نه دی هشتاد و هشت

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...



درباره من | ارتباط من | تلگرام من | توییتر من
---------------------------------



آخرین نظرات

بعد از چند سال دوباره قسمت شد در یکی از این جلسات خوش دغدغه حضور پیدا کنم، بر حسب تجربه دوران دانشجویی و بعد از آن، با تاخیر در جلسه حاضر شدم چون بر هرکس که یک مرتبه در این جلسات فرهنگی شرکت کرده باشد می داند اول جلسه جزء جلسه نیست بلکه بیشتر زمانی است تا با عدم حضور در آن نشان دهی چه قدر سرت شلوغ است.

این قبیل جلسات با چای تو فلاکس و شیرینی روی میز در کنار چند برگه کوچک و خودکار در جوار آن و البته گاهی دو یا سه نوع میوه شروع می شود، اولین اصل در این جلسات این است که به دیگر اثبات کنی چه قدر مهم هستی، چه قدر کار داشتی و بخاطر دغدغه در جلسه حاضر شدی و حتی بگویی که در فلان دانشگاه تدریس داشتی و بخاطر جنگ نرم و البته توصیه های یک بزرگواری که نباید هیچ وقت اسمش را بگویی آمده ای در میدان کار فرهنگی و جنگ نرم.

برای حضور در این جلسات موارد زیر ضرور می باشد:

رئیس جلسه حتما یک جمله همراه با توضیحات از بزرگان پیدا کند، اگر لفظ اینکه این جمله را در یک دیدار خصوصی به خودم گفتند و یا اینکه با فلانی در یک دیدار خصوصی خدمت فلان بزرگوار بودین و این جمله را گفت بتوان استفاده کرد در همان اول جلسه گل را زدی و پیروز جلسه شدی.

این جلسه قالبا با دغدغه کلان کشور در موضوع فرهنگی با توجه به موضوع روز (مانند جنگ نرم، دفاع مقدس، نفوذ و... ) شروع می شود و در گاهی موارد به یک راه حل کذایی که با آن بتوان تمام مشکلات را برطرف کرد به اتمام می رسد، در این جلسات سعی بر آن است که بتوانی در صورت وجود بودجه تمامی بودجه مورد نظرت را با چرم زبانی و جلب توجه رئیس کسب کنی و در جلسات بدون بودجه زمینه سازی آینده اعتباری خودت را بکنی.

نکته دیگری که باید رعایت کنی متفاوت و به ظاهر ساکت بودن است، کمتر به آدم ها توجه کن، اصلاً خودت را بالاتر از بقیه ببین.

اگر بتوانی از مظلومیت هایی تا به حال برایت اتفاق افتاد بگویی و یا بسازی خوب است، اگر بگویی که کلی خاک کار فرهنگی را خورده ای و به خاطر کار فرهنگی چه قدر ضرر کرده ای بهتر است.

در همین جلسه دیروز یکی می گفت که قبلاً معلم بوده، طوری از دغدغه ها و مظلومیت هایش می گفت که آدم می خواست دست کند در جیبش و پولی به او بدهد اما در میان صحبت هایش از قرار داده ها چند میلیاردی برای تولید که تا به حال بسته بود و اینکه با یک تلفن چند صد میلیون گرفته، گفت. به خودم  گفتم اگر معلم می ماندی عمراً این قدر درآمد داشتی اما هنر مظلوم نمایی و خاک کار فرهنگی خوردن جزء هنر های لازم است، در حالی که سه تا دفتر در جاهای مختلف تهران داشت، اما ما به رسم قدیم در حالی که واقعا در گیر قرض و بدهی هستیم و واقعا حدود یک سال و نیم است یک ریال در آمد نداشتیم هر چه سعی کردیم چیزی بگوییم نشد، آخر خدا را شکر ما برای این کارها آفریده نشدیم.

به صورت کلی لیست بلند و بالایی از جلساتی که با سران نظام (با توجه به جو جلسه اگر جای مذهبی هستید سران مذهبی و اگر جای دیگری هستید از سرانی نام ببرید که همسو با جلسه و مخصوصاً رئیس جلسه هستند) شرکت کرده اید و به خاطر نتیجه نگرفتن رها کرده اید بگویی اگر هم نداشتید بسازد، مثلا اگر در همایشی بودید که فلان وزیر هم آنجا بود آن را طوری تعریف کنید که انگار جلسه خصوصی توی اتاق خواب وزیر بوده است و وزیر تا زانو جلوی تو خم شده.

نکته دیگر این است که باید در موضوعات انتخاب کنید، چون همیشه بین آرمانی صحبت کردن و درد دل کردن رقابت است، باید بدانید جهت حصول نتیجه کی باید چه بگویید، باور کنید مدیریت و پیروزی در یک جلسه دغدغه مند فرهنگی یک دکترا کامل مطالب آموزشی دارد، هرچند همان طور که دیدید در طول این 30 سال این جلسات و مشابه های آن هیچ کاری برای فرهنگ ما نکردند و همان چند جوانی که بلد نیستند در جلسه پیروز شوند فرهنگ حداقلی ما را پیش بردند.

در این قبیل جلسات همیشه یک نفر هست که باید جمله اش تکرار شود و همگان جمله او را تصدیق کنند یا یک جمله را از یک نفر بگیرند و نقد کنند.

این جلسات با توجه به سطح برگزاری با وعده و البته کلی قول که فلانی، فلان طرح را مکتوب کند و فلانی از فلان نهاد پیگیری کند که کار موازی نباشد به پایان می رسد البته چیز دیگری که به سطح برگزاری جلسه بستگی دارد، بسته فرهنگی است که از یک پوشه دکمه دار با چند کتاب و برشور روی دست بادکرده شروع می شود و در سطوح بالا به هر چیزی ممکن است ختم می شود.

نکته مهمی که در کنار دیر آمد است این است که بگویی فلان جای شهر یک جلسه مهم داشتی و کنسل کردم ونزدیک آخر جلسه هم به بهانه یک جلسه دیگر جلسه ترک کنی، البته این دومی نباید در جلسات بودجه ای اتفاق بی افتد، چون ممکن است یک نفر زرنگ تر از تو باشد و در آخر جلسه با یک مدیریت تمام عیار رشته های تو را در غیاب تو پنبه کند.

البته در این جلسات چند نکته تکرار می شود و البته وقت گیر است موضوعاتی از قبیل شناخت مخاطب، بازخورد، بازار و مشتری، معرفی و تبلیغ، اطلاع رسانی، ظرفیت های دولتی و... مثلا در این جلسه که دیروز بود با اینکه رشته تحصیصی من مدیرت رسانه است و در این موضوعات با توجه به ارتباطاتی بودن و مدیریتی بودن رشته تا حدودی متوجه مباحث هستم، اما کسی صحبت کردند که نه این که هیچ از اینها نمی دانستند بلکه فقط برایشان فروکردن محصول تولیدیشان و یا کسب بودجه این حرف ها را برای زیبا سازی بیان می کردند و وقتی با آنها بحث علمی می کردی قالبا لنگ می زدند.

البته از حق نگذریم بنده همیشه در این جلسات یک سوء استفاده ای کرده ام که دنبال آدم های کف کاری واقعی و البته ساده می گردم که بتوانم از تجربیات و تخصصان استفاده کنم، با کمال تعجب تا به حال خوب بوده و خیلی کمک کرده.

آنچه برای من 30 ساله که حدود 12 یا 13 سال است درگیر کار فرهنگی به معنی جدی مشخص شده این است که این جلسات هیچ نتیجه ای ندارد، باید قیام کرد، یک به یک یا دو به دو و هیچ امیدی به هیچ کس غیر خدا نداشت، باید خود جوش و مردمی کار کرد، حال اگر کسی کمکی کرد خوب بهتر، اما فقط باید دل به خدا بست و یقین داشت خدا کمک می کند.

نظرات  (۳)

باحال بود ...
دمت گرم
پاسخ:
سلام
ممنون
دوست عزیز لطفا سیاه نمایی نفرمایید!
در این جلسه در کنار میوه های متعارف فرهنگی از هندوانه هم به عنوان پذیرایی استفاده شده بود که در نوع خود بی نظیر بود.
واقعا خدا قوت...!!!
پاسخ:
بله
حق با شما است
تو جلسه دیروز هم هندوانه دادند...
مرحبا.دست مریزاد

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی