نه دی هشتاد و هشت

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...



درباره من | ارتباط من | تلگرام من | توییتر من
---------------------------------



آخرین نظرات

۵۳ مطلب با موضوع «سینما و رسانه» ثبت شده است

اما چه کسی باید رئیس بعدی صدا وسیما بشود؟ نه دی هشتاد وهشت www.881009.irصدا و سیما، پر مخاطب ترین رسانه در ایران که همیشه مورد انتقاد همگان بوده و هست.

رسانه ای که به قول بعضی از نیرو های ارزشی هنوز انقلاب اسلامی به زیرساخت هایش نفوذ نکرده و به قول افراد مدعی اصلاحات رسانه ای بی طرف نیست.

صدا وسیما همیشه از هر دو طرف جریان حاکم کشور مورد انتقاد بود، رسانه ای حکومتی که بنا به اصول قانون اساسی بایستی مسئول آن از طرف رهبر انتخاب و شورایی متشکل از سه قوه به آن نظارت دارند، وضعیت حقوق و حدود اختیارات صدا و سیما نه در قانون اساسی و نه در اساسنامه سازمان اشاره به آن نشده، نبود این حدود مشخص صدا و سیما را به ایالتی رسانه ای تبدیل کرده که هیچ نیازی به مخاطب  ندارد و با توجه به نفوذ بالا کسی جرات سوال از این حکومت را هم ندارد.

شاید علت این فضای صدا و سیما هم دفع از دو طرف و شاید هم قدرت بسیار زیاد و تبادل مالی بالای آن است، تبادل مالی که نیمی از آن از طریق آگهی جذب می شود.

اما حالا دوره ضرغامی هم رو به اتمام است و بایستی منتظر رئیس جدید صدا و سیما بود.

اما چه کسی باید رئیس بعدی رسانه ملی باشد؟

چه کسی توانایی این را دارد که صدا وسیما را اداره کند و نه لابی قویی صدا وسیما او را اداره کند؟

چه کسی توانایی دارد آرمان انقلاب را به جای فرهنگ و سبک زندگی اشرافی گری در قاب شیشه ای ترویج دهد؟

و به معنی دقیق تر چه کسی می تواندانقلاب اسلامی را به صدا وسیما صادر کند و ریشه ها و زیر ساخت های رسانه ملی را به اصطلاح مسلمان کند و برمبنای اندیشه و مبانی اسلام و انقلاب بازسازی کند؟

در این یادداشت سعی بر آن نیست که گمانه زنی هایی در مورد رئیس بعدی رسانه ملی مطرح شود بلکه نویسنده سعی دارد بنا به نیاز های جاری جامعه و توانایی افراد کسانی را پیشنهاد دهد که توانایی انجام وظیفه ای با این درجه اهمیت را داشته باشند.

به صورت کلی از چهار جریان و زیر جریان موجود همه امکان حضور در رسانه ها و زمان برای امتحان شدن را داشته اند.

حضور محمد هاشمی-برادر اکبر هاشمی-  از جریان کارگزان

حضور لاریجانی از جریان اصولگرایان

حضور ضرغامی از بدنه صدا و سیما و فعالین حوزه تصویری

البته جریان اصلاح طلب با عملکرد در زمان اصلاحات در رسانه های مختلف مانند روزنامه که مورد انتقاد رهبری هم قرار گرفت – و یا حضورش در وزارت فرهنگ و تسلطش بر جریان سینمایی کشور  آنچنان خاطرات بدی را در عرصه رسانه به جای گذاشته که جایی برای بررسی حضور یک اصلاح طلب در این جایگاه نگذاشته است این در حالی است که محمد هاشمی را هم اصلاح طلب ندانیم 

نقل چند مورد از رئوس سابق رسانه ملی برای این بود تا از طیفی نگاه کردن به رئیس آینده دور شویم وبه توانایی ها و سوابق فردی افراد و توانایی اجرایی انها بپردازیم.

در میان افراد فعال در عرصه رسانه - بدون در نظر گرفتن افراد خارج از رسانه - افراد زیر با توجه به سوابق توانایی اداره رسانه ملی را بیش از دیگران دارا می باشند

 الف-صفار هرندی: وزیر سابق فرهنگ و از اهالی کیهان و عضو  تشخیص مصلحت در حال حاضر


 ب- احسان محمد حسنی: معاون پیشین هنری بنیاد حفظ آثار و رئیس فعلی سازمان اوج


 ج- وحید جلیلی: از اهالی اسبق سوره و اهالی نشریه راه در حال حاضر و مسئول دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

این افراد دارد ویژگی ها زیر هستند که نسبت به دیگر گزینه برای تصدی این سمت مناسب تر هستند:

الف- دارای سوابق اجرایی در حوزه مسائل فرهنگی

ب- زندگی نامه مشخص وپایبندی عملی به ارزش ها و آرمان های انقلاب

ج- موضع مشخص و انقلابی در سالهای اخیر مخصوصا در جریان چهار سال اخیر

د- دارای تیم فکری در کنار خود

ه- نگاه ولایی خالص به جای تظاهر

ی- تحصیلات مرتبط و نگاه علمی به مقوله فرهنگی

البته شاید بهترین راه استفاده از ترکیبی از این سه نفر و فعال سازی تمامی این افراد در رسانه ملی باشد، حضور مدیری فرهنگی مانند صفار، فردی آشنا به رسانه تصویری مانند حسنی و البته تفکرات صحیح فرهنگی وحید جلیلی.

هرچند با فضای موجود امید بسیار کمی به حضور بعضی از شخصیت های فکری و فرهنگی هست اما میدان ندادن به این افراد دلیلی بر نیاز نداشتن نبوده و نیست.

قبل از ماه رمضان رفته بودیم برای مصاحبه کارشناسی ارشد دانشگاه صدا وسیما  - جدا از اینکه قرار بود ساعت 8 مصاحبه شروع شود وقتی رسیدیم دیدم کارمندان محترم نشسته اند مشغول صرف صبحانه هستند و عده ایی هم تا ساعت 9 و بعضی هم تا ساعت 10 نیامده بودند سر کار جمع بندی بنده حقیر این بود که با چشمان خودم علت اصلی ضعف های بزرگ و کوچک صدا و سیما را دیدم  وآن هم نبود نیروی انسانی مبتنی بر فرهنگ اسلامی در نهاد هی به اصطلاح فرهنگی کشور

نه بحث دانشگاه صدا و سیما -که چند هفته ای است که از دانشکده به دانشگاه ارتقاء یافته-  باشد بلکه دیگر نهاد های فرهنگی و رسانه ایی ما هم وضعیتی بهنر ندارند، دانشگاه سوره وابسته به سازمان تبلیغات و...

وقتی بخش های نیرو ساز ما که به اصطلاح گزینش محور هم هستند توانایی یافتن نیرو ناب را ندارند شاید دیگر نباید توقع تغییر در ان نهاد با تغییر مدیر را داشت.

از نظر نویسنده هر قدر هم مدیر یک مجموعه فرهنگی را تغییر دهیم با داشتن بدنه نا کارآمد نمی توان کار فرهنگی صحیح کرد همان طوری که وقتی مدیر ناکارآمد باشد با داشتن بهترین بدنه نیرو انسانی بازهم کار خوب انجام نمی شود.

وقتی نیرو های حاضر در تبلیغات اسلامی گاها حجاب کامل -چادر- ندارند نمی توان از او توقع تبلیغ چادر را داشت-از مشاهدات مستقیم نویسنده که برای جشنواره رویش سال 91 وقتی به دبیرخانه رفتم حتی یک خانم با حجاب چادر نه در دبیرخانه نه حتی در ساختمان سازمان تبلیغات ندیدم ولی تا دلتان بخواهد کارمند مانتویی و...- ثمره این جشنوراه این بود که جایزه اول جشنواره به فیلمی رسید که کارگردانش مانند کارمندانش بود و شخصیت زن اول جشنوراه هم، البته باید بارها و بارها گفت جشنوراه رویش، جشنوراه فیلم کوتاه مذهبی است عنوانی که خودشان برایش انتخاب کرده اند

ما اگر خواهان کار فرهنگی توسط سازمان ها و نهاد ها هستیم بهتر است ابتدا نیروی انسانی  انجام دهند آن را مطابق با معیار ها انتخاب کنیم

البته این موضوع فقط مربوط به این دو نهاد و یا نهاد های فرهنگی دیگر هم نیست گاها در فضای دانشگاهی هم که نگاهمی کنیم متولی فرهنگ کسانی هستند که حتی در ظاهر هم اصول ابتدایی اسلامی را رعایت نمی کنند.

 

 

شاید قبل از ورود به بحث بیان این نکته ضروری باشد که موضوع این یادداشت به هیچ عنوان نقد عدم وجود شبکه خصوصی در ایران نیست، بلکه نویسنده هم به علل فرهنگی و سیاسی موافق وجود این چنین شبکه هایی نیست و البته به وضعیت امروز و از ابتدای سیما را به هیچ عنوان در حد و اندازه رسانه ملی جمهوری اسلامی نمی داند اما موضع این یادداشت بیشتر بیان کلیاتی ناخواسته در سطح فرهنگی است.

شاید وقتی نه چندان دور وجود VHS و پخش آن نوعی جرم ننوشته بود که افراد برای جابجایی ان نوعی ترس داشتند اما پیشرفت در فضای الکترونیک و سایبر، جامعه به سویی برد که امروز توزیع فیلم به شکلی غیر از سیما یک نوع محل درآمد و مورد حمایت دولت است، اما در این میان موج جدید توزیع فیلم در این ساختار و نیز خارج شدن فروش آن از محل توزیع های اختصاصی و ورود آن به توزیع در سوپر مارکتها جای تامل دارد.

در این میان چند نکته قابل بیان است:

1-این مجموعه ها بیشتر فیلم های دختر و پسر و دارای فرهنگ لودگی است، که به هیچ عنوان مناسب برای فرهنگ سازی نیست

2-علت تولید اینها   تولید فرهنگ اسلامی نبود و هدف اصلی آن درآمد و سود است

3-خانواده ها که کمتر به سینما سر می زدند و در نتیجه کمتر مورد حمله فرهنگی بی بند و باری در سینما که به نوعی فرهنگ مانکنی بوده قرار می گرفتند در این وضعیت با استقبال از این شیوه توزیع مورد دسترس قرار گرفته اند

4- نسل جدید این نوع توزیع، همین سریالهای از قبیل قلب یخی و قهوه تلخ هستند به نوعی تکمیل ای شبکه خصوصی و موید این ادعا هستند که به زودی به نوعی غیر علنی شبکه 9 در ایران به وجود می آید با این تفاوت که این شبکه بدون نظارت و تحت هدف درامد به هر قیمیتی است

5- عادت به این اینگونه فیلم ها فضا را برای ورود فیلم های زبان اصل با زیر نویس فارسی و بدون کوچکترین تغییر  در فرهنگ و کیفیفت و استقبال از آن و نیز افزایش نفوذ شبکه هایی از قبیل فارسی1 را فراهم میکند چون مخاطب عادت کرده است که وقت فراغت خود را با دیدن فیلم پر کنند و از طرفی سطح پایین فیلم و سریال های سیما باعث می شود این نیاز ساخته شده به امثال فیلم های غیر اسلامی و گاها ضد اسلامی پر شود

6-عادت جامعه به پر کردن وقت با این قبیل فیلم ها ،افراد را از استفاده صحیح از اوقات فراغت در کنار خانواده و یا مطالعه باز می دارد

7- ترویخ فرهنگ ثروت به هر قیمت، اگر اشتباه کنی حتی دزدی در آخر همه چیز درست می شود، روابط راحت دختر پسر و بیشتری از این قبیل  به راحتی در سطح خانواده رشد پیدا می کند و نفوذ آن به سنین پایین را سبب میشود

دسترسي به صفحات: ۱ - ۲ - ۳ - ۴ - ۵ - ۶ -