نه دی هشتاد و هشت

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...



درباره من | ارتباط من | تلگرام من | توییتر من
---------------------------------



آخرین نظرات

می گفت فلان نویسنده آنقدر قویی بود که مثلا شروع می کرد در مورد یک جسم داستان می نوشت هر یک روز و نیم یک داستان می نوشت و تامین زندگی خودش و خانواده اش از همین داستان ها بود

داستان بعضی از این دوستان سیاست مدار ما همین است

هر چیزی می بینند یه اظهار نظری می کنند، نمی دانم مگه هر کس سیاست مدار شد به تمام علوم تسلط پیدا می کند...؟

یک مرتبه همه سیاسیون در مورد حجاب و اصول حجاب در اسلام و ایران و قانون صحبت می کنند ، هفته بعد نوبت المپیک و اینکه چرا حسین رضا زاده وقتی وزنه را بلند کرد انگشت کوچک پای راستش لرزید و سیاسیون محترم یک مرتبه ورزشکار می شود و بعد از آن با نزدیکی به انتخابات همه می شوند صاحب نظر در پیش بینی سیاسی مردم، بعدا از آن نوبت کتاب است و نگرش جامعه شناسی، پست مدرن به مقوله کتاب کم خوانی در جامعه، از آنجا که بحث شیرین اقتصاد همیشه مطرح است نمی توانند به طور متوسط هر هفته یک یا دو مرتبه اظهار فضل نکنند، بعد از آن بحث هایی نظیر گشت ارشاد، تاخیر در قانون برنامه و بودجه، روابط بین الملل ، انرژی حتما حق مسلم ما، بهداشت خانواده و خانواده بهداشتی، سریال سالهای دور از خانه، شهریه بالا دانشگاه آزاد ، کیفیت پایین اموزش در مقطع ابتدایی، بحث قطعی آب یک سرویس بهداشتی نیمه خصوصی در روستای صولک دره در حوالی نا کجا آباد ..  و هزاران بحث دیگر

همیشه برایم سوال بوده مگر این آقایان چه قدر سواد دارند که این همه حرف می زنند....

بهتر نیست هرکس به اندازه عمل و توانش حرف بزند...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی