نه دی هشتاد و هشت

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...



درباره من | ارتباط من | تلگرام من | توییتر من
---------------------------------



آخرین نظرات

۵۳ مطلب با موضوع «سینما و رسانه» ثبت شده است

داشتم می رفتم سرکار، تلفن زنگ خورد، شماره غریبه بود، ...... 0912 گفتن حتما از بچه های دانشگاه هاست برای هماهنگی کرسی زنگ زده-یه چند وقتی است توفیق شده پیگیر بحث کرسی آزاد اندیشی تو دانشگاه پیام نور استان تهران هستم- ولی وقتی جواب دادم فهمیدم دبیر جشنواره وبلاگ نویسی حماسه تا حماسه است، می گفت جزنفرات برتر شدم، همین وبلاگ-نه دی هشتاد وهشت- رتبه آورده بود، باید سه شنبه برم دانشگاه قزوین اختتامیه است وجایزه را بگیرم.

برای سه شنبه کلی سرم شلوغ بود چندتا جلسه هماهنگ کرده بود، به خودم گفتم درست نیست جلسه برگزار نشود، تصمیم به نرفتن گرفتم

به هرحال سه شنبه شد، همه جلسات با دلایل مختلف لغو شد.

بعد از ظهر که آمدم منزل رفتم یه سری به سایت حماسه تا حماسه بزنم، دیدم رتبه ام دوم شده، جوایز نفر دوم هم .....  ، یک خورده دلم سوخت، چون نه جلسه به جایی رسیده بود نه جشنواره ، شرکت کرده بودم، سکه و مشهد هم پریده بود.

یک حسرتی تو دلم افتاد به اندازه یک اشتباه بزرگ.

این حسرت همین طور توی فکر م بود تا پنجشنبه.

چندسالی است پنجشنبه ها جلسات حاج آقای نیکبخت را شرکت می کنم، ایشان این دفعه یک گریزی هم به موضوع حسرت زدندن، تا حرف حسرت شد انگار داغ دلم تازه شد.

می گفتند حسرت یک جور عذاب و مصیبت است و اینکه روز قیامت را یوم حسرت نیز می گویند.

آن روز انسان ها حسرت می خورند که چرا فلان کار ساده را انجام ندادند، و یا فلان جا که نزدیک منزلشان بوده نرفتن ویا فلان کار را چرا کردند...

این همان حرفهای ساده همیشگی بود که شاید خیلی شنیده بودم، اما این بار به جانم نشست، منی که برای یک ....  این قدر حسرت خوردم که هردو قابل جبران است، روز قیامت برای کل عمرم که دیگر قابل جبران نیست چه خواهم کرد...

به خودم می گفتم از دست دادن جوایز  ارزش این فهمیدن را داشت

اصولاَ وقتی یک اثر ارزشمند در عرصه هنر به نمایش در می آید، باید از ان تقدیر کرد تا آثار مشابه هم  توان ظهور را پیدا کنند و تولید این گونه آثار به یک فرهنگ و هنجار تبدیل شود.

اما در بعضی موارد بعضی فراموشی های ناخواسته و یا نکات مهم باعث می شود ضمن ارج نهادن به آن اثر؛ موارد مهم را جهت یاداوری و یا اصلاح در آثار دیگر بیان کرد.

در مورد فیلم ارزشمند "قلاده های طلا" ساخته جناب طالبی از نظر محتوایی یک نکته لزم است بیان شود که البته این موراد در دو فیلم دیگری که در سال 90 با موضوع مرتبط با انتخابات و حوادث بعد از آن به چشم می خورد.

اولی آن مشخص شدن نقش مردم در  درهم کوبیدن فتنه است، در فیلم مورد یحث شاید بیش از حد نقش وازارت اطلاعات و نیروی انتظامی در مقابل نقش مردم پر رنگ شده است، به نوعی نیرو های امنیتی و انتظامی ختم کننده غائله معرفی شده اند

در حالی که به واقع این مردم و به ویژه این جوانان بودن که نقش اصلی را در این حادثه داشتن به شکلی که امام خامنه ای فرمودند:"فتنه‌ى سال 88 را جوانهاى ما خواباندند. بیش از عوامل گوناگون دیگر، جوانهاى ما، همین شما دانش‌آموزها، همین شما دانشجوها نقش داشتید"

اما در این اثر و آثار مشابه این موضوع به صورت اصلی به چشم نمی خورد.

نکته دیگری که در این اثر و آثار مشابه و حتی گاهاَ در کلام مسئولین به چشم می خورد این جمله است که"کشور در حوادث بعد از انتخابات غافل گیر شد."

البته اگر منظورشان از کشور فقط نیرو های انتظامی و امنیتی باشد که بحث در این مورد به مسئولین این نیرو ها برمیگردد ولی اگر منظورشان به مردم باشد باید  به وضوح بیان کرد که مردم انصافاَ غافل گیر نشدند و نه اینکه غافل گیر نشدند بلکه چندین ماه قبل با اشاره های مستقیم و غیر مستقیم رهبری و نخبگان بیدار وظیفه خود را شناختن و به بهترین شکل به آن جامع عمل پوشاندند.

برای واضح تر شدن این وظیفه شناسی فقط کافی است به این نکته توجه کنید که اگر تفاوت آرای دکتر احمدی نژاد و مهندس موسوی کمتر از این چند میلیون بودف مثل 3یا 4 میلیون نفر از کسانی که به احمدی نژاد رای دادند به موسوی رای میدانند وتفاوت آرای آنها به کمتر از 1 یا 2 میلیون می رسید، آن وقت می دانید چه قدر کار سخت می شد، آنوقت با فشار به یک یا دو شهر آرا را زیر سوال می بردند و شاید موضوع حالا، حالا ها ادامه می یافت ، و دشمن به هدفش که زیر سوال ماندن انتخابات در ایران برای همیشه بود می رسید.

اینکه در این آثار نقش قبل از حوادث و بعد از حوادث مردم و حتی نقش ویژه مردم در روز انتخابات و حماسه هایی مثل نه دی نادیده گرفته شده است، در کنار همه خوبی های این اثر باید به ان توجه شود.

 

تقریباً از سال 88 شروع شد که تعداد زیادی "چی چی نیوز" -منظور از چی چی نیوز تعداد زیادی سایت خبری است که گاها به تعداد انگشتان دست تحریریه ندارد- شروع بکار کردند، در کنار این بسیاری از افراد پای مطالب سیاسی و جناحی را بیش از پیش به وبلاگ ها و گروه های ایمیلی باز کردند در کنار فضای اینترنت سامانه پیام کوتاه هر روز به تعدادشان اضافه شد.
این امر در کنار خوبی های بسیار زیادی که برای کشور داشت اما زمینه یک درد بزرگ را هم فراهم کرد، آن اینکه گاهی شایعات و بی اخلاقی ها جای خبر حقیقی را گرفت.
مورد که بارها از سوی دلسوزان نظام به آن اشاره شد
که حتما باید مرزی میان نشر اخبار با نشر شایعه و تهمت قائل شد و ان را رعایت کرد.
این امر که به خود خود بسایر مهم است با نزدیک شدن به ایام انتخابات ریاست جمهوری باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد، که البته مخاطب اصلی این تذکر خود مسئولین و کاندیدا ها هستند و بعد از آن به سایت ها و وبلاگ های حامی برمیگرددمسیری که در چند سال اخیر در بعضی موارد اصلا رعایت نشد و سبب شد که آبرو فرد و گاهی آبرو بخشی از نظام برود و قطعا ضرر اصلی را نظام می کند
البته این نکته با پیگیری موضوعات و تخلفات اشخاص فرق داردکه نباید هیچ کدام فدای دیگری شود.
مثلا در بعضی موارد تصاویری از افراد نشر پیدا کرد که مشخص شد یا برای آن زمان نبوده و یا ناقص است و یا در بحث فساد مالی اسامی به زبان امد که هنوز جرمشان اثبات نشده بود و یا گمان زنی هایی نشر پیدا کرد که به جز یاس در دل مردم ثمره دیگری نداشت.باید مراقب بود بیان برخی موضوعات سبب صدمه خوردن به آبروی فرد و یا اعتماد عمومی مردم نشود، اینکه فلانی تخریب کنیم چون مسیرش از نظر ما درست نیست دلیل موجه ای برای تخریب او به هر قیمتی نیست.
و آخر نکته اینکه : شاید بهترین وسیله برای سنجش اینکه این مطالب باید نشر پیدا کند یا نه موضع ساده ای است
 اول: قطعی بودن آن است
دوم : چه کس یاز نشر این خبر و یادداشت سود می برد
سوم: مراقب باشیم پازل دشمن را کامل نکنیم
چهارم: مراق آخرت خودمان باشیم و آن را به دنیا دیگران نفروشیم که فلانی رئیس شود به قیمت آخرت ما...

 

گفتند جشنواره فیلم های دینی است

یا دقیق تر بگویم جشنواره فیلم کوتاه دینی

ما هم گفتیم، خوب هرکجا جای ما نباشد اینجا جای ماست

اگر پارک فلان و پردیس سینمایی فلان برای ما به اصطلاح بچه مذهبی ها ورود ممنون شده ، خوب جشنواره فیلم دینی که ورود ممنون نیست، می رویم حرفمان را می زنیم، آنجا مثل ما زیاد است، حرفمان را می فهمند

با کلی سختی آمدیم، 4 یا 5 ساعت تو راه آهن نشستیم که شاید بلیت گیرمان بیایید از قبل ظهر رفتیم برای 5 بعد از ظهر بلیت پیدا شد، به این امید که می ریم یک جا که از ماست، بالاخره این "جشنواره های چند صد میلیون هزینه" یکی اش هم برای ماست، قرار نیست که در کنار آن مدل لباس ببینیم یا  آرایش خلیجی را روی صورت بازیگری ببینیم که نقش همسر شهید رادارد و آخرین تغییرات خط ریش را در صورت به اصطلاح آقایان ببینیم

اما وقتی وارد هتل شدیم دیدیم یا ما اشتباه آمدیم یا اینها اشتباه روی بنر کنار درب ورودی هتل نوشته بودند جشنواره فیلم کوتاه دینی رویش

حرف من به آثار رسیده نیست چون بعضی از آنها انصافا خوب بود

مثلا شما تصور کنید در یک کارگاه که همه افراد با زبان های مختلف اجازه دارند سوالاتشان را بپرسند ولی شما به جرم فارسی زبان بودن مجبورید سوالتان را بنویسید که اگر صلاح دیدن بپرسند و...

یا تصور کنید همه افراد می توانند با عوامل فیلم در جشنواره حاضر شوند اما شما نه، در این مورد جرم خودم را هم نمی دانم

یا تصور کنید از 400 نفر مهمان حاضر بعضی فیلم ها بدون تماشاچی هست و کل سالن ها شاید کمتر از 70 یا 80 نفر حاضر دارد. حالا دوستان دعوت شده کدام بازار هستند خدا می داند

یا تصور کنید در فضایی هستید که از سبک زندگی ایرانی و اسلامی فقط بنر جلو درب است که کلمه اسلامی روی آن نوشته شده است

وقتی زمان نهار یا شام می رسد به چشم خود می بینید آنچه نباید ببینید 6 مدل غذا و....، البته من عمیقا علت این موضوع درک می کنم دوستان مسئول می خواهند بدی و اسراف را به ما نشان بدهند تا ما دنبالش نرویم، ادب از که آموختی....

 یا در همه بخش ها کاندیدهای معرفی می شوند و لی در بخش به اصطلاح ویژه بیداری اسلامی نه می گویند این بخش رقابتی نیست... عجب ...

حالا می فهم چرا رسانه ما سبک زندگی آوینی را پیدا نمی کند

چه قدر خوب که حرف دلم را به شما می گویم چون اینها نباید به گوش مسئولین فرهنگی حوزه هنری برسد، می دانید که چرا....

اما ..... بگذریم

احوال شما چه طور است

خوب بودید، بهتر شدیدی.....

 

تو تاکسی نشسته بودم، صبح اول صبح، یک مجری خانم و یک مجری آقا

نمی دانم داشتن با اجراء می کردند و یا داشتن شوخی های برادر و خواهری می کردند

آنقدر صمیمی به هم تیکه می انداختن که ادم احساس می کرد...

 یاد این فرمایش از آقا افتادم: گاهى ارتباط زن و مرد در بعضى از صحنه‌ها طورى نزدیک و خودمانى است که آدمى که پاى تلویزیون نشسته واقعاً خجالت مى‌کشد؛ ما که پیرمردیم، درعین‌حال خجالت مى‌کشیم! هر چه بتوانید، اینها را مراعات کنید.(بیانات رهبری در دیدار مسئولان سازمان صدا و سیما1381/11/15)

داشتم فکر می کردم واقعا این سبک زندگی ماست؟

چنین روابطی چه جایگاهی در سبک زندگی ایرانی و اسلامی دارد.؟

صدا و سیما به عنوان بزرگ ترین رسانه حکومتی چه قدر به حداقل وظیفه خود در موضوع سبک زندگی پرداخته است؟

صدا و سیما اصول چه سبک زندگی را ترویج می کند؟

این پرسش ها پاسخ های واضحی دارد

البته موضع به همین گفتگوی خیلی صمیمی محدود نمی شود

فضا ها و دکور های برنامه مختلف سیما اکثرا دچار همین بیماری سبک زندگی غربی هستند.

برنامه هایی که گاها آنقدر کپی بدی از رسانه های غربی هستند که حتی نام آنها هم از نام های غربیشان استخراج شده است

برنامه و سریال هایی برپای تجمل، روابط غیر قابل تفکیک، عدم رعایت حداقل محدودیت های محرم نامحرم...

این موضع تا جایی پیش می رود که که در بعضی سریال ها ارزش های انقلاب هم با این نگرش خطر ناک غربی مختلط می شود

مشخصا بحث اصلی نکته دیگری است که نمی شود با بخش نامه آن را حل کرد، در دوران دانشجویی مسئول فرهنگی داشتیم که حجاب خوبی نداشت و همیشه موهایش بیرون بود، به رفقا می گفتم نمی شود از یک مسئول فرهنگی که حجاب ش خوب نیست توقع داشته باشید مبلغ حجاب باشد بلکه ایشان مبلغ چیزی هست که خودش قبول دارد و ایشان چیزی را قبول دارند که انجام می دهند.

این موضع در مورد صدا و سیما و رسانه و هر جای دیگری هم صادق است.

مراکز فرهنگی ما مبلغ چیزی هستند که درونشان هست، و قتی از فضای فرهنگی هر روز در اینترنت عکس و یا فیلم غیر اخلاقی جدیدی پخش می شود که جدیدا افراد زحمت تکذیب الکی آن را هم نمی کشند نمی توان توفع سبک زندگی اسلامی داشت.

به قولی وقتی روابط بازیگرها آنقدر در هم است که ... (مراجعه به گوگل و یک سرچ ساده، که البته ما هم قبول داریم که تمام کلیپ ها کار فتو شاپ است!!!) ما نمی توانیم توقع داشته باشیم اینها سبک زندگی غیر از سبک زندگی خودشان را ترویج دهند حتی اگر به زور سفارش کار مذهبی همب هآنها بدهیم یا آگاهانه و یا ناآگاهانه خط های غربی اش واضح یا کم واضح برای کارشناسان مشخص است.

اگر به زور سر بازی گری چادر کردیم، آنوقت بی جوراب بودنش مشخص است، اگر یک خانم چادر یرا الگو کردیم، فردا فیلم فلانش تو فرودگاه با حجاب آنچنانی ...

اگر آقا فلانی را شهید کردیم فردا دوست دختر هایش-تعدد دوست دختر مانعی ندارد، آنچیزی که مشکل اصلی جامعه ماست تعدد زوجه است!!!- می آیند از هم شکایت می کنند که این مال ماست و یا مال تو هست.

مسئولین فرهنگی کلان ما که حدود سی وچند سال است دارند از این بیت مال حقوق می گیرند بایستی از همان اول به فکر فرهنگ درون سازمانی خود باشند وگرنه با بخش نامه و دستور و سفارش تا بحال هیچ کسی در زمینه فرهنگی به درد بخور نشده است...

 

وقتی به نگاه مقام معظم رهبری به هنر نگاهی می کنی می توانید آن نگاه را آنقدر بالا ببینید که هنرمند را تبلیغ کنند دین خدا دانست و سطحی شبیه سطح مبلغان دینی به آن داد چنانچه ایشان  در دیدار جمعى از کارگردانان سینما و تلویزیون‌ - 1385/03/23 در این مورد می فرمایند: 

اهمیت این هنر، مسئولیت شما را هم بالا مى‌برد. من این را مى‌خواهم عرض بکنم؛ یعنى شماها یک مسئولیت سنگینى دارید. همان‌طور که دوستان گفتند، هیچ‌کس به شماها دستور نداده که بروید کارگردان یا سینماگر بشوید، این میل، استعداد و شوق شما بوده که وارد این میدان شده‌اید؛ اما حالا که وارد شده‌اید، این مسئولیت را بپذیرید. شما مى‌توانید خیلى اثر بگذارید. ببینید! من وقتى به یک واعظ، یک روحانى و یک نویسنده‌ى کتاب دینى - که او هم یک روایتگر حقایق و معارف محسوب مى‌شود - خطاب مى‌کنم و مى‌گویم آقا شما مواظب حرف زدنت، مواظب لغتى که به کار مى‌برى و مطلبى که متناسب با زمان انتخاب مى‌کنى، باش؛ اگر حرفى را که اینجا نباید بزنى، زدى، یا باید بزنى، نزدى، و به خاطر حرف تو یک جوانى به دین بى‌اعتقاد شد یا یک حقیقتى از حقایق دینى را به خاطر گفتار تو کج فهمید؛ تو پیش خداى متعال مسئولى؛ من مى‌خواهم به شما بگویم، این تذکر به شما که برادر و خواهر عزیز ما هستید و این ابزار هنرى بسیار کارآمد در اختیار شماست، طبعاً با یک ضریب خیلى بالایى مضاعف مى‌شود؛ بگویم ده برابر؛ یقیناً بیشتر؛ یعنى شما ببینید تأثیر یک فیلم هنرىِ کارآمد در مقایسه‌ى با یک منبر چقدر فاصله دارد!  (دریافت فایل صوتی)

  حال سوال اینجاست:

اولا چرا این دیدگاه صحیح است؟

دوم: حال وظیفه هنرمندان چیست؟

سوال اول پاسخ کوتاهی دارد و آن اینکه یک هنرمند در جامعه پیچیده امروز همان وسیله ایی را در دست دارد که مبلغ دین برا یتبلیغ با آن نیاز دارد، تاثیر رسانه و هنر مخصوصا رسانه ایی مانند سینما در جامعه امروزی آنقدر زیاد است که گاهی به مناطقی کلام رسانه رسیده است که هنوز حداقل های زندگی در انجا محیا نیست

اما سوال دوم پاسخی مهم دارد و اینکه وظایف یک هنرمند از این دیدگاه همان وظالیف مبلغ دیدن است که شادی اصلی ترینش خود هنرمند باشد که باید ظاهر و باطنش را اماده و ساخته کند، فهم دقیق دین و نشر صحیح دین و حقایق، بازشناسی و استفاده از ابزار با دقت به نوع ابزار و تاثیرات آن، رمز گشایی و رمز گذاری در هنر، تولید نشر هنر دینی به ما هو هنر دینی نه وابسته، تولید هنر دینی از منشا دین نه تولید دین از منش هنر، تولید مثل از این جنس انسان ها تو سط خود فرد، خروج از فرهنگ مبنایی سینما غرب گرا و ایستادن در مبنای اسلام، تولید از حقیقت به جای تولید از خیال و وهم، و به صورت کلی:

تریبت خود==>فهم دقیق از دین==>نشر دین به وسیله هنر==>مبدا هنر دین شود==>تولید هنر دینی حقیقی==>حذف وهم از هنر و شروع حقیق در هنر==>تولید مثل خودش

 

وقتی فیلم من مادر هستم اکران شد همه می دانستند که این فیلم اولین فیلم از این شکل فیلم ها نبود ولی قطعاً آن را باید نسل جدید فیلم هایی دانست که می توان به آنها لقب سریال تجاوز داد

دومین قسمت از این سریال را امسال در جشنواره فجر با عنوان هیس اکران کردند

حال سوال اینجاست:

اولا: چرا جنس این فیلم یکی است و چه المان هایی به مشترک دارند

دوم: چه هدفی را دنبال می کنند؟

اینکه چرا یک شخصیتی مثل پوران درخشنده این تیپ فیلم را می سازد با نگاه به سوابقش زیاد بعید نیست

اما برای پاسخ به این سوالات باید اول به سوال دوم پاسخ داد، هدف اصلی این دو فیلم چیست؟

اگر اهداف را در سه سطح طبقه بندی کنیم هیچ نقطه مشترکی را شاید نتوانیم بین این دو فیلم در دو سطح اول پیدا کنیم اما هدف سطح بالا آنها این است که می خواهند این نکته را بیان کنند: چار زن به خاطر حفظ آبرویش ساکت بادی باشد....و در کشور ما اگر زن بخاطر تجاوز کسی را بکشد اعلام خواهد شد.

این نگاه از سه دیدگاه قابل تامل است

اول:نگاه اسلام و اهمیت آن به نجیب بودن زن را با بحث سکوت تا حدی که حقش را بخورند خلت کرده است

دوم: نگاه اسلام برای اینکه در جرایم جنسی با حفظ آبروی متهم جرم بررسی می شود را به نقد گذاشته

سوم: فریاد زدن و حق خواستن به شیوه خشن را تنها را رهایی زن نداسته حتی اگر به اعلام وکشته شدن بی انجامد

و شاید: با توجه به اینکه زن نماد خاک و وطن است این موضوع راب توان به کل وطن کسترش داد

اما خطر کجاست:

در فیلم من مادر هستم سطح کار تا حدی بد بود مثل شرب خمر را حتی با دید منفی به تصویر کشید و لی در آخر گناه کار مشخص شد اما در هیس قدر واضح تر و مخاطب آزار تر برخورد شد و در آخر مخاطب ، مجریی قانون وحتی اصل قانون قابل بازنگری بیان شد

بایستی به زودی شاید فیلم هایی تند تر از این مجموعه سریال با محویت تجاوز و زن باشیم

فیلم هایی که تمام سعیشان مبتی با اصول اصلی و فرعی فمینیسم ازجمله حق طلبی به این شیوه است که شاید اصلی ترین شعار آن را فریاد زدن و بد دانستن آبرو مندی دانست، نگرشی که میل زیادی به نکوهش نجابت در میان زنان و تسایش نوعی از بی حیایی دارد که سعی انها بر این است که علت اصلی تجاوزات را موضوع ابرو وحیا زن مطرح کنند

احتمالا یابد منتظر فیلم هایی از این جنس باشیم که المان هایی شبکه محرویت هایی برای زنان بخاطر اصولی که اسلام برای زن ارزش می دانند و یا اینکه زنانی آزاده که از مرز حیا گذشتن باشیم، البته سیستم اینگونه است اول تخریب بعد از مدتی هم زمان ارائه الگو که شاید نماد بیرونی این الگو خود درخشنده و یا میلانی باشند

البته این جریان یک سوی دیگر هم دارند که انشاالله بهز ودی یادداشتی در این موضوع خواهیم نوشت

 

اینکه فلسفه نام گذاری این فیلم از کجا می باشد و یا اینکه چرا از چهره هایی مانند توسلی یا عطاران که زیاد برای متن فیلم چهره شاخص نیستند و برای کار در این سبک مجبوریم جمله کاری متفاوت را استفاده کنیم مخصوصا برای عطاران و سوالاتی از این دست را باید از شعیبی که هم طرح را ارائه کرده و هم کارگردان بوده و یا از محمود رضوی به عنوان تهیه  کننده پرسید، اما در اینجا موضع دیگری را باید بررسی کرد و آن موضوع این دست فیلم ها است؛ قصاص

اینکه چند وقتی است در فیلم هایی مانند ساخته جیرانی و یا درخشان موضوع قصاص با شکل بد مطرح می شود بادی خوشحال بود که در دهلیز این اتفاق نیفتد

وضعیت سینما ما گاهی آنقدر بد می شود که از لگد نزدن بعضی از کارگزدان ها به بنیاد هنجار اجتماع باید خوشحال بود اما سوال جدی این است چرا در طول این سی وچند سال ما هنوز نتوانستیم تصویر حقیقی از احکام اسلام ارائه دهیم؛ حتی در همین ساخته شعیبی هم به خوب بودن یا حداقل واجب بودن قصاص نپرداخته بلکه با راهکاری عاطفی از زیر تعریف یا رد قصاص شانه خالی کرده است.

البته این موضوع به فقط قصاص محدود نمی شود، در تمامی احکامی که در کشور ما جاری است و سرمنشا از اسلام می گیرد ولی در کشور های اروپایی آن را نگوهش می کنند ما هنوز تصویر حقیقی را نشان ندادیم.

هزینه های چند میلیاردی سوره، صدا وسیما، فارابی و خیلی از نهاد ها گاها به فیلم های کلیشه ایی تعلق می گیرد و گاهی هم مثل یک خانواده محترم به فیلم های ضد ارزش....

باید جداً از مسئولین سوال کرد چرا در طول سی و چند سال 10 یا 15 فیلم در دفاع از احکام قصاص نساخته اند...؟

در عوضش تا دلتان بخواهد در نگوهش قصاص ساخته اند فقط در سال 91 دو فیلم معرف شدند را نگاه کنیم....(ساخته های جیرانی و درخشان) که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم به تخریب احکام و اصل قضیه قصاص با استفاده از احساسات پرداخته اند.

بازهم از شعیبی تشکر می کنیم که ایشان اگر نتوانست چهره قصاص را حقیقی نشان بدهد حداقل آن را تخریب نکرد.

از آنجایی که نقد منصفانه اقتضاء می کند قبل از آنکه آن یک بدی را بگویم بهتر است خوبی هایی که در ساخته چهارم ده نمکی  به چشم می خورد را بیان کرد.

اینکه قد و قامت رسوایی از سه گانه اخراجی ها بالاتر رفته است مخصوصا از اخراجی ها دو وسوم

اینکه فیلم نامه نسبتاً قابل قبولی را شاهد هستیم

اینکه مخاطب حس نزدیکی با فیلم بر قرار می کند

اینکه فیلم برداری کار در حد خوبی است و نما ها و زاویه ها دلچسب هستند

و از همه مهم تر شاید بعد از چندین وقت یک چهره خوب از روحانیت نشان دادن که نه مثل مارمولک حدود ها را بشکند و نه در مثل بعضی کار ها آنقدر کلیشه و حاشیه باشد که مخاطب ان را نچسب بداند.

تعریف خوب سینمایی بدون نقل مستقیم از عُرفا مانند آیت الله قاضی در روزگار ما شاید هنر کمی نباشد که ده نمکی نسبتا خوب این کار را کرده است

پایان خوب غیر کلیشه ایی و ساده

جریان ثابت و قابل اعتماد در فیلم

تکراری نبودن سکانس ها

و....

اما آن یک بدی که بیانش واجب است-کلمه بیان واجب بدین معنا است که شاید بدی ها و ضعف های دیگری باشد ولی بیانش آنقدر هم واجب نیست بلکه گفت خوبی ها برای پر مخاطب شدن کار واجب است- در به تصویر کشیدن افسانه-الناز شاکر دوست- نوعی از حد گذشتگی در آرایش و لباس ها-لباس در خانه- وجود دارد که در صورت نبود این قدر افراط هم کار از کیفیتش کاسته نمی شد اما وجود این صحنه ها قطعا مخالف جریان صحیحی است

ما به اندازه کافی در سالهای بعد از جنگ و مخصوصا در سالهای 76 به بعد شاهد شکسته شدن حریم های لباسی و آرایشی در کارهای سینمایی بوده ایم حال که یک کارگردان قطعا ارزشی، کار ارزشی با زحمت یکساله تولید می کند بهتر است در کنار نماد مرد مومن نماد یک زن مومن را هم قرار دهد و در نماد ها بد هم حدود حجاب و پوشش-داخل خانه- را هم در نظر بگیرد.


فیلمی که امسال چند سیمرغ گرفت، بهترین کارگردان، نقش مکمل، فیلمبردار و...

جدا از بحث سازنده و شخصیت تهی کننده و اصل فیلم موضوع مورد توجه در این فیلم جای بحث دارد.

ما حتی به محتوا و نقد هنری این اثر هم کار نداریم بحث بیشتر موضوع دانشجو و شخصیت و ساخت های یک دانشجو است.

اینکه چرا اثری از خانواده مریم در فیلم نیست و یا چرا اینقدر بازی آهنگرانی .... بجث یادداشت ما نیست، ما بیشتر به موضوع دانشجو در آثار سینمایی و نیز توجه و نگاه ها هنرمندان به بحث دانشجو وآثار خلق شده و مسیر آن ها به بهانه دربند خواهیم پرداخت.

فیلم دربند نگاه به دانشجودانشجو قشری بیش از 4میلیونی در جامعه ماست که با در نظر گرفتن خانواده ها شاید حدود یک سوم یا یک چهارم خانواده ایرانی در حال حاضر در گیر مشکلات و دغدغه های دانشجویی هستند، دغدغه هایی مشترک و تعاریفی خاص از این دوران

نگاه دوران سازندگی به دانشجو ، دخترانی با فکول های بیرون ومانتو هایی خاص، سریال هایی مانند در پناه تو و....

نمایش روابط عاطفی در دانشگاه ها، آنقدر بی توجه به دغدغه اصلی ساخته شد که گاهاَ این موضوعات جای نگرش مردم را گرفت، اینکه هر دانشجویی در محیط دانشگاه یکی دیگر را بار یازدواج می خواهد و گاهاً رقابت عشقی به وجود می آید کمکم این باور را تلقیق کرد پس علم کجاست....

جای امسال علم الهدی ها در این دانشگاه کجاست...

در دروان اصلاحات موضوع ازداواج کم کم به رابطه نزدیک شد، رابطه ها و شوخی ها، ساخته هایی که مانند نگرش هم خانه بودند، ساخته هایی در آن ازدواج به شوخی گرفته شد، ازدواج هایی برای یک وام ...

اما در دروان دولت نهم و دهم باز هم به دغدغه اصلی دانشجو نگاه نشد، هرچند کارهایی مانند دربند باز به دغدغه های حقیقی نزدیک تر هستند اما بازهم سوال اینجاست احمدی روشن در سینمای ما جاست

ساخت ضعیف درمورد شهید علم الهدی آن هم نه با تاکی الکویی بلکه بیشتر آرمانی غیر الگویی قطعا توقع و نیاز های حقیقی را بر طرف نمی کند.

عدم نگاه به سبک زندگی و حتی تعریف حیقیقی سبک ز ندگی دانشجو مسلمان همچنان در جامعه و در هنر نمایان است.

پرانتز هایی به وسعت تمام عمر سینما باز است و کارهایی قویی برای این قشر آینده ساز با پایه های دینی و سبک صحصح زندگی دانشجویی می طلبد