نهِ ده

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

۷۶ مطلب با موضوع «محتواهای انقلابی» ثبت شده است

تفاوت های یک دیپلمات با یک انقلابی  رهبر انقلاب:من دیپلمات نیستم، من انقلابیم و حرف را صریح و صادقانه میگویم*  شما هم می توانید تفاوتهایی که بنظرتان می رسد را در قسمت دیدگاه اضافه کنید تا این جدول تکمیل گردد

 رهبر انقلاب:من دیپلمات نیستم، من انقلابی ام و حرف را صریح و صادقانه میگویم*

شما هم می توانید تفاوتهایی که بنظرتان می رسد را در قسمت دیدگاه اضافه کنید تا این جدول تکمیل گردد

یک دیپلمات 

یک انقلابی 

هدف: منافع

هدف: آرمان

آرزو: پیشرفت خودش

آروز: رسیدن به آرمان

بستگی به شرایط دارد 

هیچ وقت دروغ نمی گوید 

در استفاده از خدمات:اول خودش بعدا دیگران

در انجام کار: اول دیگران اگر کاری ماند  شادی خودش

در استفاده از خدمات: اول دیگران بعدا خودش 

در انجام کار:اول خودش بعدا دیگران

تبلیغات برای دیدن مردم

تبلیغات برای اطلاع مردم

حقیقت فدای مصلحت 

مصلحت بدون حقیقت بی فایده است 

به کسی خدمت کن که به تو سود می رساند

به هرکس می توانی خدمت کن

از هرکس می توانی حقت را بگیر واز هرکس نمی توانی سکوت کن

مطالبه حق از همه

زیرکانه عمل می کند 

عاشقانه عمل می کند

با سیاست حرف می زند

صریح حرف می زند

من محبوب مردم هستم

من خدمت گذار مردم هستم

دروغ مصلحتی را بنا به صلاح دید و منافعش جایز می داند

صادق است

اگر اقتضا کند همه را فدای خودش می کند

همیشه خودش را فدای همه می کند

سرعت پیشرفت فرد بالاست

سرعت کار کردن بالاست

منتظر سود کارش است

کار برای رای سود انجام نمی دهد

اول نگران خودش است

اول نگران آرمانش است

در مقابل قدرتمند تر از خود سکوت می کند

شجاع است

حسابگر است

فدا کار است

 به زیر دست ریاست می کند،

به زور گو احترام می گذارد که صدمه ایی نبیند

 به زیر دست کمک می کند

در مقابل زور گو می ایستد














بیانات در دیدار فرماندهان و جمعى از کارکنان‌ نیروى هوائى ارتش جمهورى اسلامى ایران‌1391/11/19

انقلاب نسل ما نه دی هشتاد و هشت www.881009.irنسل ما نسلی است که یا اواخر جنگ به دنیا آمده است و یا بعد از جنگ و جنگ را با چشمان خودش ندیده، نسلی که از باقری و همت شنیده و با گوشت و پوست و استخوان جنس شان را درک نکرده، نسلی که خیلی ها می گویند با نسل اول و دوم انقلاب فاصله دارد، می گویند شکافت نسل ها به وجود آمده، نسلی که ...

از نسل اول و دوم انقلاب زیاد از آدمهایی شنیده که هر کدام برای خود دریا بودند، هر کدام برای خود راه صد ساله یک شبه پیموده بودند...

اما چهار سال پیش زمان آن رسیده بود ما بشویم شبیه افسانه ها، ما بشویم شبیه دیالمه، شبیه آیت، ما بشویم امتی که برتر از امت ها تاریخ اشاره به فرمایش امام خمینی ره- و در واقع بشویم شبیه خودمان، شبیه کسانی که امام خودشان را تنها نمی گذارند.

ملتی که در کشورش 3000 کانال می شود گرفت کانال هایی که هیچ کدام دلشان نمی خواست ما خودمان باشیم، ملتی که تحریم هست، ملتی که در «جنگ سخت» در مقابل قدرت شرق و غرب ایستاد و حالا نوبت آن بود در «جنگ نــــرم» هم جانانـــه به ایستد و ایستــــاد.

ملتی که هم علم الهدی دارد و هم فهمیده، ملتی که هم دیالمه دارد و هم وزوایی و ملتی که هست و ثابت کرده که پای ولایت می ایستد.

اما نســــــل مـــا

نسل سوم و چهارم انقلاب ، نسل جنگ ندیده و از جنگ شنیده...

بایستی حرفی در تاریخ می زد، بایستی ثابت می کرد که اگر عزم سفر عــشــق کرده ایم جــگــر شیر داشتم...

نسلی که خیلی ها فکر می کردند بعید است از آنها لبیک به ندای این عمار حضرت خورشید با این وسعت شنیده شود، نسلی که چند سال است هزاران رسانه میخواند آن را از حسینیه امام خمینی ره بیت رهبری خیابان فلسطین جدا کنند، نسلی که چند میلیارد دلار برایش خرج کردند تا این نسل خودش را برای ولایت خرج نکند، نمی گویم نسل ما آسیب ندیده اما با جرات می گویم اگر نسل اول انقلاب کردندو به آن افتخار می کنند و مانیز افتخار می کنیم و نسل دوم در جنگ تحمیلی جانانه ایستادند و چون سرو بودند نسل ما هم برای خودش انقلابی دارد و آن هم نه دی است، و آن هم هشت ماه ایستادن در مقابل همه پیاده نظام و سواره نظام جنگ نـــــرم دشمن است، نسلی که به فرمایش حضرت مقام معظم رهبری فتنه خواباندند، نسلی که در زمانی که بعضی از نخبگان نتوانستند گلیم شان را از باتلاق فتنه بیرون بکشند هم توانستند گلیم خودشان بیرون بکشند و هم جای خواص بی بصیرت را پر کنند.

ما 9 دی را انقلاب نسل خود می دانیم و می گوییم اگر در سال 57 بودیم بی شک کنار انقلابیون بودیم و اگر در جنگ بودیم کنار رزمندگان، سند می خواهید، خوب نه دی هشتاد و هشت

بازتاب این یادداشت در سایت جهان نیوز (لینک)

یکی از موضوعاتی که همیشه در صدر  توجهات دلسوزان نظام بوده و هست عدم فراموشی جریان ها و عوامل فتنه 88 در سطح جامعه و در فضای سیاسی کشور است

مجموعه ارزشی کشور و نهاد های انقلابی بایستی تمامی سعی خود را در مشخص شدن اشتباه و بی قانونی و ریشه های آن در جریان انتخابات سال 88 ریاست جمهوری داشته باشند، البته بخشی از آن تئوریک است که مورد توجه بوده و باید بیش از پیش مورد توجه باشد اما در بعد اجتماعی و به اصطلاح حافظه جامعه ی مردم هم باید فعالیت و کارهایی مدون و با فکر و برنامه ریزی انجام پذیر تا اصحاب فتنه و تفکرات مبنایی بروز فتنه با گذشته زمان و با تغییر ظاهر نتوانند دوباره سبب صدمه خوردن به کشور شوند.

چه کنیم فتنه فراموش نشود

یکی از این راه ها طراحی جشنوراه هایی است که ما بین 9دی تا 22 بهمن با موضوعات مرتبط مانند بازشناسی فتنه که سبب دو سه امر مهم میشود:

-        تقویت حرکت های رسانه ایی که تا به حال صورت گرفته و یا به دنبال بهانه ایی است تا شکل پیدا کند.

-        جشنواره ها جدا از ارائه به جامعه برای خود شرکت کنند به عنوان فردی دغدغه مند سواد و آگاهی به دنبال دارد چون برای تولید محتوا نیاز مند مطالعه و دانستن بیش از حد معمول خودش است.

-        مطرح شدن این موضوعات به عنوان مطالبه سبب محکوم شدن  فتنه گران در جامعه شده و نیز باعث می شود این موضوع بیش از پیش در حافظه اجتماعی ملت نهادینه شود

پارامتر های های مورد نیاز جشنوراه:

به صورت کلی و طبق تمامی جشنوراه ها ما نیاز مند سه موضوع هستیم:

چه کنیم فتنه فراموش نشوداول: محتوا

دوم: قالب

سوم: استفاده از خروجی

که الحق و انصاف در موضوع فتنه در هر سه ضعیف هستیم.

اینکه روحانی به راحتی بعضی از افراد رده بالای و موثر در فتنه را در کابینه خود جا می دهد حاکی ازآن است که ما خیلی کم کاری کردیم تا حدی که بعضی صحبت از حضور بعضی از افراد معلوم ها در کنار دولت می کنند.

در موضوع محتوا هم می توان تولید و در اختیار افراد برای استفاده در فضای رسانه ایی قرار گیرد، مانند مجموعه صحبت های صوتی و تصویری رهبر در مورد فتنه و یا ر همین بحث نیز از تولید مردمی استفاده کنیم و همین بخش را نیز به مسابقه و رقابت بگذاریم.

در  بخش قالب ارائه محتوا به صورت کلی سه بخش رسانه قابل تصور و پیگیری است:

اول: رسانه های مکتوب و نوشتاری: روزنامه، نشریات حرفه ایی، نشریات آماتور،  مقاله، خاطره نویسی، داستان، کتاب، داستان کوتاه، شعر، شعر طنز، متن طنز، داستان مصور،جزوات، ابتکارات مکتوب(فلاش کارت فتنه)

چه کنیم فتنه فراموش نشود

دوم: رسانه های مجازی و رایانه ایی: وبلاگ، ابزار وبلاگ نویسی،نشریات الکتورنیک، وب سایت خبری و تحلیلی، ویدیوکست، پادکست، شبکه های اجتماعی، سامانه های پیام کوتاه متنی و چند رسانه ایی(sms,mms)، بازی های رایانه ایی حرفه ایی، بازی رایانه ایی کم حجم(فلاش)، نرم افزار چند رسانه ایی حرفه ایی، نرم افزار های چند رسانه ایی کم حجم، کتاب موبایل، کتاب رایانه ایی، نرم افزار موبایل، ابتکارات مجازی

سوم: رسانه های صوتی و تصویری:فیلم، فیلم کوتاه، مستند، فیلم نامه، طرح فیلم نامه، پوستر، اینفوگراف، کاریکاتور، نماهنگ، سرود و ترانه، سرود جمعی(گروه سرود)، ابتکارات صوتی و تصویری

البته تمامی موارد بالا باید جهت دهی موضعی و مرتبط باشد والبته از تعدد کم در بعضی موضوع نترسید بلکه با تشویق سبب تقویت شد.

بعضی از موارد بالا با اینکه فضای به قوه خوبی در جامعه دارند ولی هنوز بکر هستند(مانند داستان مصور) بایستی با سرمایه گذاری و آموزش از این فضا ها و ابزار استفاده کرد.

سومین بحث که کامل کنند موارد بالا است بحث استفاده از تولید است، اینکه صرفا جشنوراه ای برگزار شود و حجم انبوهی تولید اتفاق بی افتد و مثال یک هفته جشنوراه فیلم برای خود سازنده های نمایش داده شود ان سود اصلی که اثر گذار ی در جامعه است قطعا محقق نمی شود، باید شرایطی به وجود آید که تولید کنند اهمیت پیدا کنند نه اثر تولیدی، به بیان بهتر شبکه ایی از افراد-که به نظر نویسند کم نخواهند بود- تشکیل شود به عنوان رسانه اعم سنتی و مدرن به صورت غیر متمرکز ولی منسجم کار کنند.

موارد پیشنهادی در زیر ارائه می گردد:

رسانه های مکتوب:

چه کنیم فتنه فراموش نشودنشریات(روزنامه، نشریات حرفه ایی، نشریات آماتور،  مقاله):

در بحث رسانه مهمترین محل برای استفاده از تولیدات و تولید کننده لینک کردن افراد و راه اندازی نشریات حرفه ایی است، در این موضوع حتما لازم نیست روزنامه یا هفته نام چاپ شود که البته اگر بشود بهتر است- می شود یک نشریه هفته ایی الکترونیکی و یا پی دی اف تولید و از طریق سایت ها و گروه های ایمیل انتشار داد.

مکتوبات قابل چاپ(خاطره نویسی، داستان، کتاب، داستان کوتاه، شعر، شعر طنز،  داستان مصور،جزوات):

مسلما افراد امکان چاپ کتاب داشته باشند بسیار کم هستند ولی با تلفیق افراد و تولیداتشان این امر ساده تر و شدنی تر است، چاپ کتب از طنز های نثر و شعر در یک مجموعه از چندین نویسنده

رسانه مجازی

وب ها (وبلاگ، ابزار وبلاگ نویسی، وب سایت خبری و تحلیلی، ویدیوکست، پادکست)

اول بایستی شبکه ایی تشکیل شود و به صورت تلفیقی از روش های هرمی و مستقیم و گروهی فعالیت کند که در شرایط خاص بتواند خوراک دهی کند

راه اندازی سایت و سامانه جامعه از سه وجه؛ اول جایی برای لینک کردن مطالب که افرادی که یادداشت ها و پست های ارزشی می گذارند در آن فضا باز نشر شود تا مورد توجه قرار گیرد، دوم برای خوراک دهی از طریق بسته های محتوایی و مکتوب و مجازی و پیام کوتاه، سوم برای بسیج های عمومی و حرکت های جمعی از نوع سیاسی یا مذهبی

شبکه های اجتماعی

موبایل(کتاب موبایل، نرم افزار موبایل، سامانه های پیام کوتاه متنی و چند رسانه ایی)

بازی های رایانه ایی (حرفه ایی و کم حجم)

نر م افزار(نرم افزار چند رسانه ایی حرفه ایی و کم حجم، کتاب رایانه ایی)

رسانه های صوتی و تصویری:

تولیدات تصویری(فیلم، فیلم کوتاه، نماهنگ، مستند)

تولیدات صوتی:( سرود و ترانه، سرود جمعی)

تولیدات خام:( فیلم نامه، طرح فیلم نامه)


برای این نوع تولیدات بایستی بستری تصویری و نسبتا پر مخاطب پیدا کرد، نویسنده پیشنهاد می کند نهاد های انقلابی و نیرو های ارزشی اقدام به   تاسیس شبکه تلویزیونی تحت وب کنند تا اولا پایگاهی برای عرضه محصولات صوتی وتصویری ایجاد شود و ثانیا با توجه به ضعف  رسانه ایی موجود در نشر آموزه های ناب انقلاب اسلامی بتواند از رسانه های صوتی و تصویری استفاده کرد.

 تاسیس این شبکه از دو جهت دیگر هم قابل اهمیت دارد ، اول اینکه برای افراد خارج از ایران هم قابل دسترسی است و منبع خوبی خواهد بود و از این لحاظ نیازمند ماهوراه نیست و دوم اینکه با راه اندازی بخش هایی عربی و انگلیسی می تواند جهت دهی برون مرزی هم داشته باشد.



نکته مهم این است این شبکه نباید تبدیل به یوتیوب اسلامی شود بلکه بایستی یک شبکه کامل فیلم، سریال ، اخبار ، گزارش، مستند ، برنامه تحلیلی، طنز و...- باشد که از بستر وب استفاده میکند.

در صورت نیاز می توان توضیحات بیشتری از این قالب نسبتا جدید رسانه ایی بیان اشت.

گرافیک(پوستر، اینفوگراف، کاریکاتور)

از محدود قالب های هنری تصویری که در جریان فتنه به خوبی به کمک فضای ارزشی امد وبا ارائه طرح های و پوستر های خود جوش کمک بسیاری کرد، این بخش با سامان دهی و آموزش افراد مستعد و دغدغه مند و تشکیل تیم های گرافیکی می تواند این پتانسیل را بیش از پیش فعال کند.

نکته آخر و مهم اینکه سطح برگزاری جشنواره ها بایستی به صورت جشنواره های کوچک - مثلا در سطح یک دانشگاه با مسئولیت یک شکل دانشجویی- باشد علت آن این است که امکان جذب در سطح کوچک بیشتر است، به عنوان مثل اگر جشنواره فیلم در سطح یک دانشگاه برگزار و 20 فیلم درآن شرکت کنند به راحتی می توان این افراد را سازمان دهی و حمایت کرد اما اگر رد سطح کشوری باشد و 2000فیلم شرکت کنند با توجه به پراکندی جغرافیایی و  از جنس های مختلف این اتفاق به سختی رخ می دهد

البته برگزاری یک جشنواره مادر در کل کشور که حاصل جشنوار های کوچک باشد خالی از لطف نیست.

شاید برای مشخص شدن منظورم از تیتر این یادداشت باید ابتدا به جمله رهبر انقلاب اشاره کنم، ایشان فرمودند که: "اگر بگوییم قوام انقلاب به بسیج است، حرف گزافی نگفته ایم"

موضوع کامل روشن است، اگر به مسیر انقلاب  از سال 57 نگاه کنید، وقتی امام چند هفته بعد از تسخیر لانه جاسوس دستور تشکیل بسیج مستضعفان را دادن تا بحال چندین و چند بار بسیج با حضور همه جانبه خود در صحنه های مختلف سبب دفع مشکلات و فتنه های کوچک و بزرگ دشمن شده است، این امر از سالهای دفاع مقدس به عنوان جنگ سخت تا بحال به عنوان میدان جنگ نرم ادامه داشته است

مشکی که نظامهای دیگر برای اداره خود دارند استفاده از ارتش است، ارتش در هر نظامی به موقعیتی خاص تعلق دارد پس نمی تواند در تمامی صحنه ها حضور یابد، دفاع حزبی هم به صورتی در جهت برآوردن خواسته های حزبی است، پس نیاز به حمایتی غیر دولتی و ارتشی و حزبی برای دوام یک نظام است که آن حمایت مردمی است.

نگاه کنید، بعضی از تاریخ شناسان می گویند انقلاب فرزندان خود را می بلعد یا بحث چرخش انقلاب را مطرح می کنند، اما چرا ما دچار چرخش نشدیم، چرا با تمامی مشکلات که هست در سرتاسر کشور هنوز هم ایستاده ایم و شعار نه شرقی و نه غربی را سر می دهیم

علت ساده است شاهکار مدیریتی امام

شاهکاری که در تاریخ با این انسجام سابقه نداشته و ندارد، گروهی با سلایق مختلف، گاها کیش های متفاوت بر حول یک محور بسیج شوند

حال سوال اینجاست، چرا بسیج مستضعفان، چرا بسیج شیعیان یا بسیج مردم ایران نه؟

برای پاسخ به این سوال باید دانست علت تشکیل این نهاد چیست، یا این نهاد یا گروه قصد ایران دارد یا قصد خلاصه شدن در یک مکان خاص یا نه قصدی بزرگ تر

پاسخ را باید با رجوع به نظارت امام و رهبر دید، وقتی این دو فرمانده توانا هدف را مستضعفان عالم اعلام می کنند و وقتی ما در قانون اساسی مان حمایت از مظلومین و مستضعفان را اعلام می کنیم دیگر بحث کشور نیست، بحث مقابله با استبداد و استکبار در تمام دنیا است، بحث زمینه سازی ظهور منجی است

آیا  این شاهکار نیست که گروهی را تشکیل بدهیم که در تاریخ بی سابقه بوده و سبب حفظ انقلاب و آینده جهان شود

حرکتهای زیادی با نام بصیرت و بصیرت سازی در مجموعه‏های دانشگاهی و غیر دانشگاهی در چند وقت گذشته انجام شده است. اما باید پرسید آیا با این کارها  توانسته‏ایم حداقل مصداقهای بصیرت را تعریف کرده و به جامعه منتقل کنیم یا نه؟

اگر معنی بصیرت را شناخت بین حق و باطل  بدانیم، آیا خود مسئولین در وهله اول و فرهیختگان و نخبگان در وهله دوم این شناخت را دارند؟

به تعبیری بصیرت از معلومات و اخبار دانستن متمایز است اما در عین حال که با آنها متفاوت است، با وجود بصیرت این معلومات در مسیر صحیح قرار می گیرد اما اگر همین معلومات بدون بصیرت باشد باعث می‏شود حتی بعضی نخبگان هم در راه کج قدم بگذراند و در امتحانی که بسیاری از مردم قبول شدند آنها مردود شوند.

در کل معلومات برای حرکت وابسته به بصیرت است اما بصیرت وابستگی مطلق به معلومات ندارد، به بیان واضح تر هرکس معلومات بیشتری داشت لزوما بصیرتر نیست.

هر انسانی برای رسیدن به سعادت نیازمند بصیرت است اما

با کلیشه ای شدن این مهم، استفاده‏های نابه‏جا و  ابزاری از آن به منظور تخریب دیگران سبب می‏شود از درک صحیح و دقیق آن غافل شویم.

حال وظیفه هر فرد این است با توجه به شرایط خود این موضوع حیاتی را کسب و به عمل برساند.

در این یادداشت سعی به آن است که بصیرت را از نگاه رهبری نقل کنیم، شاید این فرمایشات که از بیانات ایشان در سال 88 هر کدام کلید یک پژوهش جدی در عرصه بصیرت و بصیرت سازی باشد

 

حال رجوعی می‏کنیم به گوشه‏ای از فرمایشات رهبری درسال88 در مورد بصیرت:

 

دیدار اعضای دفتر رهبری و سپاه حفاظت ولى امر

بصیرت مهم است، نقش نخبگان و خواص هم این است که این بصیرت را نه فقط در خودشان، در دیگران به وجود بیاورند. آدم گاهى مى‏بیند که متأسفانه بعضى از نخبگان خودشان هم دچار بى‏بصیرتى‏اند؛ نمی‏فهمند؛ اصلاً ملتفت نیستند. یک حرفى یکهو به نفع دشمن می‏پرانند؛ به نفع جبهه‏اى که همتش نابودى بناى جمهورى اسلامى است به نحوى. نخبه هم هستند، خواص هم هستند، آدمهاى بدى هم نیستند، نیت بدى هم ندارند؛ اما این است دیگر، بى‏بصیرتى است دیگر.

 این بى‏بصیرتى را بخصوص شما جوانها با خواندن آثار خوب، با تأمل، با گفتگو با انسانهاى مورد اعتماد و پخته، نه گفتگوى تقلیدى - که هر چه گفت، شما قبول کنید. نه، این را من نمی‏خواهم - از بین ببرید. کسانى هستند که می‏توانند با استدلال، آدم را قانع کنند؛ ذهن انسان را قانع کنند. وحتّى حضرت ابى‏عبداللَّه‏ حسین (علیه‏السّلام) هم از این ابزار در شروع نهضت و در ادامه‏ى نهضت استفاده کرد.(1388/05/05 )

 

مراسم تنفیذ حکم دهمین دوره ریاست جمهورى

اگر بصیرت نداشته باشیم، اگر فراموش کنیم که دشمنانى در کمین انقلابند، ضربه خواهیم خورد؛ این براى ما تجربه شد.(1388/05/12)

 

بیانات در دیدار عمومى مردم چالوس و نوشهر

خداى متعال به پیغمبرش در آن دوران دشوار مکه می‏فرماید: اى پیغمبر! من با بصیرت حرکت می‏کنم؛ «قل هذه سبیلى ادعوا الى اللَّه على بصیرة انا و من اتّبعنى» خودِ پیغمبر با بصیرت حرکت می‏کند، تابعان و پیروان و مدافعان فکر پیغمبر هم با بصیرت. این مال دوران مکه است؛ آن وقتى که هنوز حکومتى وجود نداشت، جامعه‏اى وجود نداشت، مدیریت دشوارى وجود نداشت، بصیرت لازم بود؛ در دوران مدینه، به طریق اولى. اینى که من در طول چند سال

 گذشته همیشه بر روى بصیرت تأکید کرده‏ام، به خاطر این است که یک ملتى که بصیرت دارد، مجموعه‏ى جوانان یک کشور  وقتى بصیرت دارند، آگاهانه حرکت می‏کنند و قدم برمیدارند، همه‏ى تیغ‏هاى دشمن در مقابل آنها کند می‏شود. بصیرت این است. بصیرت وقتى بود، غبار آلودگى فتنه نمی‏تواند آنها را گمراه کند، آنها را به اشتباه بیندازد.

اگر بصیرت نبود، انسان ولو بانیت خوب، گاهى در راه بد قدم میگذارد.

در زندگىِ پیچیدهى اجتماعىِ امروز، بدون بصیرت نمی‏شود حرکت کرد. جوانها باید فکر کنند، بیندیشند، بصیرت خودشان را افزایش بدهند.

 

 راه، بصیرت در شناخت راههاى جلوگیرى از این موانع و برداشتن این موانع؛ این بصیرتها لازم است. وقتى بصیرت بود، آنوقت شما میدانید با کِى طرفید، ابزار لازم را با خودتان برمی‏دارید.

یک روز شما میخواهید تو خیابان قدم بزنید، خوب، با لباس معمولى، با یک دمپائى هم میشود رفت تو خیابان قدم زد؛ اما یک روز میخواهید بروید قلهى دماوند را فتح کنید، او دیگر تجهیزات خودش را میخواهد. بصیرت یعنى اینکه بدانید چه میخواهید، تا بدانید چه باید با خودتان داشته باشید.

 

من فقط یک جمله عرض بکنم؛ مخاطب من عموم مردمند، بخصوص جوانان؛ هر چه می‏توانید در افزایش بصیرت خود، در عمق بخشیدن به بصیرت خود، تلاش کنید و نگذارید، نگذارید دشمنان از بىبصیرتى ما استفاده کنند؛ دشمن به شکل دوست جلوه کند، حقیقت به شکل باطل و باطل در لباس حقیقت.

 امیرالمؤمنین در یک خطبهاى (نهج البلاغه، خطبه ى 50) از جمله ى مهمترین مشکلات جامعه همین را میشمارد

 امیرالمؤمنین میفرماید: اگر حق به طور واضح در مقابل مردم آشکار و ظاهر بشود، کسى نمیتواند زبان علیه حق باز کند. اگر باطل هم خودش را به طور آشکار نشان بدهد، مردم به سمت باطل نخواهند رفت.  آن کسانى که مردم را میخواهند گمراه بکنند.

باطل را به صورت خالص نمىآورند؛ باطل و حق را آمیخته میکنند، ممزوج میکنند، آن وقت نتیجه این میشود که ؛ حق، براى طرفداران حق هم مشتبه میشود. این است که بصیرت میشود اولین وظیفهى ما. نگذاریم حق و باطل مشتبه بشود.(1388/07/15)

 

بیانات دردیدار مردم قم در سالگرد 19دى

. پرچم، همان پرچم جنگ احد است؛ آدمها همان آدمهایند در جبهه‏ى دیگر، در جبهه‏ى مقابل. فرقش این است که آن روز آنها ادعا می‏کردند و معترف بودند و افتخار می‏کردند که کافرند، امروز همانها زیر آن پرچم ادعا می‏کنند که مسلم‏اند و طرفدار قرآن و پیغمبرند؛ اما آدمها همان آدمهایند، پرچم هم

 همان پرچم است. خوب، اینها بصیرت است. اینقدر که ما عرض می‏کنیم بصیرت بصیرت، یعنى این.(1388/10/19)

 

بیانات دردیدار اعضاى مجلس خبرگان

باید دشمنىها را شناخت. مشکل ما این است. اینکه بنده مسئله‏ى بصیرت را براى خواص تکرار می‏کنم، به خاطر این است. گاهى اوقات غفلت می‏شود از دشمنی‏هایى که با اساس دارد می‏شود؛ اینها را حمل می‏کنند به مسائل جزئى.

ما در صدر مشروطه هم متأسفانه همین معنا را داشتیم. در صدر مشروطه هم علماى بزرگى بودند - که من اسم نمىآورم؛ همه می‏شناسید، معروفند - که اینها ندیدند توطئه‏اى را که آن روز غربزدگان و به اصطلاح روشنفکرانى که تحت تأثیر غرب بودند، مغلوب تفکرات غرب بودند، طراحى می‏کردند؛ توجه نکردند که حرفهایى که اینها دارند در مجلس شوراى ملىِ آن زمان می‏زنند، یا در مطبوعاتشان می‏نویسند، مبارزه‏ى با اسلام است؛ این را توجه نکردند، مماشات کردند.

نتیجه این شد که کسى که می‏دانست و‏ می‏فهمید -مثل مرحوم شیخ فضلاللَّه نورى- جلوى چشم آنها به دار زده شد و اینها حساسیتى پیدا نکردند؛ بعد خود آنهایى هم که به این حساسیت اهمیت و بها نداده بودند، بعد از شیخ فضلاللَّه مورد تعرض و تطاول و تهتک آنها قرار گرفتند و سیلى آنها را خوردند؛ بعضى جانشان را از دست دادند، بعضى آبرویشان را از دست دادند. این اشتباهى است که آنجا انجام گرفت؛ این اشتباه را ما نباید انجام بدهیم.

انسان وقتى نگاه می‏کند، مىبیند آگاهى مردم، بصیرت مردم، احساس مسئولیت مردم در قبال نظام اسلامى، حقیقتاً بىنظیر است.

با این احساس مسئولیت، با این احساس آمادگى، یقیناً اگر امروز یک حادثه‏اى مثل حادثه‏ى دفاع مقدس در کشور ما پیش مىآمد، کسانى که وارد میدان میشدند، از آن روز که در دفاع مقدس جوانهاى ما مىآمدند، بیشتر خواهد بود و کمتر نخواهد بود. انسان این را از این حرکت عظیم مردمى احساس می‏کند.  (1388/12/06)

 

 بیانات  دردیدار با طلاب و روحانیون

پس این مناسبتها و این اصل مسئله‏ى تبلیغ، ناظر است به عمل، همراه با بصیرت و یقین. باید، بصیرت باشد. یقین، یعنى همان ایمان قلبى متعهدانه، وجود داشته باشد و بر پایه‏ى این بصیرت و یقین، حرکت انجام بگیرد. اگر بصیرت بود، یقین بود، اما کارى انجام نگرفت، این مطلوب نیست؛ تبلیغ نشده است. اگر چیزى تبلیغ شد، اما بدون بصیرت و بدون یقین - هر کدام از اینها کم باشد - یک پایه خراب است و مطلوب به دست نخواهد آمد. این یقین همان چیزى است که «ءامن الرّسول بما انزل الیه من ربّه و المؤمنون کلّ ءامن باللَّه و ملائکته و کتبه و رسله»؛ یعنى اولْ کسى که به پیام، اعتقاد و ایمان عمیق پیدا می‏کند، خودِ پیام آور است. اگر این نبود، کار دنباله پیدا نخواهد کرد، نفوذ نخواهد کرد. آن ایمان هم باید با بصیرت همراه باشد؛ همچنانى که حالا درباره‏ى بصیرت مطالبى گفته شده است و روشن است. این، می‏شود عمل صالح. اساس کار طرفداران حقیقت بایست بر این باشد که بصیرت را، راهنمائى را، هرچه میتوانند، برجسته‏تر کنند و این شاخصها را، این مایزها را، این معالم‏الطریق را بیشتر، واضحتر، روشنتر در مقابل چشم مردم قرار بدهند، که مردم بفهمند، تشخیص بدهند و گمراه نشوند. (1388/09/22)

 

بیانات در آستانه 13آبان

یک عنصر دیگرى که لازم است، بصیرت است. اینى که ملاحظه میکنید بنده مکرر در دیدار جوانها، دانشجویان، قشرهاى مختلف مردم، بر روى بصیرت تکیه می‏کنم، براى این است که در وضع بسیار مهم امروزِ دنیا و موقعیت استثنائى کشور عزیز ما - امروز در دنیا که موقعیت ممتازى است - هرگونه حرکت عمومى به یک بصیرت عمومى احتیاج دارد.

البته من این را هم به شما بگویم: امروز بصیرت جوانهاى ما هم از جوانان آن روزگارِ اول انقلاب و در اثناى انقلاب، یقیناً بیشتر است. خیلى چیزها را شما امروز می‏دانید، براى شما جزو واضحات است، که آن روزها باید براى جوانها، آنها را شرح می‏دادیم، بیان می‏کردیم؛ اما امروز جوانهاى ما اینها را می‏دانند؛ بصیرت بالاست. در عین حال من تأکید میکنم بر روى بصیرت.(1388/08/12)

 

آقا فرمودند "لحظه ها"

دلم گرفت، دست خودم نبود، بی اختیار نوشتم ، کدام لحظه ها؟

یه جوری یاد غربت افتادم، نمی دانم این یک جور، چه قدر مربوط است

ولی اگر قصد کردی بخوانی تا آخر بخوان آن وقت قضاوت با خودت که بگویی مربوط است یا نه؟

یاد لحظه کربلا افتادم، به خودم گفتم این مردم که لحظه را قدر دانستند، این مردم که لحظه ها فرزند حسین را قدر دانستند، آیا اگر در کربلا بودند نیز حسین را قدر می دانستند،

یاد مدینه افتادم، 72 روز بیشتر از غدیر نگذشته بود، چند روز از پرکشیدن پیامبر نمی گذشت، هنوز پیکر ایشان به خاک سپرده نشده بود، چه پیامبری، پیامبری که شبه جزیره را نجات داده بود،پیامبری که دینش فرا گیر می شود، پیامبری که مردم عرب را از اوج جاهلیت به اوج فرهنگ رسانده بود، اما لحظه ای بعد از وفات ایشان پیش آمد که مردم به غیر از چند نفر لحظه شناس نبودند. و همه مردود شدند، حتی خواص

به خودم گفتم اگر لحظه بین درب و دیوار بودی چه می کردی، بازهم مثل 9 دی می رفتی یا فکر زن بچه می کردی

گفتم کربلا و مدینه، شاید اشک در چشمان شما جمع شده باشد

اصلا مقصر این فکر و دست من است که اشک را در چشمان شما جمع کرد،

مقصر این دل من است که هر چه به او می گویی می رود یا کربلا یا مدینه

آخر این داغ مدینه کی درمان می شود

البته حق دارد داغ مدینه همیشه بر دل ماست، همه جا کربلا و همه زمان عاشوراست، همه به بلای کربلا آزموده خواهند شد، باید مراقب باشیم در لحظه کربلا حسینی باشیم و نه یزیدی و نه کسانی که کنار میدان رزم برای حسین کریه می کردند و نه حتی توابین، که برد را کسی که که خود را همان روز کربلا به خدا داد

یعنی مراقب باشیم شکم هایمان از حرام پر نشده باشد که حرف حق به قلبهایمان اثر نکند، حرف امام مان بر دلمان اثر نکند

که اگر حرف امام را نفهمی هم در دنیا زیان می کنی و هم در آخرت

دسترسي به صفحات: ۱ - ۲ - ۳ - ۴ - ۵ - . . . - ۴ - ۵ - ۶ - ۷ - ۸ -