نه دی هشتاد و هشت

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...



درباره من | ارتباط من | تلگرام من | توییتر من
---------------------------------



آخرین نظرات

چه کسانی با چه عظمتی نوشته اند برای او وچه کسانی با چه خلوصی مدح کردند قیام او را

اما حکمت نوشتن چون منی برای چون اویی، کرم ارباب است به نوکری هرچند بد حال باشد نوکر، از باب لطف بی حساب که از پدر و مادر ارباب به ارباب رسیده

فرزندی چون حسین، پدری چون حیدر و مادری چون یگانه زنان عالم

و مداحی چون همه ما که محرم اجازه داریم با هر حالی مدح کنیم رشادت، حماسه و غربت فرزندان زهرا رامحرم رهبری غریب مادر

و این کشتی نجات است.

فرزند حیدر و صدیقه...

وکشته فتاده به خون

و بردار زینت...

و این محرم است

ماه خون و قیام، ماه ی که هر بی سر پایی، به کرم ارباب عزیز است حتی اگر مست باشد، مستی محرم مستی از سرش می پراند و می شود علی گندابی ها و می شود...

در این مداحی ریز و درشت مدح کننده مهم نیست، آنچه مهم است مدح شونده است و راهی که مداح اصلی این روضه پیموده است.

و این همان روایتی است که از اول عالم برای او خوانده اند از آدم ابوالبشر تا نوح نبی تا موسی و مسیح و البته جد بزرگوارش رسول اکرم و حال ما با بر حالی هرچند بد ادامه مداحی را با هر وسیله پیش می بریم، یکی بر اوج غربت و لی با صلابت مانند زینب کبری ، یکی بر او منبر در جنگ با یزید زمان چون خمینی فرزند صالحشان ، یکی مداح معروف وفلان شهر با هزار عزا دار و یکی چون من در این گوشه دنج عالم مجاز

که اینجا حتی به مدح تو نگاه نمی کنند، اینجا اصلاً به تو نگاه نمی کنند، آخر مجلس عزا جای نگاه کردن به عزا دار نیست، جای مداحی است...آنهم مدح فرزند رشید، غیور، عظیم، صالح حیدر...

آنکه سر از بدنش جدا کردند چون می خواست دین جدش را احیا کند و جلو استکبار سر فرود نیاورد و دندان های ابلیس زمانش را خورد کند که به حق خورد کرد...

وحال ما لعن می کنیم دشمنان او را، نه مانند آنها که فقط لعن می فرستند به یزید ان روز ها و غافل هستند از یزید و استکبار این روز ها

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی