نه دی هشتاد و هشت

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...



درباره من | ارتباط من | تلگرام من | توییتر من
---------------------------------



آخرین نظرات

دلم هلاک رخت هست ، بود، خواهد بود

لبم به پای می ات سالها پابند بود

هوای کوی تو آدم کند آدم را

وگرنه کل زمانه دلش پر از غم بود

سبو، صبو بوزید  خراب کرد سخنم

وگرنه حرف نگار سراسرش غم بود

چه جای شعر و شعور به پیش حضرت عقل

سکوت ما به دوعالم حکایت جم بود

کمین عقل نه پوید ضمیر عاشق تو

گمان که عقل و دل را به خادمی کم بود

اگر چه پرگنه وروسیاهم ای دوست

به وعده های مداوم غم دلم سر بود

گمان که حرف مگو است سر خلوتیان

تعجبم چه بگوم که سر او غم بود

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی