نه دی هشتاد و هشت

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...



درباره من | ارتباط من | تلگرام من | توییتر من
---------------------------------



آخرین نظرات

انقلاب ما هم مانند بقیه انقلاب ها در سال های ابتدایی اش به علت نداشتن تجربه اجرایی با تندرویی ها و کند رویی هایی از سوی بعضی افراد جاهل و یا گاهاً مغرض روبرو بود به صورتی که در چند ماه اول انقلاب آرام شاهنشاهی از سربرگ نامه ها جدا نشده بود و ادارات در بعضی موارد همان مشی قبل خود را ادامه می دادند تا جایی که امام نسبت به این غفلت تذکر جدی داد. و از سوی دیگر افراد چون اکبر گنجی (اکبر پونس دیروز و روشنفکر امروز) با فرو کردن پونس در پیشانی دختران سعی در نشر حجاب داشت و یا به طعنه دکتر احمدی نژاد به مهندس موسوی که در زمان ایشان کسانی که از کروات استفاده می کردند کروات های آنها را با قیچی می بردیدند.

به صورت معمول بعد از مدتی همان افراد تند رو و یا کند رو از جامعه مدیریتی حذف می شوند و انقلاب به تعادل می رسد ، اینکه این تعادل به سمت تند رویی متمایل باشد یا کند رویی بیشتر توسط مردم و رهبران انقلاب مشخص می شود.

در کشور ما هم رهبر کبیر انقلاب بارها نسبت به کند رویی ها و تند رویی ها تذکر داد که از آنها به باقی ماندن بعضی از رفتار و سیستم ها از زمان شاه و عدم اصلاح آن از یک سو و از سو دیگر موضوعاتی مانند گزینش ها که امام تذکر داد در هنگام گزینش از جستجو در عقاید افراد جلوگیری شود.

اما نکته جالب در کشور ما این است که همان کارگزاران تندرو دیروز امروز مدعی اعتدال هستند، یعنی همان حسن روحانی که تا دیروز در جامع روحانیت - به عنوانی یکی از اصلی ترین گروه های راست - فعالیت می کرده چند روز قبل از انتخابات ریاست جمهوری می رود در جامع روحانیون عضو می شود تفاوت دیدگاه ها ها مشخص است-

ویا اکبر هاشمی رفسنجانی که خودش منشاء بسیاری از خفقانه ها بود و حتی به راحتی روزنامه منتقد را از دریافت کمک هزینه دولتی محروم می کرده و بسیاری از مشکلات زیر ساخت اقتصادی کشور ما ثمره مدیریت تکنوکراتی دولت ایشان است امروز آنچنان صحبت می کند که انگار آن کس که این کارها را کرده کس دیگری بوده.

مشکلات و برخوردهای غلط در زمان ریاست ایشان بر دولت با دانشجویان و دانشگاهیان منتقد آنقدر تند بود که به راحتی زمینه ساز جریان اصلاحات شد و خاتمی  با سخت گیری های هاشمی و وعده کم شدن همین سخت گیری ها رای آورد.

بسیاری از وزرا که امروز از نبود زیر ساخت ها حرف می زنند گاها از سال 68 تا 84 در سمت های بالا کشور بوده اند به واقع خودشان این سیستم را به چنین روزی انداخته اند اما حالا آنچنان صحبت می کنند که گویا دیروز از فرنگ به کشور بازگشته اند.

بعضی از مسئولین به اصطلاح فرهنگی که در سال های بعد از جنگ ریشه بسیاری از انحرافات را در فرهنگ کشور گذاشته اند امروز مدعی به نابود شدن فرهنگ هستند. خودشان فرهنگ را دولتی کردند حالا از مردمی شدن فرهنگ حرف می زنند و همچنین آنچنان از نبود بستر رسانه ای برای فرهنگ صحبت می کنند که کسی جرات نکند از آنها بپرسد که همین بستر ها باید در زمان 16 ساله دولت دوقلوی سازندگی اصلاحات شکل می گرفت نه الان.

ما آروزی اعتدال را داریم بدون شک، نه ما بلکه هر دلسوز انقلابی آرزوی اعتدال را دارد، نه هر انقلابی بلکه هرکس پیروی مکتب اسلام است خیر امور را در اعتدال و قرار گرفتن هر چیز در سر جای خودش و دور از تند رویی و کند رویی می داند ولی این دوستان که دم از اعتدال می زنند اول باید ببینند که ریشه بسیاری از عدم اعتدال ها از خودشان است اینها همان اکبر پونس ها اول انقلاب هستند و دوم مراقب باشند که به اسم اعتدال در گیر نوعی افراط و تفریط در اعتدال و استفاده خفقانه گونه از اعتدال نشوند.

 

 

 

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی