نه دی هشتاد و هشت

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...



درباره من | ارتباط من | تلگرام من | توییتر من
---------------------------------



آخرین نظرات

کوه است میان چشمه و چشم نگار من

این چشمه را بگیرو به چشمان یار زن

چون یار سنگ دل است و کوه سرشت

شاید که چشمه روان کرد بهار من

آن آهنین نظر، که به عالم امیر است

بیند شرار من، ندهد یک قرار من

سالی هزار بار رسد موسم خزان

اما دریغ یک مژه باشد به کار من

پیمان شکسته، پیمانه دست من

گفتش به پا بخیز، بی اختیار من

اما دریغ از چشمه و چشم نگار من

دنیا خوش است در همه از گذار من

یک چشم به یار، یکی هم خمار

شعرم چنین و قافیه در فرار من

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی