نه دی هشتاد و هشت

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...



درباره من | ارتباط من | تلگرام من | توییتر من
---------------------------------



آخرین نظرات

در تاریخ هر کشوری روزهای پر افتخاری وجود دارد که عده ای آن را خلق کرده اند و مردم آن کشور به آن افتخار می کنند، کشور ما هم از این روز ها کم ندارد اما سال های پیروزی انقلاب و جنگ تحمیلی نماد عینی زیادی از این جنس روزها را تجربه کرده است، مخصوصا روزهای شگفت منتهی به انقلاب از این جنس روزهاست، روزهایی که در کمال شگفتی ژاندارم منطقه(پادشاه ایران) دیگر توان اداره کشور را ندارد و در گیر ناراضایتی ها اندیشه ای و عملی مردم شده است، روزهایی که در کمال نا باوری ضربه های سنگینی به پیکره حکومت پهلوی وارد می شود و شاه هر روز ضعیف تر می شود، اما آنچه را باید جز ضربه های سنگین به دیکتاتوری محمد رضا شاه دانست پیوستن ارتش به انقلاب بود، حضور سربازان و نیروهای ارتشی با شاخ گل و البته ضربه نهایی که حضور همافرها در بیت امام و احترام نظامی گذاشتن به امام بود...

بدون شک محمد رضا خیال هم نمی کرد ارتش که یکی از اصلی ترین پایه های حکومت خودش و پدرش بود - در اصطلاح خودش و پدرش با لباس نظامی غریبه نبودند- روزی اینگونه با مردم و دین همراه شود و سبب سرنگونی او را فراهم کند.

اما آنچه بیش از همه چیز موجب شگفتیست این است که چه چیزی به ارتش این جرات را داد که با آن محیط بسته و سخت گیری های نظامی، مخالف علنی با شاه بکند، وقتی یه جوان 18 ساله وارد ارتش می شد در یک محیط سرباز و افسری رشد پیدا می کرد، آموزهای شاه و خورشیدی و رضا خانی به او دیکته می شود، کی وقت فکر کردن به آرمان ها و شنیدن حرفی غیر از حرف مافوق دارد، چه چیزی ریشه اسلام خواهی نظامیانی که در آن زمان وضعیت معیشتی و اجتماعی بدی نداشتن را فراهم کرد، اگر بحث مردم و خلق است چرا به سمت توده و کمومنیست ها نرفتند(البته عده ای رفتند ولی اکثرا با سخت گیری نظامی با آنها برخورد شد)

از نظر نویسنده هر چه هست درآن 18 سال اول زندگی آنهاست، سال هایی که مادرانشان ذهن و فکر و روح آنها را با زیارت عاشورا و روضه پر کردند، مادرانی که اشک چشمشان آنوقت که به کودکانشان شیر می داند به روی گونه های کودکان آن روز و سربازان فردا ریخت، و روضه خوان می گفت حسین مظلوم است و آنها نگذاشتند که فرزند آن حسین مظلوم باشد.

مادران انقلابی بودند که فرزندان انقلابی تربیت کردند.

 

پ.ن: شکی نیست اگر امروز کودکانمان و نوجوانان شکل دیگری گرفته اند، باید نگران آینده کشور بودف که نکند مادران امروزمردان انقلابی برای فردا کشور تربیت نکنند.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی