نه دی هشتاد و هشت

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...



درباره من | ارتباط من | تلگرام من | توییتر من
---------------------------------



آخرین نظرات

*******************************

پیمان شکسته ایم، پیمانه آرزوست

حالا که سر خوشیم، می ومیخانه آرزوست

گفتند نمی رسد به کمندش، نگاه من

باید به خواب رفت، شب رندانه آرزوست

*******************************

آسایش دو گیتی، تفسیر این دو حرف است

با عـــاشــقــان مــروت، با عاقـــلان مدارا

چون عاقبت به چنگی کمتر بکوش عـــاشق

این دل نه آسمانیست، کوه است وسنگ خارا

گر رو کنی به صـــحـــرا، سکنا گذین ، نگذر

آنــجــا سرای بـــاقیست، تفسیر کــن بلا را

*******************************

نمی گویم برو دیوانه تر شو

نمی گویم که خامی، پخته تر شو

نمی گویم جوانی پیرتر شو

و یا اینکه کمی آئینه تر شو

فقط گویم ز دنیا خسته کَشتی

به ذکر یار من تو تازه تر شو

*******************************

همه می خوانند ز بد عهدی دلدار، ولی ما خجلیم

دامن دوست همی هست، ما بی دست و دلیم

همه نالند زشمشیر رقیبان به جهان

لیک ما در پی دیدار رقیبان، به جنان میل بریم

سالها دل طلب خانه یاران می کرد

ما که از خانه نرفتیم به کجا، خوش بهلیم

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی