نه دی هشتاد و هشت

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...



درباره من | ارتباط من | تلگرام من | توییتر من
---------------------------------



آخرین نظرات

من همان نسیم خام که ببازم انچه دارم

تو نسیم صبحگاهی به نوازی آشنا را

من همان عاشق مستم، که نثار دوست هستم

تو خیال خوب مایی که بگیری در پناهم

من همان بی کس تنها در میان خیل اعدا

وتو می خری دلم را، چه کنم که پر گناهم

من همام عبد گنه کار که کند توبه بسیار

تو امیر روح و جانی که ببخشد من بیمار

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی