نهِ ده

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

۱۴۴ مطلب با موضوع «مذهبی و اعتقادی» ثبت شده است

همیشه یکی از بحث های بسیار داغ در موضوعات اجتماعی و فردی بحث الگو برداری است

وقتی نگاهی حقیقی به فضای جامعه داشته باشیم رشد سریع الگو برداری از غرب مخصوصا در خانم ها با اصطلاحاتی مثل مد و مدگرایی در ظاهر و حتی برخورد ها مواجعه می شویم

حال سوال اینجاست آیا در اسلام الگوی مناسبی که به روز باشد برای دختران و زنان جامعه وجود ندارد و یا وجود دارد و روی آن تبلغ نشده است؟

بخش اول قطعا رد است چون زنان بزرگی مانند حضرت زهرا که معصوم بودند با سن کم به شهادت رسیدن ولی به مراتبی رسیدن که پیامبر اوصافی خاص برای ایشان بیان می کنند و یا حضرت زینب که در روز تولد مبارک ایشان هستیم به واقع کم شخصیتی نیستند ، کسی که یک روز برای خروج از خانه چهار نفر دور ایشان قرار می گیرند تا حجم بدنشان مشخص نباشد ولی در صورت ضرور ت می شوند مدافع اسلام و ظلم رابا سخنرانی کوبنده خاموش و رسوا می کنند به صورتی که یزید مجبور به عذر خواهی و قبول اشتباهش می شود.

اما بخش دوم تا حدی صحیح است، و با ید این کم کاری را از همه دید، از مسئولین که هنوز در گیر نمایشگاه مد و لباس هستند تا روحانیون که به صورت کامل و حتی در حد توان این شخصیت را بریا جوانان باز نکرده اند و یا حتی رسانه و سطح اجتماع که این شخصیت ها را آنقدر دور از الگو برداری و خیالی بیان کرده اند که انسان به علت فاصله زیاد میلی برای حرکت به سوی انها ندارد و یا کم کاری از خانواده هاست که امروز حتی در انتخابات اسم هم الگو برداری های غربی می کنند.

اینکه به حق جامعه ما به سوی الگوی غربی و یا به فرمایش رهبری سبک زندگی غربی نباید حرکت کند، شکی نیست اما اینکه با چه راهکاری باید این الگو ها را به سطح زندگی شخصی و اجتماعی فردا آمورد جای بحث دارد.

شاید باید در این سی و چند سال بودجه فرهنگی را به جای صرف در همایش و نمایش ها خرج چنین برنامه ریزی می کردیم

غرب از چندین کیلومتر آن طرف تر برای همه دختران و پسران ما حتی در دور ترین شهر ها و روستا ها برنامه ریزی می کند اما ما و مسئولین فرهنگی ما فقط سخنرانی می کنیم و شعار می دهیم و حتی خودمان و فرزندانمان هم....

اگر همه جامعه(مردم، مسئولین ، مذهبیون) به فکر بحث الگو برداری -مخصوصا برای دختارن و زنان- نباشندیقین بدانید بر سر ما همان یم آید که بر سر انقلاب الجزیره آمد، نباید موضوع را شوخی گرفت و با انشا الله منتظر معجره بود.

 

  رسانه ای به نام پیامبر (بخش اول، اهمیت) نه دی هشتاد وهشت محسن فینی زاده 881009.irقرآن پیامبر را  اسوه حسنه  معرفی میکند و به حضرت می فرماید اگر نبود اخلاق خوبت  که خداوند به ایشان عطا کرده است- مردم از دورت دور می شدن .

بدون شک نگاه به شخصیت عظیم پیامبر اسلام موضوعی ژرف و با وسعتی وصف ناپذیر است اما نکته ای که نویسنده سعی دارد در این یادداشت به آن بپردازد شخصیت حضرت است که به رسانه ای تبدیل شد که در آن روز های جاهلیت در مدت کوتاهی چنان فتوحاتی در دل های مردم دوران جاهلیت حجاز بدست آورد که بدون شک با استفاده از قویی ترین رسانه های امروزی نمی توان این کار را کرد

و اگر از آنان بپرسى: «چه کسى از آسمان، آبى فرو فرستاده و زمین را پس از مرگش به وسیله آن زنده گردانیده است؟» حتماً خواهند گفت: «الله.» بگو: «ستایش از آنِ خداست با این همه، بیشترشان نمى‌اندیشند. (سوره عنکبوت آیه 63)

این زندگى دنیا جز سرگرمى و بازیچه نیست، و زندگى حقیقى همانا [در] سراى آخرت است؛ اى کاش مى‌دانستند. (سوره عنکبوت آیه 64)

و هنگامى که بر کشتى سوار مى‌شوند، خدا را پاکدلانه مى‌خوانند، و[لى‌] چون به سوى خشکى رساند و نجاتشان داد، بناگاه شرک مى‌ورزند. (سوره عنکبوت آیه 65)

(بگذار) آنچه را (از آیات) به آنها داده‌ایم انکار کنند و از لذّات زودگذر زندگی بهره گیرند؛ امّا بزودی خواهند فهمید! (سوره عنکبوت آیه 66)

آیا ندیده‌اند که ما [براى آنان‌] حرمى امن قرار دادیم و حال آنکه مردم از حوالى آنان ربوده مى‌شوند؟ آیا به باطل ایمان مى‌آورند و به نعمت خدا کفر مى‌ورزند؟ (سوره عنکبوت آیه 67)

و کیست ستمکارتر از آن کس که بر خدا دروغ بندد یا چون حق به سوى او آید آن را تکذیب کند؟ آیا جاى کافران [در] جهنم نیست؟ (سوره عنکبوت آیه 68)

-------

این آیات آیات انتهایی سوره مبارک عنکبوت هستند، ایاتی که امروز بسیار به کار ما می آیند و شاید ایاتی که هر روز باید به خیلی ها آنها را یادآوری کرد

موضوع در مورد افرادی هست که حقیقت را می دانند ولی آن را انکار می کنند حتی وقتی زا آنها می پرسی حق را به زبان می آورند

علتش هم مشخص است زندگی دنیا ، سر گرم شدن به دنیا و فریب دنیا خوردن باعث می شود انسان حقی که یمی داند را در عمل انکار کند.

اما همین فرد چون در مشکلات گیر می کند باز بهی اد خدا می افتد و وقتی خدا او را نجات می دهد همه چیزی را فراموش می کند

حق را می داند، به دلیل مشغول شدن به دنیا آن را انکار می کند، در گرفتار خدا را می خواند ، خدا او را نجات می دهد ولی بازهمان راه قلب بر می گردد

شاید این زندگی خیلی از ما ها باشد، همه ما می دانیم دروغ و غیبت بد است، اما می گوییم، علتش هم همه دنیایی است، می خواهیم دیگری را تخریب کنیم یا خودمان را بالا ببریم، می خواهیم رئیس شویم و یا در چشم فلانی عزیز شویم، با اینکه می دانیم حق چیست اما...

بعد به مشکل می خوریم دوباره یاد خدا می افت

به التماس می افتیم که ای خدا و وقتی نجات پیدا می کنیم دوباره...

اما این افراد را خدا به بهترین شکل پاسخ میدهد، می گذارد هر قدر می خواهند این کار را بکنند، به قول خودشان زرنگی بکنندف هم مشروب بخورند هم عروسی آنچنانی بگیرند هم محرم خرجی بدهند و حتی گریه کنند

وقتش برسد انوقت خدا یم داند و آنها

اصلا خدا گذاشته اینها همین طور بروند در این جهنمشان

چون وقتی در مشکلات خدا را می خوانند خالص است خدا به آنها رحم می کند ، در روایت هست کسی که بعد از توبه دوباره گناه کند خودش را مسخره کرده....

بازهم خدا به آنها رحم می کند ، به آنها نشانه هایی را نشان می دهد که شاید بفهمند که عزتف ارامش و امنیت فقط نزد خداست اگر خدا بخواهد فلان زمین امن است و کنار آن زمین نا امن اما اینها فکر می کنند با این کار دارند برای خودشان آرامش و امنیت درست می کنند

اما خدا رد آیه یکی مانده به آخر آب پاکی را روی دست آنها می ریزد انها را کافر خطاب می کند، اگر به 63 نگاه کنی می گوید وقتی از آنها می پرسیم درست جواب می دهند اما خدا چون حق را در عمل تکذیب می کنند رد این آیه آنها را کافر و شایسته جهنم خطاب می کند

والبته جرم کسی که حق را می بیند و می فهمد این حق است، الان باید این راب گوید اما چون به ضررش است نمی گوید، می داند فلانی مظلوم است اما چون جو عمومی علیه آن است خودش را به خطر نمی اندازد، حق را می بیند اما...

و خدا او را هم سطح کافران در جهنم می داند والبته قطعا او ستمکار ترین است چون او حق را دیه و یار اش نکرده

ما هم در زندگیمان از این حوادث زیاد پیش می آید حق را می بینیم اما از ترس و یا فریب دنیا خوردن....


نه دی هشتاد وهشت پوسترحضرت زهرا فاطمیه www.881009.ir


دست و دلت می لرزد...

وقتی به این فکر میکنی که روزی عده ایی به اصلاح اصحاب پیامبر که گاهاً نسبتی هم با آن حضرت داشته اند فقط حدود هشتاد روز بعد از غدیر و فقط چند روز بعد از دنیا رفتن پیامبر همه حرفها و سفارشات ایشان را فراموش کردند و دُردانه حضرت رسول وناموس خدا و بانو دو عالم برای رسیدن به خلافت بین درب و دیوار ....

سخت ترین جای تاریخ که واقع بازگو کردنش سخت است همین بخش است...

نظیرش نه قبل دیده شده نه بعدش

پس تر از این آدم ها به قبل از این بوده نه بعدش

جانسوز تر از این حادثه نه قبل بود نه بعدش

آن مداح درست میکفت، فاطمیه مادر ماه محرم است

همه مصیبت های شیعه از روزی شروع شد که عده ایی جرات-خیانت یا حماقت یا رذالت- کردند و حرمت ناموس خدا را نگه نداشتن و از این ان شد که در کربلا

اینکه امروز می بینی به راحتی مسلمان می کشند ریشه اش از آنجاست.

نه دی هشتاد وهشت محسن فینی زاده 881009.ir مسجد و رسانهدر یادداشتی با عنوان مسجد؛ امام خمینی؛ نیاز امروز  به اهمیت و جایگاه مسجد در اسلام و انقلاب با تکیه به تفکرات امام خمینی پرداختیم در این یادداشت به اهمیت فعالیت رسانه ای با محور مساجد که علا رقم حرکت های چند سال اخیر زیاد مورد توجه نبود است را بیان کنیم.

داشتم به اظهارات بعضی دلسوزان(به شدت علامت تعجب) در مورد نگرانی آنها در مورد مردم ایران تامل می کردم، خیلی برام جالب بود که چه طور یک نفر که آنقدر جرات نداشته که توی کشور خودش بماند و فرار کرده حرف از نگرانی اش برای ما می زند، کسی که صبح تا شبش به حال و هول به سبک غربی و... می گذرد چه طور از نگزانی اش در مورد فرهنگ و آداب ایرانی صحبت می کند

اصلا برایم تعجب داشت خودش نشست آن طرف از جیب انگلیسیس ها و امریکایی ها و جدیدا هم این وهابی ها  می خورد و در مورد مشکلات ما صحبت می کند، نمی دانم اصلا معنی لغت "مشکل" را می فهمد و یا معادل انگلیسی اش را بلد است.

البته از این حضرات بدتر اون دوست(دو صد علامت تعجب!) سیاه پوست امریکایی ما هست که حرف از دموکراسی و مردم می زند در حالی که تا 100 سال پیش هم رنگ هایش را توی همان کشور به ظاهر متمدن چه کار که نمی کردند ، کلی جنگیدن تا به خودشان بفهمانند  سیاه پوستا ها هم آدم هستند و می توانند زندگی کنند، بماند که حال هم خبر می رسد هنوز  هم درست نفهمیدند

البته طیف سومی هم هستند که از داخل بعضی از حرف های این دلسوزان ملت ایران(!!!!!!!!!) را مکرر تکرار می کنند و وقتی از انها یم پرسی در زمان ریاست و صدارت خودتان چرا این موضوعات را حل نکردید سریع می گویند ....

برایم سوال بود این دلسوزی ویژه ماست یا قبلا هم بود که به این آیه سوره غافر رسیدم دیدم از این دلسوزی ها از ازمان فرعون (لعنت خدا بر او باد) تا به حال بود و احتمالا خواهد بود

وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسَى وَلْیَدْعُ رَبَّهُ إِنِّی أَخَافُ أَن یُبَدِّلَ دِینَکُمْ أَوْ أَن یُظْهِرَ فِی الْأَرْضِ الْفَسَادَ

و فرعون گفت مرا بگذارید موسى را بکشم تا پروردگارش را بخواند من نگرانم آیین شما را تغییر دهد یا در این سرزمین فساد کند(سوره غافر آیه 26)

روایتی از امام جواد علیه السلام هست -البته اگر اشتباه نکنم- که روزی یکی از دوستان حضرت با عجله خدمت ایشان رسید و با حالت اضطراب به ایشان عرض کرد: زن و بچه ام را به شما می سپارم من باید بروم

امام با لبخند فرمودند : چه شده...؟

گفت:آقا جان وزیر، نگینی به من داد تا انگشتر بسازم اما در حین کار نگین نصف شد حالا...

امام فرمودند: برو به خانه ات درست می شود

او رفت

از سوی وزیر برای او پیام فرستادند که زنان وزیر بر سر انگشتر دعوا یشان شده نگین را دو بخش کن دو انگشتر بساز با دو برابر دستمزد

----

با خودم فکر می کردم آیا منی که نگین وجودی ام را دو قسمت که هیچ هزار قسمت کرده ام و در اثر گناه آن را آنقدر خرد کرده ام که فقط خدا می داند بازهم امام من به من لبخند می زند و بگوید برو درست می شود و آن وقت این نگین های هزار تکه شده را از من بخرند با دستمزد هزار انگشتر...

دلم گفت چرا که نه....

آخر همه اینها از نسل حیدر و فاطمه -روحی فداک- هستند، اصلا اینها هوای شیعیانشان را دارند هرچند مثال تویی باشد که بدتر از او نیست...

مگر همان آیه زیبای قرآن نیست که ما بدی هایشان را به خوبی تبدیل می کنیم این همین معنی را می دهد، اگر آدم شویی آن همه بدی که داری که فقط خودت و خدا می دانی همه اش می شود خوبی، حساب کن...

کجا با تو این معامله را می کنند.

چند سالی هست که مردم عادت کرده اند در رمضان و عید و گاهی مناسبتهای دیگر شاهد سریالی هایی باشند که به سریال های مناسبتی معرف شده است، سریال هایی که برای خودش سبک کاری مستقلی دارد چه در فیلم نامه و چه در ساخت.

مناسبتی که قرار است در آن سریال پخش شود به شدت روی موضوع آن تاثیر دارد، این تاثیر هم در محتوا -مانند رمضان که چند سالی همیشه یک سریال مربوط به مرگ و حیات بعد از مرگ مهمانش بود.-و هم در طول زمان سریال - اینکه سریال 29 قسمت(طنز ها 25 یا 24 قسمت) برای رمضان و 10 یا 11 قسمت برای محرم و... -بوده است.

جدا از اینکه به صورت کلی اعتیاد و عادت دادن مردم به سریال خوب است یا نه و اینکه اگر صدا و سیما موفق به جذب مخاطب نشود مخاطب جذب سریال های در حال پخش از ماهواره می شود و بر فرض واجب بودن پخش سریال یک پیشنهاد ساده و تکراری برای اهالی هنر و سازنده ها و مدیری سیما وجود دارد و آن اینکه به جای اینکه به تصویر سازی خیال نویسنده از یک ماجرای غیر واقعی به پردازید قدری رو به حقیقت و اتفاقات حقیقی بیاورید.

ساخت مجموعه هایی ارزشی و مبتنی بر حقیقت های دفاع مقدس هم بعد جذاب سریالی دارد و هم بعد آموزنده.

اینکه ما هنوز از بسیاری از شخصیت های حقیقی و اسطوره جنگ کاری در خورد تجوه ایی نساختیم بر کسی پوشیده نیست، اما اینکه دفاع مقدس که بخش اعظمی از ارزش ها را در خود جا داده است چرا جایی در سریال های مناسبتی ندارد جای سوال است.

البته نکته اصلی این است که سریال ساخته شد بایستی بر مبنای حقیقت جنگ باشد و به قول آن شهید بزرگورا جنگ را درست بگوییم نه درشت و یا از سوی دیگر جدیدا دیده شده است وقتی می خواهند از جنگ کار بسازند به جای اینکه به سراغ افراد مطلع و داستان های واقعی بروند به سراغ نویسنده های خیال پرداز می روند و که در تصویر جنگ هم صحنه ایی دختر و پسری نشان می دهند که گویا همه برای دست پیدا کردن به یک دختر به میدان جنگ رفته بودند نه دفاع از اب خاک و ناموس... که البته در خود جنگ حوادثی حیقیقی وجود دارد که در صورت پرداختن به آن هم نیاز مند این نخواهیم بود برای 30 قسمتی کردن سریال به اصطلاح به آن آب ببندیم و هم به ارزش های که بایستی به آنها پرداخت شود، پرداخته ایم.

از سوی دیگر تجربه های موفقی مانند مختار نامه که شاید پاسخی روشن به ارتقاء ساخت مجموعه هایی تمام حرفه ایی و نیز مبتی با تاریخ اسلام و از سوی دیگر مورد توجه بسیار مخاطبین در داخل و خارج ایران حتما دلیلی می شود بر اینکه به جای ساخت 3 یا 4 سریال برای یک مناسبت، یک سریال ساخت شود و با بودجه 4 سریال ولی در حد قابل قبول و مبتنی بر واقعیت.

نکته آخر که بایستی چه در موضوع سریال های مناسبتی مورد توجه قرار گیرد و هم در خارج از این زمان جای طنز اسلامی و یا به اصطلاح خنده حلال در سریال های ما به شدت خالی است، متاسفانه اکثر سریال های طنز ما بر پایه تمسخر و بی احترامی بنا نهاده شد است که امید دارد شاید یک نکته مثبت را در ذهن مخاطب به وجود بیاورد.

 به بیان بهتر این قبیل سریال ها برای جا انداختن غلط بودن یک عمل بقیه اخلاق را زیر پای می گذارند، طنز مبنتی بر تمسخر و تحقیر قطعا طنز اسلامی نیست، می شود با ساخت دهی به اتفاقاتی درست هم جنبه طنز را حفظ کرد هم حدود اخلاق را.

برای مثال بد نیست سریالی ساخت شود که در هر قسمت به یک حادثه طنز دوران جنگ بپردازد، اتفاقاتی که امروز به صورت کتاب در آمده است و فقط بایستی تبدیل به سریال شود 2 یا 3 سه اتفاق به راحتی محتوای 30 تا 40 دقیق سریال را تامین می کند تا در کنار سرگرمی هم ارزش ها و اخلاق زیر پا گذاشته نشود و هم الگو سازی شود و هم در کنار نقل طنز به چهره پردازی شخصیت و الگو های دفاع مقدس پرداخته شود از سویی ان موضوع ارزشی و اخلاقی هم بیان شود.

جای خالی محتوای ارزشی و دینی همیشه در تولیدات فیلم و سریال مشاهد می شود این در حالی است که مردم نشان داده اند وقتی مجموعه ایی خوش ساخت با محتوای دینی برای آن ها به نمایش در می اید چه استقبال خوبی از خودشان نشان می دهند.

شاید بسیاری از سریال های سالهای دور فراموش شده باشد اما هنوز از سریال امام علی علیه السلام، سیمرغ و... حرف بر زبان ها جاری است...

تو حرم نشسته بودم، برخلاف بقیه که وقتی می آیند حرم دیگر به دیگران فکر نمی کنند من داشتم نه اینکه به دیگران فکر می کردم بلکه به آنها نگاه هم می کردم. آدم ها مختلفی این طرف وآن طرف بودن، صحن حرم را می گویم، جای دوری نروید  حرم شاه عبد العظیم خومان.یکی داشت نماز می خواند، نمی دانم نماز زیارت بود یا نماز یومیه، آن یکی داشت زیارت نامه می خواند، چندقدم آن طرف تر دو یا سه نفر به دیوار تکیه داده بودند و داشتند صحبت می کردند در مورد چه چیزی نمی دانم شاید قیمت برنج شاید خدا.

این وسطه بچه ها هم عالمی داشتند دنبال هم می دویدند انگار اینها هنوز بانرخ تورم آشنا نیستند، عیبی ندارد اینها هم خودی می شوند و قتی نرخ تورم 50% را درک کنند و قتی پودر.... تومانی، نان ..... تومانی سیب زمینی ..... بخرد درست می شود، یادت می گیرد صبح تا شب فقط به دنبال همین ها باشد.آن یکی دستش زیر فکش بود به چه چیزی فکر می کرد به گناهانش یا دختر دم بختش.یک روحانی هم دونفر آن طرف تر نشته بود داشت زیر لب چیزی می گفت شاید ذکر شاید چیز دیگری.

خادمین هم با این پر هایشان زوار را هدایت می کردند این خادمین عجب دل بزرگی دارند، یکی دست به دعا برداشته بود آن یکی سر به سجد گذاشته بود، پشت سر من دو نفر بودند که انگار بدن سازی کار کرده باشند داشتند نماز می خواند به گمانم اینها با این هیکل کاردستشان هم فهمیدند آخر آخر آخرش باید بیایند و به خدا بگویند ، خدا جان زمین خورده ایت هستیم

پدری که سعی می کرد بچه هش را ساکت کند چرا؟ نمی دانم ! شاید خدا این خنده های کودکانه را از هزارکعت نماز من و امثال من  بیشتر دوست داشته باشد، آخر آن خنده ها از سر صداقت بود ولی نماز من چه طور، دوستم به من میگفت نمازت را خیلی سریع میخوانی، باشد آخراین روز ها با خدا کمتر کار دارم، ای وای از دست من با این چند رکعت نمازی که می خوانم ، فکر می کنم تکلیف است و باید خواند، فکر می کنم این هم وقت اداری است که باید هی از سر و تهش زد، فکر می کنم این همان پاچه خواری از ریئس دانشگاه است و...

اما این خدای توست می فهمی چه می گویم...

بچه ای که از بزرگترش می پرسید، به گمانم در مورد خدا می پرسید، شاید هم سراق آن اسباب بازی دوستش که تازه خریده بود را می گرفت قرار بود تولدش برایش بخرند اما...

پدری که فرزندش را بغل کرده بود تا این را دیدم از خودم سوال کردم: این فرزند را خدا بیشتر دوست دارم یا پدرش ، خوب معلوم است خدا ، پس چرا ما در آغوش خدا آرام نمی گیریم و قلبمان مطمئن نمی کنیم.

حالا باید نمازبخوانم، بعدش هم قرآن شاید زیارت نمامه هم خواندم، اصلاًچه شد من آمدم اینجا نمی دانم شاید«اگر با من نبود هیچ میلی» شاید هم همینطوری ، شاید هم هنوز گناهانم به آن حد نرسیده که از درگاهش رانده شوم.

باشد یک بار دیگر می گویم خدایا دوستت دارم، به خاطرخودت و نه نعمتهایت، مبهوت توهستم نه نعمت هایت و اگر تو بخواهی و دستم را بگیری شاید همان بنده ای شوم که در این جمع به حرفش گوش می دهی و در آغوشش گرفتی، آن بنده راضی است به رضای تو من چه طور

 

 

اگر نگاهی به حرکت ها و جهش های بزرگ بکنید یک نکته در بسیاری از انها به چشم میخورد ان هم حرکت پیشتازانه زنان  در انها است

البته این حرکت در متن و در سطح اول نیست بلکه اغلب در نسل قبل  و در قالب مادران رهبران حرکت و یا جنبش هست، البته در کنار حضور مستقیم زنان در جنبش ها و حرکتها

به عنوان مثال مادران یا مادر بزرگ هایی که در زمان رضا خان با برخورد نا درست و غیر دینی او مواجعه شدند، فرزندانی را تربیت کردند که در سال42 و یا 57 حرکت انقلاب اسلامی ایران را جلو برند و یا در جنگ تحمیلی آنچنان از ایران اسلامی دفاع کردند که برای اولین بار در طول 200 سال گذشته ما درجنگ بودیم که حتی یک وجب از خاک خود را از دست ندادیم، هیچ. معدنی از معنویت هم پیدا کردیم که اثار ان را در حال حاضر می توانید در ایران، لبنان و بسیاری از منطق "آزادی خیز" جهان مشاهد کنید

در موضع دیگر بعد از انقلاب با فرهنگ انقلابی که در جامعه اوج پیدا کرد مادرانی به وجود امدند که فرزندانش در حال حاضر در عصر عمل و علم در جامعه نمایان هستند عده ای به دور از کشور و صلاح کشور و کثیری در جهت منافع کشور که سبب پیشرفت علمی بسیار کشور در رشته های مختلف شدند

حال بحث اینجاست فردا چه گونه خواهد بود

آیا دخترانی که با عروسک باربی دوست هستند و درد دلهایشان را به او میگویند و یا انهایی که تفریحشان رقص یا مهمانی آنچنانی است و یا همان دخترانی که امروز در خیابان ها دیده می شود باز هم خواهند توانستند نسل بعدی این کشور اسلامی را انچنان که مادرانشان تربیت کرده اند تربیت کنند

یا دخترانی که امروز در سطح جامعه وارد شدند و به الحمدلله خوب توانسته اند خودشان را به عنوان نسل انقلابی که هنوز دچار شکست نسل یا دور از آرمان نشده نشان دهند

هر دو گروه این دختران در حال حاضر در جامعه هستند با این تفاوت که گروه اول اغلب با دین و ارمان گروه دوم نااشنا هستند و این وظیفه مسئولین فرهنگی کشور به صورت رسمی و گروه دوم به صورت غیر رسمی است که گروه اول را نیز مانند خود با ارمان ها اشنا کنند

البته از نظر من نسل امروز جامعه ما بسیار با اطلاع تر وبا اعتقاد تر از نسل های گذشته خود هستند که آن را در مقاطع مختلف نشان دادند اما در کنار این مسئله باید به این نکته توجه کرد که در حال حاضر ایران به عنوان یک کشور اسلامی مورد توجه بسیاری از ملتها برای لگو برداری است و حال ما وظیفه ای بزرگتر در سطح جهان داریم

 

البته نکته ای که نباید از ذهن دور بماند پدر هم هستند که علت بررسی کمتر این موضع در این یادداشت نقش پر رنگ تر مادران در تربیت فرزندان است،  اما نقش پدران هم با یستی بررسی و مشخص شود.

 

حال باید کمی اندیشید که چگونه این مادران با تربیت شوند تا تربیت کنندگان خوبی برای آیندگان باشند

امید است این مردان و زنان سربازان سید خراسانی و حضرت مهدی عجل الله فرجه باشند

نظرات دوستان------------------------------------------------------------------

+ پینک

سلام دوست عزیز!

تیریک میگم بحث جالبی راه انداختین!

ولی باید بگم شما که ئخترا رو به دودسته تقسیم کردین گروهی که تفریحشون رقصه....مگر غیراز این است که از همین مادران انقلابی دیروز تربیت شده اند،و فک میکنید دلیلش چیست!؟!چرا مادری که چادر رابه گونه ای سر میکند که فقط دو تا چشاش برای دیدن جلوی پاش بیرونه در کناردخترش که با لوازم آرایش گوناگون وشال و گردن برهنه و....راه میرود!آیاتابه حال به این صحنه تو خیابون برخورد کرده این!؟!من که فراوان برخورد کرده ام وبسیار دلم به حال آینده خودم وکشورم سوخت!!!عروسک باربیم که علتش فقر فرهنگی است که باید آن را بپذیریم!ونمیشود آن راگردن دخمختران امروز انداخت!!!

ولی شما که اشاره ی کوچکی به نقش پدر درتربیت دخترکردین،باید بگم که اتفاقاً چون پدر هرچه باشد جنس مخالف است ودر بسیاری از موارد میتواند،نیازهای جنسی فرزند خود را ارضاکند که باعث دوستی های خیابونی ....نشود!حال آنکه خانه های امروزی -به دلیل وضعیت بد اقتصادی-فقط به خوابگاهی تبدیل شده اند که اگر هم اعضای اون باهم حرفی بزنند آخرش به دعوا کشیده میشود!!!

جداًکه برای آینده ی خودم نگرانم و البته بودم ولی وقتی این یادداشتو خوندم براستی که داغ دلم تازه شد!!!

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

+ مهم نیست کی هستی و از کجایی؟

سلام

بحث تون به نظرم جالبه ولی خیلی نصفه مونده!

اخرش هم یه کوچولو از پدرا نوشتین که خیلی محافظه کارانه بود.

قبول ندارم این لفظ رو که به کار بردید. گفتید نسلی که درد دل هاشون رو به باربی میگن و تفریحشون رقصه ...

در کنارش نسلی هستن که تمام وقتشون پای اینترنت یا توی گیم نت میگذره و اون وسط یه سیگار ی یا یه چیزی بدتر از اون هم میشناسن و الخ...

اتفاقا بذارید این طور بگیم...

بهمون نسلی که با باربی شما میشناسید ... بزرگترین دغدغه های زندگی شون... از بین بردن رنج های بشری و شناختن خودشون و راضی نگه داشتن خدای خودشون از خودشونه...

بحث زیاده دراین باره...

اگر مصداقی بحث کنیم به نتایج بهتری میرسیم

چون اصولا مشکل بحث های امروز ما کلی گویی هست که هر دو طرف حرف درستی میزنن و این بحث برخلاف انتظار وارد دور باطل میشه و همش برمیگردن سر جای اولشون.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

منطقه آزاد

اگر بخواهیم آینده نصیب ما بشه و نسلی انقلابی داشته باشبم باید بر روی دختران کار کنیم ، اگر زنان کشوری شجاع با ایمان و با اعتمادنفس باشند فردا نسل های ما با ایمان و شجاع خواهند شد . زن است که جامعه رو می سازه مادر هست که در گوش فرزندش لالایی می خواند و آرمان های ناب برای فرزندش می سازه -

البته این به این معنی نیست که مردان اثر گذار نیستند بلکه برعکس ، اگر در جامعه ای مردان فهیم و با ایمانی باشند آنگاه زنان آن جامعه می توانند به وظایف خود به مراتب بهتر عمل کنند و این نشان می ده که مردان برد اثر گذاری را تعیین می کنند ...

دسترسي به صفحات: ۱ - ۲ - ۳ - ۴ - ۵ - . . . - ۱۰ - ۱۱ - ۱۲ - ۱۳ - ۱۴ - ۱۵ -