نه دی هشتاد و هشت

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...



درباره من | ارتباط من | تلگرام من | توییتر من
---------------------------------



آخرین نظرات

در کشور ما که چندین میلیون دانشجو داریم، هر روز هزار، هزار بار از لفظ استاد استفاده می شود، اما سوال اصلی این است استاد حقیقی کیست؟

آیا استاد کسی است که علم را می داند و یا کسی است که چند سالی از ما زودتر به دنیا آمد و توانسته مدرک دکترا و شاید هم پایین تر بگیرد و یا ...

صحبت در مورد تدریس و اساتید کاری سخت است اما آنچه باعث شد این یادداشت را بنویسم برخورد 17 ماه من با یک استاد خاص است، استاد که زیاد در  بند بروکراسی علمی نیست و بیشتر به علم آموز توجه دارد تا به چند برگه که همه می انند هیچ کاربرد خاصی ندارد، استاد که شاید مصداق پدر مهربان و معلم دلسوز باشد...

از ابتدای سال 94 که موضوع پایان نامه ام را به پیشنهاد دکتر خجسته انتخاب کردم گمان نمی کردم تا این قدر در گیر پایان نامه شوم، فکر نمی کردم 15 ماه از زمان تصویب موضوعم طول بکشد تا به جلسه دفاع برسم.

اما در حقیقت اتفاقی که در این میان افتاد این بود که به جای اینکه چند برگه کنار هم  یک پایان نامه بشوم، اشتیاق من به علم و رشته ام و مطالعه و پژوهش در این زمینه زیاد شد، که به واقع مدیون لطف استادم جناب دکتر خجسته هستم، کسی که روز معاون رسانه ملی بود و حال بر کرسی ریاست پژوهشکده ارتباطات نشسته است در طول یک سال و چند ماه مرا یاری کرد و بی سوادی هایم را مدیریت کرد، تا از هیچ دانستن به ابتدای دانستن برسم، گمان می کنم در این فضای کشور که بسیاری از اساتید شدیدا روش زده و یا پول زده هستند داشتن چنین استاد به حق لطف خداست...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی