نه دی هشتاد و هشت

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...



درباره من | ارتباط من | تلگرام من | توییتر من
---------------------------------



آخرین نظرات

نوشتن هنر نیست، حرف زدن هنر نیست، کشیدن قلمو بر بوم هنر نیست، زدن زخمه بر ساز هنر نیست، جای دیگری نقش بازی کردن هنر نیست
وهرکسی ما به او گفتیم هنر مند، هنر مند نیست
اینکه کسی که تقلید صدا می کند یا حرکات دیگری را تقلید می کند هنرمند بدانیم، بی معنی ترین مصداق از هنر و هنرمند است
هنرمند باید هنر داشته باشد، از هنر سرشار باشد، نه اینکه سرشاد باشد، باید در هنرش غرق شده باشد و هنر در او
هنر روح هر کار است به شرط اینکه آن کار ارزش انسانی داشته باشد، فارق از لایه های زاید

اگر بخواهید با این نگاه به درون جامعه نگاه کنیم،  یک خیاط هنرمند است، یک راننده تاکسی هنرمند است فقط هنر اینها را باید کمی تیز بین بود تا دیدوشاید یم بازی گر هنرمند نباشد هرچند معرف باشد اگر روح نداشته باشد، نه اینکه هنرمند نیست بلکه ممکن بی هنر هم باشد و یا حتی سد هنری هم جلو دیگر هنرمندان درست کند

هر چیز زیبایی هنر نیست، هرچیزی روح انسانی داشت قابل این می شود که کلمه مقدس هنر را به او نسبت دهیم

ان وقت این هنرمند متعهد است، آن وقت این هنرمند برای خوش آمدن این وآن کار نمی کند، شعرش ، نقاشی اش، سازش ، همه روح دارد

برای معروف شدن از کشورش خارج نمی شود، حتی اگر در کشورش به زندان بی افتد، دینش را کنار نمی گذارد، در یک فیلم دسته چندمی مستهجن بازی نمی کند، به تمامی باورها، اعتقادات خودش و کشورش توهین نمی کند
آن وقت این هنر مند می شود مومن، می شود مبلغ روح انسانی، می گویم انسانی که یک وقت فکر نشود منظورم اسلامی است

که به نظر بیاید شرط هنر اسلام است، یا بهتر بگویم یک نفر حتی اگرمسلمان هم نباشد ولی هنرمند باشد می شود روح را در کارش دید

البته اگر کسی بتواند به جای روح انسانی، روح اسلامی را در کارش بدمد آن وقت معجزه اسلام را در کارش می بیند

اگر همه هنرمندان ما واقعا هنرمند باشند، ان وقت فکر نمی کنم این همه ظلم در جهان باشد، ان وقت یک هنرمند واقعی به جای حل مشکلات و ظلم با استفاده از هنرش به قکر رنگ مو و ابرو یش نیست، اینهمه انسان که بر اثر ظلم از به دنیا آمدنشان سیر می شوند و دریغ از کمی هنر مندی در نشان دادن این درد مشترک

اما حالا با این همه کشتار در جهان، این همه گرسنه، اینهمه ظلم مالی و فرهنگی واقعا هنر چه کرده است

وقتی هنر مند در کارش روح نباشد، جهان می شد اینکه هست
ظلم، ظلم، ظلم
آن وقت هنر هم در خدمت ظلم

-----------------------------------

باز تاب این یادداشت در خبرگزاری فارسی


باز تاب این یادداشت در خبرگزاری دانشجو


باز تاب این یادداشت در تهران پرس

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی