نه دی هشتاد و هشت

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...



درباره من | ارتباط من | تلگرام من | توییتر من
---------------------------------



آخرین نظرات

وقتی می خوایی عاشقانه برای خالق عشق بنویسی کار سختی است

اما اگر آن خالق عشق خدای منب اشد کارت ساده است

کافی است چشمت راببندی و یک جمله هرچه به دلت افتاد بگویی

با هر صفتی از صفتهای زیبایش ان را بخوانی

آن وقت جوابی می شنویی که لذت جهان در آن است

خودت هم تعجب می کنی

انگار خدا گناهان تو را فراموش کرده

انگار نافرمانی های تو را اصلا ندیده

آنچنان با اشتیاق تو را در آغوش می کشد که گویا از مادر مهربان تر و از رگ کردن به تو نزدیک تر است

تازه آن وقت می فهمی چرا ائمه وقت نماز رنگ از رخسار , دل از کف در اشتیاق چند کلام با خدای خود میدادند

تازه این اول کار است

بعدش این مهربان، مهربانان کار را به نهایت می رساند

می دانی چه می کند

اگر اهل باشی

گناهانت را به حسنات تبدیل می کند

باورش سخت است ولی باور کن، خودش در قرآن وعده داده

آنقدر با تو بازی می کند که هلاک شوی، فنا شوی

یک دفعه بشوی رسول ترک

یک دفعه آنچنان زیبایی ببینی که اگر زلیخا هم باشی بیخیال یوسف، عاشق خدای یوسف شوی، آن وقت یوسف هم یم آید در پی تو

این حرف ها را به همه بگو

اصلا نگران نباش

محبت، و مهربانی اش تمام شدنی نیست

تازه اگر سبب دعوت دیگران همب شوی ، جایزه ات چند برابر است

آخر می دانی بهترین چیزی که به بنده اش می دهد چیست

نعمتی که به هرکسی نمی رسد

اگر خالص، خالص، خالص باشی

آن وقت خودش را به تو می دهد

وقتی خودش را به تو داد، آن وقت به دریا بنگری، دریا تو بینم

همه چیز رنگ خدا می گیرد

کار، زندگی، درس

خدا می شود ودافعه تو و تو می شوی بنده خدا

دیگر بهشت می شود این دنیا

چه قدر حرف مگو گفتم

کلی حرف دیگر از این محبوب ماند که نمی شود گفت

او تنها معشوقی است که عاشقان شاید در حقش بی وفایی کنند ولی هیچ وقت او بی وفا نبود و نیست

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی