نه دی هشتاد و هشت

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...



درباره من | ارتباط من | تلگرام من | توییتر من
---------------------------------



آخرین نظرات

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رسانه اسلام» ثبت شده است

دکتر خجسته در مورد رسانه قائل به جنسی از هدف و تقسیم هستند، رسانه هایی که بر اساس میل و هوس مخاطب فعالیت می کنند و رسانه هایی که بر اساس نیاز مخاطب در عرصه رسانه ای نقش ایفا می کنند که همان رسانه های عمومی هستند، این امر جدایی از اینکه آیا رسانه ها در یکی از این دو تا گروه هستند و یا اینکه هر رسانه بخشی از این دو را دارد می توان تحلیل مختلف داشت.

به نظر نویسنده این یادداشت رسانه ها هر کدام ذاتی  و فلسفه ی وجودی دارند و بر اساس آن از این دو بخش سهم دارند، یعنی اینکه یک رسانه اگر ذات شکل گیری اش تفریح و میل مخاطب باشد ناگزیر اثر ان هم تقویت میل و هوس است در این بخش مثلا بازی ها رایانه ای که بیشتر امیال خشونت، سکس و وهم را تقویت می کنند تا نیاز های اساس انسانی را محقق کنند، از سوی دیگر "روزنامه یا کتاب" که بر اساس نیاز اطلاع رسانی انسان شکل گرفته است، تقویت کنند نیاز "دانست انسان" است.

آنچه بدیهی است رسانه های میل و هوس گرا به شدت در حال رشد هستند، ثمره این امر به صورت واضح در جامعه ما و دیگر کشور ها قابل مشاهد است، شیوء سکس و خشونت و کاهش سن رجوع به آن -البته در جامعه ما چون جنبه مذهبی دارد شاید در حال حاضر قابل مشاهد نباشد اما بدیهی است انچه قبلا یک جوان در شب ازدواجش باید می فهمید الان در سن 7 یا 8 سالگی می داند، و خودکوشی که جنس عجیب خشونت به خود است اگر زمانی سنی بالای 18 سال داشت الان در شهر های صنعتی به سن نوجوانی رسید.-

شاید پیشنهاد عجیبی باشد که بگوییم رشد رسانه ها هوس گرا را باید با رشد رسانه های نیاز گرا جایگزین کنیم ولی وقتی به توصیه های رهبری و والبته دلسوزان در مورد مطالعه کتاب و... و عدم وابستگی بیمار گونه به موبایل و ابزاری از این دست دقت می کنیم می بینیم واقعا موضوع جدی است.

شاید نفس جلوگیری از وابستگی نوجوان به رسانه هایی که در ابزار موبایل یا کنسول های بازی در دسترس هستند خوب بنظر بیایید اما در عمل آنچنان کاربرد ندارد شاید باید پیشنهاد داد که با نوجوان ها را در این عصر به سمت رسانه هایی از جنس نیاز گرا سوق داد تا وقتشان بیشتر صرف آن شود.

 

در کشور ما که چندین میلیون دانشجو داریم، هر روز هزار، هزار بار از لفظ استاد استفاده می شود، اما سوال اصلی این است استاد حقیقی کیست؟

آیا استاد کسی است که علم را می داند و یا کسی است که چند سالی از ما زودتر به دنیا آمد و توانسته مدرک دکترا و شاید هم پایین تر بگیرد و یا ...

صحبت در مورد تدریس و اساتید کاری سخت است اما آنچه باعث شد این یادداشت را بنویسم برخورد 17 ماه من با یک استاد خاص است، استاد که زیاد در  بند بروکراسی علمی نیست و بیشتر به علم آموز توجه دارد تا به چند برگه که همه می انند هیچ کاربرد خاصی ندارد، استاد که شاید مصداق پدر مهربان و معلم دلسوز باشد...

نگاهی که امام راحل به صدا و سیما داشتند بدون شک با همان حساسیت مورد تاکید رهبری نیز هستند، چنانچه که همان گونه که امام راحل صدا و سیما را مدرسه عمومی و بزرگ قلمداد کرده و انتظارت متناسب با آن را داشتند، رهبر انقلاب هم با تاکید بر همان مبانی از صدا و سیما توقع نهادی برای آموزش و پرورش بودن را دارد.

عُمرِ رسانه بی شک هم عُمرِ انسان دومی است که خواست پیامی را در این زمین خاکی به انسان دیگر منتقل کند (اگر رسانه را به معنی وسیله انتقال پیام بدانیم) اما امروز رسانه به معنی رسانه نوین در قالب سینما و تلویزیون مورد توجه است.

رسانه های نوین عموماً عُمری بیش از چند قرن ندارند و عُمر اسلام  با بیش از 14 قرن این گونه رسانه را وسیله ای مناسب برای انتقال پیام قرار داده که متاسفانه تا به حال از ظرفیت حقیقی آنها برای پیام حقیقی اسلام استفاده نشده است.

بقول سید شهدای اهل قلم در بیان سینما آن را آینه جادو خطاب می کند و در مقاله ای با همین عنوان در کتابی با همین عنوان که در زمان حیاتش با نظر خودش به چاپ رساند این چنین می گوید: «سینما آینه جادوست، آینه ای که در آن "چهره باطنی" بشر امروز بی پرده انعکاس یافته است. منتظر بمانیم تا "خود آگاهی تاریخی" این قوم نیز در آینه ظاهر شود و باطن زیبای انقلاب اسلامی را ـ تا آن جا که این آینه قابلیت آ را دارد- به جهانیان عرضه کند.»

حال باید به پرسشی که در یادداشت گذشته بیان کردیم پاسخ بدهیم.

چه تفاوتی در نگریستن رسانه اسلام باید باشد؟

جایگاه مخاطب در رسانه اسلام (بخش دوم)  منبع: www.881009.irنگاه اسلام به مخاطب به صورت ریشه ای با نگاه غرب متفاوت است، غرب به مخاطب از یک سو به عنوان مقصد اغنا فکری تفکراتش می اندیشد و از سوی دیگر به انسان به عنوان مبدا مالی. نگاهی که در آن انسان به نیاز های ظاهری اش مخدوم است، اگر هم حرفی از اخلاق به میان می آید برای اداره بهتر جامعه دنیایی بشر و اداره بهتر این انسان دنیایی و مادی است، اخلاق و دین ابزار دنیا است نه دنیا مزرعه آخرت.

در این نگاه هر چیزی جدای هر چیزی قابل تصور است، دین بدون سیاست، زندگی بدون اخلاق ولی مطلق یک چیزی است که باید در کنار چیز های ها دیگر باشد تا آنها معنی پیدا کند و آن منفعت مادی است، سیاست بدون دین می شود وگاهاً واجب است اما سیاست بدون منفعت مادی امکان ندارد. هنر و سینما بدون اخلاق یا دین نه اینکه قابل تصور است بلکه بدون اینها بهتر است، اما همین هنر و سینما بدون بهره اقتصادی و منافع مادی مطلق وجود خارجی نمی یاد.

غرب انسان را از دین و اخلاق جدا کرد و سر تا پای آن را با منفعت بیشتر گره زد. غرب انسان را از خدا جدا کرد و به اسم اُمانیست به سود و دنیا پرستی گره زد.

این نگاه در سرتاسر نگریست غرب به انسان در رسانه های مختلف مخصوصاً رسانه های نوین عیان است و اصلاً غرب قصد مخفی کردن آن را ندارد بلکه قصد الگو قرار دادن آن را در تمامی ابعاد آن دارد.

نگاه اسلام را به مخاطب از چند بعد اهمیت دارد.

اول: تفاوت در نگرش به مخاطب قطعاً تفاوت در نگرش به کل رسانه و هدف رسانه را پدید می آورد.

دوم: نقش و شدت تاثیر مخاطب در بدنه رسانه تکنیک و ساختار بیرونی آن را جهت دهی می کند و این نگرش مصدری است که اجازه دخالت و حد دخاالت مخاطب را در رسانه می دهد.

اینکه آیا مخاطب مقصد اغنا است یا مبدا حرکت تفاوتی است ریشه ای که در صورت توجه درخت حاصل از این دو یکی سر به آسمان خواهد برد و دیگری بر زمین خواهد خزید.

از نظر نویسنده معیار های زیر را می تواند برای مخاطب در رسانه اسلام بیان کرد:

الف- اسلام رسانه را برای اغنا نمی خواهد، بلکه تاکید می کند انسان آزاد است و وظیفه رسالت و امامت فقط رساندن پیام است.

بر اساس این دیدگاه رسانه نباید به مخاطب پیامی را اغنا کند و او را دچار شُک ها ناگهانی کند، بر اساس این نگاه رسانه وسیله به هیجان آوردن انسان نیست، وسیله خواب کردن آن بر اساس اهداف نیست بلکه وسیله است برای بشارت دادن و انزار دادن، وسیله ای است برای یادآوری کردن و زنده کردن.

ب- اسلام رسانه برای انتقال پیام حق به انسانی می خواهد که برای دنیا و آخرتش نیازمند این پیام است، این انسان است که به پیام اسلام احتیاج دارد.

اما در رسانه های غرب این رسانه ها هستند که نیازمند استقبال مخاطب هستند و این فرستنده پیام است که نیازمند توجه است.

اما در اسلام فرستند پیام بی نیاز مطلق است و علت فرستادن پیام لطف و علاقه به بنده از سوی خالق بی نیاز است.

سوم: جنس رسانه در اسلام براساس آموزه های دین تعیین می شود که از سوی آفریدگار بیان شده است و منطبق با فطرت بشر است، در غرب این نیاز ها سر منشا از نیازهای برخواسته از ضعف انسان داشت که همه آنها دنیایی و فانی هستند، طبیعی است وقتی مبدا فطرت باشد حاصل کار هم رشد دهند فطرت است و وقتی مبدا نیازهای دنیایی باشد که منشا از ضعف انسان است توجه به آنها رشد این نیاز و ضعف بشتر بشر است.- همانگونه که در جهان امروز عیان است- 

تفاوت مخاطب از رسانه اسلام تا رسانه غرب (بخش اول) www.881009.irیکی از اصلی ترین موضوعات در مبحث رسانه، مخاطب  و جایگاه آن در رسانه است، مخاطب به عنوان مقصد پیام هم از این لحاظ که با وجود او است که رسانه معنی می گیرد و هم قدرت انتخاب مخاطب در مورد رسانه ها شاید مهمترین رکن رسانه باشد.

چون اولاً این مخاطب است که انتخاب می کند از کدام رسانه استفاده کند

و ثانیاً این مخاطب است که گیرنده پیام ماست.

اما تفاوت مبنایی در نگریستن به مخاطب را می توان یکی از اصلی ترین تفاوت ها مابین رسانه اسلامی و شیعی و رسانه های غربی دانست، نگاه غرب در رسانه به مخاطب از نظر نویسنده در سه جهت قابل جمع بندی است:

الف- مقصد اغنا: یکی از اصلی ترین و شاید اصلی ترین اهداف رسانه از نظر غرب انتقال پیام نباشد بلکه اغنا پیام باشد، غرب مخاطب را مقصد اغنا می داند و حاضر است این اغنا با هر قیمتی انجام شود، در این نگرش مخاطب مقصد حمله رسانه ای ماست و ما با هر وسیله ای مخاطب را به انجا می رسانیم که می خواهیم.

ب-مقصد مصرف: در این نگاه بعد تجاری رسانه مطرح است، با توجه به تجاری بودن تمام رسانه در جهان غرب، مخاطب مقصد مصرف تولید کنندگانی است که از رسانه حمایت می کنند.

این تولید لزومی ندارد تولید تجاری باشد بلکه می تواند تولید فکری باشد و رسانه وظیفه پیدا کند مخاطب را به شیوه فکری خاصی در موضع خاصی سوق دهد. برای مثال تبلیغ برای فلان کاندیدا در فلان رسانه در جهت رای دادن مخاطب به آن کاندیدا و یا مثالی دیگر نشر و ترویج آرایش در بین دختران جوان در جهت فروش لوازم آرایشی و پوشاک (این موضوع لزما به معنی تبلیغات تجاری نیست بلکه بیشتر تبلیغات غری مستقیم است مثلاً اینکه فلان بازیگر زن از فلان لباس و فلان آرایش استفاده می کند. مثال محسوس آن ساپرت است که کمتر از 6 ماه بدون کوچکترین تبلیغات تجاری مستقیم در رسانه های خارجی بلکه با استفاده از تبلیغات غیر مستقیم در کشورما فراگیر شد.)

ج مقصد رضایت مندی: در غرب مخاطب باید رضایت داشته باشد مثل جمله اینکه "من حاضر برای خنده مردم شلوارم هم از پا در بیارم" اصلا جمله جدیدی نیست، غرب در عین اینکه مقاصد فکری و محصولی خود را به مخاطب اغنا می کند رضایت او را هم به هر قیمتی بدست می آورد، به معنی بهتر رسانه یکی از کار ویژه هایش شناخت آن چیزی است که مخاطب دوست دارد تا در قابل انچه مخاطب دوست دارد، آنچه صاحبان سرمایه و حامیان مالی رسانه دوستان دارند را به مخاطب اغنا کند.

برای مثال: مخاطب به خشونت علاقه دارد، پس رسانه تولید فیلم های خشن را در دستور کار قرار می دهد اما این فیلم خشن باید مضمونی داشته باشد این مضون را از صاحبان قدرت می گیرد، کافی است نگاه کوتاهی به فیلم هایی نظیر 300 بی اندازید تا میل خشونت در کنار هدف را مشاهد کنید.

ویا در مجموعه جنگ ستارگاه میل مخاطب به داستان های تخیلی و فضایی همراه باسیاست ضد روسیه دولت مردان آمریکایی سبب اغنا قدرت آمریکا و ضعف شوروی شد. (در مورد اثر گذاری مجموعه جنگ ستارگان بر معادلات بین دوکشور شورویی و آمریکا مقالات متعددی نوشته شده است که قابل رجوع است)

اما سوال اینجاست چه تفاوتی در نگریستن رسانه اسلام باید باشد؟

در یادداشت بعدی به این پرسش پاسخ خواهیم داد

چند سال قبل بود که جنس جدیدی از رسانه برای ارتباطات بین انسانی با عنوان شبکه های اجتماعی تحت وب و موبایل شروع به رشد کرد، تا قبل از آن بنظر می رسید که با وجود رسانه های مجازی، تلویزیون ، سینما، سایت ها و... و پیشرفت کمی و کیفی آنها دیگر رسانه به وجود بیاید.

رسانه اسلام (چه گونه از رسانه های غرب برای اسلام استفاده کنیم) www.881009.irبسیاری از بزرگان علم ارتباطات مانند مک لوهان معتقد هستند رسانه خود پیام است و به تعبیر بهتر جدا از محتوای رسانه خود رسانه هم پیام است، یعنی با هر محتوایی رسانه ای مانند تلویزیون حاویی پیام فراغت و خیال و غفلت است، سینما بدون خیال و تصور غیر واقع امکان ندارد...

حال با این دو مقدمه برویم سراغ گذشته بیش از 1400 سال قبل، زمانی که پیامبر اکرم (صل الله علیه وآله) مبعث شدن رسانه قالب مردم دو چیزی بود، اول شعر و دوم سخنوری.

اسلام برای نشر خود احتیاج به رسانه داشت اما شعر آن زمان خود حاویی پیام جاهلیت بود و سخنوری ها هم با سبک عرب جاهل شکل گرفته بود، در این میان پیامبر خدا (صل الله علیه وآله) جنس جدیدی از همان رسانه ها را برای تبلیغ و نشر اسلام به خدمت گرفت، قرآن که نثری اعجاز انگیزی دارد که نه شعر است و نه نثر عادی ولی آنقدر محکم بیان شده که آیاتی در آن هست که پیام های چند لایه دارد و قران با صراحت تعدی می طلب و می گوید اگر می توانید کتابی، سوره ای، آیه ای شبیه اش بیاورند و تا همین حالا که سال ها از آن زمان گذشته هنوز پیام خود را منتشر می کند.

 و دومین رسانه مترقی منبر بود که با سخنوری آن زمان همخوانی داشت، هر چند از لحاظ شیوایی در زمان پیامبر (صل الله علیه وآله) وقتی قرآن هم سینه به سینه نقل می شد همین ویژگی را داشت. منبر پیام رسانی فرد به گروه بود که با آمیخته شدن با با ویژگی های منحصر به فرد اثر پذیری اش به حداکثر می رسید.

تفاوت اصلی منبر های حضرت رسول (صل الله علیه وآله) با سخنوری های آن زمان جدا از محتوا روح عمل آمیخته با کلام بود، تمامی دوست و دشمن غرق رفتار پیامبر بودند و او را اسوه الحسنه ومحمد امین می دانستند، سخنروی جاهلانه خالی از محتوای صحیح و آمیخته با فرهنگ عرب جاهلی بود، اما پیامبر (صل الله علیه وآله) در عین تغییر در محتوای آن و ظاهر و شکل آن را هم مناسب برای تبلیغ اسلام قرار داد.

اما حالا چه طور؟

از یک طرف هر روز رسانه ای جدید از دامنه غرب به جهان عرضه می شود و با بهترین حالت بعد از چند سال اگر ما بتواینم یک نسخه کم رنگ فارسی ان را نشر بدهیم بنظر خودمان کار بزرگی کرده ایمف زمانی که ان رسانه اثر خودش را گذاشته است...

از طرف دیگر م وقتی می خواهیم آن رسانه را بکار بگیریم عین ان رسانه را بکار می گیریم، پس هرچند محتوای ان را مناسب انتخاب کنیم اما باز در لایه های پنهانش ارزش های مبدا خود را دارد.

وقت آن است مه از خودمان بپرسیم؟

چه گونه می شود از این رسانه ها برای تبلیغ اهداف خودمان استفاده کنیم؟

چه گونه می شود رسانه ای جدید از دل این رسانه بدست آورد؟

چه گونه می شود زهر غراقت و بی تفاوتی و خیال و غفلت را از دامن رسانه های نوین زدو و پیام بیداری را با آن ها نشر داد؟

چه می شود از دامن همین رسانه منبر بریا اسلام به وجود آورد؟

لینک این یادداشت در جهان نیوز

در یادداشتی با عنوان مسجد؛ امام خمینی؛ نیاز امروز  به اهمیت و جایگاه مسجد در اسلام و انقلاب با تکیه به تفکرات امام خمینی پرداختیم در این یادداشت به اهمیت فعالیت رسانه ای با محور مساجد که علا رقم حرکت های چند سال اخیر زیاد مورد توجه نبود است را بیان کنیم

منشاء حرکتی رسانه از جنس حرکت از کف است، جاذبه ذاتی رسانه و فعالیت در آن این دو سبب می شود رسانه جزء آن دسته از حرفه هایی قرار گیرد که برای تقویت آن باید مکان هایی وجود داشته باشد که افراد مستعد و علاقه مند در آن فعالیت کنند و به مرور و با تجربه در ان حره ایی شوند و ابزاری جدی ان تجربه است.

حوزه هایی از قبیل رسانه های تصویری ، رسانه های مکتوب و رسانه مجازی چون ابزار تخصصی خاصی وبرای ورود به آن احتیاج ندارد و اکثر ابزار آن البته در سطح مبتدی به راحتی در دسترس است اغلب فراد در سنین جوانی و نوجوانی و به صورت داوطلبانه وارد آن می شوند.

حال این مکان وفضا می تواند مسجد باشد، به بیان بهتر مسجد می تواند تبدیل به کارگاه باشد برای کسانی که بعد ها بدنه رسانه کشور را می سازند.

-   گروه سرود مساجد: سابقه این گروه های سرود بسیار زیاد است که شاید اگر به آن کم توجهی نشد و در سطح مساجد به آن بیشتر پرداخته می شد بعد از مدتی شاهد نزدیک تر شدن فضای سرود وترانه در سطح حرفه ایی به ارزش ها انقلاب باشیم. 

-     گروه تئاتر: تولید نمایشی با پایه تئاتر به راحتی قابل نقش گیری در مساجد و معرفی افراد متعهد و متخصص در این عرصه است، اصول افرادی که این هنر را از مساجد شروع کنند در حین یاد گیری اولیه ارزش های دینی در لایه های اولیه هنری انها نقش می بندد. 

-    نشریات مساجد: نشریات دیواری و یا مجلات ساده مساجد می تواند به سادگی یک کلاس آموزشی و تجربی باشد، مثال ساده آن نشریه بچه های مسجد که افرد شاخصی مثل آقای عزیزی (دبیر اسبق صفحه مدرسه روزنامه کیهان) و خیلی های دیگر را پرورش داده است، نشریه ای که روزگاری در حد یک روز نامه دیواری رو دیوار مسجد بود با همت خود نوجوانان بعد از 15 یا 20 سال جایی شد برای رشد.

-    تولیدات تصویری: ساده ترین شکل آن که به راحتی با یک اموزش 3تا 4 ساعت قابل یاد گیری است تولید نماهنگ است، البته از لحاظ اثرگذاری به واقع دست کمی از کارهای بزرگ و طویل مدت ندارد اما به راحتی قابل یادگیری و مواد اولیه ساده ای هم دارد، بخش دوم مستند است که می تواند محور تولید آن خاطرات خانواده های شهدا و ایثارگران و یا مراسمات مسجد و یا شخصیت های محل باشد، اگر بشود این موضوع مستند سازی در سطح مساجد را فعال کرد.

   نمونه ای از این تولیدات : مستند عمو حسن  ، مستند اتوبانی به بهشت، نگاهی ساده به زندگی شهید حقانی

   با حجم تولید بالا وزمان کوتاه می تواند به تولیدات کمی رسید که د رحال حاضر به هیچ عنوان امکان آن حتی با پایین ترین کیفیت هم نیست، فعال کردن این شکل کارها در کنار خروجی آن باعث پر شدن زمان فراغت جوانها و استفاده درست از رایانه و لوازم ارتباطات جمعی است

به لزوم توجه به رسانه کوچک قبلا در یادداشتی با عنوان "لزوم توجه به رسانه های کوچک " پرداخته ایم.

-    رسانه های مجازی: مساجد در فضای حقیقی می تواند هم منبع تولید محتوای فضای مجازی باشند و هم هدف تولید، راه اندازی صفحات با نام مساجد و گردد هم آیی مجازی در همان فضا و یا راه اندازی سایت و یا وبلاگ ها برای مساجد و ارائه تصویر صحیح از مساجد در فضای مجازی، در کنار هدفمند سازی حضور افراد فعال د رمسجد در فضا مجازی

این امر جدا از معرفی و تبلیغ هدفی خواهد بود تا فعالین مسجد مخصوصا جوان ها از وبگردی های بی فاید ه دور بکنند و به سمت هدفمند کردن این حضور حرکت کرد.

 اکثر تولیدات رسانه ای قابل تبدیل به مواد خام برای استفاده در فضای مجازی هست.

قطعا تشکیل اتقا فکری در مجموعه های بالا دستی مانند امور مساجد و یا اوقاف و یا سازمان تبلیغات اسلامی و یا بسیج و تولید واقعی فکر و راهبرد رد این مسیر و ارائه خدماتی که موانع کوچک این حرکت را هموار کن و استفاده از مشوق هایی مانند جشنواره و البته تفکر عمیق برای جهت بخشی و ساخت فضایی برای عرضه خروجی ها می تواند کمک بزرگی برای شروع این حرکت باشد