نه دی هشتاد و هشت

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...



درباره من | ارتباط من | تلگرام من | توییتر من
---------------------------------



آخرین نظرات

باز باران با ترافیک

با تَشَرهای فراوان

می رود بر روی عصاب

یادم آرد روز باران

چرخ یک دور لاستیک

توی باران

عابری پیاده بودم

توی خیابان های تهران

با دو پای غرق از گل

می دویم همچو پارو

می پریدم از سر جو

در پی ماشین خالی

نه خیابان حسابی

نه حقوق شهروندی

با جوهای گرفته

خیس نمناک، با دلی پاک

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی