نهِ ده

نوشته های محسن فینی زاده

نوشته های محسن فینی زاده







درباره من | ارتباط من | تلگرامم | توییترم
---------------------------------

۵۴ مطلب با موضوع «سینما و رسانه» ثبت شده است

روایت معروفی از معصوم هست که وقتی با اصحابشان از جنگ بر می گشتند، معصوم آن جهاد (جنگ با دشمنان) را جهاد اصغر و جهاد با نفس را جهاد اکبر خواندند.

حال اگر مسیر جهاد در جنگ نرم  را هم جهاد بنامیم که این مطابق نگاه نایب معصوم (حضرت اقا) هست باید این جهاد را هم جهاد اصغر دانست و لازم این جهاد  را هم همان جهاد اکبر یا جهاد با نفس دید.

وقتی می بینی که بعضی از افراد که در فضای رسانه به اصطلاح ارزشی فعالیت می کنند و خود را پیش برنده در جنگ نرم می دانند اما شدیدا در خودشان لنگ می زنند...

وقتی می بینی که در فضای همین جبهه جنگ نرم اسم ورسمی در کرده اما سلامش به مردم عادی با سلامش به فلان شخصیت یا فلان حاج آقا فرق دارد...

وقتی می بینی که فلانی غوره نشده مویز شده و با استفاده و سو استفاده از فضای ارزشی، بر چسب حزب اللهی را یدک می کشد، دلش به چند لایک خوش است...

وقتی کف دست نوشته ها و صلوات فرستادن ها و ایستادن و از بازی حیا پایین نگاه کردنها می شود نقطه دلبستگی کسی...

وقتی با فروتنی، ریا می کنند...

وقتی هنوز برای نوشته هایت، ساخته هایت، گفته هایت لَنگ کف و سوت چند نفر دختر و پسر هستی..

وقتی با شعار مستضعفین بالا بیایی، هر روز که نشان تر می شوی مدل ماشینت بالا می رود و یادت می رود که ساده بمانی...

وقتی که همه وجودت می شود شال گردن هنریت و یا لیست شماره های تلفنت و یا...

وقتی تو به وسع خودت به همان راهی را می روی که عده ای بعد از جنگ رفتن و گفتند من... و دنیا سازی کردند و خودشان را بالا گرفتند و اشراف شدند...

وقتی به تو تلنگر می زنند به جای اینکه اندیشه کنی که شاید درست باشد منتقدت را می کوبی...

وقتی ابزارت به جای ایمانت می شود رانت و آشنا هایت و...

وقتی آدم را به چشم ابزار می بینی نه برادر ایمانی و با بزار ها دوستی می کنی برای رابطه ها...

آن وقت مطمئن باش ای مجاهد جهاد اصغر که در جهاد اکبر باخته ای ...

وای کاش در جنگ نرم مجاهدت نمی کردی که این مجاهدت تو سبب دوری ات از راه درست شده و این جهاد نرم تو شده است حجابت برای دیدن انچه باید...

و همه در معرض این جهاد هستیم، من شاید تو و هرکس به وسعش بعضی سخت تر و بعضی ...

و باید همیشه بترسیم که شاید همین که تحویلش نگرفتیم و رفتیم دنبال فلان شیخ، همین آدم کاری بود که به عهده ما بود...

شاید همنی دوربین، همین صلوات ها و همین لایک ها شده است، بُت ما...

وشاید...

انسان به ذات غافل نیست اما انسان غافل زیاد است و شاید بشود گفت انسان های غافل همیشه بیشتر بوده اند و این غفلت با انسان بزرگ شده است.

غفلتی که امروز آن را به رسانه نوین نسبت می دهند نه اینکه زاده آن رسانه ها نیست بلکه زاده خود انسان است که از نسیان آمده، مگر آن وقتی که حجت های الهی و رسولان ظاهری بودند و هیچ رسانه نوینی نبود چنین غفلت هایی هم نبود.

نگاه زیادی خوش بینانه مکتب شیکاگو به رسانه مخصوصاُ تلویزیون و رسانه ها همسو سبب غرق شدن مردمان آن وقت جوامع در رسانه شد، مکتبی که تلویزیون را سراسر خوبی می دانست اما نگاه منتقدانه فرانکفورتی ها به تلویزیون که با مشخص شدن معایب توجه تام به آن نمایان شد.

از سوی دیگر نگاه مک لوهان ذات گرا به رسانه به عنوان وسیله پیام است و یا نگاه کاتز به عنوان رسانه ساده ابزاری که مخاطب انتخاب گرا.

اگر انسان بخواهد رشد کند باید بداند که چه هست و می خواهد چه شود، اگر آنچه هست را واقعیت حال حاضر او بدانیم آنچه باید باشد را آرمان او بخواینم این آرمان است که مقصد انسان را مشخص می کند، به بیان بهتر آنچه باشد در امتداد آنچه هست اتفاق می افتد.

در این میان قوه خیال به ما اجازه می دهد به آنچه دوست داریم باشیم هم فکر کنیم این امر خوب است به شرطی که این خیال سبب نشود ما از آنچه هستیم و آنچه باید باشیم جدا شویم و فقط خیال کنیم.

تکنولوژی از همان ابتدا با هدف کمک به انسان بوجود آمد و رشد کرد، با هدف اینکه انسان راحت تر زندگی کند، انسان که از زحمت و سختی می خواست رها شود به دامن تکنولوژی پناه برد، انسان گمان می کرد به چیزی پناه برده که مخلوق خودش است و قرار است با پناه برد به آن از زحمت هایی که خودش برای خودش درست کرده راحت شود، تکنولوژی شد تنها پناه انسان بی پناه ....

خلاصه مباحث این جلسه:

ما ایده های زیادی برای ساخت مستند در ذهن داریم حال سوال اینجاست که کدام ایده مهمتر است؟

چهار معیار زیر معیار هایی ابدایی است که برای مستند سازی به صورت خودجوش و غیر سازمانی بیان می شود

1-   توانایی فرد یا گروه (ساخت بعضی موضوع خیلی مهم و ضروری است اما از حد توانایی ما خارج است)

2-   امکاناتی و هماهنگی (مثلا ایده ای برای ساخت مستند نیازمند سفر به چند کشور اروپایی است به صورت معمول بدون حمایت سازمانها امکان ساخت این ایده محیا نیست)

3-   سیاست و آرمان، فرد یا گروه(بدین معنی که مستند باید با ارزش ها و آرمان سازنده و یا سازندگان تناسب داشته باشد)

4-   نیاز ها و میل مخاطب(موضوع مهم است که به مخاطب توجه شود هم به نیازهای آن و هم به میل مخاطب؛ به بیان بهتر باید نیازهای مخاطب را طوری بسازیم که میلش باشد که ان را ببیند)

 

اما در ادامه طراحی پرسش های فرعی از جلسه قبل:

وقتی پرسش اصلی را روی ستون اصلی ماهی بگذاریم، پرسش های فرعی استخوان های کناری ماهی می شوند. بدین معنی که با پاسخ به پرسش های فرعی، پاسخ پرسش اصلی مشخص می شود.

نکته ای که باید یاداوری کرد این است که پرسشهای فرعی نباید خارج از حیطه پرسش اصلی باشد بدین معنی که اگر پرسش اصلی ما در مورد عواقب است نباید پرسش فرعی ما به چیستی به پردازد بلکه باید همان پرسش اصلی را از دیدگاه مختلف بررسی کند.

حال سوال اینجاست مثلاً اگر ما به عواقب یک موضوع می پردازیم پس تاریخجه ان موضوع چه می شود؟

یعنی اگر به جنایت های اسرائیل می پردازیم به عنوان سوال اصلی پس تاریخچه شکل گیری ان چه می شود و یا اطلاعاتی از این دست؟

پاسخ این است که اول: بخشی از اطلاع مصدری و مقدماتی در مقدمه گفته می شود و دوم: ما که نباید وقتی یک موضوع را بررسی می کنیم همه ان را بیان کنیم، مثلا برای بررسی موضوعی مثل سبک زندگی هزاران مستند باید ساخته شود و حتی در زیر مجموعه های سبک زندگی همین طور بهتر است از کلی گویی و همه چیز گویی پرهیز کنیم و فقط موضوعاتی را بیان کنیم که در پاسخ به سوال مستند ما ضروری است.

مشخص شدن مصاحبه شوندگان:

وقتی پرسش اصلی مشخص شد و پرسش های فرعی نیز طراحی گردید باید برای پاسخ گویی به پرسش های فرعی افرادی را مشخص کنیم.

مثلا برای پاسخ گفتن به پرسش فرعی عواقب که مصرف فست فود برای بدن دارد بهترین کارشناس یک پزشک است.

و یا برای بحث تاثیر آن بر خانواده باید به کارشناسانی توجه کرد که در موضوع خانواده هم به شیوه روانشناسی خانواده و هم خانواده اسلامی کار کرده اند....

طراحی پرسش برای مصاحبه شوندگان:

این مرحله به بعد مرحله ای است که در فیلم مستند به وضوح دیده می شود.

 برای طراحی پرسش ها باید دقت کنیم که

اول: به توان دیدگاه ها و زوایای ان موضوع به پردازیم

دوم: مراقب باشیم از حدود آن موضوع فرا تر نرویم و فقط پرسشهایی را بپرسیم که لازم است

سوم: دقت داشته باشیم احترام و ادب نسبت به فرد مصاحبه شونده حفظ شده و او را در بیان آزاد بگذاریم و از جر و بحث بی فایده که کمکی به ما نمی کند پرهیز کنیم.

تمرین:یک موضوع کلی انتخاب کنید، آن را زوم کنید تا به ایده اصلی برسید، سوال اصلی مستند را طراحی کرده و بعد سوالات فرعی را مشخص کنید، در اخر برای هر سوال فرعی چند نفر مصاحبه شونده حقیقی یا خیالی بیان کنید؟

در جلسه بعد نمونه هایی از طراحی پرسش  از مصاحبه شوندگان کار خواهیم کرد.

خلاصه این جلسه کارگاه:

مستند انواع مختلفی دارد و هر نوع آن به شیوه مختلفی ساخته می شود، شیوه ای که ما ارائه می دهیم ابتکاری است و پیش شرط آن این است که مخاطب از ساخت مستند پیش زمینه ای ندارد و فقط انگیزه یاد گیری دارد.

ایده اصلی یا تم مستند:

-         برای شروع یک مستند نیاز به یک ایده اصلی است. برای تولید ایده اصلی ابتدا موضوعی که دغدغه شما است و یا به شما سفارش دادند را مشخص کنید.

مثلا: موضوع اصلی ما حجاب است.

برای رسیدن به ایده اصلی با توجه به کلی بودن موضوع حجاب باید رو یکی از مباحث حجاب زوم کنیم، مثل در مورد حجاب بانوان. بازهم موضوع کلی است بازهم زوم می کنیم مثلا حجاب بانوان جوان و موضوع اصلی ما می شود میل به حجاب در بانوان جوان.

سوال اصلی مستند:

-         حال بایستی ایده اصلی مستند را به سوال اصلی تبدیل کنیم، این سوال می تواند به چیستی، چرایی، چگونگی، عواقب و... موضوع ما به پردازد

مثلا: برای مثال حجاب سوالات زیر صحیح است:

-علت کاهش میل به حجاب در بانوان جوان چیست؟

-آیا میل به حجاب در بانوان جوان کاهش یافته است؟

-عواقب کاهش میل به حجاب در بانوان جوان چیست؟

و...

 نکته مهم: سوال اصلی مستند بدین معنی است مستند ما در مسیر اصلی خود در صدد پاسخ به این سوال است و به  وجه های دیگر موضوع نمی پردازد.

سوالات فرعی:

وقتی سوال اصلی مستند مشخص شد در صورت امکان آن را باید به سوال فرعی تر تبدیل کنیم.

مثلا: اگر موضوع اصلی ما فست فود است

ایده اصلی ما: مصرف فست فود در قشر جوان می پردازد

سوال اصلی ما: عواقب مصرف فست فود در قشر جوان چیست؟

سوالات فرعی:

1-   عواقب اجتماعی مصرف فست فود در قشر جوان چیست؟

2-   مصرف فست فود در قشر جوان چه عواقبی برا بدن دارد؟

3-   عواقب مصرف فست فود در سبک زندگی خانوادگی جوان چیست؟

4-   و....

تمرین: چند موضوع اصلی پیدا کنید؟ سپس روی موضوع انتخابی زوم کنید تا به ایده اصلی برسید؟ و در آخر ایده اصلی را به سوال اصلی مستند تبدیل کنید؟

 در جلسه بعد به چگونگی تعیین اولویت بندی در موضوع و طراحی پرسش نامه خواهیم پرداخت.

چند سالی است که ضعف شدید دستگاه های فرهنگی و رسانه ای سبب شده جمعی از نیروهای جوان و دغدغه مند از رشته ها و تخصص های مختلف وارد عرصه تولید و تحلیل رسانه شوند.

این امر به خودی خود امر خوب و به جا و برای فضای  رسانه ای ایران و جوان امری جواب است اما در این میان توجه به دو نکته ضروری است:

اول: وقتی که یک دانشجو در سطح کارشناسی و یا ارشد در یک رشته مهندسی و یا علوم انسانی و... تحصیل می کند و رشته خود را رها می کند و وارد عرصه رسانه می شود تکلیف چندسالی که انرژی خود و سرمایه کشور برای تحصیل او هزینه شده چه می شود؟

دوم: حضور این تعداد افراد دغدغه مند در عرصه رسانه امری خوب و به جاست ولی نباید با تجمع این نیروهای دغدغه مند فضا های دیگر علمی را خالی کنیم، بدون شک عرصه علم، عرصه بسیار مهمی است، رها کردن این عرصه به صورت یک دفعه نه به سود خود فرد است و نه به سود انقلاب.

چند سالی است که با توجه به تاثیر گذاری رسانه بر روی جامعه افراد دغدغه مند حضور پر رنگی در این عرصه پیدا کرده اند، وجود چندین سایت و خبرگزاری، مجموعه های مستند ساز، سازمانهای  نیمه خصوصی که در همین چند سال شکل گرفته اند شاهدی بر این موضوع هستند، اینکه این حضور امری واجب است امری بدیهی است اما یک نکته در این میان باید مورد توجه واقع شود که به نظر نویسنده هرچند موضوع بدیهی است اما مورد غفلت قرار گرفته.

آن نکته اینکه برای حضور در عرصه رسانه صرفاً وجود دغدغه کفایت نمی کند، اینکه در یک سال چندین جشنواره همسو با انقلاب داشته باشیم هرچند خبر خوبی است اما خبر کافی نیست، اینکه از نظر افراد دغدغه مند وقتی ما جایی در فجر به صورت جدی نداریم برویم و یک جشنواره ... راه بیاندازیم جواب کاملی نیست.

بایستی یک شورا فکری منسجم نه فقط در حد چند جلسه بلکه در حد عمل و نمود آن تشکیل شود و این جشنواره ها را هدفمند کند.

این معنی نمی دهد که در یک کشور با این سطح تولیدات بیش از 20 جشنواره مختلف ملی وجود داشته باشد که اکثراً هم غیر تخصصی هستند، آنهایی هم که به ظاهر تخصصی هستند طوری موضوع انتخاب می کنند که عموم آثار را در بر بگیرد.

وجود جشنواره کوچک و بزرگ و اینکه هر وقت آن با سلیقه ما جور نشد یک جشنواره جدید راه بیاندازیم و وقتی گروهی جدید آمدند و آن هم با سلیقه جدید آنها هم یک جشنواره جدید تر راه بیاندازند و... این می شود میلیاردهای بودجه که اکثرا یا از دولت تامین می شود و یا نهاد انقلابی که همه اش بیت المال است و آخر خروجی اش ....

بایستی به صورت جدی و عملی فکر عمیق برای این کرد که افراد که جز افراد دغدغه مند هستند با اصول وارد شوند، به قول بزرگان دیگر وقت آزمون و خطا کردند نیست باید به جز دغدغه که البته مهم و ضروری است اصول دیگر را هم کسب کرد.

موضوعات فرهنگی اصولا یک معادل خطی ساده نیست، یعنی نمی شود به راحتی چیزی را با چیز دیگر جمع کرد و نتیجه قابل پیش بینی محقق شود.

این اصل در انقلاب سال 57 به خوبی خودش را در جامعه ایرانی نشان داد، شاه می خواست از یک سو با اشتغال جوانان به خوش گذرانی انرژی آنها را در مسیر غلط ببرد و ازسوی دیگر با اضافه کردن فشار به محدود جوانان باقی مانده ثبات کشور را نگه دارد که در عمل دیدیم جمع این دو نه اینکه سبب ثبات حاکمیت نشد بلکه امام خمینی (ره) با استفاده از همین جوانان انقلاب کرد.

این موضوع در اصول که مربوط به انسان، اجتماعی و ساختار دورنی و بیرونی و حتی ارتباطی انسان هست هم صدق می کند.

در موضوعات فرهنگی وقتی یک عارضه فرهنگی به وجود می آید متاسفانه عده ای که گاهاً دغدغه یا مسئولیتی فرهنگی هم دارند به همین شکل عمل می کنند. یعنی با چیدن چند اصل کنار هم منتظر جواب دل خواه هستند.

در فرهنگ مضاف بر حالات ظاهری و پاسخ ها باید لایه های زیرین هر پدیده را نیز بررسی کرد، یک عارض فرهنگی و قتی با عارض از همان جنس مقایسه می شود، لزوم درمان های یکسان ندارند.

ویا اینکه وقتی یک فعالیت خوب فرهنگی انجام شد با زیاد کردن منابع ان فعالیت لزوم ان فعالیت بهتر نمی شود.