نه دی هشتاد و هشت

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...



درباره من | ارتباط من | تلگرام من | توییتر من
---------------------------------



آخرین نظرات

۴۲ مطلب با موضوع «ولایت فقیه» ثبت شده است

فرمایش 14بهمن 1390 حضرت آقا (امام خامنه ای) در مورد رقابت انتخابابتی ما را برآن داشت تا در ضرورت رقابت در انتخابات یادداشتی را به نگارش در آوریم

مسلماً یکی از سبب رقابت در هر انتخاباتی وجود انتخابهای متفاوت و تمام سلایق است، و جود انتخاب از سلایق مختلف نیز سبب مشارکت بیشتر افراد با سلایق مختلف می شود، همانگونه که در انتخابات سال 88 این امر باعث حضور 40 میلیونی افراد در پای صندوق های رای شد،

اولا:حضور در یک انتخابات یعنی قبول قوانین حاکم بر آن انتخابات و قبول صحت ان، این خود مورد با ارزشی است.

ثانیاً: حضور سلایق مختلف در انتخابات سبب وجود سلایق مختلف -حتی سلایق مختلف درون جناحی-  در مجلس است که این امر جدا از اینکه سبب تک جناحی شدن مجلس است، سبب تضارب آرا در تصمیم گیری هاست.

ثالثاً: مشارکت بیشتر که نتیجه حضور سلایق بیشتر است، خودش موجب باز شدن حلقه طرفداران نظالم شده  وجمعیت بیشتری را از سبد خاکستری به سبد نظالم اضافه می کند

رابعاً: در فضای بین المللی امروز که تمامی کشور های دیکتاتور عربی دچار ضعف دموکراسی هستند و مردمشان به دنبال نظالم جایگزین می گردندف یک مشارکت خوب و یک رقابت خوب باعث الگو شدن کلیلات نظالم در منطقه خواهد بود، در بعد بین الملل یک موضوع دیگر هم این است که به دنیا نشان خواهد داد که باوجود فشار ها ایران ایستاده و اجازه هیچ گونه دخالت را در کشور به بیگانگان نمی دهد.

البته تمامی سلایق مایل به حضور در انتخابات باید با حداقل های قوانین مانند قبول قانون اساسی (قبول نظام+قبول ولایت فقیه و پیروی از آن) قبول داشته و به آن پایوند عملی باشند.

نویسنده معتقد است وجود سلایق مختلف از جناحای مختلف سبب به وجود امدن مشارکت بالا در جریان انتخابات و این نیز خود سبب صلابت در فضای بین الملل و مشارکت و بهتر شدن انتخابات در فضای داخلی است.

البته همان طور که حضرت امام خامنه ای در نماز جمعه دیروز فرمودند "- آنچه در انتخابات لازم است رقابت سالم و بدون تهمت و بدگویی است"

توجه نکردند به این نکته خودش سبب از بین رفتن سودهای بیشمار خواهد شد.

 

نگاهی می کردم به بیانات آن در سال 86 در جمع مسئولین بسیج دانشجویی نکات جالبی بیان شده بود دو پارگراف از صحبت های ایشان نظرم جلب کرد

دیدم بهتر است عین جملات ایشان را بیاورم و بعد به زمان امروز در مورد صحبت کنیم

 شما از لحاظ کمک به کارآمدى دولت، در همه‌ى این سه قسمت مى‌توانید فعال باشید. لازم نیست من در این جا فرمولش را بگویم - که بعضى دوستان گفتند یک‌جانبه است یا دوجانبه است - بروید فرمولش را پیدا کنید. شما بسیج هستید؛ اگر سازماندهى شما، کارآمدى لازم را داشته باشد - که باید داشته باشد - و اگر وزرائى که عضو دولتند، با شما همکارى کنند - که یقیناً مى‌کنند؛ چون هم آقاى زاهدى، هم آقاى لنکرانى خودشان بسیجیند - باید راهش را پیدا کنید. ببینید چه‌طور مى‌شود از دولت و کشور و از این خیل عظیمِ جوان مؤمن و حاضر در میدان و داراى استعداد، در پیشرفتهاى گوناگون کشور استفاده کنید؛ چه در پیشرفتها و تحرکات علمى، چه در کارهاى جهادى و چه در کارهاى اقتصادى.

البته جوانها حواسشان باشد، من هیچ توصیه نمى‌کنم که شما اولِ درس خواندن بروید و عضو عالى فلان اداره - مشاور وزیر یا غیر آن - بشوید؛ نه، این طور چیزها را اصلاً من قبول ندارم؛ اسم و عنوانى که انسان را از لحاظ اعتبار بالا بیاورد، اما از لحاظ واقعیت در آن چیزى نباشد، فایده‌اى ندارد. در پیچ و خم تشکیلات عظیم فعالیت کشور - چه فعالیت اقتصادى، چه فعالیت ادارى - و هر جائى ممکن شد، بشوید یک پیچ، بشوید یک مهره! در این کارخانه‌ى عظیم، هر کدام از پیچ‌ها شل باشد، محصول خراب خواهد شد. در خط تولید دیده‌اید؛ کارگرها ردیف مى‌ایستند و هر کدام کارشان عبارت است از این که این پیچ یا مهره را محکم کنند یا کارهاى دیگر را انجام بدهند. دانه دانه‌ى این کارها، در مجموعه‌ى کارکرد این دستگاه تأثیر مى‌گذارد. این باید تأمین بشود.

بخش اول چند نکته جالب وجود دارد

الف- توصیه آقا به کمک بسیج برای کراآمدی دولت، حال باید سوال کرد آیا این کارآمدی وجود دارد یا نه؟ علت عدم کارآمدی چیست؟ آیا با حضور امثال بذرپاش در دولت وظیفه بسیج دانشجویی در مقابل این فرمایش حضرت آقا تمام شد؟ آیا بسیج به اندازه کافی وظایف خود را برای کارآمدی دولت انجام داده؟ آیا دولت مایل به همکاری با بسیج نبود؟ موراد از بسیج در این فرمایش همان نگاه همیشگی آقا به بسیج است و یا فقط به قشر خاصی از بسیج اشاره دارد...

ب-ایشان می فرمایند: "لازم نیست من در این جا فرمولش را بگویم "

این جمله یعنی باید خودمان تلاش می کردیم و باید بسیج که تعریف مشخصی دارد خودش بریا کارآمدی دولت تلاش می کرد، بخش بعدی فرمایشات ایشان اشاره دارد به اینکه این تلاش لزوما به معنی ورود به دولت و مشغول کار شدن در دولت نیست بلکه می شود در مستقیم در دولت وارد نشد ولی از دولت و کشور و از این خیل عظیمِ جوان مؤمن و حاضر در میدان و داراى استعداد، در پیشرفتهاى گوناگون کشور استفاده کنید؛ چه در پیشرفتها و تحرکات علمى، چه در کارهاى جهادى و چه در کارهاى اقتصادى.

ج- این جمله ایشان را می گذارم تا حسابی رویش فکر کنیم و فقط خودمان به خودمان جواب بدهیم"اگر سازماندهى شما، کارآمدى لازم را داشته باشد - که باید داشته باشد " آیا سازمان ما کارآمدی لازم را دارد؟ تعریف کار آمدی لازم چیست؟ آیا وجود دغدغه به معنی کارامدی است؟ اینکه ما چهار تا کتاب از حضرت آقا بخوانیم و خواندن این کتاب و آن کتاب را به این و آن توصیه کنیم و خدایی نکرده یک کلاس اخلاق هم برویم و این را بکنیم چوب توی سر این وآن، مصداق کارایی است وقتی مجموعه خودمان راب ا جملاتی شبیه من .... به زور و به واسطه بی اخلاقی نگهداشتیم.

توصیه بعدی ایشان که شاید حرف اصلی بنده باشد این است"من هیچ توصیه نمى‌کنم که شما اولِ درس خواندن بروید و عضو عالى فلان اداره - مشاور وزیر یا غیر آن - بشوید؛ نه، این طور چیزها را اصلاً من قبول ندارم؛ اسم و عنوانى که انسان را از لحاظ اعتبار بالا بیاورد، اما از لحاظ واقعیت در آن چیزى نباشد، فایده‌اى ندارد." حالا باید دید ما تا کجا به این فرمایش عمل کردیم، چه تعداد از افراد وارد همین جایگاه ها شدند و یا منتظرند در دولت بعد وارد همین جایگاه بشوند

اما فرمایش ایشان برای حل این معضل چیست؟ خودشان در بخش بعدی همین فرمایشات می فرمایند"بشوید یک پیچ، بشوید یک مهره! در این کارخانه‌ى عظیم، هر کدام از پیچ‌ها شل باشد، محصول خراب خواهد شد. در خط تولید دیده‌اید؛ کارگرها ردیف مى‌ایستند و هر کدام کارشان عبارت است از این که این پیچ یا مهره را محکم کنند یا کارهاى دیگر را انجام بدهند. دانه دانه‌ى این کارها، در مجموعه‌ى کارکرد این دستگاه تأثیر مى‌گذارد. این باید تأمین بشود."

تعبیر پیچ در یک کارخانه بزرگ شاید بهترین تعبیر است، اما مصداق های این پیچ چیست؟ می شود به مشاغلی نظیر معلمی، کتاب فروشی ، روزنامه نگاری و حتی مشاغل آزاد به این دید نگاه کرد.

آیا همه ما آرزوی مشاور وزیر شدن داریم و این آرزو با توصیه حضرت آقا چه قدر فاصله دارد

 

وقتی به نگاه مقام معظم رهبری به هنر نگاهی می کنی می توانید آن نگاه را آنقدر بالا ببینید که هنرمند را تبلیغ کنند دین خدا دانست و سطحی شبیه سطح مبلغان دینی به آن داد چنانچه ایشان  در دیدار جمعى از کارگردانان سینما و تلویزیون‌ - 1385/03/23 در این مورد می فرمایند: 

اهمیت این هنر، مسئولیت شما را هم بالا مى‌برد. من این را مى‌خواهم عرض بکنم؛ یعنى شماها یک مسئولیت سنگینى دارید. همان‌طور که دوستان گفتند، هیچ‌کس به شماها دستور نداده که بروید کارگردان یا سینماگر بشوید، این میل، استعداد و شوق شما بوده که وارد این میدان شده‌اید؛ اما حالا که وارد شده‌اید، این مسئولیت را بپذیرید. شما مى‌توانید خیلى اثر بگذارید. ببینید! من وقتى به یک واعظ، یک روحانى و یک نویسنده‌ى کتاب دینى - که او هم یک روایتگر حقایق و معارف محسوب مى‌شود - خطاب مى‌کنم و مى‌گویم آقا شما مواظب حرف زدنت، مواظب لغتى که به کار مى‌برى و مطلبى که متناسب با زمان انتخاب مى‌کنى، باش؛ اگر حرفى را که اینجا نباید بزنى، زدى، یا باید بزنى، نزدى، و به خاطر حرف تو یک جوانى به دین بى‌اعتقاد شد یا یک حقیقتى از حقایق دینى را به خاطر گفتار تو کج فهمید؛ تو پیش خداى متعال مسئولى؛ من مى‌خواهم به شما بگویم، این تذکر به شما که برادر و خواهر عزیز ما هستید و این ابزار هنرى بسیار کارآمد در اختیار شماست، طبعاً با یک ضریب خیلى بالایى مضاعف مى‌شود؛ بگویم ده برابر؛ یقیناً بیشتر؛ یعنى شما ببینید تأثیر یک فیلم هنرىِ کارآمد در مقایسه‌ى با یک منبر چقدر فاصله دارد!  (دریافت فایل صوتی)

  حال سوال اینجاست:

اولا چرا این دیدگاه صحیح است؟

دوم: حال وظیفه هنرمندان چیست؟

سوال اول پاسخ کوتاهی دارد و آن اینکه یک هنرمند در جامعه پیچیده امروز همان وسیله ایی را در دست دارد که مبلغ دین برا یتبلیغ با آن نیاز دارد، تاثیر رسانه و هنر مخصوصا رسانه ایی مانند سینما در جامعه امروزی آنقدر زیاد است که گاهی به مناطقی کلام رسانه رسیده است که هنوز حداقل های زندگی در انجا محیا نیست

اما سوال دوم پاسخی مهم دارد و اینکه وظایف یک هنرمند از این دیدگاه همان وظالیف مبلغ دیدن است که شادی اصلی ترینش خود هنرمند باشد که باید ظاهر و باطنش را اماده و ساخته کند، فهم دقیق دین و نشر صحیح دین و حقایق، بازشناسی و استفاده از ابزار با دقت به نوع ابزار و تاثیرات آن، رمز گشایی و رمز گذاری در هنر، تولید نشر هنر دینی به ما هو هنر دینی نه وابسته، تولید هنر دینی از منشا دین نه تولید دین از منش هنر، تولید مثل از این جنس انسان ها تو سط خود فرد، خروج از فرهنگ مبنایی سینما غرب گرا و ایستادن در مبنای اسلام، تولید از حقیقت به جای تولید از خیال و وهم، و به صورت کلی:

تریبت خود==>فهم دقیق از دین==>نشر دین به وسیله هنر==>مبدا هنر دین شود==>تولید هنر دینی حقیقی==>حذف وهم از هنر و شروع حقیق در هنر==>تولید مثل خودش

 

چرا حماسه نام گذاری سال 92 نه دی هشتاد وهشت www.881009.irبا این نگاه، سال 92 را به عنوان «سال حماسه‌ی سیاسی و حماسه‌ی اقتصادی» نامگذاری میکنیم و امیدواریم به فضل پروردگار، حماسه‌ی اقتصادی و حماسه‌ی سیاسی در این سال به دست مردم عزیزمان و مسئولان دلسوز کشور تحقق پیدا کند.

این جملات بخشی از فرمایشات رهبری در پیام نوروزی امسال بود، در این فرمایشات چند نکته قابل توجه وجود داشت که سعی در آن است تا در چند یادداشت به تحلیل آن بپردازیم.

اما در این یادداشت به کلمه حماسه و چرایی استفاده از آن در نام سال کنار دو بحث سیاسی و اقتصادی می پردازیم.

طبیعی است وقتی به صورت مکرر از عناوین مثل، جهاد قتصادی، اقتصاد مقاومتی، کار و سرمایه ایرانی، تولید ملی و... استفاده شود از یک سوی موضوع درگیر کلیشه های تبلیغی می شود و از سوی دیگر در بخش نامه ها معطل می ماند، اینکه هر روز از کلماتی ثابت استفاده شود جامعه دچار یک نواختی نسبت به آن می شود و با توجه به مشکلات اقتصادی حال حاضر(عدم مدیریت+تحریم ها) و شعار گونه شدن بحث اقتصاد قطعا جامعه بازخورد مناسبی نسبت به عناوین کلیشه ایی نمی دهد.

اما حضرت رهبر انقلاب با استفاده از کلمه حماسه پیش از عنوان اقتصاد از سه موضوع جلو گیری کردند

اول: کلیشه شدن و پیوستن به عناوین قبلی

دوم: پاسخ به محاسبات دو ضرب در دو بعضی از مسئولین که از تحریم ها ترسیده اند، در این موضوع چندی قبل ایشان با صراحت اعلام کردن من انقلابی ام که جنس اش از همین کلام است، حماسه ویژگی اش از بین بردن قدم ها با ترس است و ایستادن جلو تمام سختی ها

سوم:جنس حرکت خسته کنند در بین مردم؛ وقتی در این پیام دقت می کنیم ایشان با لحنی با مردم صحبت می کنند که تا حدی توقع حماسه سازی از مردم را دارند-البته مسئولین سر جای خودشان که باید با این شعار حرکت کنند و بیش از این ذهن مردم را با کلمات تکراری و ترسو گونه تحریم مخدوش نکنند- این امر باعث نوعی حرکت مردمی و جلوگیری از مردم زدگی حکومت می شود

حماسه  در محاسبات ریالی و مالی قرار نمی گیرد بلکه توان انسان را چند برابر می کند تا در برابر سختی ها و مشکلات و دشمنی ها سینه سپرکرده و به ایستد

اما از دید دیگر تعریف خود کلمه حماسه است که باید در این سال موضوع اقتصادی و سیاسی با این روش وشیوه انجام گیرد 

به طور کلی حماسه‌ با ایام و لحظات خاصی از حیات ملی یک قوم در ارتباط است؛ دورانی که مردمان در تلاش برای تشکیل ملیت و تمدن خود باشند. حماسه همیشه نخستین دوره‌های تمدن آن ملت است و حماسه دوره‌ ی ترقی و کمال استقلال و تمدن یک ملت است.وهمچنین عموم حماسه‌ در زمان و مکان محدود نباشد.

در لغت حماسه را شجاعت, دلیری, دلاوری, معنی میکنند.

 

تو دلمان آرزو شد یکبار وقتی می رویم راهپیمایی به ماهم ساندیس بدهند

دیشب با رفقا رفته بودیم میدان آزادی توی مسیر داشتن ایستگاه صلواتی ها را آماد می کردند به رفیق گفتم بیابریم سهم ساندیس مون بگیریم نشد

می دانستم امروز به ما ساندیس نمی رسد

همین حالا بگم بنده از دست اونی که سهم سادنیس حکومتی اینجانب را خورده است راضی نیستم

اصلا ساندیس این جکومت مثل انرژی هسته ایی است "حق مسلم ماست"

ما باید بریم این حقمان از کی بگیریم

تو امریکا تو جریان انتخابات به مردم آب جو  و خیلی چیزهای دیگه... رایگان می دهند حالا قرار بود به ما ساندیس بدهند

اصلا به نظر من این راهپیمایی آزاد نیست ما راهپیمایی آزاد می خواهیم

فیلمش هم موجود است خواستید نشان می دهم(ساندیس گفتم نه اون خیلی چیز های دیگر)

تازه تو ایران ما وقتی آقا می گه همه می یان ولی تو اون کشور خودشان بکشند اگر شرکت کنند 25% تا اگر

نمی دانم تاثیر ساندیس حکومتی است تا تاثیر حکومت

شاید به همه ما ها هم از اون آمپور های اعترافی زدن که ما بیایم راهپیمایی

شاید هم ما را مجبور کردند مثل اگر کسی نیاد ...

حتی شنیدم جایزه هم می دهند برای مثال برای کسایی که پراید داشتند به علت حضور در انتخابات مجلس امسال قیمت ماشینشون بردن بالا

یا حتی برای ساکنین تهران به علت مشارکت خوب در انتخابات آلودگی انقدر زیاد کردند که چند روز تعطیل شد

به هر حال من حرف آخر را می زنم اگر به من ساندیس ندهید عمرا دیگه بیام راهپیماییف همش به ما می گن ساندیس خور ولی امان از بی ساندیسی


ما مارک متفرقه اش هم قبول دارم...

تحریم ها و عدم مدیریت صحیح، نوسان بازار ارز و گرانی های اخیر نا رضایتی هایی را در بین مردم به وجود اورد که به صورت قطع صدمات این مشکلات اقتصادی و معیشتی به مردم دهک های بیشتر بوده است
اما این تحریم ها و این مشکلات برای اولین بار نیست که در کشور ما رخ می هد
جمهوری اسلامی از بدون تاسیس با موضوعی به نام تحریم و مشکلات اقتصادی تحمیلی و ینز مشکلات اقتصادی ساختار همراه بوده استف مشکلاتی که گاها تورمدر دولت به اصطلاح سازندگی تا 50% - اعلام شده توسط دولت- نیز افزایش یافت و یا رشد اقتصادی بسیار کم
موضوعاتی که از همان ابتدا مورد توجه امام خمینی(ره) بود و همیشه به مسئولین جهت رفع این مشکلات تذکر می دادند

اما در کنار این تذکرات همیشه به مردم هم توصیه به صبر می کردند و تذکر می دادند که:
اینکه می‏گویم ایران از همه جا بیشتر مسئولیت دارد برای همین است که ایران از همه جا بیشتر مورد عنایت خدا واقع شده است. کجاست که بگوید من مستقلم، نه شرق و نه غرب، هر دو را کنار بگذارده و این شما هستید. وقتی شما هستید و می‏دانید که انقلاب‏ها کمبود دارد، انقلاب‏ها زحمت دارد، بخواهید آدم باشید باید زحمت بکشید، بخواهید ارزش انسانی خودتان را حفظ کنید زحمت دارد. نمی‏شود که انسان تو خانه‏اش بنشیند و ارزشهای انسانی‏اش محفوظ باشد. هرکس تو خانه می‏نشیند و اعتزال می‏کند توسری هم می‏خورد، لکننمی‏فهمد که دیگر آدم نیست. شمایی که می‏خواهید آدم بشوید زحمت دارد آدم شدن. می‏خواهید سرفراز در دنیا باشید این زحمت دارد؛ بیخود نمی‏شود، اگر نوکری آنها را بکنید دیگر ارزش ندارید، یک پول هم ارزش ندارید. اگر بخواهید از تحت سلطه همه بیرون بروید و خودتان باشید این ارزش دارد، یک ارزش انسانی است، یک شرافت انسانی است، این زحمت دارد، این گرانی دارد، این کمبودی دارد، این جهاد دارد، این دفاع دارد، این شهادت دارد، این برای ارزش انسانی است. همین است که انبیا برای او کار کردند. همین است که امام حسین برای او کشته شد. اگر آن هم فکر می‏کرد که زحمت دارد، اصحاب او هم با آن کمی فکر می‏کردند زحمت دارد، که‏توانستند یک همچو انقلابی را بجا بیاورند که تا حالا هم اثرش باقی مانده است. ولی وقتی برای خدا شد، زحمت کم می‏شود. الآن انسان می‏بیند که جوانهایی هستند، من زیاد به اینها بر می‏خورم، جوانهایی هستند که می‏آیند گریه می‏کنند که ما می‏خواهیم برویم به جبههنمی‏گذارند برویم. همین پریروز یا دیروز بود که یک جوانی آمده بود، گفت دوتا برادرم کشته شده، خودم می‏خواهم بروم. گفتم جوان، تو کافی است، آنها رفتند دیگر بس است، شروع کرد گریه کردن. خوب یک همچو[معنویتی]، این جز به عنایت خدا نمی‏شود. یک معنویتی است که غیر از عنایت خدانمی‏تواند این معنویت را برای کسی ایجاد کند. آنهایی که نشسته‏اند کنار و می‏خوابند و می‏خورند و زندگی حیوانی دارند و نق می‏زنند به این کشور، آنها یک قدری توجه بکنند، از خواب بیدار بشوند. آنهایی که هی نق می‏زنند که اینجاش چه جوری است، آنجاش چه جوری است، آنجاش چه جوری، اینها نمی‏فهمند که ما در چه حالی هستیم. آنها می‏خواهند که شب بخوابیم صبح که پا شدیم همه اداراتمان درست باشد و همه مملکتمان درست باشد و کشاورزی مان درست باشد و نمی‏دانم چی. ونمی‏دانند ما در چه حالی هستیم الآن. ما در حال جنگیم. ما در حال محاصره اقتصادی هستیم. ما در حالی هستیم که امریکا علناً دارد مخالفت می‏کند و جنگ افروزی دارد می‏کند با ما، و ما اعتنا هم به او نداریم. باید بفهمیم که وضعیت ما امروز این است که این وضعیت مشکلات دارد. این وضعیت به این زودی درست نمی‏شود. لکن می‏شود، صبر می‏خواهد. آنی که تا حالا شده است یک اعجازی است که در دنیا نظیر نداشته است. شما در طول تاریخ اگر ملاحظه کنید، نظیر نداشته است این وضعی که الآن ایران دارد. این حالی که در جوانهای ما پیدا شده است، در طول تاریخ نظیر نداشته، الاّ اولیای خدا. و ما امروز ابتلا به این قدرتها داریم. و این جنگ را ما باید با پیروزی بزودی تمام کنیم. و این به این است که جوانهای ما بروند دنبال جنگ. جوانهای ما این طور نباشد که بگویند تمام شد و رفت سراغ کارش. خیر، تمام نشده، امریکا دنبال کار است. الآن امریکا به میدان آمده. البته میدانی که او می‏آید، آن میدان صحیحی نیست. آن برای انتخاباتی که حالا می‏خواهد بشود، از این حرفها زیاد می‏زند. لکن ما باید توجه بکنیم که سر و کارمان با یک جنگی است که سرنوشت یک ملت را این درست می‏کند. و باید هر چه زودتر این را تمام کنیم. و این، به این است که جوانهای ما بروند به جبهه‏ها، ننشینند که، این طور نباشد که بنشینند که دیگران برایشان کار کنند. همه‏مان مسئول هستیم. و من امیدوارم که خداوند به همه شما توفیق بدهد و همه شما را در راه خدا، در راه خودش هدایت کند. و همه ما را توفیق این بدهد که به این ملتی که در طول تاریخ در زحمت بوده و در طول تاریخ در محنت بوده و زیر بار دیگران بوده، نجات بدهیم و خدمت کنیم به این ملت.(جلد18 صحیفه امام خمینی ره(

و یا در تاریخ 28/02/1359در مورد نهراسیدن از  محاصرات اقتصادی ـ نظامی ابرقدرتها می فرمایند:
چنانچه گفته می‏شود که دولت امریکا می‏خواهد نظامی بیاورد و این مملکت را به خاک و خون بکشد، باور نکنید اولاً و ثانیاً اگر بیاید، خواهد سزای خودش را ببیند. ما از محاصرات اقتصادی و محاصرات نظامی و دخالتهای نظامی ابرقدرتها نمی‏ترسیم. فرضاً که آنها وارد بشوند در اینجا، ما با قدرت در مقابلشان ایستادگی می‏کنیم، و سایر ملتهای اسلامی هم در مقابلشان هستند. با قدرت، ما باید به پیش برویم، تا اینکه احکام اسلام را در مملکتمان بلکه در منطقه، بلکه در دنیا پیاده کنیم.

و در همان توصیه در مورد مکلف بودن در مبارزه با ظلم می فرمایند:و من امیدوار هستم که خداوند تأیید کند ما را در این مقصدی که داریم، لکن مهم این است که ما تکلیفی ادا می‏کنیم؛ تکلیف ما این است که در مقابل ظلمها بایستیم، تکلیف ما این است که با ظلمها مبارزه کنیم، معارضه کنیم، اگر توانستیم آنها را به عقب برانیم که بهتر، و اگر نتوانستیم به تکلیف خودمان عمل کردیم. اینطور نیست که ما خوف این را داشته باشیم که شکست بخوریم. اولاً که شکست نمی‏خوریم؛ خدا با ماست، و ثانیاً بر فرض اینکه شکست صوری بخوریم شکست معنوی نمی‏خوریم، و پیروزی معنوی با اسلام است، با مسلمین است، با ماست. شما قدرتمند باشید و در مقابل همه مشکلات قیام کنید و وحدت خودتان را حفظ کنید، توجه به خدا را حفظ کنید. از خداوند تعالی سلامت و سعادت همه شما را خواستارم. و امیدوارم که با صحت و سلامت پیروزی پیدا بکنید و بر همه مشکلات غلبه کنید.
اما ایشان توصیه هایی هم به مسئولین کشور در مورد مشکلات کرده اند:

 ایجاب می‏کند که مجلس و دولت هماهنگ شود تا بر مشکلات کشور فائق آیند. و هیچ یک از نهادهای جمهوری اسلامی خصوصاً مجلس و رئیس جمهوری و دولت برای یکدیگر و دیگران کارشکنی نکنند و خود را به طور جدی در خدمت اسلام و کشور درآورند تا خدای متعال آنها را پشتیبانی فرماید. و ندای آسمانی انسان‏سازوَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّه‏ِ جَمیعاً وَلا تَفَرَّقوا را در نظر داشته و اطاعت نمایند، و از منازعه و تفرقه اجتناب نمایند و به امر آموزند الهی گوش فرا دهند ووَلا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُکُمْ»که دنبال آن تنازع، فشلو شکست و رفتن رنگ و بو و آبروست.

 سیاست «نه شرقی و نه غربی» را در تمام زمینه‏های داخلی و روابط خارجی حفظ کنید و کسی را که خدای نخواسته به شرق و یا به غرب گرایش دارد هدایت کنید و اگر نپذیرفت، او را منزوی نمایید. و اگر در وزارتخانه‏ها و نهادهای دیگر کشور چنین گرایشی باشد که مخالف مسیر اسلام و ملت است اول هدایت و در صورت تخلف،
استیضاح نمایید که وجود چنین عناصر توطئه‏گر در رأس امور یا در قطبهای حساس، موجب تباهی کشور خواهد شد.

طرحها و پیشنهادهایی که مربوط به عمران و رفاه حال ملت خصوصاً مستضعفین است انقلابی و با سرعت تصویب کنید، و از نکته سنجیها و تغییر عبارات غیر لازم که موجب تعویق امر است اجتناب کنید، و از وزارتخانه‏ها و مأموران اجرا بخواهید که از کاغذ بازیها و غلط کاریهای زمان طاغوت اجتناب کنند و رفاه ملت مظلوم و عقب افتادگیهای آنها را به طور ضربتی تحصیل و ترمیم کنند.
در ادارات دولتی، قوانین دست و پاگیری که در مجالس غیر قانونی رژیم سابق به تصویب رسیده و موجب تعویق و یا تعطیل امور شده و می‏شود و جامعه را به تنگ آورده است به طور انقلابی لغو کنید ـ گر چه خود لغو است ـ و به جای آنها قوانین مترقی را که رفاه ملت در آنها به بهترین وجه ملاحظه شده باشد جایگزین گردانید.(07/03/1359)



 

روزی که امام خمینی نخستین حرف ها را در خصوص گفتمان واصل انقلاب اسلامی به میان آورد کمتر کسی تصور حرکتی این چنین بزرگ را در کشور می کرد، نگاه و نگرش حضرت امام خمینی (ره) با مشخص کردن حقوق مردم، ضعف های حکومت، دروغین بودن وعده ها، تئوری سازی حکومت اسلامی در مراکز علمی و تبیین ولایت فقیه در میان عالمان و تربیت شاگردان، حرکت های اجتماعی و هدایت اجتماعی این حرکت ها، تربیت شاگردان بر محوریت اسلام  و استفاده تمام از ظرفیت اسلام و مساجد در طرح ریزی حکومت اسلامی، و در آخر حرکت غیر رادیکالی و تغییر حکومت.

مسیر امام شاید در حال حاضر که انقلاب به ثمر رسیده و سی و چند سال از آن سپری شده است ساده بنظر بیاید اما در زمان خود در نگاه بسیاری از مردم غیر قابل انجام بود، به صورتی که در اوایل حرکت از امام در مورد اینکه با چه کسی می خواهد انقلاب کند می پرسیدند.

حال بعد از شروع حرکت و تجربه دو انقلاب(انقلاب در مقابل رژیم طاغوت و انقلاب در مقابل استکبار جهانی) بایستی جس سومی از انقلاب به وجود بیایید تا اندیشه امام را در مسیر ترویج سبک و گفتمان انقلاب پیش ببرد.

در انقلاب اول مقصد تغییر حکومت و جایگزینی حکومت اسلامی مبتنی بر مردم سالاری دینی-به فرموده رهبر - بود که با رهبری چندین ساله امام خمینی (ره) و تلاش و مجاهدت های شاگردان ایشان و حمایت و حرکت بی نظیر مردم شکل گرفت، حرکتی که در ابتدا انجام نشدنی به نظر می رسید و حتی با سرکوب شدیدی مانند مدرسه فیضیه هم روبرو شد و حتی باعث تبعید امام گردید. انقلابی از جنس نگرش امام خمینی که برخواسته از اسلام بود، انقلابی بدون خشونت و حرکت های رادیکالی

این انقلاب مشمول تفکرات سیاسی و حکومتی امام که برخواست از اسلام ناب بود می شد

انقلاب دوم که به فرمموده امام خمینی (ره) مهمتر از انقلاب اول است سبب کوتاه شدن دست استکبار جهانی از کشور و ایستادگی کامل ملت در مقابل زیاده خواهی ها استکبار مخصوصا امریکا بود که با مدیریت صحیح امام سبب افت و شکست چهره ظاهری استکبار شد

این انقلاب شامل تفکرات ضد استکباری و نفی استکبار و امپرالیسم غرب از تفکرات امام بود، انقلابی که تفکرات امام راحل که سر منشا گرفته از اسلام بود را در عرصه بین الملل به نمایش می گذاشت

اما انقلاب سوم در گفتمان انقلاب اسلامی بایستی در  پیاده سازی تفکرات در اجتماع و به معنی صریح تر تولید و تغییر و به تعبیر نویسنده انقلابی از جنس سبک زندگی و نمایش زندگی اسلامی به جهانیان یافت.

انقلاب سوم تکمیل کنند دو انقلاب -سیاسی و بین المللی- است در حقیقت زندگی کردن و نهادینه کردن و تبلیغ زندگی به سبک اسلام و امام است

زندگی به دور از مشکلات امروزه جامعه، زندگی در مقابل با جنگ نرم دشمن و انقلابی در مقابل سبک زندگی تکنو کرات ها، لیبرال ها و غرب گرا ها

انقلابی برای جایگزینی سبک زندگی اسلام ناب به جای سبک زندگی امروزی که معجونی از تفکرات مختلف است.

انقلابی که شاید امروز واجب تر از نیاز زمان امام به آن دو انقلاب بود.

که البته و قطعا این امر محقق نمی شود مگر با سه پیش شرط

اولا: تربیت افرادی که مبلغ سبک زندگی اسلامی باشند

دوم: بیان مشکلات و نقد سبک زندگی غربی

سوم: حرکت انقلابی در این مسیر-متاسفانه امروزه بعضی ها حرکت انقلابی را با حرکت های رادیکالی اشتباه می گیرند منظور از حرکت انقلابی حرکت پر شتاب و محکم مانند انقلاب اسلامی است که به دور از خشونت و با مشارکت تمام مردم و با رضایت تمام مردم انجام گرفت به شکلی که خود مردم انقلاب را برای خود میدانستند و می دانند-

البته قدم اول در این مسیر اصلاح دولت مردان و مسئولین است که بایستی اول سبک زندگی خود را تغییر دهند، اول بایستی از تجمل گرایی با خانه های چند هزار متر دور شوند، اول بایستی فرزندان خود را تربیت کنند و خانواده خودشان را با سبک زندگی اسلامی و سبک زندگی امام خمینی(ره) آشنا کنند

بدون شک با دولتی که 60 یا 70 در صد مدیرانش در 3 یا4 منطقه شمالی تهران زندگی می کنند نمی توان مدعی حرکت در مسیر سبک زندگی اسلامی بود.

بدون شک در کشوری که دختر یا پسر فلان مسئول چندین زومکن جرم دارد و به راحتی به هر کجا که خواهد سفر می کند نمی توان از یک دختر یا پسر دیگر خواست که درست زندگی کنند.

بدون شک وقتی وام های چند میلیاردی هر روز تیتر روز نامه هایی هستند که هر کدام از این روزنامه ها به آدم های چند میلیاردی وابسته اند نمی توان توقع معیشت به سبک اسلامی را زا آن جامعه داشت.

بدون شک مسئولینی که خانه های چند میلیونی به نام فرزندانشان می کنند آن هم از پول های بیت المال یا مشتبه به حرام نمی توانند مدیران جامعه باشند که سبک زندگی اسلامی در آن رایج است

بدون شک زندگی امام خمینی(ره) زندگی ساده بود و او بافرزندانش در موضوع خانواده بسیار مهربان اما در موضوع کشور قاطع بود-اشاره به نوه امام که به امریکا رفت- حال همه افرادی که مدعی سبک زندگی امام خمینی هستند باید به همین صورت زندگی کنند

مبل چند میلیونی و زندگی چند میلیاردی و مهمانی انچنانی قطع شایسته یاران امام نوبده و نیست و اگر کسی با این شیوه و سبک زندیگ کند و مدعی خط امام باشد بدونش ک دورغ کو ترین فرد است.

ما باید انقلابی از جنس انقلاب سوم را رقم بزنیم که به معنی حقیقی سبب صدور انقلاب به دور دست ها و ایجاد نهضت جهانی مستضعفین در سراسر جهان خواهد شد همان طور که امام در این نگرش می فرمایند:

و قضی? غیبت حضرت صاحب، قضی? مهمی است که به ما مسائلی می‏فهماند. مِن‏جمله اینکه برای یک همچو کار بزرگی که در تمام دنیا عدالت به معنای واقعی اجرا بشود در تمام بشر نبوده کسی الاّ مهدی موعود ـ سلام اللّه‏ علیه ـ که خدای تبارک و تعالی او را ذخیره کرده است برای بشر. هر یک از انبیا که آمدند، برای اجرای عدالت آمدند و مقصدشان هم این بود که اجرای عدالت را در هم? عالم بکنند لکن موفق نشدند. حتی رسول ختمی ـ صلی اللّه‏ علیه و آله و سلم ـ که برای اصلاح بشر آمده بود و برای اجرای عدالت آمده بود و برای تربیت بشر آمده بود، باز در زمان خودشان موفق نشدند به این معنا، و آن کسی که به این معنا موفق خواهد شد و عدالت را در تمام دنیا اجرا خواهد کرد، نه آن هم این عدالتی که مردم عادی می‏فهمند که فقط قضی? عدالت در زمین برای رفاه مردم باشد بلکه عدالت در تمام مراتب انسانیت. انسان اگر هر انحرافی پیدا کند، انحراف عملی، انحراف روحی، انحراف عقلی، برگرداندن این انحرافات را به معنای خودش این ایجاد عدالت است در انسان. اگر اخلاقش اخلاق منحرفی باشد، از این انحراف وقتی به اعتدال برگردد، این عدالت در او تحقق پیدا کرده است. اگر در عقاید یک انحرافاتی و کجیهایی باشد، برگرداندن آن عقاید کج به یک عقید? صحیح و صراط مستقیم، این ایجاد عدالت است در عقل انسان. در زمان ظهور مهدی موعود ـ سلام اللّه‏ علیه ـ که خداوند ذخیره کرده است او را از باب اینکه هیچ کس در اولین و آخرین، این قدرت برایش نبوده است و فقط برای حضرت مهدی موعود بوده است که تمام عالم را، عدالت را در تمام عالم گسترش بدهد، و آن چیزی که انبیا موفق نشدند به آن با اینکه برای آن خدمت آمده بودند، خدای تبارک و تعالی ایشان را ذخیره کرده است که همان معنایی که هم? انبیا آرزو داشتند، لکن موانع، اسباب این شد که نتوانستند اجرا بکنند، و هم? اولیا آرزو داشتند و موفق نشدند که اجرا بکنند، به دست این بزرگوار اجرا بشود)تاریخ: 07/04/1359  محل :   تهران، جماران(

 و این محقق نمی شود مگر با اصلاح از مسئولین و همراه ملت و هدایت نخبگان .

 

  بدون شک مسیر انقلاب اسلامی در سال های 45 تا 57 و حتی در زمان اوایل انقلاب به خصوص دوران دفاع مقدس وابسته به مساجد  بوده است

 در تاریخ انقلاب شکوهمند اسلامی مساجد نقش سازنده و موثر خود را در تقویت ایمان به­ هدف و همچنین گرد­آوری طبقات گوناگون از آحاد جامعه به­ خصوص جوانان ایفا نموده است. فرمایش حضرت امام بیانگر نقش مهم مساجد در پیروزی انقلاب است آن­جا که می­فرمایند:« این مساجد بود که این پیروزی را برای ملت ما درست کرد، این مراکز حساسی است که ملت باید به­آن توجه داشته باشند این­طور نباشد که خیال کنیم حالا دیگر ما پیروز شدیم دیگر مسجد می­خواهیم چه کنیم؟ پیروزی ما برای اداره مسجد است.(صحیفه امام خمینی (ره)، ج 13، ص15)

 مساجد در شروع نهضت نقش نقاط اجتماع و نیز پشتیبانی فکری و نگرشی را برای مردم و در اوایل انقلاب حتی نقش اقتصادی و معیشتی را در توزیع نیاز های مردم به عهده گرفته و به حق به خوبی از عهده آن برآمده است.

 ایشان خطاب به دانشگاهیان این چنین فرمودند: « این­ها از مسجد می­ترسند، من تکلیفم را باید ادا کنم به­شما بگویم، شما دانشگاهی­ها شما دانشجو­ها، همه­تان بروید مساجد را پر کنید سنگر هست این­جا ، سنگرها را باید پر کرد»(همان،ج 12، ص 393

  معرفی می کرده می­فرمایند: « مسجد در اسلام و در صدر اسلام همیشه مرکز جنبش و حرکت­های اسلامی بوده است. از مسجد تبلیغات اسلامی شروع می­شده، از مسجد حرکت قوای اسلامی برای سرکوبی کفار و وارد کردن آن­ها در زیر بیرق اسلام بوده است. شما که از اهالی مسجد و علمای مساجد هستید، با پیروی از پیامبر اسلام (ص) و اصحاب آن سرورکنید و مساجد را برای تبلیغ اسلام و حرکت اسلامی و قطع ایادی کفر و شرک و تایید مستضعفین در مقابل مستکبرین قرار دهید. (همان، ج 7، ص 65

آن زمان که مساله سکولاریسم و جدایی دین از سیاست مطرح بود و این از شگردهای استعمار انگلیس از دوران قاجار و بالتبح در دوران پهلوی شدت گرفت حضرت امام تاکید داشتند که مساجد می­تواند پایگاه سیاسی باشد به همین منظور می­فرمودند: «مساجد باید مجتمع بشود از جوان­ها، اگر ما بفهمیم که این اجتماعات چه فوائدی دارد و اگر بفهمیم که اجتماعاتی که اسلام برای ما دستور داده و فراهم کرده است چه مسایل سیاسی را حل می­کند، چه گرفتاری­ها را حل می­کند، این­طور بی­حال نبودیم که مساجد­مان مرکز بشود برای چند پیرزن و پیرمرد»(همان، ج 13، ص 325)

ونیز گفتند :« اگر این مسجد و مرکز ستاد اسلام قوی باشد ترس از فانتوم­ها نداشته باشید. ترس از آمریکا و شوروی و این­ها نداشته باشید، آن روز باید ترسی داشته باشید که شما پشت بکنید به­اسلام، پشت کنید به ­مساجد) .همان، ج 13، ص 21

از منظر حضرت امام راحل عبادت و سیاست به­هم آمیخته است در این باره آن امام عظیم­الشان می­فرمایند: در اسلام سیاست در عبادت مُدغَم است و عبادتش در سیاست مُدغَم یعنی همان جنبه عبادی یک جنبه سیاسی دارد. همین اجتماع در اعیاد برای نماز، جنبه سیاست دارد مسلمان­ها باید از این اجتماعاتی که هست از این اجتماعات استفاده کنند در صدر اسلام مساجد محلی بوده است که از همان مسجد ارتش راه می­افتاد برای جنگ با کفار و با قلدرها از همان مسجد آن­جا خطبه خوانده می­شد و مردم دعوت می­شدند. و از همان مسجد راه می­افتادند و می­رفتند طرف دشمن. در خطبه نماز جمعه مقدرات مملکت باید بیان بشود. مسایل سیاسی که در مملکت جریان پیدا می­کند مسایل اجتماعی که در مملکت باید جریان پیدا کند، گرفتاریهای مسلمان­ها و اختلافات مسلمان­ها در آن خطبه­ها باید طرح شود و رفع بشود. (همان، ج 4، ص 447

حال بحث اینجاست که مسجدی که در نظر امام راحل در این سطح از اهمیت است، مسجدی که بدون شک محل رویش انقلاب و تفکر انقلابی است، مسجدی که بدون شک یکی از پایه عای استوار ارزش های اسلام و انقلاب و سبب استحکام حقیقی اصول اسلام بوده و است، مسجدی که در جریان ها و فعالیت های فرهنگی، نظامی، اقتصادی و حتی سیاسی نقش پر رنگی را داشته چرا امروز از ظرفیت و جایگاه آن استفاده بیشتری نشود، مسیر سازی مبتنی به مساجد، مسیر سازی مبتی به دین را ثمره می دهد، بستر مسجد هرچند جزئی از بدنه انقلاب است-وشاید هم انقلاب نماد بیرونی و سیاسی نگرش مسجد- اما باید قبول کرد هنوز از تمام ظرفیت های مساجد استفاده نشده است.

مجموعه های ارزشی و نهاد های انقلابی بایستی با تغییر در نگرش یا بهبود نگرش فرهنگ مبتنی بر پایگاه مساجد را ساختار دهی کرده و به عمل برساند.

هنر مبتی بر مسجد به جد در طول عمر انقلاب خروجی در حد توان خود را نشان نداده-به جز هنر معماری- بایستی هنر -اقسام هنری حتی همر مدرن- از دو جهت آموزش در مسجد و رشد و اصلاح با اموزه های مسجد-که هر دو ملزوم هم هستند- را تجربه و سبک جدید را از هنر مدرن ارائه کند.

حرکت آموزش فرهنگ و هنر و حتی اموزش دینی فرهنگ و دینی هنر در خارج از مسجد بدون شک حرکتی از همین حالا شکسته خورده و معلوم عاقبت است، برگشتن هنر اصیل و هنر مدرن به دامن مساجد به عنوان پایگاه مستحکم اسلام و البته همراهی مساجد با ذات هنر مخصوصا هنر مدرن و جرات تغییر در هنر با آموزه های اسلام و نگرش مسجد محور بدون شک مسیر نو و جریانی تازه خواهد بود که دست پایین ما را در هنر مدرن در عرصه جهانی تبدیل به نگاه برتر و تهدیدات حال حاضر -که تمامی جوامع از آن رنج می برند را- به فرصتی طلایی برای بسط این نگرش حتی در سطح جهان دارد. 

 

بدون شک امام خمینی (ره) بنیادی را در ایران بنا نهادن که آنقدر مستحکم بوده که تاکنون با اینکه تمامی قدرت ها به هر وسیله ایی اعم از نرم و سخت اراده برای نابودی آن گرفتند ولی این  مسیر روشن هر روز فراگیر تر و جهانی تر شده است به صورتی که امروز  به عنوان یک مسیر جدا از شرق و غرب خوانده می شود.


انقلاب اسلامی جدا از اینکه در پهنای خاک مقدس ایران شکل گرفت از چنان دوامی برخوردار بوده است که با اینکه از همان ابتدا مورد تهاجم واقعه شده اما همچنان ایستاده است

- ترور شخصیت های شاخص انقلاب و یاران صدیق انقلاب نظیر بهشتی، باهنر، رجایی و بسیاری دیگر که هر یک از آنها برای سقوط یک انقلاب نو پا کافی بود

- تهاجم عراق به ایران جنگ 8 ساله در حالی که هنوز اندکی از استقرار جمهوری اسلامی می گذرد و کشور با توجه به فرار بعضی از فرماندهان ارتش هنوز ارتش را سامانه دهی نکرده است

- تحریک برای جدایی طلبی بسیاری از بخش های مرزی  کشور

- ترور کور و کشتار چند هزار نفری توسط منافقین

- غائله اسفند ماه بنی صدر

- تهاجم رسانه ها و رادیو های بیگانه

- تحریم ها که از ابتدای انقلاب شروع شد و قبل از اجرای هرکدامشان بیان می شود که این فلج کننده است

- آشوب های 87

- قتل های زنجیره ایی

- جریان های خود فروخته

- رسانه های خود فروخته داخلی

- جنگ نرم و حمله به پایه فرهنگی سبک زندگی ایرانی و سلامی

- فتنه 88

و هزار،هزار طرح و کودتای نرم و سخت که شاید بخشی از یکی از آنها برای سقوط یک انقلاب کافی باشد

 

انقلابی که از همان ابتدا عزم ایستادن روی پای خود را کرد و تا به حال به مدد حضرت صاحب چنین بوده است

حال سوال اینجاست : چه مؤلفه هایی سبب این استحکام شده است؟

امام خمینی (ره) پایه های انقلاب را روی چه ستونهایی بنا کردکه با این همه دشمنی و خرابکاری هنوز ایستاده است و تازه هر روز رویش هم دارد؟

چطور ایران مرزها را فتح می کند در حالی که دشمنانش هر روز و هر ساعت به تمام توان در حال حمله به مرزهای مادی و معنویی او هستند؟

چه طور سازهای نظامی  و ارتش را مستقر کرده است که تا به حال توانسته است محکم به ایستد؟

چه طور مردم را دل بسته انقلاب کرده است که مردم انقلاب را نه اینکه رها نکرده اند بلکه در سختی هایی مانند جنگ و اقتصاد یار انقلاب بوده اند؟

و بسیاری از سوالات دیگر که اینها انقلاب ایران را از سایر انقلاب های جهان نه اینکه متمایز می کنند بلکه حتی برتر هم قرار می دهد

انقلاب فرانسه چندین بار علیه خودش انقلاب کرد، بعضی از انقلاب ها از درون خورده شده اند اما در ایران نظامی را امام خمینی (ره) بنا گذاشته است که هر روز بر آرمانهای ابتدایی اش استوار تر می شود

شاید بتوان عوامل زیر را به اختصار تفاوت انقلاب ایران به رهبری امام خمینی ره از دیگر انقلاب ها دانست

الف- استحکام انقلاب بر موازین اسلام: اسلام دینی پویا و زنده است و به هیچ عنوان دچار تند رویی و کند روی-ریشه تغییر و تخریب آرمان ها-نمی شود و باتوجه به سابقه و تجربه بیش از 1400 ساله و نفوذ در میان مردم ایران پایه و منبع اصلی انقلاب است.

 

ب- استحکام بر روی مستضعفین و پا برهنه های: به صورت قطع از نکاتی که مکرر امام خمینی (ره) روی آن تاکید داشتند حضور همیشگی مردم مخصوصا مردم مستضعف و اینکه این انقلاب اصلا بر پایه مردم مسلمان و ولایت مدار بنا شده است، سرمایه ایی که بسیار بکار انقلاب امده است، مردمی که هیچ وقت انقلاب را تنها نگذاشتند و همیشه انقلاب را برای خود می دانستن تا جایی که که امام خمینی (ره) ملت ایران را برتر از ملت  های دیگر در تاریخ می دانند.

ج- استحمام بر صلاح و آسایش مردم: انقلاب  های دیگر کشور ها اغلب بر روی اصولی مستحکم شده است که در زمان کوتاهی با منافع و صلاح مردم به تضراب می رسد که در بهترین حالت کشور ها گاهی به اصول و گاهی به منافع نگاه می کنند -کشور های غربی بر منافع و کشور های کمونیسم بر اصول تاکید دارند-اما حضرت امام نظامی را بنا نهادند که جنسی از منافع و اصول را تعریف می کند-بنا به ریشه اسلامی انقلاب- که اگر به صورت صحیح اجرا شود هیچ وقت این دو به تناقض نمی خوردند هیچ بلکه سبب تعالی هر یک نیز می شوند در اصول، تعالی اجرایی و در منافع و آسایش تعالی ظاهری و باطنی.

د- انعطاف پذیری و پویایی انقلاب: ابتکاراتی که در طول سی چند ساله انقلاب رخ داده است شاید با حدود یک یا حت

ی دو قرن دیگر کشورها-از لحاظ تجربه سیاسی- برابری کند.

تعریف جمهوری اسلامی با ساختار نظام مند - ترکیب دین و مردم سالاری - تبدیل تهدید ها به فرصت ها در موضوعات بین الملل و اقتصادی - چرخشهای بین گروهی در جریانات سیاسی در بازهای کم زمانی  و بسیاری از این موضوعات که ریشه و اصل پویایی نظام را می رساند

---------------------

بازتاب:این یادداشت در خبرگزاری فارس(+)

 


گفتمان غربى در مورد زن اجزاء گوناگونى دارد، لکن دو جزء در آن برجسته است: یکى مردواره کردن زن، یعنى زن را متشبّه به مرد قرار دادن، این یک بخش مهمّ از این گفتمان است؛ یک بخش دیگر هم زن را وسیله‌ى راحتى براى التذاذ جنسى مرد قرار دادن، حالا التذاذ چشمى یا مراحل بدتر و بعدتر از التذاذ چشمى، این هم یک بخش دیگر از گفتمان غربى است در مورد زن......

    مردواره کردن زن؛ یعنى به دنبال این بودند که مشاغل گوناگونى که با ساخت جسمى و عصبى و فکرى مرد سازگارتر است را بکشانند به سمت بانوان و زنان، و این را یک افتخار براى زن و یک امتیاز براى زن قرار بدهند. ما در مقابل این دچار انفعال شدیم، یعنى دوْر خوردیم؛ ما هم نادانسته، ناخواسته، این گفتمان را قبول کردیم. مى‌بینید ما الان افتخار میکنیم که فلان تعداد زن، در فلان بخشهاى اجرایى کشور داریم. اشتباه نشود، از اینکه این بانوان در این مناصب اجرایى باشند من هیچ مشکلى ندارم؛ یعنى منع نمیکنم، نفى نمیکنم، ایرادى هم برایش قائل نیستم - فرض کنید وزیر بهداشت ما یک خانم بود، یا معاونین رئیس‌جمهور مثلاً یا بخشهاى مختلف در بینشان بانوان هستند، این از نظر من اشکالى ندارد - آنچه اشکال دارد، افتخار به این است؛ که ما به رخ دنیا بکشیم که ببینید، ما در بخشهاى اجرایى اینقدر زن داریم! این همان دوْر خوردن است، این همان منفعل شدن است؛ این افتخارى ندارد. خیلى خب، یک خانمى است، ارزشهایى داشته، توانایى‌هایى پیدا کرده، مناسبِ این مقام شده؛ خیلى خب، بگذارند، خلاف قانون هم که نبوده؛ امّا اینکه ما به این افتخار بکنیم که ببینید، ما این تعداد خانمِ مسئولِ در بخشهاى اجرایى داریم، این غلط است.

اگر ما افتخار کنیم که این تعداد خانم روشنفکر، خانم تحصیلکرده داریم، این خوب است، این جا دارد؛ اگر بگوییم این مقدار خانم نویسنده، خانم فعّال فرهنگى یا فعّال سیاسى داریم، اشکالى ندارد؛ اگر بگوییم این مقدار خانم شهادت‌طلب و مجاهده‌کار در میدانهاى گوناگون داریم، این خوب است؛ اگر بگوییم این مقدار خانمى که در عرصه‌هاى سیاسىِ انقلابى فعّالند - گوینده‌اند، نویسنده‌اند - داریم، این خوب است؛ افتخار به اینها خوب است؛ امّا افتخار به اینکه ما این تعداد وزیر زن، این تعداد نماینده‌ى زن، این تعداد معاونِ بخشهاى مختلفِ زن، این تعداد رئیس مؤسّساتِ تجارى زن داریم، افتخار به این غلط است؛ این انفعال در مقابل آنها است.

بیانات در دیدار جمعى ازبانوان فرهیخته‌ى 21 /اردیبهشت/1392