نهِ ده

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ابراهیم حاتمی کیا» ثبت شده است

در اینکه حاتمی کیا فقط برای آژانس شیشه ای اش تا آخر عمر برای ما محترم است شکی نیست و در اینکه رفیق آوینی رنگی از سینما آوینی داشته باشد هم شکی نیست.

در اینکه "چ" ساخته قابل احترامی است و همین حالا هم از اکثر فیلم های حاضر (چه روی پرده چه خارج از پرده) یک سر و گردن بالا تر است شکی نیست.

در اینکه هنر حاتمی کیا کنار تعهدش به جنگ، تخصص در خور تحسینی دارد و برای اعتراف به این امر نیازی دیدن فیلم نیست - چرا که حاتمی کیا برای سینما جنگ است- شکی نیست...

اما در آخرین حرف حاتمی کیا یک نکته اساسی وجود داشت که با شناخت عمومی که از چمران وجود دارد هم خوانی نداشت ان هم نمایش یک کت و شلوار پوش  اتو کشیده به نام چمران.

همه می دانند چمران چریک بوده نه شیک، همه می دانند چمران اول صف بود و در خط اول می جنگیده نه ر زیر زمین در آخر خط و کمی جلوتر از زن و بچه ها.

همه می دانند کسی که امریکا را رها می کند می رود لبنان و کسی که تهران را رها می کند می رود پاوه ، جنگیدن را به نظاره نمی نشیند بلکه تفنگ بدست است.

صحنه های کش دار از خانواده چمران که گویا با پونس به فیلم چسبانده شده بود و نگاه وسط گرایی چمران بدون شک ساختار فیلم لطمه زده بود.

اینکه بازیگر نقش اول ما بدلیل اسیب دیدگی نمی تواند تفنگ سنگین به دست بگیرد دلیل نمی شود مصطفی چریک را به یک کت وش لوار پوش شیک تبدیل کنیم...

بعد از دیدن چند باره این فیلم آدم احساس می کرد چمران چه قدر نگران خط اتوی لباسش است، این که این طور هست چرا اصلا تهران را رها کرده

اگر نگاهی ساده به خاطر چمران و بعضی از افراد حاضر در پاوه داشته باشیم ان وقت چمران چریک صلح طلب را بهتر خواهیم دید.

چرا چمران با آن همه شجاعتش می رود در انخرین سنگر و کنار زن و بچه های می جنگد؟

چرا چمران وقتی این همه نیرو کم است خودش هم فقط نظاره گراست-به غیر از  صحنه انتقال مجروحان و صحنه آخر-

چرا به راحتی می تواند تعداد گلوله هایی که چمران شلیک می کند را شمرد و لی این کار برای اصغر وصالی امکان پذیر نیست.


این یادداشت در سایت جهان نیوز