نهِ ده

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

۲۸ مطلب با موضوع «فرهنگی و اجتماعی» ثبت شده است


پ ن: چند وقت پیش که برای اختتامیه جشنواره اُسوه حَسن مهمان شهر قم و جهاد دانشگاهی بودیم این تصویر تو حرم انداختم، برای خودم جالب بود

تکنولوژی از همان ابتدا با هدف کمک به انسان بوجود آمد و رشد کرد، با هدف اینکه انسان راحت تر زندگی کند، انسان که از زحمت و سختی می خواست رها شود به دامن تکنولوژی پناه برد، انسان گمان می کرد به چیزی پناه برده که مخلوق خودش است و قرار است با پناه برد به آن از زحمت هایی که خودش برای خودش درست کرده راحت شود، تکنولوژی شد تنها پناه انسان بی پناه ....

نکات جالب و جذاب زندگی پیامبر اسلام بسیار است اما یکی از جالب ترین نکات در امر تبلیغ پیامبر این است که بر خلاف دیگر پیامبر که انذار از عذاب زود هنگام دنیایی داشتند اما پیامبر خوبی ها مردم را بیشتر با اخلاقش جذب می کرد.

پیامبران پیش از او اگر مردم قومشان هدایت نمی پذیرفتند وعده عذاب می دادند، اما پیامبر اسلام نه برای قومش که بسیار او را اذیت کردند عذاب نطلبید بلکه آن قدر تشنه هدایت آنها بود که اگر توهین کننده دیروز را امروز نمی دید به ملاقات او می رفت.

پیامبر، مردمان جاهل آن زمان را به درجه ای از انسانیت رسانده بود که برای هدایت دیگر نیاز به ترساندن از باد و طوفان نداشتند بلکه به شوق خود نبی به سمت حق حرکت می کردند.

شاید اصلی ترین علت این امر این بود که او پیامبر آخر است و باید طوری مردمان را هدایت کند که به همان شیوه تا قیامت باقی باشد.

موضوعات فرهنگی اصولا یک معادل خطی ساده نیست، یعنی نمی شود به راحتی چیزی را با چیز دیگر جمع کرد و نتیجه قابل پیش بینی محقق شود.

این اصل در انقلاب سال 57 به خوبی خودش را در جامعه ایرانی نشان داد، شاه می خواست از یک سو با اشتغال جوانان به خوش گذرانی انرژی آنها را در مسیر غلط ببرد و ازسوی دیگر با اضافه کردن فشار به محدود جوانان باقی مانده ثبات کشور را نگه دارد که در عمل دیدیم جمع این دو نه اینکه سبب ثبات حاکمیت نشد بلکه امام خمینی (ره) با استفاده از همین جوانان انقلاب کرد.

این موضوع در اصول که مربوط به انسان، اجتماعی و ساختار دورنی و بیرونی و حتی ارتباطی انسان هست هم صدق می کند.

در موضوعات فرهنگی وقتی یک عارضه فرهنگی به وجود می آید متاسفانه عده ای که گاهاً دغدغه یا مسئولیتی فرهنگی هم دارند به همین شکل عمل می کنند. یعنی با چیدن چند اصل کنار هم منتظر جواب دل خواه هستند.

در فرهنگ مضاف بر حالات ظاهری و پاسخ ها باید لایه های زیرین هر پدیده را نیز بررسی کرد، یک عارض فرهنگی و قتی با عارض از همان جنس مقایسه می شود، لزوم درمان های یکسان ندارند.

ویا اینکه وقتی یک فعالیت خوب فرهنگی انجام شد با زیاد کردن منابع ان فعالیت لزوم ان فعالیت بهتر نمی شود.

 می گویند هر معلولی را علتی است. این  اصل در ساختار دورنی و بیرونی انسان و اجتماع  و حتی ارتباطی انسان هست هم صدق می کند.

در موضوعات فرهنگی وقتی یک عارضه فرهنگی به وجود می آید متاسفانه عده ای - که گاهاً دغدغه هم دارند  به جای برطرف کردن علت تمام تمرکز خود را بر معلول می گذارند. و می خواند معلول را برطرف کنند بدون توجه به علت.

مثلاً برای موضوع بد حجابی یا گاهاً بی حجابی  نسخه مقابل با بد حجابی صادر می کنند اینکه باید  نهی از منکر کرد اما به نظر نویسنده عده ای اینجا منکر را به جای علت، معلول گرفته اند. به بیان واضح تر به جای نهی از علت بد حجابی از معلول بد حجابی که ساختار بیرونی آن است نهی می کنند.

البته که این تذکرات لازم است، اما باید در یک بیماری مانند آنفلوانزا همان طور که مراقب ظاهر بیمار بود در عین حال حمله اصلی به علت بیماری انجام می گیرد.

باید دید علت این بد حجابی چیست؟

این موضوع نه اینکه تذکر لسانی و نهی از منکر را می طلبد بلکه از یک سو با روشن تر شدن فضا افراد بیشتری را به این واجب فراموش شده فرا می خواند و از سوی دیگر جلوی بعضی از انتهامات را می گیرد.

باید در قدم اول فهمید بی حجابی و یا بد حجابی خودش عارضه چیز دیگری است، ریشه اش را شناسایی کرد و آن را زا بین برد.

فرض بگیریم ما با تذکرمان بخشی از محیط را هم به ظاهر پاک کردیم-که باید بکنیم- اما و قتی علت بیماری برطرف نشده بیماری عوارض را در جای دیگر از خودش نشان می دهد و...

در صورتی که قالباً برطرف کردن علت بسیار ساده تر از معلول است.

 در عصر پیامبر معلول همان مقاومت هایی بود که در مقابل پیامبر انجام می شد اما علت چه بود؟ جهالت مردم نسبت به دین و تعصب نسبت به دین اجدادشان

پیامبر هم به گواهی تاریخ در حین مقابل با مقاومت ها، این جهالت را هم هدف گرفت به صورتی که وقتی که به مکه رسید دیگر مقاومتی نبود و مکه بدون خون ریزی فتح شد.

از سمت دیگر علا رقم صحبت های زیاد در مورد حرکت های ایجابی به جای سلبی همچنان هیچ سعی قابل بیانی برایتبلیغ حجاب و محجبه در مقابل بی حجابی نشده است کما اینکه بهتوجه به وضعیت امروز اکثر سینما با فیلم که به پرده سینما می آید و با فاصله کوتاهی در خانه های ما، تبلیغی است برای بد حجابی بازیگرانی که به راحتی موهای سرشان بیرون می گذارند - ...-

hپایگاه خبری‌تحلیلی اشراق‌نیوز: سومین نشست از سلسله نشست های فعالان عرصه‌ی سبک زندگی، در ششمین روز از اولین ماه پاییز در کتابخانه‌ی مؤسسه‌ی اشراق با حضور جناب آقای محسن فینی زاده تشکیل شد. ایشان که در طرح‌های فرهنگی و حوزه‌های فعالیت‌های فرهنگی در زمینه‌ی سبک زندگی شهدا فعال بوده‌اند در این نشست به بیان برخی موضوعات پیرامون فعالیت‌ها و اقدامات خود پرداختند و در طی بحث به مسائل و تجربیات شکل گرفته در این مسیر سخن به میان آوردند.

فرصتی برای آسمانی شدن!

محسن فینی زاده از طرحی می گوید که اهداف آن نزدیک کردن دل‌های کوچک و پاک جوانان و نوجوانان این مرز و بوم با دل‌های دریایی شهدا می باشد. آری طرح آسمانی‌ها ، ایده‌ای که باعث شد تا بسیاری از جوانان کشورمان با شهدا و یاد و خاطره آنان مأنوس شوند. فینی زاده در این نشست چگونگی شکل‌گیری، تیم‌های اجرایی و مدت زمان ادامه‌ی این جریان را برای اعضای اتاق فکر سبک زندگی مؤسسه‌ی اشراق تشریح کرد و بیان داشت که: «در طی برگزاری این طرح بیش از یکصد هزار نفر در این طرح شرکت کردند و میزان جای‌گیری و تاثیرگزاری این طرح را می توان در پست‌هایی که مخاطبین در سایت مجموعه‌ی آسمانی گذاشته‌اند مشاهده نمود.»

وب نه دی هشتاد وهشت

این حرکتی بود که آقا محسن گفتگوی ما از آن به عنوان جنبش و حرکت سایبری خود علیه جنگ روانی فتنه‌ی سال ۱۳۸۸ اسم می برد، او در ادامه‌ی گفتگوی شیرین خود پیرامون تلاش‌های فرهنگی و رسانه‌ای خودشان و دیگر دوستانشان، سایت نه دی هشتادوهشت را به ما معرفی کرد و اجزا و ارکان آن را تشریح نمود. در ادامه‌ی گفتگو، محتوا‌ها و اطلاعاتی که در سایت برای استفاده‌ی مخاطبین و مراجعین قرار داده شده‌بود سخن به میان آمد و روند تولید و شکل گیری هرکدام از آن‌ها توضیح داده شد .

مشق انتظار

آخرین بخش از نشست و این گفتگوی عصر گاهی با برادر عزیزمان جناب فینی زاده، به موضوع طراحی نرم افزار تخصصی و چند رسانه‌ای مشق انتظار رسید که، یکی دیگر از دستاوردهای تلاش‌های فرهنگی آقا محسن و دوستان فعال ایشان در مرکز تخصصی مهدویت قم می باشد. او از این محصول مهدوی به عنوان یکی از تلاش‌های پر ثمر و مفید خود در عرصه‌ی فعالیت های فرهنگی نام می‌برد و آن را نقطه‌ی عطفی در این زمینه می‌داند.

تجربه جهاد فرهنگی

فینی زاده، در لحاظات پایانی این نشست به ارائه‌ی نکات و ویژگی های اقدام فرهنگی در عرصه‌ی رسانه‌ای صحبت کرد و از این مسأله گفت که: «کار رسانه‌ای همان جهاد در عرصه‌ی فرهنگی می باشد، زیرا که طبق گفته‌ی امام خامنه‌ای، این عرصه از آسیب پذیرترین بخش‌های فعالیت های فرهنگی در کشور ما می باشد. لذا ما برای خود رسالت دیده‌ایم تا در این عرصه مشغول به فعالیت شویم »

چند روز پیش بود که توی خانواده صحبت از گوشی و تبلت و... بود، می گفتند اکثر بچه های فامیل (از 6یا 7 سال بگیر تا ... ) یا گوشی پیشرفته گرفتند یا تبلت و بعضی هم لب تاپ.

آنجا این حرف ها را زدم اما از باب اهمیت و مبتلا بودن اکثر جامعه شهری ما به این درد و یا حداقل میل به این سمت بیان آن حرف ها به صورت یادداشت دور از اهمیت ندانستم.

رسانه و وسایل به نقل از علماء علوم ارتباطات (اعم از غربی و یا بومی اش) خودش پیام است، پیامی که سر منش از لذت و خیال دارد. و همچنین اثرات روحی و روانی ثابت و اثبات شده ای حتی در علوم مبنای روانشناسی دارد که گاها همین رسانه ها در سنین پایین سبب بروز بحران هایی در سنین بالا می شود.

اما موضوع مهم به بوجود آمدن جنسی از ارتباط با خارج محیط خانواده به صورت غیر قابل کنترل و به طبع ارتباطات مستقیمی که به راحتی می تواند بستر بسیاری از مشکلات باشد.

مثلا در نظر بگیرید کودکی در سن 7یا 8 یا حتی 10 سالگی با استفاده از تبلت و یا موبایل به یکی از شبکه های اجتماعی تحت موبایل مانند وایبر و یا وی چت متصل شود و دنبال پاسخ پرسش های دوران کودکی اش باشد، حتما مشخص است چه پاسخ هایی در یافت می کند و این پاسخ ها به مرور به کجا کشیده می شود.

حضور در فضای بازی ها آنهم بدون نظارت خانواده (کنسول های بازی به علت نیاز به تلویزیون و در دید بودن تا حدی قابل کنترل است اما موبایل و یا تبلت به علت مستقل بودن و. قابل حمل بودن قابل کنترل نیست) جدا از اثرات روانی محدودیت های مفید نوع بازی را هم از بین می برد، یک خانواده نمی تواند به سطح خشونت موجود در بازی ها نظارت داشته باشد و حتی نمی تواند دقیق بداند چه بازی ها روی آن نسب است چون هر بازی به راحتی نسب و پاک می شود و اصل بازی را می توان در یک فلاش و یا بخشی از حافظه تبلت و یا گوشی نگه داشت....

موضوع دیگر امکان مکالمه و ارتباط صوتی است که با کابرد اصلی گوشی و کابردی جانبی تبلت مرتبط است، این ارتباطات در سنین بالا تر به راحتی می تواند بخشی از ارتباطات نا مشروع و خارج از عرف باشد.

به هر حال در دسترس بودن وسایل ارتباطاتی که کودکان و نوجوانان به آنها احتیاجی ندارند و صرفا جهت سرگرمی و چشم و هم چشمی در اختیار آنها قرار می گیرد بودن شک اثراتی مخرب بر روح و جان و حتی در بلند مدت بر روی فرهنگ عمومی جامعه خواهد گذاشت...

این یادداشت در سایت جهان نیوز

تو تاکسی نشسته بودم، صبح اول صبح، یک مجری خانم و یک مجری آقا

نمی دانم داشتن با اجراء می کردند و یا داشتن شوخی های برادر و خواهری می کردند

آنقدر صمیمی به هم تیکه می انداختن که ادم احساس می کرد...

 یاد این فرمایش از آقا افتادم: گاهى ارتباط زن و مرد در بعضى از صحنه‌ها طورى نزدیک و خودمانى است که آدمى که پاى تلویزیون نشسته واقعاً خجالت مى‌کشد؛ ما که پیرمردیم، درعین‌حال خجالت مى‌کشیم! هر چه بتوانید، اینها را مراعات کنید.(بیانات رهبری در دیدار مسئولان سازمان صدا و سیما1381/11/15)

داشتم فکر می کردم واقعا این سبک زندگی ماست؟

چنین روابطی چه جایگاهی در سبک زندگی ایرانی و اسلامی دارد.؟

صدا و سیما به عنوان بزرگ ترین رسانه حکومتی چه قدر به حداقل وظیفه خود در موضوع سبک زندگی پرداخته است؟

صدا و سیما اصول چه سبک زندگی را ترویج می کند؟

این پرسش ها پاسخ های واضحی دارد

البته موضع به همین گفتگوی خیلی صمیمی محدود نمی شود

فضا ها و دکور های برنامه مختلف سیما اکثرا دچار همین بیماری سبک زندگی غربی هستند.

برنامه هایی که گاها آنقدر کپی بدی از رسانه های غربی هستند که حتی نام آنها هم از نام های غربیشان استخراج شده است

برنامه و سریال هایی برپای تجمل، روابط غیر قابل تفکیک، عدم رعایت حداقل محدودیت های محرم نامحرم...

این موضع تا جایی پیش می رود که که در بعضی سریال ها ارزش های انقلاب هم با این نگرش خطر ناک غربی مختلط می شود

مشخصا بحث اصلی نکته دیگری است که نمی شود با بخش نامه آن را حل کرد، در دوران دانشجویی مسئول فرهنگی داشتیم که حجاب خوبی نداشت و همیشه موهایش بیرون بود، به رفقا می گفتم نمی شود از یک مسئول فرهنگی که حجاب ش خوب نیست توقع داشته باشید مبلغ حجاب باشد بلکه ایشان مبلغ چیزی هست که خودش قبول دارد و ایشان چیزی را قبول دارند که انجام می دهند.

این موضع در مورد صدا و سیما و رسانه و هر جای دیگری هم صادق است.

مراکز فرهنگی ما مبلغ چیزی هستند که درونشان هست، و قتی از فضای فرهنگی هر روز در اینترنت عکس و یا فیلم غیر اخلاقی جدیدی پخش می شود که جدیدا افراد زحمت تکذیب الکی آن را هم نمی کشند نمی توان توفع سبک زندگی اسلامی داشت.

به قولی وقتی روابط بازیگرها آنقدر در هم است که ... (مراجعه به گوگل و یک سرچ ساده، که البته ما هم قبول داریم که تمام کلیپ ها کار فتو شاپ است!!!) ما نمی توانیم توقع داشته باشیم اینها سبک زندگی غیر از سبک زندگی خودشان را ترویج دهند حتی اگر به زور سفارش کار مذهبی همب هآنها بدهیم یا آگاهانه و یا ناآگاهانه خط های غربی اش واضح یا کم واضح برای کارشناسان مشخص است.

اگر به زور سر بازی گری چادر کردیم، آنوقت بی جوراب بودنش مشخص است، اگر یک خانم چادر یرا الگو کردیم، فردا فیلم فلانش تو فرودگاه با حجاب آنچنانی ...

اگر آقا فلانی را شهید کردیم فردا دوست دختر هایش-تعدد دوست دختر مانعی ندارد، آنچیزی که مشکل اصلی جامعه ماست تعدد زوجه است!!!- می آیند از هم شکایت می کنند که این مال ماست و یا مال تو هست.

مسئولین فرهنگی کلان ما که حدود سی وچند سال است دارند از این بیت مال حقوق می گیرند بایستی از همان اول به فکر فرهنگ درون سازمانی خود باشند وگرنه با بخش نامه و دستور و سفارش تا بحال هیچ کسی در زمینه فرهنگی به درد بخور نشده است...

 

سبک زندگی را می توان هویت اصلی و ناب یک ملت بیان کردن، و آن را اصلی ترین نمای بیرونی اعتقادی مردم دانست،

اما وقتی شما بتوانید سبک زندگی ملتی را تغییر دهید اصولا دو اتفاق خواهد افتاد

اول: بخشی از مردم ناگذیر دچار تغییر در اعتقاداتشان هم می شوند به معنی بهتر با تغییر خروجی مبنا و اصل درون نیز تغییر می کند

برای مثال تزلزل در ایمان بریا بخشی از جامعه ما که شدیدا به سمت مدل لباس غربی رفتند، اگر دقت کنید مبنا لباس اسلامی و ایرانی پوشیدگی و مبنای لباس غربی برهنگی است حال کسی که مسلمان است و سبک غربی لباس را انتخاب می کند به مرور پس نیاز های بعدی این اتفاق که کم شدن حیاء و در آینده تغییر اصلی زندگی هم هست را قبول می کند

دوم: دو دل بودن و ملتهب بودن: این عنوان بدان معنی است که فرد گاهی به سوی فرهنگ اسلامی و گاهی به سوی فرهنگ غربی می لغزد

برای توضیح بهتر می توان به وضعیت ما در ماه محرم و رمضان در مقایسه با شبهایی مثل شب های عروسی اشاره کرد، سبک اسلامی در زمان محرم در سطح کشور بسیار به چشم می آید یا در رمضان جرم ها کاهش می یابد که این سر منشا از سبک زندگی اسلامی دارد اما در همین فرد در یک شب عروسی این موضع تغییر می شود و او به سمت زندگی غربی که بر پایه خشونت و شهوت است می رود یعنی هم دچار جرایم می شود و هم دچار نوعی شهوت ....

هرچند بعضی از افراد تغییر این افراد را در ماه های محرم و رمضان بسیار خوب می بینند که البته خوب هست، اما تزلزل بین این دو سبک روز  به پایان می رسد و فرد مجبور است بین این دو یکی را انتخاب کند.

 بیان نخبگانی چون دکتر عباسی و تاکید رهبر معظم انقلاب به سبک زندگی آنقدر مهم است که می توان گفت سبک زندگی ما سر منشا از حکومت توحیدی و سبک زندگی های دیگر سر منشا از حکومت طاغوتی می گیرد مُراد از سبک زندگی غربی به هیچ وجه سبک زندگی دیگر ادیان نیست چون به بیان خودشان سبک زندگی غربی سر منشا از سکولار و لائیک بودن انهاست-

 


گفتمان غربى در مورد زن اجزاء گوناگونى دارد، لکن دو جزء در آن برجسته است: یکى مردواره کردن زن، یعنى زن را متشبّه به مرد قرار دادن، این یک بخش مهمّ از این گفتمان است؛ یک بخش دیگر هم زن را وسیله‌ى راحتى براى التذاذ جنسى مرد قرار دادن، حالا التذاذ چشمى یا مراحل بدتر و بعدتر از التذاذ چشمى، این هم یک بخش دیگر از گفتمان غربى است در مورد زن......

    مردواره کردن زن؛ یعنى به دنبال این بودند که مشاغل گوناگونى که با ساخت جسمى و عصبى و فکرى مرد سازگارتر است را بکشانند به سمت بانوان و زنان، و این را یک افتخار براى زن و یک امتیاز براى زن قرار بدهند. ما در مقابل این دچار انفعال شدیم، یعنى دوْر خوردیم؛ ما هم نادانسته، ناخواسته، این گفتمان را قبول کردیم. مى‌بینید ما الان افتخار میکنیم که فلان تعداد زن، در فلان بخشهاى اجرایى کشور داریم. اشتباه نشود، از اینکه این بانوان در این مناصب اجرایى باشند من هیچ مشکلى ندارم؛ یعنى منع نمیکنم، نفى نمیکنم، ایرادى هم برایش قائل نیستم - فرض کنید وزیر بهداشت ما یک خانم بود، یا معاونین رئیس‌جمهور مثلاً یا بخشهاى مختلف در بینشان بانوان هستند، این از نظر من اشکالى ندارد - آنچه اشکال دارد، افتخار به این است؛ که ما به رخ دنیا بکشیم که ببینید، ما در بخشهاى اجرایى اینقدر زن داریم! این همان دوْر خوردن است، این همان منفعل شدن است؛ این افتخارى ندارد. خیلى خب، یک خانمى است، ارزشهایى داشته، توانایى‌هایى پیدا کرده، مناسبِ این مقام شده؛ خیلى خب، بگذارند، خلاف قانون هم که نبوده؛ امّا اینکه ما به این افتخار بکنیم که ببینید، ما این تعداد خانمِ مسئولِ در بخشهاى اجرایى داریم، این غلط است.

اگر ما افتخار کنیم که این تعداد خانم روشنفکر، خانم تحصیلکرده داریم، این خوب است، این جا دارد؛ اگر بگوییم این مقدار خانم نویسنده، خانم فعّال فرهنگى یا فعّال سیاسى داریم، اشکالى ندارد؛ اگر بگوییم این مقدار خانم شهادت‌طلب و مجاهده‌کار در میدانهاى گوناگون داریم، این خوب است؛ اگر بگوییم این مقدار خانمى که در عرصه‌هاى سیاسىِ انقلابى فعّالند - گوینده‌اند، نویسنده‌اند - داریم، این خوب است؛ افتخار به اینها خوب است؛ امّا افتخار به اینکه ما این تعداد وزیر زن، این تعداد نماینده‌ى زن، این تعداد معاونِ بخشهاى مختلفِ زن، این تعداد رئیس مؤسّساتِ تجارى زن داریم، افتخار به این غلط است؛ این انفعال در مقابل آنها است.

بیانات در دیدار جمعى ازبانوان فرهیخته‌ى 21 /اردیبهشت/1392 

دسترسي به صفحات: ۱ - ۲ - ۳ -