نه دی هشتاد و هشت

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...



درباره من | ارتباط من | تلگرام من | توییتر من
---------------------------------



آخرین نظرات

۷ مطلب با موضوع «نقد فرهنگی و اجتماعی» ثبت شده است

تغییر روستاها به شهر های صنعتی در تمامی جهان، همراه با تغییراتی بوده است، اول خانه ها روستایی که نیاز هایشان را خود تولیدی می کردند به آپارتمان های مصرف گرای شهری تبدیل شده اند، دوم محبت و صمیمیت بین مردم روستا برای مناسبات اجتماعی به قوانین شهری تبدیل شده و سوم تبدیل شدن کار به عنوان ارزش در روستا به ثروت به عنوان ارزش در شهر است و البته تغییرات زیاد دیگری.

اما آنچه در این یادداشت می خوایم در موردش با هم فکر کنیم این است که آیا نمی شود خانه ها و آپارتمان های شهری را هم به سمت تولید گری درون خانه سوق داد، آیا نمی شد در حد امکان نیاز های درونی خانه را در خود خانه برطرف کرد؟

در گذشته یک خانه روستایی بیشتر نیازهایش را از مرغ و تخم مرغ تا رب و ... خودش تعمین می کرد یا حداقل ارزش افزوده ای روی محصول انجام می داد. اما در حال حاضر با تبلیغات کارخانه های صنعتی و دیگر عوامل حتی آشپزی های هم به بیرون خانه منتقل شده و یک خانواده حتی آشپزی هم نمی کنند.

اینکه خود تولید از نظر اقتصادی چه نقش مهمی در صرفه جویی خانوار دارد بحث جدی است اما همین همدلی که در اجرا شدن یک کار ساده درون خانه رخ می دهد سبب همدلی خانواده می شد، بسیاری از معضلات درون خانواده ها ثمره نبود کار مشخص برای خانم ها در خانه و کاهش نقش اقتصادی آنها است، اینکه بتوان خانه های شهری را به سمت خانه تولید برد و در گام بعد شهر را به سمت شهر تولید برد خود سبب زندگی بهتر است یعنی در نگاه بالاتر بایستی همین نگاه را به شهر داشت، همان طور که در گذشته یک روستا تا حد امکان خودش نیاز های خودش را تامین می کرد بایستی شهر ها را در کنار نگاه بهینه اقتصادی تا حدودی تولیدی طراحی کرد.

دکتر خجسته در مورد رسانه قائل به جنسی از هدف و تقسیم هستند، رسانه هایی که بر اساس میل و هوس مخاطب فعالیت می کنند و رسانه هایی که بر اساس نیاز مخاطب در عرصه رسانه ای نقش ایفا می کنند که همان رسانه های عمومی هستند، این امر جدایی از اینکه آیا رسانه ها در یکی از این دو تا گروه هستند و یا اینکه هر رسانه بخشی از این دو را دارد می توان تحلیل مختلف داشت.

به نظر نویسنده این یادداشت رسانه ها هر کدام ذاتی  و فلسفه ی وجودی دارند و بر اساس آن از این دو بخش سهم دارند، یعنی اینکه یک رسانه اگر ذات شکل گیری اش تفریح و میل مخاطب باشد ناگزیر اثر ان هم تقویت میل و هوس است در این بخش مثلا بازی ها رایانه ای که بیشتر امیال خشونت، سکس و وهم را تقویت می کنند تا نیاز های اساس انسانی را محقق کنند، از سوی دیگر "روزنامه یا کتاب" که بر اساس نیاز اطلاع رسانی انسان شکل گرفته است، تقویت کنند نیاز "دانست انسان" است.

آنچه بدیهی است رسانه های میل و هوس گرا به شدت در حال رشد هستند، ثمره این امر به صورت واضح در جامعه ما و دیگر کشور ها قابل مشاهد است، شیوء سکس و خشونت و کاهش سن رجوع به آن -البته در جامعه ما چون جنبه مذهبی دارد شاید در حال حاضر قابل مشاهد نباشد اما بدیهی است انچه قبلا یک جوان در شب ازدواجش باید می فهمید الان در سن 7 یا 8 سالگی می داند، و خودکوشی که جنس عجیب خشونت به خود است اگر زمانی سنی بالای 18 سال داشت الان در شهر های صنعتی به سن نوجوانی رسید.-

شاید پیشنهاد عجیبی باشد که بگوییم رشد رسانه ها هوس گرا را باید با رشد رسانه های نیاز گرا جایگزین کنیم ولی وقتی به توصیه های رهبری و والبته دلسوزان در مورد مطالعه کتاب و... و عدم وابستگی بیمار گونه به موبایل و ابزاری از این دست دقت می کنیم می بینیم واقعا موضوع جدی است.

شاید نفس جلوگیری از وابستگی نوجوان به رسانه هایی که در ابزار موبایل یا کنسول های بازی در دسترس هستند خوب بنظر بیایید اما در عمل آنچنان کاربرد ندارد شاید باید پیشنهاد داد که با نوجوان ها را در این عصر به سمت رسانه هایی از جنس نیاز گرا سوق داد تا وقتشان بیشتر صرف آن شود.

 

شهر به مثابه سرمایه است که در نظام جدید سازنده کشور است، شهر ها پیش برنده صنعت و نظام اجتماعی هستند، هرچند از نظر حقوقی رای مردمان شهر و روستا برابر است، اما در حقیقت مردمان شهر به علت نقش خود در کشور، آینده مردم را در شهر می بینند و دولت ها و حکومت ها ناگزیر توجه بیشتری به شهر و مردمان شهر دارند.

همیشه بین دو گزار اخلاق و قانون مباحث علمی و عملی زیادی مطرح بوده است، فاصله اخلاق تا حقوق کجاست، بعضی مخصوصا نگرش ها نزدیک به غرب به شهر قانون و یا شهر مبتی بر حقوق و بر خاست از عقل گروهی و مراقبت بر اجرای قانون معتقد هستند و عده ای نیز به شهر اخلاق مبتی بر خویشتن داری و پلیس درون بر اساس مبانی متفاوتی معتقد هستند، این مبانی می تواند منابع گوناگون داشته باشد. اما سوال اینجاست شهر اسلامی چه طور شهری است؟ اخلاقی است یا قانونی؟

بعد از چند سال دوباره قسمت شد در یکی از این جلسات خوش دغدغه حضور پیدا کنم، بر حسب تجربه دوران دانشجویی و بعد از آن، با تاخیر در جلسه حاضر شدم چون بر هرکس که یک مرتبه در این جلسات فرهنگی شرکت کرده باشد می داند اول جلسه جزء جلسه نیست بلکه بیشتر زمانی است تا با عدم حضور در آن نشان دهی چه قدر سرت شلوغ است.

انسان وقتی به تنهایی زندگی می کند چون نظم درونی و وحدت در تصمیم گیری دارد نیازی به وضع قانون ندارد بلکه قوانین مورد قبول خودش را اجرا می کند، اما وقتی انسان وارد اجتماع می شود و یا حتی از یک نفر به دو نفر تبدیل می شود چون دو دیدگاه در مورد هر موضوعی وجود دارد بایستی اصولی به عنوان قانون روابط حاکم میان این انسان ها را اصلاح کند.

آنچه از اصلاح ناپذیری برای یک سیستم بدتر است اینست که امید اصلاح در آن سیستم وجود نداشته باشد و در واقع امید نداشته باشیم که روزی آن سیستم درست شود.