نهِ ده

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

۴۱ مطلب با موضوع «مدیریت و محتوای تشکیلاتی» ثبت شده است

هوا که سرد می شود گویا بازار راهیان نور تازه گرم می شود، ماه های دی ، بهمن و اسفند و نهایتا فروردین اوج سفر های راهیان نور دانشجویی است، اما در این میان حرفهایی است که مسئولین برگزاری این اردو ها باید قبل از برگزاری و حتی قبل از برنامه ریزی این اردو حتما در مورد فکر و دقت نمایند، این حرف جدا از ایده های تجربی راهیان نور که گویا بچه های تربیت معلم آذربایجان زحمتش کشیدن هست، این حرفها از جنش شور راهیان نیست، این حرف ها اصلا برای زائران نیست بلکه برای برگزار کنندگان است:

الف-موضوعی که همیشه در ذهن مسئولین اردو است که چه کنم ارددو با معنویتی باشد، بهتر و راحت تر بگویم، چه کنم اردو بگیرد، و البته حق دارند، بعضی از اردو ها واقعا می گیرد، این همیشه در ذهن من است بحثی که همیشه مسئولین اردو به زائران راهیان تاکید می کنند این است که: شما را شهدا دعوت کرده اند، شما لایق بودید و از این حرف ها... خوب این حرف که درست، پس گرفتن یا نگرفتن اردو یعنی چه

این حرف به نظر من می رسد، در انتقال پیام اول فرستند مهم است، بعد وسیله انتقال، گیرنده و در آخر نبودن پارازیت

در بحث انتقال پیام شهدا، فرستنده که خود شهدا هستند که حتما کارشان درست است، وسیله ارتباط هم مناطق جنگی است که آن هم کارش را خوب انجام می دهد، گیرنده را هم که خودشان انتخابا می کنند این وسط می ماند پارازیت

به نظر بنده مهمترین پارازیت مسئولین اردو هستند، یا بهتر بگویم تنها پارازیتی که ما می توانیم آن را برطرف کنیم پارازیت مسئولین اردو است

در این 5 یا 6 ساله که درگیر بحث راهیان نور بودم این را خوب فهمیدم که مهمترین پارازیت مسئولین اردو بحث خلوص است

حرفم شعاری نیست.

باید اول ما سنگهایمان را باخودمان وا بکنیم

دعوا های دختر و پسری و من هستم را کنار بگذاریم، این همه برای این بچه های زائر روضه خواندیم یک مرتبه هم با خودمان خلوت کنیم و روضه بخوانیم، به خودمان بگوییم اگر تو با بار گناه و با نیت ... بروی راهیان خودت که استفاده نمی کنی هیچ نمی گذاری دیگران هم استفاده کنند، فقط می شویی بارکش این و آن

ب- یکی از بزرگ ترین مشکلات کادر ارهیان این است که بچه ها بیشتر شور دارند، بهتر بگویم خود بچه ها بیشتر راهیان شور هستند تا راهیان شعور

اگر بشود قبل از اردو خودمان و بعد بچه های کادر ار از این شور خارج کرد و به شعور رساند....

ما باید قبل از اردو حتما دلمان رفته باشد جنوب، حتما باید خودمان و نفسمان وکارهایمان را در این را شهید کرده باشیم تا راهیان شعور را درک کنیم

خوب است قبل از اردو چند جلسه با کادر و حتی خصوصی خدمت خانواده شهدا و جانبازان و ایثارگران برسیم واول خودمان را آماده کنیم، اول خودمان ادم شویم

ج- یک ذهنیم بشدت خطرناک و به شدت بد در ذهن بعضی از دوستان برگزار کنند راهیان است آن هم اینکه، ما بچه ها را ببریم جنوب شاید شهدا به یکی از آنها نظر کرد و او ادم شد این حرف را مخصوصا در مورد افرادی که گاها ظاهراشان به ما نمی خورد زیاد می گویند

 

بعلت نبود زمان امکان برطرف کردن غلط های تایپی برایم امکان پذیر نبود

یکی از عمده برنامه های تشکلات دانشجویی مخصوصا در دانشگاه های غیر مادر برگزاری اردو به مناسب و موضوعات مختلف است.

در این دانشگاه ها ا شروع مهر ما با برگزاری اردو برای ورودی ها جدید شروع می شود تا حدود اوایل آبان وقت و انرژی تشکل را می گیرد این وقت و انرژی با بهانه جذب نیرو و در عمل جور کش دانشگاه می کند به معنی بهتر به جای اینکه دانشگاه اردو و جلسه برای ورودی های جدید برگزار کند و تشکل بدون دخالت در اجرای برنامه از محیط فراهم شده استفاده کند با حضور به عنوان متوالی برگزاری و صرف انرژی و توان اصلی در اجرا در عمل از جذب نیز در می ماند.

با گذشته ترم در آذر ماه ثبت نام ادروی مشهد شروع می شود، اردوی قرار است با زهم کار جذب و سامان دهی در آن رخ دهد اما در عمل تشکل تبدیل به یک تور یارتی می شود، برنامه هتل حرم؛ حرم هتل موضوع ثابت دانشجویان و نهایتا یک طلبه و یا یک مُبلغ چند دقیقه ای از وقت بچه ها به پاسخ گفتن به پرسش ها استفاده کند که اکثر این پرسش ها حول موضوع ادواج می گذرد در صورتی که شاید با یک دهم این انرژی و هینه و برگزاری یک جلسه پرسش و پاسخ همه نتایج بدست آید؛ البته بنا به تجربه برگزاری اردو ها درون تشکلی با حضور اعضای فعال در قالب 40 یا 50 نفر جهت ساماندهی خوب است سبب شکل گیری و ساخت پیدا کردن و تا حدی تفریح اعضا می شود به شرطی که حاضرین اعضا فعال و درگیر تشکل و تهایتا چند نفر از نیروی های جذب شده جدید باشند.

اواخر آذر ماه و اوایل امتحانات در دی ماه بحث راهیان نور پیش می آید، در موضوع اردو های راهیان نور باید گفت تنها اردوی جدی و متداول که در معنی حقیقی سبب جذب است این اردو هست؛ اردوی راهیان نور مخصوصا جنوب از دو لحاظ مورد تایید و توجه است .

اول : حاضرین در اردو کسانی هستند که در دلشان مشتاق گفتمان ارزسی هستند در صورتی که در مورد اردو های سیاحتی و حتی اردو مشهد بحث عمومی بود و افراد با هر تفکر یدر ان حاضر و مایل به شرکت هستند.

دوم: فضای حاص حاکم بر راهیان نور و کنار هم قرار گرفتند دانشجویان دانشگاه های مختلف در کنار هم و نیز حضور در مکان هایی مانند هویزه و یا دوکوهه به شدت بر آمادگی دانشجویان در جهت جذب می افزاید، فضایی که در اردو های زیارتی در بازار سپری می شود در این اردو در فضای گفتگو و تبادل نظر به راحتی قابل جهت دهی است و نی با توجه به بسته بودن محیط های تردد و تجمع افراد به راحتی مقدور است، البته استفاده از این شرایط بستگی به برنامه مسئولین اردو دارد اما با توجه به فراگیر بودن این اردو و وجود نهاد های برگزار کننده که بحث اجرایی را بتا حدی تسهیل می کنند شرایط این اردو را خاص و مناسب برای جذب و تا حدی فعالیت های تشکلی مخصوصا در موضوعات معنوی می کند.

از نظر نویسنده اردو راهیان نور تنها اردوی هست که باید به صورت عمومی و غیر تشکلی برگزار و دریچه ای باشد برای جذب

یادآوری این موضوع که شرایط فوق الذکر در حال حاضر بیشتر در راهیان نور جنوب برقرار است تا غرب یا شمال غرب نکته قابل توجه ای مخصوصا برای تشکلات کوچکتر است.

از بهمن و اسفند زمزمه و هماهنگی اردو های جهادی مطرح می شود، اردو های جهادی دارای جایگاه مورد تاکید رهبری هستند و از این باب برگزاری آن هم برای حاضرین و هم برای خود تشکل فایده های بسیاری دارد اما موضوع قابل بحث صرف هزینه و داشته های تشکل است، برگزاری اردو های طاقت فرسا و بزرگ تر از ظرفیت تشکل چه در جهادی باشد و چه در راهیان به واقع امری غلط و صدمه زننده است، وجود استقبال از سوی دانشجو و یا نیاز یک روستا به کار به هیچ عنوان دلیل خوبی برای حرکت های نسنجیده و بزرگتر از حدود تشکل نیست، مدیر تشکل همیشه باید در کنار اینکه به استقابل دانشجویان و یا نیاز های جهادی نگاه می کند به حد توان خود و تشکل تحت مدیریتش نگاه کند، این نباشد که با تعدا کمی نیروی پای کا و به بهانه خدا می رساند شروع به کاری کند که در میانه اش بماند.

شروع تابستان اکثر دو مدل اردو رامشاهد می کردیم که چند سالی است یک اردو دیگر هم به ان اضافه شده و تبدیل به سه اردو شده است.

اول: اردوی های جهادی که به تکمیل اردو های جهادی نوروزی می پردازد

دوم: اردو های سراسر و متمرکز تشکیلات ها و نی گرد همایی های کشوری

سوم : جدیدا اردو های راهیان نور غر بو شمال غرب هم بخاطر سردی هوا در طی سال در تابستان برگزار می شود.

اردو های جهادی تابستان با در نظر گرفتن توان نیرو ها و توجه به محتوا به خود نیرو و خود سازی تشکل امر خوب است.

اردو های سراسری و گاها آموزشی مثل طرح ولایت و یا .... نیاز تشکل بوده و سب آشنایی با دیگر دانشگاه ها و هم افزایی می شود.

اردو های راهیان نور غرب و شمال غرب هرچند هنوز به فضای جنوب نرسیده اند اما برای دانشجویان علاقه مند به شرط وجود توان در تشکل امر مناسب است.

چند تذکر:

-          اول: به جد از برگزاری اردو هایی که تشکل را شبیه تور های سیاحتی و زیارتی می کنند پرهیز کنید 

-         دوم: لطفا انقدر که به فکر جذب از طریق اردو هستند قدر هم به فکر ساختن نیرو های جذب شده حتی اگر یک نفر هم هست و حتی اگر خودتان تنها هم هستنید- باشید، جذب قطعا چیز خوبی است اما مطمئن باشید اگر نیرو را جذب کنید و برای برنامه ای نداشته باشید و سبب رشد و نمود معنوی و علمی او نشوید به او و تشکلات صدمه زده اید.

-         سوم: میل شدید به برگزاری اردو برای دیگر دانشجویان را تبدیل به میل برای برگزار اردو برای خودتان ساختن خودتان کنید، چون وقتی نیرو های درونی یک تشکل ساخته شوند و پخته خود دانشجویان مستعد به سمت شما خواهند آمد.-برای نابودی تاریکی لازم نیست با آن بجنگی فقط کافی است شمعی روشن کن، این شمع خود دانشجویان فعال و مسئول در تشکل و خود شما هستید-

***-----------------------------------------------------------------------------
بازتاب  این یادداشت در سایت جهان نیوز (لینک)

چهارم شهریور سال هشتاد وهشت بود و دیدار دانشجویان و نخبگان علمی با حضرت آقا، چی شد ما را راه دادن صف اول، اون وقت ها هنوز درگیر فتنه بودیم، تمام وجود ما را شور و هیجان گرفته بود که این فتنه چه می شود، همه دنبال محاکمه کردن از این حرف ها بودند اما آقا با صلابت و آرام مثل کوه  .

 روز هایی از جنس آسمان نه دی هشتاد و هشت www.881009.ir

یادم هست آن وقت ها بحث فتنه و محاکمه آنها داغ بود، موضوع مشائی و دوستان هم جاری و اون طرفی ها بحث کهریزک و کوی دانشگاه را مطرح می کردند.

اگر کسی به ما حرفی می زد با هیجان و تند حرف می زدیم ، البته دانشگاه خودمان خبر زیادی نبود.اما تو خیابان ها تا دلت بخواهد حرف بود. آن وقت ها قدری سرمان داغ بود در جریان چند ماه پیش از این دیدار با رفقا از میدان فردوسی راه می افتادیم تا انقلاب با میر حسین چی ها بحث می کردیم.

حرف های آقا آنقدر آرامش بخش بود که انگار آب بریزند روی آتش

-----------------

1-    اگر دنبال من می گردید، نا متعارف ترین فرد در تصویر بنده حقیر هستم

2-     بعضی بخش های آن دیدار:

حمایت رهبر از همه دولت ها  ،  نظر هبر در مورد مجازات فتنه گران

یکی از مشکلاتی که در جلسات داخل تشکلی وجود دارد این است که قالبا خروجی درست و قابل استفاده ای ندارد، مثلا در مورد هسته علمی و یا گروه علمی جلسه گذاشته می شود که نیمی از آن به سخنرانی مسئول جلسه که مثلا بریا راهکار پیدا کردن  می گذرد و نصف دیگر هم به مرور گذشته و گلگی های قبل، اینکه فلان سال چرا شما فلان حرف را زدید و....

این چند نکته کوتاه و ساده می تواند جلسات را هم از بدون خروجی و بی حاصل بودن حفظ کند و هم سبب هم افزایی فکری شود

چند توصیه در مورد جلسات داخلی تشکلات دانشجویی نه دی هشتاد و هشت www.881009.ir» بهتر روش برای خروجی درست گرفتن طرح سوال در موضوع مشخص است، برای نتیجه گرفتند در موضوع الف بادی آن را به شکا چند پرسش در آورد و با ایتفاده از این پرسش ها موضوع را ریز کرد

مثلا جلسه ای برای اردو جهادی تشکیل شده:

اول باید موضوع را بخش ، بخش کرد: مکان برگزاری کجا باشد؟ با چه وسیله ای تا انجا برویم؟ و....

بعد به عنوان مثال در پرسش دوم را این گونه بسط بدهیم: برای رسیدن تا مکان برگزاری اردو از اتوبوس یا قطار یا .... استفاده کنیم؟

به معنی بهتر اگر پاسخ ها مقدر برای ما دو تا است در پرسش مشخص کنیم.

» حتما قبلا از جلسه با دو دسته مشورت کنید: اول کسانی که در ان موضوع سابقه دارند مثلا برای نمایش فیلم سال قبل برنامه را داشته اند اگر هم موضوع جدیدی است از دانشگاه های دیگر و یا همان تجربه در جاهای دیگر حتی در حد یک تماس 3یا4 دقیقه ای مشورت بگیر.

دوم: از کسانی فصلاحت خوبی دارند برای نوع بیان که جلسه به حاشیه نرود.

» رعایت نظم و اداره جلسه توسط مدیرف به بیان بهتر اینکه وقتی فلانی به فلان پرسش در حال پاسخ دادن است یا نه نکته ای دیگر به ذهنش رسیده و در حال بیان کردن است کسی میان کلامش نرود حتی اگر حرف او مربوط نیست، بلکه با بیان جملاتی مثل : این موضوع هم موضوع مهمی است اما بگذارید وقتی مناسب برای خودش در موارد ان هم فکری شود و یا این بحث خوب شد که بیان شد بنظر شما فلان روز برای بررسی با تمرکز بیشتر بهتر نیست که موضوع اصلی جلسه هم صدمه نخورد.

بیان این نکته از آن باب است که اولا جلسه از دستور خارج نشود و هم افراد احساس در قفسه بودن را نکنند.

نقشه مناطق جنگی (راهیان نور) با کیفیت نه دی هشتاد و هشت www.881009.ir

برای دریافت با کیفیت عالی روی تصویر کلیک کنید

نشریه دانشجویی نه دی هشتاد و هشت www.881009.irاینها چند نمونه نشریه دانشجویی است که در زمان کارشناسی اونها را چاپ می کردیم؛ برای چاپ بعضی هایش کلی داستان یا به قول یکی از اعضای تحریریه کلی بچه بازی داشتیم اخرش هم هم چیز سر من بنده خدا می شکست... البته این شکستن هم شیرین بود

این تصویر هم خبر چاپ شماره 17 (اولین شماره ای که من سردبیرش بودم) در روزنامه جوان است

نشریه اشارت شماره19(برای دانلود کلیک کنید)

یادم نیست شماره 19 بود یا 20 یه بنده خدایی آمد بعداز چاپ کل صفحات هوا کرد این بنده خدا خیلی تاکید داشت که طراحی اش را بدهیم بیرون- البته یه نفر دیگر هم که قبلاً ژتون های عید غدیر را گم کرده بود... خوش انصافی کرد و از طراحی بعضی از صفحات دفاع کرد.

آن روز فهمیدم همیشه بدتری هم هست... (شوخی...)

نشریه اشارت شماره 20 (برای دانلود کلیک کنید)

خبر نامه هم کلی ماجرا داشت که چند روز پیش یکی از اون باعث های مشکلاتش کانون وکلا قبول شد...

خبرنامه صفحه اول  صفحه دوم  (برای دانلود کلیک کنید)

)این یاداشت را تو خرمشهر نوشتم وفرستادم(

آرام چشم هایت را می بندی، به تمام دنیا و به هرچه دنی (پست) است

و قلبت را باز می کنی به هرچه خوبی است، به هرچه باقی است

حالا بو به مشامت می رسد از بهشت

تو در بهشت هستی، در کربلا هستی، تو در جنوب هستی، زیر افتاب، گرما امانت را بریده اما هنوز هم بو بهشت می آید

عجب بو خوشی است این بوی جنوب، بوی باکری، بوی باقری، بوی آوینی، هنوز هم می آید

نمی دانم "فکه" معروف تر است یا آوینی یا نه "فکه" را آوینی معرفی کرد یا اوینی، فکه را

باز هم آرام هستی، بازهم هستی در بهشت

سرت را می چرخانی به سمت "طلایه"، این بار طلا کاسب می شوی.

وقتی دست در خاک های "طلایه" می کنی احساس می کنی توی مشتت، پر از طلا است، اگر ظهر باشد دیگر داغی ان را هم نمی فهمی

سفر می کنی به "چزابه" بهتر بگویم به فکه چزابه یا همان فکه جنوبی، دل را مقیم میکنی همانجا و می مانی، باز هم تو هستی و یک بهشت، به وسعت تمام جبهه جنوب و غرب مظلوم

می روی "شرهانی" یکی یا دوسال است راه افتاده امسال با با کاروان رفتیم. بوی اینجا بیشتر است. هنوز سنگر مصنوعی نیامده، همه چیز ناب است

قدم گذاشتی به "فتح المبین" تمام است، احساس می کنتی تمام وجودت فتح شده، حالا عشق برای واضح تر معنی می شود

"دوکوهه" هم جای خود داردف گردان تخریب، گردان کمیل، گردان حبیبف گردان عمار

وحالا صحنه آخر، مسجد، مسجد مقاومت، "مسجد جامع خرمشهر"، کوچک اما به بزرگی یک عالم مقومت و عشق

وحالا بازهم شهر، باز هم دود، بازهم بعضی از کسانی که شهدا و خون شهدا و حتی خدا را فراموش کرده اند، بعضی هایشان وقت جنگ تو بهشت بودند اند اما بهشتی نبوده اند

وباز هم شهر، بازهم بوی بهشت، و باز هم بوی بهشت این بار از بیت رهبری، همان بوی "هویزه" و "کرخه نور" را می دهد، بوی "کردستان" و باز هم عشق و باز هم حضرت خورشید، امام خامنه ای