نه دی هشتاد و هشت

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...



درباره من | ارتباط من | تلگرام من | توییتر من
---------------------------------



آخرین نظرات

این تک بیت ها را خودم گفتم شاید هرکدامشان یک دنیا حرف داشته باشد اما چه کنند گاهی باید تک بود و حرف عالم را زد

عمری همه پیمانه به دست در پی لیلی

حالا چه شده در پی ما آمده لیلی

*****************

هاتفی گفت به من روسیه، چشم سفید

که همان برد جهان را که پی یار دوید

*****************

ای عابد بی خدای، محراب پرست

ای آدمی عجول، پرکینهِ مست

ای نفس بد اندیش، الحاد پرست

وی مسلم، بی دین، عقاید در دست

یک دم نظری کن به سوی روز الست

تا سر به نهی به خالق آنچه که هست

*****************

ای دلبر عزیز به خدا می سپارمت............حالا ببین که از کجا به کجا می سپارمت

*****************

من خوش خیال به خیالش چه ها کنم ........... گویا که مادر است از برایم چنان کنم

*****************

خیال های من و آرزوی عرفانی............شدست باعث یک حس خوب طوفانی

*****************

هرچند بری به مذمت نام مرا.............. من خوشم نامبری دارم خوش

*****************

من نه آن پیر سردم که ببازم آنچه دارم

و نه آن جوان خام که دلی به غم ببندم

نه نسیم کوهسارم نه اسیر کوی یارم

به جهان خرم ازآنم که دلی به او ببندم

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی