرادى هم برایش قائل نیستم - فرض کنید وزیر بهداشت ما یک خانم بود، یا معاونین رئیس‌جمهور مثلاً یا بخشهاى مختلف در بینشان بانوان هستند، این از نظر من اشکالى ندارد - آنچه اشکال دارد، افتخار به این است؛ که ما به رخ دنیا بکشیم که ببینید، ما در بخشهاى اجرایى اینقدر زن داریم! این همان دوْر خوردن است، این همان منفعل شدن است؛ این افتخارى ندارد. خیلى خب، یک خانمى است، ارزشهایى داشته، توانایى‌هایى پیدا کرده، مناسبِ این مقام شده؛ خیلى خب، بگذارند، خلاف قانون هم که نبوده؛ امّا اینکه ما به این افتخار بکنیم که ببینید، ما این تعداد خانمِ مسئولِ در بخشهاى اجرایى داریم، این غلط است.

اگر ما افتخار کنیم که این تعداد خانم روشنفکر، خانم تحصیلکرده داریم، این خوب است، این جا دارد؛ اگر بگوییم این مقدار خانم نویسنده، خانم فعّال فرهنگى یا فعّال سیاسى داریم، اشکالى ندارد؛ اگر بگوییم این مقدار خانم شهادت‌طلب و مجاهده‌کار در میدانهاى گوناگون داریم، این خوب است؛ اگر بگوییم این مقدار خانمى که در عرصه‌هاى سیاسىِ انقلابى فعّالند - گوینده‌اند، نویسنده‌اند - داریم، این خوب است؛ افتخار به اینها خوب است؛ امّا افتخار به اینکه ما این تعداد وزیر زن، این تعداد نماینده‌ى زن، این تعداد معاونِ بخشهاى مختلفِ زن، این تعداد رئیس مؤسّساتِ تجارى زن داریم، افتخار به این غلط است؛ این انفعال در مقابل آنها است.

بیانات در دیدار جمعى ازبانوان فرهیخته‌ى 21 /اردیبهشت/1392 

 

 

اگر نگاهی به حرکت ها و جهش های بزرگ بکنید یک نکته در بسیاری از انها به چشم میخورد ان هم حرکت پیشتازانه زنان  در انها است

البته این حرکت در متن و در سطح اول نیست بلکه اغلب در نسل قبل  و در قالب مادران رهبران حرکت و یا جنبش هست، البته در کنار حضور مستقیم زنان در جنبش ها و حرکتها

به عنوان مثال مادران یا مادر بزرگ هایی که در زمان رضا خان با برخورد نا درست و غیر دینی او مواجعه شدند، فرزندانی را تربیت کردند که در سال42 و یا 57 حرکت انقلاب اسلامی ایران را جلو برند و یا در جنگ تحمیلی آنچنان از ایران اسلامی دفاع کردند که برای اولین بار در طول 200 سال گذشته ما درجنگ بودیم که حتی یک وجب از خاک خود را از دست ندادیم، هیچ. معدنی از معنویت هم پیدا کردیم که اثار ان را در حال حاضر می توانید در ایران، لبنان و بسیاری از منطق "آزادی خیز" جهان مشاهد کنید

در موضع دیگر بعد از انقلاب با فرهنگ انقلابی که در جامعه اوج پیدا کرد مادرانی به وجود امدند که فرزندانش در حال حاضر در عصر عمل و علم در جامعه نمایان هستند عده ای به دور از کشور و صلاح کشور و کثیری در جهت منافع کشور که سبب پیشرفت علمی بسیار کشور در رشته های مختلف شدند

حال بحث اینجاست فردا چه گونه خواهد بود

آیا دخترانی که با عروسک باربی دوست هستند و درد دلهایشان را به او میگویند و یا انهایی که تفریحشان رقص یا مهمانی آنچنانی است و یا همان دخترانی که امروز در خیابان ها دیده می شود باز هم خواهند توانستند نسل بعدی این کشور اسلامی را انچنان که مادرانشان تربیت کرده اند تربیت کنند

یا دخترانی که امروز در سطح جامعه وارد شدند و به الحمدلله خوب توانسته اند خودشان را به عنوان نسل انقلابی که هنوز دچار شکست نسل یا دور از آرمان نشده نشان دهند

هر دو گروه این دختران در حال حاضر در جامعه هستند با این تفاوت که گروه اول اغلب با دین و ارمان گروه دوم نااشنا هستند و این وظیفه مسئولین فرهنگی کشور به صورت رسمی و گروه دوم به صورت غیر رسمی است که گروه اول را نیز مانند خود با ارمان ها اشنا کنند

البته از نظر من نسل امروز جامعه ما بسیار با اطلاع تر وبا اعتقاد تر از نسل های گذشته خود هستند که آن را در مقاطع مختلف نشان دادند اما در کنار این مسئله باید به این نکته توجه کرد که در حال حاضر ایران به عنوان یک کشور اسلامی مورد توجه بسیاری از ملتها برای لگو برداری است و حال ما وظیفه ای بزرگتر در سطح جهان داریم

 

البته نکته ای که نباید از ذهن دور بماند پدر هم هستند که علت بررسی کمتر این موضع در این یادداشت نقش پر رنگ تر مادران در تربیت فرزندان است،  اما نقش پدران هم با یستی بررسی و مشخص شود.

 

حال باید کمی اندیشید که چگونه این مادران با تربیت شوند تا تربیت کنندگان خوبی برای آیندگان باشند

امید است این مردان و زنان سربازان سید خراسانی و حضرت مهدی عجل الله فرجه باشند

نظرات دوستان------------------------------------------------------------------

+ پینک

سلام دوست عزیز!

تیریک میگم بحث جالبی راه انداختین!

ولی باید بگم شما که ئخترا رو به دودسته تقسیم کردین گروهی که تفریحشون رقصه....مگر غیراز این است که از همین مادران انقلابی دیروز تربیت شده اند،و فک میکنید دلیلش چیست!؟!چرا مادری که چادر رابه گونه ای سر میکند که فقط دو تا چشاش برای دیدن جلوی پاش بیرونه در کناردخترش که با لوازم آرایش گوناگون وشال و گردن برهنه و....راه میرود!آیاتابه حال به این صحنه تو خیابون برخورد کرده این!؟!من که فراوان برخورد کرده ام وبسیار دلم به حال آینده خودم وکشورم سوخت!!!عروسک باربیم که علتش فقر فرهنگی است که باید آن را بپذیریم!ونمیشود آن راگردن دخمختران امروز انداخت!!!

ولی شما که اشاره ی کوچکی به نقش پدر درتربیت دخترکردین،باید بگم که اتفاقاً چون پدر هرچه باشد جنس مخالف است ودر بسیاری از موارد میتواند،نیازهای جنسی فرزند خود را ارضاکند که باعث دوستی های خیابونی ....نشود!حال آنکه خانه های امروزی -به دلیل وضعیت بد اقتصادی-فقط به خوابگاهی تبدیل شده اند که اگر هم اعضای اون باهم حرفی بزنند آخرش به دعوا کشیده میشود!!!

جداًکه برای آینده ی خودم نگرانم و البته بودم ولی وقتی این یادداشتو خوندم براستی که داغ دلم تازه شد!!!

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

+ مهم نیست کی هستی و از کجایی؟

سلام

بحث تون به نظرم جالبه ولی خیلی نصفه مونده!

اخرش هم یه کوچولو از پدرا نوشتین که خیلی محافظه کارانه بود.

قبول ندارم این لفظ رو که به کار بردید. گفتید نسلی که درد دل هاشون رو به باربی میگن و تفریحشون رقصه ...

در کنارش نسلی هستن که تمام وقتشون پای اینترنت یا توی گیم نت میگذره و اون وسط یه سیگار ی یا یه چیزی بدتر از اون هم میشناسن و الخ...

اتفاقا بذارید این طور بگیم...

بهمون نسلی که با باربی شما میشناسید ... بزرگترین دغدغه های زندگی شون... از بین بردن رنج های بشری و شناختن خودشون و راضی نگه داشتن خدای خودشون از خودشونه...

بحث زیاده دراین باره...

اگر مصداقی بحث کنیم به نتایج بهتری میرسیم

چون اصولا مشکل بحث های امروز ما کلی گویی هست که هر دو طرف حرف درستی میزنن و این بحث برخلاف انتظار وارد دور باطل میشه و همش برمیگردن سر جای اولشون.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

منطقه آزاد

اگر بخواهیم آینده نصیب ما بشه و نسلی انقلابی داشته باشبم باید بر روی دختران کار کنیم ، اگر زنان کشوری شجاع با ایمان و با اعتمادنفس باشند فردا نسل های ما با ایمان و شجاع خواهند شد . زن است که جامعه رو می سازه مادر هست که در گوش فرزندش لالایی می خواند و آرمان های ناب برای فرزندش می سازه -

البته این به این معنی نیست که مردان اثر گذار نیستند بلکه برعکس ، اگر در جامعه ای مردان فهیم و با ایمانی باشند آنگاه زنان آن جامعه می توانند به وظایف خود به مراتب بهتر عمل کنند و این نشان می ده که مردان برد اثر گذاری را تعیین می کنند ...

آمار نشان که در سال 75 76 در مدارس دخترانه ، 75% دانش آموزان در سه پایه از حجاب کامل یعنی چادر استفاده می کردند و فقط نیمی از 25%  غیر چادری بد حجاب بودند. (آنهم در بیرون مدرسه)

اما در سال 81 این آمار کاملاً بلعکس شد به صورتی که فقط 35% دختران در مدارس از چادر استفاده می کردند و 65% مانتویی و نیمی از کل دختران محصل این سال بد حجاب بودند.

 اما در سال 83- 84  در مدارس تهران طی آمار غیر رسمی (که انشاءا... تأیید نشود) 85% دختران در سه پایه در کل استان تهران بدون چادر و بیش از34% دختران تهرانی محصل بد حجاب هستند

اما چرا ، مگر اینها همان دختران و یا خواهران و یا فرزندان آن دختران 10 سال پیش نیستند ؟!...

شاید اینها همان دخترانی باشند که وقتی 7 ساله بودند پدر و مادرانشان می گفتند: بچه هستند تحمل چادر را ندارند و نماز هم برایشان زود است ، از دین زده می شوند.

وقتی 8 ساله شدند والدین آنها باز گفتند: حالا مانده تا 9 سال ، هر وقت 9 ساله شدند هم چادر می پوشند و هم نماز می خوانند و هم....

وقتی 9 ساله شدند گفتند(والدین آنها): حجاب که چادر نیست باید حجم بدن معلوم نباشد، نماز هم  کمک می خوانند ، صبر کنید ، در دین که اجباری نیست؟!...

اما حال آنها نه 9 و یا 10 ساله بلکه 17 ، 18 و... ساله اند و در آینده مادران فرزندان ما ، اما نه چادر دارند نه حجاب ، با مانتو هایی (یا بهتر بگویم با پیراهن هایی که 4 یا 5 سانتی متر از پیراهن مردانه گاهاً- بلند تر است) می گردند و باز هم ما دین را با نظر خودمان عمل می کنیم نه با بیان اسلام.

مگر حالا از دین خوششان می آید ، که شما به بهانه دین از دین دورشان کردید .

و یقین دارم این پدر و مادر های  بازهم به بهانه دل سوز و....  توجیه هایی دارند،

دسترسي به صفحات: ۱ - ۲ -