نهِ ده

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

۱۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «امام خمینی» ثبت شده است

  بدون شک مسیر انقلاب اسلامی در سال های 45 تا 57 و حتی در زمان اوایل انقلاب به خصوص دوران دفاع مقدس وابسته به مساجد  بوده است

 در تاریخ انقلاب شکوهمند اسلامی مساجد نقش سازنده و موثر خود را در تقویت ایمان به­ هدف و همچنین گرد­آوری طبقات گوناگون از آحاد جامعه به­ خصوص جوانان ایفا نموده است. فرمایش حضرت امام بیانگر نقش مهم مساجد در پیروزی انقلاب است آن­جا که می­فرمایند:« این مساجد بود که این پیروزی را برای ملت ما درست کرد، این مراکز حساسی است که ملت باید به­آن توجه داشته باشند این­طور نباشد که خیال کنیم حالا دیگر ما پیروز شدیم دیگر مسجد می­خواهیم چه کنیم؟ پیروزی ما برای اداره مسجد است.(صحیفه امام خمینی (ره)، ج 13، ص15)

 مساجد در شروع نهضت نقش نقاط اجتماع و نیز پشتیبانی فکری و نگرشی را برای مردم و در اوایل انقلاب حتی نقش اقتصادی و معیشتی را در توزیع نیاز های مردم به عهده گرفته و به حق به خوبی از عهده آن برآمده است.

 ایشان خطاب به دانشگاهیان این چنین فرمودند: « این­ها از مسجد می­ترسند، من تکلیفم را باید ادا کنم به­شما بگویم، شما دانشگاهی­ها شما دانشجو­ها، همه­تان بروید مساجد را پر کنید سنگر هست این­جا ، سنگرها را باید پر کرد»(همان،ج 12، ص 393

  معرفی می کرده می­فرمایند: « مسجد در اسلام و در صدر اسلام همیشه مرکز جنبش و حرکت­های اسلامی بوده است. از مسجد تبلیغات اسلامی شروع می­شده، از مسجد حرکت قوای اسلامی برای سرکوبی کفار و وارد کردن آن­ها در زیر بیرق اسلام بوده است. شما که از اهالی مسجد و علمای مساجد هستید، با پیروی از پیامبر اسلام (ص) و اصحاب آن سرورکنید و مساجد را برای تبلیغ اسلام و حرکت اسلامی و قطع ایادی کفر و شرک و تایید مستضعفین در مقابل مستکبرین قرار دهید. (همان، ج 7، ص 65

آن زمان که مساله سکولاریسم و جدایی دین از سیاست مطرح بود و این از شگردهای استعمار انگلیس از دوران قاجار و بالتبح در دوران پهلوی شدت گرفت حضرت امام تاکید داشتند که مساجد می­تواند پایگاه سیاسی باشد به همین منظور می­فرمودند: «مساجد باید مجتمع بشود از جوان­ها، اگر ما بفهمیم که این اجتماعات چه فوائدی دارد و اگر بفهمیم که اجتماعاتی که اسلام برای ما دستور داده و فراهم کرده است چه مسایل سیاسی را حل می­کند، چه گرفتاری­ها را حل می­کند، این­طور بی­حال نبودیم که مساجد­مان مرکز بشود برای چند پیرزن و پیرمرد»(همان، ج 13، ص 325)

ونیز گفتند :« اگر این مسجد و مرکز ستاد اسلام قوی باشد ترس از فانتوم­ها نداشته باشید. ترس از آمریکا و شوروی و این­ها نداشته باشید، آن روز باید ترسی داشته باشید که شما پشت بکنید به­اسلام، پشت کنید به ­مساجد) .همان، ج 13، ص 21

از منظر حضرت امام راحل عبادت و سیاست به­هم آمیخته است در این باره آن امام عظیم­الشان می­فرمایند: در اسلام سیاست در عبادت مُدغَم است و عبادتش در سیاست مُدغَم یعنی همان جنبه عبادی یک جنبه سیاسی دارد. همین اجتماع در اعیاد برای نماز، جنبه سیاست دارد مسلمان­ها باید از این اجتماعاتی که هست از این اجتماعات استفاده کنند در صدر اسلام مساجد محلی بوده است که از همان مسجد ارتش راه می­افتاد برای جنگ با کفار و با قلدرها از همان مسجد آن­جا خطبه خوانده می­شد و مردم دعوت می­شدند. و از همان مسجد راه می­افتادند و می­رفتند طرف دشمن. در خطبه نماز جمعه مقدرات مملکت باید بیان بشود. مسایل سیاسی که در مملکت جریان پیدا می­کند مسایل اجتماعی که در مملکت باید جریان پیدا کند، گرفتاریهای مسلمان­ها و اختلافات مسلمان­ها در آن خطبه­ها باید طرح شود و رفع بشود. (همان، ج 4، ص 447

حال بحث اینجاست که مسجدی که در نظر امام راحل در این سطح از اهمیت است، مسجدی که بدون شک محل رویش انقلاب و تفکر انقلابی است، مسجدی که بدون شک یکی از پایه عای استوار ارزش های اسلام و انقلاب و سبب استحکام حقیقی اصول اسلام بوده و است، مسجدی که در جریان ها و فعالیت های فرهنگی، نظامی، اقتصادی و حتی سیاسی نقش پر رنگی را داشته چرا امروز از ظرفیت و جایگاه آن استفاده بیشتری نشود، مسیر سازی مبتنی به مساجد، مسیر سازی مبتی به دین را ثمره می دهد، بستر مسجد هرچند جزئی از بدنه انقلاب است-وشاید هم انقلاب نماد بیرونی و سیاسی نگرش مسجد- اما باید قبول کرد هنوز از تمام ظرفیت های مساجد استفاده نشده است.

مجموعه های ارزشی و نهاد های انقلابی بایستی با تغییر در نگرش یا بهبود نگرش فرهنگ مبتنی بر پایگاه مساجد را ساختار دهی کرده و به عمل برساند.

هنر مبتی بر مسجد به جد در طول عمر انقلاب خروجی در حد توان خود را نشان نداده-به جز هنر معماری- بایستی هنر -اقسام هنری حتی همر مدرن- از دو جهت آموزش در مسجد و رشد و اصلاح با اموزه های مسجد-که هر دو ملزوم هم هستند- را تجربه و سبک جدید را از هنر مدرن ارائه کند.

حرکت آموزش فرهنگ و هنر و حتی اموزش دینی فرهنگ و دینی هنر در خارج از مسجد بدون شک حرکتی از همین حالا شکسته خورده و معلوم عاقبت است، برگشتن هنر اصیل و هنر مدرن به دامن مساجد به عنوان پایگاه مستحکم اسلام و البته همراهی مساجد با ذات هنر مخصوصا هنر مدرن و جرات تغییر در هنر با آموزه های اسلام و نگرش مسجد محور بدون شک مسیر نو و جریانی تازه خواهد بود که دست پایین ما را در هنر مدرن در عرصه جهانی تبدیل به نگاه برتر و تهدیدات حال حاضر -که تمامی جوامع از آن رنج می برند را- به فرصتی طلایی برای بسط این نگرش حتی در سطح جهان دارد. 

 

بدون شک امام خمینی (ره) بنیادی را در ایران بنا نهادن که آنقدر مستحکم بوده که تاکنون با اینکه تمامی قدرت ها به هر وسیله ایی اعم از نرم و سخت اراده برای نابودی آن گرفتند ولی این  مسیر روشن هر روز فراگیر تر و جهانی تر شده است به صورتی که امروز  به عنوان یک مسیر جدا از شرق و غرب خوانده می شود.


انقلاب اسلامی جدا از اینکه در پهنای خاک مقدس ایران شکل گرفت از چنان دوامی برخوردار بوده است که با اینکه از همان ابتدا مورد تهاجم واقعه شده اما همچنان ایستاده است

- ترور شخصیت های شاخص انقلاب و یاران صدیق انقلاب نظیر بهشتی، باهنر، رجایی و بسیاری دیگر که هر یک از آنها برای سقوط یک انقلاب نو پا کافی بود

- تهاجم عراق به ایران جنگ 8 ساله در حالی که هنوز اندکی از استقرار جمهوری اسلامی می گذرد و کشور با توجه به فرار بعضی از فرماندهان ارتش هنوز ارتش را سامانه دهی نکرده است

- تحریک برای جدایی طلبی بسیاری از بخش های مرزی  کشور

- ترور کور و کشتار چند هزار نفری توسط منافقین

- غائله اسفند ماه بنی صدر

- تهاجم رسانه ها و رادیو های بیگانه

- تحریم ها که از ابتدای انقلاب شروع شد و قبل از اجرای هرکدامشان بیان می شود که این فلج کننده است

- آشوب های 87

- قتل های زنجیره ایی

- جریان های خود فروخته

- رسانه های خود فروخته داخلی

- جنگ نرم و حمله به پایه فرهنگی سبک زندگی ایرانی و سلامی

- فتنه 88

و هزار،هزار طرح و کودتای نرم و سخت که شاید بخشی از یکی از آنها برای سقوط یک انقلاب کافی باشد

 

انقلابی که از همان ابتدا عزم ایستادن روی پای خود را کرد و تا به حال به مدد حضرت صاحب چنین بوده است

حال سوال اینجاست : چه مؤلفه هایی سبب این استحکام شده است؟

امام خمینی (ره) پایه های انقلاب را روی چه ستونهایی بنا کردکه با این همه دشمنی و خرابکاری هنوز ایستاده است و تازه هر روز رویش هم دارد؟

چطور ایران مرزها را فتح می کند در حالی که دشمنانش هر روز و هر ساعت به تمام توان در حال حمله به مرزهای مادی و معنویی او هستند؟

چه طور سازهای نظامی  و ارتش را مستقر کرده است که تا به حال توانسته است محکم به ایستد؟

چه طور مردم را دل بسته انقلاب کرده است که مردم انقلاب را نه اینکه رها نکرده اند بلکه در سختی هایی مانند جنگ و اقتصاد یار انقلاب بوده اند؟

و بسیاری از سوالات دیگر که اینها انقلاب ایران را از سایر انقلاب های جهان نه اینکه متمایز می کنند بلکه حتی برتر هم قرار می دهد

انقلاب فرانسه چندین بار علیه خودش انقلاب کرد، بعضی از انقلاب ها از درون خورده شده اند اما در ایران نظامی را امام خمینی (ره) بنا گذاشته است که هر روز بر آرمانهای ابتدایی اش استوار تر می شود

شاید بتوان عوامل زیر را به اختصار تفاوت انقلاب ایران به رهبری امام خمینی ره از دیگر انقلاب ها دانست

الف- استحکام انقلاب بر موازین اسلام: اسلام دینی پویا و زنده است و به هیچ عنوان دچار تند رویی و کند روی-ریشه تغییر و تخریب آرمان ها-نمی شود و باتوجه به سابقه و تجربه بیش از 1400 ساله و نفوذ در میان مردم ایران پایه و منبع اصلی انقلاب است.

 

ب- استحکام بر روی مستضعفین و پا برهنه های: به صورت قطع از نکاتی که مکرر امام خمینی (ره) روی آن تاکید داشتند حضور همیشگی مردم مخصوصا مردم مستضعف و اینکه این انقلاب اصلا بر پایه مردم مسلمان و ولایت مدار بنا شده است، سرمایه ایی که بسیار بکار انقلاب امده است، مردمی که هیچ وقت انقلاب را تنها نگذاشتند و همیشه انقلاب را برای خود می دانستن تا جایی که که امام خمینی (ره) ملت ایران را برتر از ملت  های دیگر در تاریخ می دانند.

ج- استحمام بر صلاح و آسایش مردم: انقلاب  های دیگر کشور ها اغلب بر روی اصولی مستحکم شده است که در زمان کوتاهی با منافع و صلاح مردم به تضراب می رسد که در بهترین حالت کشور ها گاهی به اصول و گاهی به منافع نگاه می کنند -کشور های غربی بر منافع و کشور های کمونیسم بر اصول تاکید دارند-اما حضرت امام نظامی را بنا نهادند که جنسی از منافع و اصول را تعریف می کند-بنا به ریشه اسلامی انقلاب- که اگر به صورت صحیح اجرا شود هیچ وقت این دو به تناقض نمی خوردند هیچ بلکه سبب تعالی هر یک نیز می شوند در اصول، تعالی اجرایی و در منافع و آسایش تعالی ظاهری و باطنی.

د- انعطاف پذیری و پویایی انقلاب: ابتکاراتی که در طول سی چند ساله انقلاب رخ داده است شاید با حدود یک یا حت

ی دو قرن دیگر کشورها-از لحاظ تجربه سیاسی- برابری کند.

تعریف جمهوری اسلامی با ساختار نظام مند - ترکیب دین و مردم سالاری - تبدیل تهدید ها به فرصت ها در موضوعات بین الملل و اقتصادی - چرخشهای بین گروهی در جریانات سیاسی در بازهای کم زمانی  و بسیاری از این موضوعات که ریشه و اصل پویایی نظام را می رساند

---------------------

بازتاب:این یادداشت در خبرگزاری فارس(+)

 

بخش های مهمی از  وصیت‌نامه  امام خمینی(ره نه دی هشتاد و هشت www.881009.ir- ما همه دیدیم قرآنی را که محمدرضاخان پهلوی طبع کرد و عده‌ای را اغفال کرد و بعض آخوندهای بیخبر از مقاصد اسلامی هم مداح او بودند. و می‌بینیم که ملک فهد هر سال مقدار زیادی از ثروتهای بی‌پایان مردم را صرف طبع قرآن کریم و محالّ تبلیغاتِ مذهبِ ضد قرآنی می‌کند و وهابیت، این مذهب سراپا بی اساس و خرافاتی را ترویج می‌کند؛ و مردم و ملتهای غافل را سوق به سوی ابرقدرتها می‌دهد و از اسلام عزیز و قرآن کریم برای هدم اسلام و قرآن بهره‌برداری می‌کند  .

- ما مفتخریم که کتاب نهج‌البلاغه که بعد از قرآن بزرگترین دستور زندگی مادی و معنوی و بالاترین کتاب رهایی‌بخش بشر است و دستورات معنوی و حکومتی آن بالاترین راه نجات است، از امام معصوم ما است.

- ما مفتخریم که ادعیه حیاتبخش که او را «قرآن صاعد» می‌خوانند از ائمه معصومین ما است. ما به «مناجات شعبانیه» امامان و «دعای عرفات» حسین بن علی ـ علیهماالسلام ـ و «صحیفه سجادیه» این زبور آل محمد و «صحیفه فاطمیه» که کتاب الهام شده از جانب خداوند تعالی  به زهرای مرضیه است از ما است.

- ملتهای اسلامی و مستضعفان جهان مفتخرند که دشمنان آنها حسین اردنی این جنایت پیشه دوره گرد، وحسن و حسنی مبارک هم‌آخور با اسرائیل جنایتکارند و در راه خدمت به امریکا و اسرائیل از هیچ خیانتی  به ملتهای خود رویگردان نیستند.

- ما مفتخریم که دشمن ما صدام عفلقی است که دوست و دشمن او را به جنایتکاری ونقض حقوق بین المللی و حقوق بشر می‌شناسند و همه می‌دانند که خیانتکاری او به ملت مظلوم عراق و شیخ نشینان خلیج،‌ کمتر از خیانت به ملت ایران نباشد.

- ما و ملتهای مظلوم دنیا مفتخریم که رسانه‌های گروهی و دستگاههای تبلیغات جهانی، ‌ما و همه مظلومان جهان را به هر جنایت و خیانتی که ابرقدرتهای جنایتکار دستور می‌دهند متهم می کنند. کدام افتخار بالاتر و والاتر از اینکه امریکا با همه ادعاهایش و همه ساز و برگهای جنگی‌اش و آنهمه دولتهای سرسپرده‌اش و به دست داشتن ثروتهای بی پایانِ ملتهای مظلوم عقب افتاده و در دست داشتن تمام رسانه‌های گروهی، در مقابل ملت غیور ایران و کشور حضرت بقیه الله ـ ارواحنا لمقدمه الفداء ـ آنچنان وامانده و رسوا شده است که نمی‌داند به که متوسل شود! و رو به هرکس می‌کند جواب رد می‌شنود! و این نیست جز به مددهای غیبی حضرت باری تعالی ـ جلَّت عظمتُه ـ که ملتها را بویژه ملت ایران اسلامی رابیدار نموده واز ظلمات ستمشاهی به نور اسلام هدایت نموده.

- من اکنون به ملتهای شریف ستمدیده و به ملت عزیز ایران توصیه می‌کنم که از این راه مستقیم الهی که نه به شرق ملحد و نه به غربِ ستمگرِ کافر وابسته است، بلکه به صراطی که خداوند به آنها نصیب فرموده است محکم و استوار و متعهد و پایدارً پایبند بوده، و لحظه‌ای‌ از شکر این نعمت غفلت نکرده و دستهای ناپاک عمال ابرقدرتها، چه عمال خارجی و چه عمال داخلی بدتر از خارجی، تزلزلی در نیت پاک و اراده آهنین آنان رخنه نکند؛ و بدانند  که هرچه رسانه‌های گروهی عالم و قدرتهای شیطانی غرب و شرق اشتلم می‌زنند دلیل برقدرت الهی آنان است و خداوند بزرگ سزای آنان را هم در این عالم و هم درعوالم دیگر خواهد داد.  «إنَّه ولی النِّعَم وبِیدِه ملکوتُ کلِّ شیءٍ».

- لازم است در نوحه‌ها و اشعار مرثیه و اشعار ثنای از ائمه حق ـ علیهم سلام الله ـ‌ به طور کوبنده فجایع و ستمگریهای ستمگران هر عصر و مصر یادآوری شود؛ و در این عصر که عصر مظلومیت جهان اسلام به دست امریکا و شوروی و سایر وابستگان به آنان و از آن ‌جمله آل‌سعود، این خائنین به ‌حرم بزرگ الهی _ لعنه الله و ملائکته و رسله علیهم ـ است به طور کوبنده یادآوری و لعن و نفرین شود. و همه باید بدانیم که آنچه موجب وحدت بین مسلمین است این مراسم سیاسی است که حافظ ملّیت مسلمین، بویژه شیعیان ائمه اثنی‌عشر ـ علیهم صلوات الله وسلم ـ است

آنچه لازم است تذکر دهم آن است که وصیت سیاسی ـ الهی اینجانب اختصاص به ملت عظیم‌الشأن ایران ندارد، بلکه توصیه به جمیع ملل اسلامی و مظلومان جهان از هر ملت و مذهب می‌باشد.

- اهمیت انقلاب شکوهمند اسلامی که دستاورد میلیونها انسان ارزشمند و هزاران شهید جاوید آن و آسیب دیدگان عزیز، این شهیدان زنده است و مورد امید میلیونها مسلمانان و مستضعفان جهان است، به قدری است که ارزیابی آن از عهده قلم و بیان والاتر و برتر است.  اینجانب، روح الله موسوی خمینی که از کرم عظیم خداوند متعال با همه خطایا مأیوس نیستم و زاد راه پرخطرم همان دلبستگی به کرم کریم مطلق است، به عنوان یک نفر طلبه حقیر که همچون دیگر برادران ایمانی امید به این انقلاب و بقای دستاوردهای آن و به ثمر رسیدن هرچه بیشتر آن دارم، به عنوان وصیت به نسل حاضر و نسلهای عزیز آینده مطالبی هر چند تکراری عرض می‌نمایم. و از خداوند بخشاینده می‌خواهم که خلوص نیت در این تذکرات عنایت فرماید

- از همه بدتر وضع دانشگاهها و دبیرستانها و مراکز آموزشی که مقدرات کشور به دست آنان سپرده می‌شد، با به کار گرفتن معلمان و استادان غربزده یا شرقزده صد‌درصد مخالف اسلام و فرهنگ اسلامی بلکه ملی صحیح، با نام «ملیت» و «ملی گرایی»، گرچه در بین آنان مردانی متعهد و دلسوز بودند، لکن با اقلیت فاحش آنان و در تنگنا قرار دادنشان کار مثبتی نمی‌توانستند انجام دهند و با اینهمه و دهها مسائل دیگر، از آن جمله به انزوا و عزلت کشیدن روحانیان و با قدرت تبلیغاتْ به انحراف فکری کشیدن بسیاری از آنان، ممکن نبود این ملت با این وضعیت یکپارچه قیام کنند و در سرتاسر کشور با ایده واحد و فریاد «الله اکبر» و فداکاریهای حیرت‌آور و معجزه آسا تمام قدرتهای داخل و خارج را کنار زده و خودْ مقدرات کشور را به دست گیرد. بنابراین شک نباید کرد که انقلاب اسلامی ایران از همه انقلابها جدا است: هم در پیدایش و هم در کیفیت مبارزه و هم در انگیزه انقلاب و قیام. و تردید نیست که این یک تحفه الهی و هدیه غیبی بوده که از جانب خداوند منان بر این ملت مظلوم غارتزده عنایت شده است .

- امروز بر ملت  ایران، خصوصاً، و بر جمیع مسلمانان، عموماً،  واجب است این امانت الهی را که در ایران به طور رسمی اعلام شده و در مدتی کوتاه نتایج عظیمی به بار آورده، با تمام توان حفظ نموده و در راه ایجاد مقتضیات بقای آن و رفع موانع و مشکلات آن کوشش نمایند. و امید است که پرتو نور آن بر تمام کشورهای اسلامی تابیدن گرفته و تمام دولتها و ملتها با یکدیگر تفاهم در این امر حیاتی  نمایند، و دست ابرقدرتهای عالمخوار و جنایتکاران تاریخ را تا ابد از سر مظلومان و ستمدیدگان جهان کوتاه نمایند.

- اینجانب که نفسهای آخر عمر را می‌کشم به حسب وظیفه، شطری از آنچه در حفظ و بقای این ودیعه الهی دخالت دارد و شطری از موانع و خطرهایی که آن را تهدید می‌کنند، برای نسل حاضر و نسلهای آینده عرض می‌کنم و توفیق و تأیید همگان را از درگاه پروردگار عالمیان خواهانم.

- بی‌تردید رمز بقای انقلاب اسلامی همان رمز پیروزی است؛ و رمز پیروزی را ملت می‌داند و نسل‌های آینده در تاریخ خواهند خواند که دو رکن اصلی آن: انگیزه الهی و مقصد عالی حکومت اسلامی؛ و اجتماع ملت در سراسر کشور با وحدت کلمه برای همان انگیزه و مقصد.

- امروز و در آتیه نیز آنچه برای ملت ایران و مسلمانان جهان باید مطرح باشد و اهمیت آن را در نظر گیرند، خنثی کردن تبلیغات تفرقه افکنِ خانه برانداز است. توصیه اینجانب به مسلمین و خصوص ایرانیان بویژه درعصر حاضر، آن است که در مقابل این توطئه‌ها عکس العمل نشان داده و به انسجام و وحدت خود، به هر راه ممکن افزایش دهند و کفار و منافقان را مأیوس نمایند.
- از توطئه‌های مهمی که در قرن اخیر، خصوصاً در دهه‌های معاصر، و بویژه پس از پیروزی انقلاب آشکارا به چشم می‌خورد، تبلیغات دامنه‌دار با ابعاد مختلف برای مأیوس نمودن ملتها و خصوص ملت فداکار ایران از اسلام است.

بخش های مهمی از  وصیت‌نامه  امام خمینی(ره نه دی هشتاد و هشت www.881009.ir

- از همین قماش توطئه‌ها و شاید موذیانه‌تر، شایعه‌های وسیع درسطح کشور، و در شهرستانها بیشتر، بر اینکه جمهوری اسلامی هم کاری برای مردم انجام نداد. بیچاره مردم با آن شوق و شعف فداکاری کردند که از رژیم ظالمانه طاغوت رهایی یابند، گرفتار یک رژیم بدتر شدند! مستکبران مستکبرتر و مستضعفان مستضعف‌تر شدند! زندانها پر از جوانان که امید آتیه کشور است می‌باشد و شکنجه‌ها از رژیم سابق بدتر و غیر انسانیتر است! هر روز عده‌ای را اعدام می‌کنند  به اسم اسلام! و ای کاش اسم اسلام روی این جمهوری نمی‌گذاشتند! این زمان از زمان رضاخان و پسرش بدتر است! مردم در رنج و زحمت وگرانی سرسام‌آور غوطه می‌خورند و سردمداران دارند این رژیم را به رژیمی کمونیستی هدایت می کنند! ‌اموال مردم مصادره می‌شود و آزادی در هر چیز از ملت سلب شده! و بسیاری دیگر از این قبیل امور که با نقشه اجرا می‌شود. و دلیل آنکه نقشه و توطئه در کار است آنکه هرچند روز یک امر در هر گوشه و کنار و در هر کوی و برزن سر زبانها می‌افتد؛ در تاکسیها همین مطلب واحد و در اتوبوسها نیز همین و در اجتماعات چند نفره باز همین صحبت می‌شود؛ و یکی که  قدری کهنه شد یکی دیگر معروف می‌شود. و مع‌الأسف بعض روحانیون که از حیله‌های شیطانی بیخبرند با تماس یکی‌ ـ‌ دو‌ نفر از عوامل توطئه گمان می‌کنند مطلب همان است. و اساس مسأله آن است که بسیاری از آنان که این مسائل را می‌شنوند و باور می‌کنند اطلاع از وضع دنیا و انقلابهای جهان و حوادث بعد از انقلاب و گرفتاریهای عظیم اجتناب ناپذیر آن ندارند ـ چنانچه اطلاع صحیح از تحولاتی که همه به سود اسلام است ندارندـ و چشم بسته و بیخبر امثال این مطالب را شنیده و خود نیز با غفلت یا عمد به آنان پیوسته‌اند .

وصیت امام خمینی به وزارت ارشاد و امور خارجه

نگاه امام خمینی به وزارت ارشاد و امور خارجه به حق بسیار بیشتر عملکرد حال حاضر و حتی برنامه های ارائه شده از سوی مدیران آن است.

امام خمینی با صراحت در وصیت نامه خود از وظایف وزارت ارشاد به عنوان " تبلغ حق مقابل باطل" یاد می کند تاکید می کند این وزارت خانه چهره واقعی انقلاب اسلامی ایران را در مقابل تهاجم تبلیغاتی تمام رسانه های گروهی وابسته به جهان عرضه کند.

امام با بیان اینکه قدرت رسانه ای ما ضعیف است تاکید می کند "جهان امروز روی تبلیغات می چرخد"

البته امام در وصیت نامه وظیفه تبلیغ را متوجه نخبگان نیز می کند

امام حتی به سفارت خانه ها توصیه می کند که در این رابطه نشریه چاپ کنند تا "چهره نورانی اسلام را برای جهانیان روشن نمایند" و تاکید می کنند"که اگر این چهره با آن جمال جمیل که قرآن و سنت در همه ابعاد به آن دعوت کرده از زیر نقاب مخالفان اسلام و کج فهمی های دوستان خود نمایی نماید اسلام جهان گیر خواهد شد."

نگاه حداقلی که در سال های  سازندگی و بعد از آن در وزارت ارشاد شکل گرفت باعث شد به جای نگاه به این آرمان ها که وزارت ارشاد و امور خارجه را وزارت صدور فرهنگی اسلام می کرد تا جایی پیش برویم که به فرمود رهبر در  وزارت فر هنگ و ارشاد اسلامی یک کار اسلامی هم شکل نگیرد.

حضور افراد معلوم حالی در این جایگاه مهم مانند مهاجرانی انقدر این وزارت را تضعیف کرد که نه اهداف جهانی بلکه در موضوعات فرهنگی و اسلامی داخلی هم توان مدیریت و فرهنگ سازی ندارد.

نگاه امام به جهان و نیاز جهانی به شنیدن صدا رسا اسلام نه در این بند وصیت نامه بلکه در سراسر بیانات امام در قبل و بعد پیروز انقلاب مکرر شنیده شد اما متاسفانه افراد مصلحت اندیشه با چهره ای دوگانه و بیانی فریبنده به اسم سازش با جهان و یا تنش زدایی اجازه بیان اصول و آرمان های اسلام را هم ندادند.

حضور افراد ضعیف، سست ایمان و غیر متخصص در وزارت ارشاد و خارجه آنقدر پیش رفت که امروز در بسیاری از حضور های قدرتمند ایران در سطح جهان در موضوعات فرهنگی و  دیپلماسی عمومی کمترین نقش را برای این دو نهاد که این موضوعات وظیفه ذاتی و علت تشکیلشان است دیده نمی شود.

تاکید صریح امام به نقش اصلی این دو وزارت خانه در طول چهار دولت میر حسین، هاشمی، خاتمی و در اوقاتی احمدی نژاد مورد بی توجهی قرار گرفت و امروز وزارت فرهنگ ما در امور داخلی فرهنگی در مانده و وزارت خارجه ما بیشتر وزارت تکذیب است تا بلندگوی مظلومیت مستضعفین.

 نگاه امام خمینی ره به قشر محروم"رئیس جمهور و وکلای مجلس از طبقه باشند که محرومیت و مظلومیت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فکر رفاه آنان باشند نه از سرمایه داران و زمین خواران و صدرنشینان مرفه و غرق در لذات و شهورات که تلخی محرومیت و رنج گرسنگان و پابرهنه گان را نمی توانند بفهمند." [وصیت نامه امام خمینی ره]

نگاه امام خمینی ره به محرومین و مستضعفین از قبل از شروع انقلاب نگاهی خدمتگذارانه بوده و همیشه خود و انقلاب را خدمتگذار این قشر معرفی کرده است.

از نگاه امام مالکان حقیقی و صاحبان انقلاب بدون شک مستضعفین هستند به صورتی که ایشان بر سهم محرومین از انقلاب مکرر تاکید داشتند و بیان می فرمودند:

"فقرا و متدینین بی بضاعت, گردانندگان و برپا دارندگان انقلاب هستند. "[صحیفه نور, ج02, ص532]

ویا در جای دیگری فرمودند:

"با پشتیبانی مردم مخصوصاً طبقات محروم بود که پیروزی حاصل شد و دست ستم شاهی از کشور و ذخایر آن کوتاه گردید. "[صحیفه نور, ج12, ص091.]

و در مورد جایگاه اجتماعی این قشر بیان داشتند:"مستمندان و فقرا و دور افتاده ها در صف مقدم جامعه هستند, همین ها و همین زاغه نشینان و همین حاشیه نشینان و همین محرومان بودند که این انقلاب را به ثمر رساندند همین ها هستند که الآن در جبهه ها مشغول به فدارکاری هستند." [صحیفه نور, ج71, ص642]

البته از منظر امام فقط انقلاب ایران برای برطرف کردن محرومیت از مستضعفین بنا نشده بود بلکه این هدف اسلام است به صورتی که می فرمایند:

"اسلام از اول برای همین امر قیام کرده که به این مستمندان عالم در مقابل مستکبرانخدمت کند و این ستمگران را به جای خود بنشانند و شما اشخاصی هستید که پیرویک همچو اسلام عزیز هستید و به این پیروی باید ادامه بدهید."[صحیفه نور, ج71, ص752]

امام با صراحت پابرهنگان را ولی نعمت خطاب می کند و این شاید در تاریخ معاصر منطقه بینظیر است که یک حاکم بعد از به قدرت رسیدن این چنین نسبت به مردم محروم ابراز ارادت کند، ابراز ارادتی که مردم به خوبی صفا وصداقت پشت آن را درک و به واقع در طول این سی و چند سال پای آن ایستاده اند.

امام اصل تشکیل انقلاب و حتی حضور خود را مدیون محرومین یم داند و انقلاب اسلامی را برخواست از آنها و نه این بلکه خود وانقلاب را برای همیشه مدیون آنها می داند و به معنی دقیق تر هدف انقلاب را خدمت به محرومین بیان می کند

"این پایین شهری ها و این پابرهنه ها ـ به اصطلاح شما ـ این ها ولی نعمت ماهستند, اگر این ها نبودند ما یا در تبعید بودیم, یا در حبس بودیم یا در انزوا, این هابودند که همه ما را از این مسائل نجات دادند اگر تا آخر عمرمان به این ها خدمتکنیم نمی توانیم از عهده خدمت این ها برآییم شما امروز هم که ملاحظه می کنیداین هایی که در جبهه ها الآن دارند جانفشانی می کنند این ها از کدام طبقههستند؟ الآن هم این هایی که جانشان را در دستشان گرفتند و شما را حفاظتمی کنند و آن هایی که در بین شهرها و در بین روستاها حفظ می کنند شما و مردم راهمین طبقه هستند شما باید توجه به این معنا بکنید که ما را این ها آورده اند وکیلکرده اند, آورده اند وزیر کرده اند, رئیس جمهور کرده اند. این ها ولی نعمت ماهستند و ما باید ولی نعمت خودمان را قدردانی کنیم و خدمت کنیم."[صحیفه نور, ج61, ص33 ]

این تذکر، تذکری است که باید مدام به خیلی از هم لباس های آقا روح الله که به میدان مدیریت جامعه قدم نهادند داد تا فراموش نکنند که کسای که مدعی پیروی از او هستند چه نگاهی داشته، جالب انکه این تذکر به روحانیت است نه قشر روشنفکر یا دانشگاهی چون اگر روحانیت در گیر این موضوع شود دیگر از اقشار دیگر توقعی نیست

"آن چیزی که روحانیون هرگز نباید از آن عدول کنند و نباید با تبلیغات دیگران ازمیدان به در روند حمایت از محرومین و پابرهنه هاست. چرا که هر کسی از آنعدول کند از عدالت اجتماعی اسلام عدول کرده استما باید تحت هر شرایطیخود را عهده دار این مسئولیت بزرگ بدانیم و در تحقق آن اگر کوتاهی بنماییمخیانت به اسلام و مسلمین کرده ایم." [صحیفه نور, ج02, ص442]

اما تذکر آخر امام نیاز به کمترین توضیحی هم ندارد

"خدا نیاورد آن روزی را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه دارها گردد. و اغنیا و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشتری برخوردار بشوند, معاذ اللّه که این با سیره و روش انبیا و امیرالمؤمنین و ائمه معصومین(ع) سازگار نیست."[صحیفه نور, ص921]

وصیت امام خمینی به لیبرال ها وکمونیست هایکی از اموری که لازم به توصیه و تذکر است، آن است که اسلام نه با سرمایه‌داری ظالمانه و بی‌حساب و محروم کنندة توده‌های تحت ستم و مظلوم موافق است، بلکه آن را به طور جدی در کتاب و سنت محکوم می‌کند و مخالف عدالت اجتماعی می‌داند ـ گرچه بعض کج‌فهمان بی‌اطلاع از رژیم حکومت اسلامی و از مسائل سیاسی حاکم در اسلام در گفتار و نوشتار خود طوری وانمود کرده‌اند (و باز هم دست برنداشته‌اند) که اسلام طرفدار بی مرز و حد سرمایه‌داری و مالکیت است و با این شیوه که با فهم کج خویش از اسلام برداشت نموده‌اند چهرة نورانی اسلام را پوشانیده و راه را برای مغرضان و دشمنان اسلام باز نموده که به اسلام بتازند، و آن را رژیمی چون رژیم سرمایه‌داری غرب مثل رژیم امریکا و انگلستان و دیگر چپاولگران غرب به حساب آورند، و با اتکال به قول و فعل این نادانان یا غرضمندانه و یا ابلهانه بدون مراجعه به اسلام‌شناسان واقعی با اسلام به معارضه برخاسته‌اند ـ و نه رژیمی مانند رژیم کمونیسم و مارکسیسم لنینیسم است که با مالکیت فردی مخالف و قائل به اشتراک می‌باشند با اختلاف زیادی که دوره‌های قدیم تاکنون حتی اشتراک در زن و همجنس بازی بوده و یک دیکتاتوری و استبداد کوبنده در برداشته  .

بلکه اسلام یک رژیم معتدل با شناخت مالکیت و احترام به آن به نحو محدود در پیدا شدن مالکیت و مصرف، که اگر بحق به آن عمل شود چرخهای اقتصاد سالم به راه می‌افتد و عدالت اجتماعی، که لازمة یک رژیم سالم است تحقق می‌یابد. در اینجا نیز یک دسته با کج فهمیها و بی‌اطلاعی از اسلام و اقتصاد سالم آن در طرف مقابل دستة اول قرار گرفته و گاهی با تمسک به بعضی آیات یا جملات نهج البلاغه، اسلام را موافق با مکتبهای انحرافی مارکس و امثال او معرفی نموده‌اند و توجه به سایر آیات و فقرات نهج‌البلاغه ننموده وسر‌خود، به فهم قاصر خود، بپاخاسته و «مذهب اشتراکی» را تعقیب می‌کنند و از کفر و دیکتاتوری و اختناق کوبنده که ارزشهای انسانی را نادیده گرفته و یک حزب اقلیت با توده‌های انسانی مثل حیوانات عمل می‌کنند،‌ حمایت می‌کنند.

وصیت من به مجلس و شورای نگهبان و دولت و رئیس جمهور و شورای قضایی آن است که در مقابل احکام خداوند متعال خاضع بوده؛ و تحت تأثیر تبلیغات بی‌محتوای قطب ظالم چپاولگر سرمایه‌داری و قطب ملحد اشتراکی و کمونیستی واقع نشوید، و به مالکیت و سرمایه‌های مشروع با حدود اسلامی احترام گذارید، و به ملت اطمینان دهید تا سرمایه‌ها و فعالیتهای سازنده به کار افتند و دولت و کشور را به خود کفایی و صنایع سبک و سنگین برسانند.

و به ثروتمندان و پولداران مشروع وصیت می‌کنم که ثروتهای عادلانة خود را به کار اندازید و به فعالیت سازنده در مزارع و روستاها و کارخانه‌ها برخیزید که این خود عبادتی ارزشمند است.

و به همه در کوشش برای رفاه طبقات محروم وصیت می‌کنم که خیر دنیا و آخرت شماها رسیدگی به حال محرومان جامعه است که در طول تاریخ ستمشاهی و خان‌خانی در رنج و زحمت بوده‌اند. و چه نیکو است که طبقات تمکندار به طور داوطلب برای زاغه و چپرنشینان مسکن و رفاه تهیه کنند. و مطمئن باشند که خیر دنیا و آخرت در آن است. و از انصاف به دور است که یکی بی‌خانمان و یکی دارای آپارتمانها باشد.

شاید برای مشخص شدن منظورم از تیتر این یادداشت باید ابتدا به جمله رهبر انقلاب اشاره کنم، ایشان فرمودند که: "اگر بگوییم قوام انقلاب به بسیج است، حرف گزافی نگفته ایم"

موضوع کامل روشن است، اگر به مسیر انقلاب  از سال 57 نگاه کنید، وقتی امام چند هفته بعد از تسخیر لانه جاسوس دستور تشکیل بسیج مستضعفان را دادن تا بحال چندین و چند بار بسیج با حضور همه جانبه خود در صحنه های مختلف سبب دفع مشکلات و فتنه های کوچک و بزرگ دشمن شده است، این امر از سالهای دفاع مقدس به عنوان جنگ سخت تا بحال به عنوان میدان جنگ نرم ادامه داشته است

مشکی که نظامهای دیگر برای اداره خود دارند استفاده از ارتش است، ارتش در هر نظامی به موقعیتی خاص تعلق دارد پس نمی تواند در تمامی صحنه ها حضور یابد، دفاع حزبی هم به صورتی در جهت برآوردن خواسته های حزبی است، پس نیاز به حمایتی غیر دولتی و ارتشی و حزبی برای دوام یک نظام است که آن حمایت مردمی است.

نگاه کنید، بعضی از تاریخ شناسان می گویند انقلاب فرزندان خود را می بلعد یا بحث چرخش انقلاب را مطرح می کنند، اما چرا ما دچار چرخش نشدیم، چرا با تمامی مشکلات که هست در سرتاسر کشور هنوز هم ایستاده ایم و شعار نه شرقی و نه غربی را سر می دهیم

علت ساده است شاهکار مدیریتی امام

شاهکاری که در تاریخ با این انسجام سابقه نداشته و ندارد، گروهی با سلایق مختلف، گاها کیش های متفاوت بر حول یک محور بسیج شوند

حال سوال اینجاست، چرا بسیج مستضعفان، چرا بسیج شیعیان یا بسیج مردم ایران نه؟

برای پاسخ به این سوال باید دانست علت تشکیل این نهاد چیست، یا این نهاد یا گروه قصد ایران دارد یا قصد خلاصه شدن در یک مکان خاص یا نه قصدی بزرگ تر

پاسخ را باید با رجوع به نظارت امام و رهبر دید، وقتی این دو فرمانده توانا هدف را مستضعفان عالم اعلام می کنند و وقتی ما در قانون اساسی مان حمایت از مظلومین و مستضعفان را اعلام می کنیم دیگر بحث کشور نیست، بحث مقابله با استبداد و استکبار در تمام دنیا است، بحث زمینه سازی ظهور منجی است

آیا  این شاهکار نیست که گروهی را تشکیل بدهیم که در تاریخ بی سابقه بوده و سبب حفظ انقلاب و آینده جهان شود

دسترسي به صفحات: ۱ - ۲ -