نهِ ده

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

۳۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «امام حسین علیه السلام» ثبت شده است

اولین تیزر مستند (طبیب مسیر)📽 کارگردان: محسن فینی زاده راوی: سید مجتبی مومنی کانال خبر رسانی https://telegram.me/tabib_masir

محرم امسال بود که به رسم هر سال یکی یا دو شب رفتیم هئیت هنر، به پیشنهاد یکی از رفقا (طه امیری) به سید مجتبی معرفی شدم، سید می گفت قرار یه گروه پزشک به صورت خودجوش برن تو مسیر اربعین هم کار درمانی کنند و هم خودشون پیاده روی، به طه ها پیشنهاد داده بود که مستندش کمکشون کنه، طه هم که در گیر یه مستند دیگه در مورد اربعین بود

زینب

عزا با عاشورا تمام نمی شود

عاشورا شروع عزاست

شروع تنهایی یک زن، میان مردان کثیف روزگار...

شروع جنگ یک زن با پلید ترین مردم

شروع زینب...

باید زینب به محفل شراب خوار ها وارد شود و از پاکی خاندانش دفاع کند

باید برای یک میمون باز، دائم خمر حرف بزند از طهارت نور، از پاکی خورشید بگوید، از اینکه بر تخت ولایتی تکیه زده که پاک است و به اسم دین با دستی نا پاک سر پاک ترین مردمان را بریده.

ما نباید نگران یزید شدن خودمان باشیم که البته اگر باشیم بی راه نیست چون بودند از نزدیکان یزید که روزی در رکاب امیرالمومنین شمشیر زدند و بعد شمشیر بر روی پسرش کشیدن و البته نباید نگران آن باشیم که جانباز جنگ دیروز باشیم قاتل حق امروز، بلکه باید نگران آن باشیم که روزی خودمان برای امامان دعوت نامه بفرستیم و بگوییم بی تاب تو هستیم در حضور تعجیل کن امام وقتی امام پس از هزاران نامه ما، به سمت ما با خانواده اش آمد نه اینکه او را پذیرا نباشیم بلکه برای کشتن او به هم سبقت بگیریم شمشیر تیز کنیم و وقتی شمشیر نداریم با سنگ... و دعوت کننده دیروز باشیم فرمانده امروز برای جنگ مقابل امامش، و چه قدر باورش سخت است و چه قدر ما خودمان را از این دور می بینیم...

والبته نباید نگران این به ظاهر انسانها باشیم که طول تاریخ پر است از کسانی که امروز آمدند و گفتند ما امام می خواهیم و فردا خودشان به نماز خوان بودند امام شهیدشان در محراب شک کردند و زهر داند و کشتن حجت خدا بلکه ما باید نگران آن باشیم که بدانیم حق با کیست و به هر بهانه ای حق را یاری نکنیم که قطعا بسیاری از آنهایی که حسین را یاری نکردند حق را می دیدند و البته از من و شما نماز خوان تر و به ظاهر ولایی تر بودند، گاه از نزدیکان حسین بودند که از سر هر چه بود با امام خود همراه نشدند و باز هم البته برای خودشان دلایل و توجیهاتی داشتند که ما هم همیشه برای نکرده هایمان و یا کرده هایمان توجیه می تراشیم و گاهی آن قدر خوب می تراشیم که خودمان هم باورمان می شود و فکر می کنیم ما چیزی را می بینیم که امامان نمی بیند و این می شود اول راه غفلت....

والبته نباید نگران این جمع حق بین و از ترس و مصلحت از حق حمایت نکن باشیم ما باید نگران این باشیم که با حسین به کربلا برویم و وقتی شب عاشورا بیت از سرمان برداشت آن وقت حق را تنها بگذاریم و بگریزیم تا حسین بماند و پست ترین آدم های عالم...

همراه حق باشیم تا شب حادثه وقتی فقط چند قدم مانده به صبح، مصلحت کنیم و از جنگ بترسیم سر سازش فرو آوریم.

وچه قدر عاشورا تکرار می شود و چه قدر کربلا همه جایی شده...

و ما باید ببینیم در عاشورا و کربلا امروز کجای صحنه ایستاده ایم...

عاشورا - 1394 - قبل از ظهر

همیشه عده ای هستند که صدایشان وقت تکبیر بلند است و وقت عمل کوتاه.

عده ای که حاضرند خط ولایت را فدای خود کنند، حاضرند این خط برود ولی انها بمانند.

عده ای مثل مگس هستند هرجا زخم باشد ، آنها هم هستند.

تنکه احد را متری هزار تومان می فروشند.

کسانی که آنقدر کتاب خواندن که کتاب زده شدن اما در وقت عمل به کتاب عمل نکردند.

اصل هشتم قانون اساسی برایشان فقط یک نوشته است.

همیشه عده ای هستند که دنبال 13 آبان نبودند که حالا 8آذر را تایید کنند.

اگر سال 59 سفارت ما را 6 روز در لندن ستخیر کردند عین خیالشان نبود، اما اگر ما 6 ساعت جلو سفارت فلان به ایستیم فریاد می زنند.

از همه چیز سهم می گیرند حتی از بازیافت زباله.

برایشان مهم نیست راه قدس از کربلا می گذرد یا دبی، فقط دنبال مسافرند تا پولی دربیاورند.

عده ای که اگر بدانند سودشان در نوشتن نامه به امام است می نویسند که از کوفه به امام حسین و چه از مجلس  به ...

شکمهایشان از حرام پر شده، دیگر حرف حق را نمی فهمند.

کیش برایشان بهتر است تا فکه

دینشان را پیش فروش می کنند

آب و خاک را  هر مترش را به یک نفر می فروشند، چه خریدار انگلیسی با شد چه منافق، کلا اهل معامله هستند

بعضی بیعتشان را قیمت کالا برگه می فروشند، چون اصلا بیعت نکردند...

اما در مقابل اینها عمارها و سلمان ها ایستاده اند، وهب دست به شمشیر است و باقری ها و روشن ها هم هستند

و انشاالله ما هم هستیم

 


ابن قولیه با سند معتبر روایت کرده از ابی هارون مکنوف که گفت:

به خدمت حضرت صادق علیه السّلام مشرف شدم آن حضرت فرمودند. که برای من مرثیه حسین (علیه السّلام) بخوان. من نیز شروع کردم به خواندن .
حضرت گریستند و من ساکت شدم.
حضرت فرمود: باز هم برای من مرثیه بخوان، من شروع کردم به خواندن این اشعار:
یا مَریَمُ قومُی فَاندُبی مَولاکِ وَ عَلیَ الحُسَین فَاسعَدی بِبُکاکِ
پس حضرت بگریست و زن
ها هم گریستند و شیون نمودند و هنگامی که از گریه آرام شدند فرمودند: ای اباهارون هر کس برای حسین (علیه السّلام) مرثیه بخواند و یک نفر را بگریاند بهشت بر او واجب میشود. و سپس فرمودند: هر کس امام حسین علیه السّلام را یاد کند و بر او گریه کند بهشت بر او واجب میشود.
به سند معتبر از عبدالله بن بکر روایت کرده
اند که گفت:
روزی از حضرت صادق علیه السّلام پرسیدم که یابن رسول الله اگر قبر حضرت امام حسین علیه
السّلام را بشکافند آیا در قبر آن حضرت چیزی خواهند دید؟
حضرت فرمود:
 ای پسر بکر چه بسیار عظیم است سؤال تو به درستی که حسین بن علی علیهماالسّلام با پدر و مادر و برادر خود در منزل رسول خدا صلی الله علیه و آله میباشند و با آن حضرت روزی خورده و شادمانی میکنند. گاهی بر جانب راست عرش آویخته و میگوید پروردگارا وفا کن به عهدی که با من بستهای و نظر میکند بر زیارت کنندگان خود، ایشان را با نامهایشان و نام پدرانشان میشناسند. و نظر میکنند به سوی آنهائی که بر او گریه میکنند و برایشان طلب آمرزش کرده و از پدرانشان میخواهند که برای آنها استغفار کنند و میگویند:
ای گریه کننده بر من اگر بدانی خدا چه جیزی برای تو مهیا کرده از ثواب
ها، هر آینه شادی تو زیادتر از اندوه تو خواهد شد
 

توقفی بکنید، ظهر ، ظهر عاشورا ست

عنایتی بکنید، حال در کربلا غوغا ست


اگر چه گرگ ها نشسته اند به کین
تبسمی بکنید، حافظ خیام پا برجاست


هوای گرم، دل سنگ، صدای حجت حق
ترحمی بکنید، طفل شیرخار اینجاست


میان معرکه ناله ای چنین برخاست
تعللی بکنید، مادر حسین آن جاست


چه حاجتی به قبله ، مسیر حجاز
تعبدی بکنید، قبله جهان اینجاست


خیام سوخت پرسشی درون ذهنش گفت
تکلمی بکنید، دختر حسین تنهاست


ز دامن نیم سوخت خون چرا چکید

ملامتش نکنید، یتیم کربلا ست

می گفت بیداری بعد از شهادت حسین هرچند از خفتن تا مرگ بهتر است اما سودی به صاحبش که در وقت جنگ خوابیده بوده نمی رساند.

می گفت عاشورا برای همه ما است، کربلا در مسیر همه ما، حتی اگر بخواهیی یا نخواهیی

می گفت به همه ما وعده حکومت می دهند ، به یکی ری وعده کردند شاید به ما جای دیگری را ، مراقب باش امام نفروشی

می گفت همیشه بعد از حادثه کار ساده است ولی حین جنگ مرد می خواهد نعره حق زدن

می گفت زهیر را شنیده ایی، امام برای همه ما به درب خیمه می آید باید مراقب باشی آن وقت ، بیدار باشی یا یک همسر مثل همسر زهیز داشته باشی

می گفت میشود اصحاب باشی ولی به راه نباشی و می شود مسیحی باشی و هم خودت هم مادرت به راه باشد، انقدر به راه که سر پسرش را هم پس نگیرد

می گفت می شود به اسم دسدن به کشتن بپردازی ولی وقت نماز ، نماز گذار بکشی

می گفت می شود 6 ماه داشته باشی ولی بابی باشی برای حاجات امتی

می گفت هنوز هم می شود راه به امام ببندی ولی بعدا از اصحاب شویی

می گفت هنوز هم می شود با امام حج را ترک کنی ولی بعدا از او دور شویی و خودت را به خواب بزنی

می گفت کربلا نزدیک است، محرم نزدیک است، عاشورا نزدیک است

بازتاب:

باشگاه خبرنگاران جوان

کربلا مقصد نیست، مبدا زندگیست

عاشورا مقصد نیست، مبدا ماست

مبدا زندگی بدون ظلم

مبدا بودن تا ابدا

مبدا همه عاشقانی که می خواهد یک صبح تا به ظهر به بهشت برسند

بلکه از بهشت بالاتر به خدا برسند

مبدا دل های بی تابی که این زندان دنیایی انها را خسته کرده

مبدا همه عاشقان تا به ابد که می خواهند با تعداد کمی به تمام ستمگران عالم غلبه کنند

عاشورا مبدا رسانه است، مبدا حرفهای نگفته ماست، مبدا 1400 سال انتظار است

عاشورا مبدا ماست، مبدا همه انسانی هایی که از زمان و زمانه جا مانده اند و میل به بی نهایت دارند

مبدا همه آزادگان خواه سیاه باشند خواه سفید و مسلمان باشند یا غر مسلمان

آن خانه سوختگان از ظلم هروقت به یاد خیمه سوخته اب عبدالله می افتند قوت می گیرند

آنان که تمام دارایی خود راداده اند وقیت قصه کربلا را می شنوند تا دارا می شوند

انان که به کور سوی چراغعادت کرده اند با دیدن کتیه کربلا دیگر به کمتر از خورشید قانع نمی شوند

که قطعا خورشید هم تشنه  نور کربلاست

قبل از کربلا چه کسی جز خواص امید رسیدن به خدا را داشته، اما بعد از کربلا هر رو سیاهی که قطره ایی اشک بریزد وعده بهشت در دستش هست

قبل از کربلا برای جنگ باید تجهیزات را اول کامل می کردند بعد از کربلا اول باید خودت را اماده کنی

قبل از کربلا انسان ها با اشهد مسلمان بوندن و بعد از کربلا شرط اسلام با حسین بودن است

کربلا ایمان می خواهد، خون می خواهد، دل می خواهد

قبل از کربلا همه مدعی مردی بودن وفا اما بعد از کربلا فقط یک نفر مرد وفا بود

قبل از کربلا دیدن بهشت از بین دو انگشت محال بود اما با کربلا دینش برای غلام سیاه هم سهل است

ما منتظر مقصد کربلا و عاشورا و قیام و حماسه حسینی هستیم

منتظر منتقم خون و آرمان حسین و حجت خدا

و این انتظار برای ما کم از حادثه کربلا ندارد و آماده به رزم در حال جهاد هستیم

و ما عاشورایی و کربلایی هستیم

و ما فرزندان عاشورا و مردان نه دی هستیم که جنسش از جنس عاشورا است

عاشورایی که قرار نیست حجت خدا در آن شهید شود و خاندانش به اسارات بروند

عاشورایی از جنس بیداری از جنس بصیرت

وقطعا در نه دی عاشورا بود که به کمک ما آمد

 

وقتی می خواهی با نگاهی واقع بینانه به حادثه کربلا نگاه کنی حتما توجه ات به ماجرا های بعد از عاشورا بیشتر از خود روز عاشورا جلب می شود

چون تمام سعی حکومت یزید این بود که جنایت ها در همان کربلا بماند و نقلی از آن به بیرون درج نکند

حال باید دید که یک مثلث تبلیغاتی عظیم چگونه بر تمام این دسیسه ها غلبه می کند و کا را به جایی می رساند که یزید به صورت رسمی گناه را به گردن دیگری می اندازد

این امر که چه گونه اسیرانی خسته و زخم خورده آنچنان فضای تبلیغی را مدیریت میکنند که شام با آن هم سیاهی که از زمان معاویه درد آن علیه خاندان رسول الله و مخصوصا امیرالمومنین روحی فداک فرزندان مطهر ایشان تبلیغ شده بود را  از نظر تبلیغی نابود می کند

یعنی در آن شام اعتراضات مردم خواب به جایی می رسد که در دربار یزید نیز به اعمال وحشیانه سپاهیان او اعتراض می شود

اما این مثلث را باید در سه گروه نگاه کرد

اول امام سجاد که بحث در مورد خطبه ها و فعالیت های تبلیغی این بزرگوار در این یادداشت نمی گنجد

دوم: زنان همراه که شاخص ترین انها حضرت زینب و همسران امام حسین هستند که با خطبه های طوفانی شان کاج ظلم یزید را ویران می کنند

اما ضلع سوم این مثلث تبلغی شاید بخشی از حادثه کربلاست که جا مانده است

وقتی که حاکمان ساکن در پایخت مدعی می شوند که ما در حادثه کربلا نقشی نداشته ایم و فرمانده جنگ خود س این کار را کرده ، ان وقت نوبت دردانه حسین علیه السلام است که کاخ پوشالی و ادعا دروغین یزید را با شهادت خود رسوا کند و وقت ان رسیده که یزید با دستان خود قاتل فرزندان پیامبر شود.

شاید اگر به نقش حضرت رقیه و از نظر من جنگ دلیرانه او نگاه دقیقی بندازیم خواهیم دید که آخرین خطبه اتمام حجت حسین است، برای کسانی که مدعی بودند که از عاشورا بی خبر هستند.

مگر می شود در شهر چنین عمل سیاهی انجام شود و یک نفر مرد در آن شهر باشد و فقط نگاه کند

ضلعی از کاروان حسینی که باید در ان خرابه فریاد اسلام را چنان سر می داد که تا ابدا هر دل عاشقی از غم بگرید

به نظر من می شود خرابه های شام را با میدان جنگ حسین هم تراز دانست

می شود حرف های دختر حسین را اذن میدان از پدر دانست

و باید به خواهر حسین گفت خود حسین اذن داده تو مقصر شهید شدن دخترش نیستی

جایگاه حضرت رقیه جایگاه گاهی بودن از جنس شجاعت و ولایت، نباید آن را با حس پدر و دختر جابجا کرد

باید با کمال افتخار گفت که د رمکتب ما حتی یک دختر بچه کوچک پیغام بر خواهد شد اگر معلمش حسین باشد حتی بعد از عاشورا...

دسترسي به صفحات: ۱ - ۲ - ۳ -