نه دی هشتاد و هشت

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...



درباره من | ارتباط من | تلگرام من | توییتر من
---------------------------------



آخرین نظرات

یک سوال ساده:اگر حالا قرار باشد بمیری و فقط یک کار بتوانی انجام دهی، آن کار چست؟

 بیایید از عقبتر شروع کنیم، سوال ساده تر بپرسم

شما فکر میکنید کی بمیرید؟

چند سال و یا ند ماه و یا چند روز بعد؟

هیچ به این فکر کرده اید که شاید امروز یا فردا بمیرید؟

یا گمان می منید حالا، حالاها زنده هستند

چرا این فکر در ذهنمان هست، یا بهتر بگویم چرا از حقیقیت مرگ فرار می کنیم و با اینکه می دانیم هست و ممکن است هر لحظه آخرین لحظه زندگی م باشد بازهم آن را جدی نمی گیریم

بعضی میگویند ما جوان هستیم، از ایشان سوال میکنم مگر در محله یا خیابان شما اعلامیه جوانها 20 یا 30 ساله  نیست، مگر آنها فکر می کردند قرار است بمیرند

بعضی می کویند ما نوجوان هستیم، نوجوان که جای خود دارد کودک و حتی نوزاد ها هم می میرند، انه هم بدون اطلاع قبلی

چون سالم هستیم و چون جوان هستیم دلیل نمی شود فردا یا همین امروز زنده باشیم

این امید به زندگی در هست، تا به حالا  به یک مسن بیمار برخوردی، با اینکه دیگر مشخص است زیاد زنده نمی ماند ولیبازهم حرف از آینده 10 ساله می زند، می گوید عروسی نوه را ببینم و....

دیدی این فرار از مرگ ربطی به سن یا سلامتی ندارد، بیشتر ربط به این دارد که ما آماده نیستیم، آن قدر در این دنیا چیز ساخته ایم که دلمان نمی آید برویم، یا چون چیزی برای آخرت فراهم نکردیده ایم، امیدی به انجا نداریم، در کل چون دنیا مان بهتر از آنخرت است می خواهیم بمانیم اینجا و یا چون غافل از این هستیم که ما برای آنجا هستیم

برگردیم به سوالامان:اگر حالا قرار باشد بمیری و فقط یک کار بتوانی انجام دهی، آن کار چست؟

دوستان جواب دادند، هرکدام حرفی زدند  می توانی روی روی نظرات یا لینک "حرفی زدند" وآنها را بخوانی

یکی از حرم گفت، یکی از استغفار، یکی از کگربلا، یکی از کارهای نیم تمام گفت و...

حالا سوال اینجاست خوب چرا ما صبرکنیم تا آن وقت برسد ین کارها را انجام دیم، از همین لحظه فکر کن امروز آخریم روز است ، اینجوری زندگی کن

جور برنامه ریزی کن که هر روز کارش انجام شود تا کار برای فردا که تو نیستی نماند، به کسی نداشته باش ف هیچ وقت آخر فردا نیستی که بدیی ات را بدهی، از کسی غیبت نکنف به کسی تهمت یا افترا نبند، فردایی وجود ندارد که تو حلالیت بخواهیی، اگر کسی کمک خواست به او کمک کن ، فردا که تو مردی می گوید آخرین روز زندگی اش هم دست از کمک بر نداشتف نمازت را درست بخوان اخرین نماز است، کربلا و مشهد نمی توانی بروی باشد بعد از هر نمازت سلام از دور که می توانی بدهی ، زیارت عاشورا که می توانی بخوانی، خوب هر روز آخر زندگی همین کار را بکن، به خانواده ات سخت نگیر ، یادت باشد روز است، هر روز روز آخرست

حلال شروع کن، فقط وقتی خواستی شروع کنی روز به قبله بایست و به امام حسین، به این فرزند شهید پیامبر، مرتضی و سید نسا سلام بده، بعد روز به مشهد به ایست به امام رعوف یلام بده دوباره رو به قبله به صاحب زمانت سلام بده

بعد شروع کن، همین

آخرین روز زندگی ات مبارک، اولین را ه سعادت مبارک، به بهشت خوش آمدی، وسلام امنین

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی