نه دی هشتاد و هشت

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...



درباره من | ارتباط من | تلگرام من | توییتر من
---------------------------------



آخرین نظرات

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهر تهران» ثبت شده است

تغییر روستاها به شهر های صنعتی در تمامی جهان، همراه با تغییراتی بوده است، اول خانه ها روستایی که نیاز هایشان را خود تولیدی می کردند به آپارتمان های مصرف گرای شهری تبدیل شده اند، دوم محبت و صمیمیت بین مردم روستا برای مناسبات اجتماعی به قوانین شهری تبدیل شده و سوم تبدیل شدن کار به عنوان ارزش در روستا به ثروت به عنوان ارزش در شهر است و البته تغییرات زیاد دیگری.

اما آنچه در این یادداشت می خوایم در موردش با هم فکر کنیم این است که آیا نمی شود خانه ها و آپارتمان های شهری را هم به سمت تولید گری درون خانه سوق داد، آیا نمی شد در حد امکان نیاز های درونی خانه را در خود خانه برطرف کرد؟

در گذشته یک خانه روستایی بیشتر نیازهایش را از مرغ و تخم مرغ تا رب و ... خودش تعمین می کرد یا حداقل ارزش افزوده ای روی محصول انجام می داد. اما در حال حاضر با تبلیغات کارخانه های صنعتی و دیگر عوامل حتی آشپزی های هم به بیرون خانه منتقل شده و یک خانواده حتی آشپزی هم نمی کنند.

اینکه خود تولید از نظر اقتصادی چه نقش مهمی در صرفه جویی خانوار دارد بحث جدی است اما همین همدلی که در اجرا شدن یک کار ساده درون خانه رخ می دهد سبب همدلی خانواده می شد، بسیاری از معضلات درون خانواده ها ثمره نبود کار مشخص برای خانم ها در خانه و کاهش نقش اقتصادی آنها است، اینکه بتوان خانه های شهری را به سمت خانه تولید برد و در گام بعد شهر را به سمت شهر تولید برد خود سبب زندگی بهتر است یعنی در نگاه بالاتر بایستی همین نگاه را به شهر داشت، همان طور که در گذشته یک روستا تا حد امکان خودش نیاز های خودش را تامین می کرد بایستی شهر ها را در کنار نگاه بهینه اقتصادی تا حدودی تولیدی طراحی کرد.

همیشه بین دو گزار اخلاق و قانون مباحث علمی و عملی زیادی مطرح بوده است، فاصله اخلاق تا حقوق کجاست، بعضی مخصوصا نگرش ها نزدیک به غرب به شهر قانون و یا شهر مبتی بر حقوق و بر خاست از عقل گروهی و مراقبت بر اجرای قانون معتقد هستند و عده ای نیز به شهر اخلاق مبتی بر خویشتن داری و پلیس درون بر اساس مبانی متفاوتی معتقد هستند، این مبانی می تواند منابع گوناگون داشته باشد. اما سوال اینجاست شهر اسلامی چه طور شهری است؟ اخلاقی است یا قانونی؟

از زمان محمد رضا و پروژه 12 میلیونی کردن تهرانش-که جمعیت 300 هزار نفری پایخت را ظرف چند سال تبدیل به تهران 000/000/6 کرد- تا عوامل بعد از انقلاب -که در مورد آن صحبت می کنیم-  تهران را از یک طرف تبدیل به شهر آرزو های جوانان روستایی و غیر تهرانی و از طرف دیگر به شهر غیر قابل تحمل با ترامیک بالا و امکانات محدود کرده است.

اگر سفری به شهرهای دیگر ایران داشته باشید و یا ساکن آنها باشید می دانید تا چه اندازه اشتیاق برای آمدن به پایتخت وجود دارد، البته اکثر آنها از مشکلان تهران بی خبر ند ، هزینه های بالا، مسکن گران، فرهنگ صمیمت کم و هزاران چیز دیگر که فقط تهرانی ها آن را درک می کنند.

حال موضوع به جایی رسیده است که مسئولین به هر طریق می خواهند جمعیت تهران را کم منند، از انتقالی با کلی مزایا تا انتقال شرکتهای دولتی و تازه هم عدم استخدام

اما چرا تهران اینگونه شد؟ چرا اینگونه است؟


(این عکس از حوالی خیابان انقلاب گرفتم)

به نظر من یکی از عوامل تشویقی آمدن به تهران برای زندگی، صدا و سیما است.

دقت کرده اید شاید بیش از 90% فیلم ها وسریال ها در تهران ضبط می شود آن هم در خانه های بزرگ و مجلل حتی من هم که در این شهر زندگی می کنم با دیدن آنها آرزوی آن را می کنم- ویا شبکه ها که همه آنها در تهران هستند و غیر از  شبکه های استانی آنها نیز اکثر برنامه هایشان را از شبکه تهران کپی می کنند.- حال میلیونها نفر این برنامه ها می بینند غافل از آنکه این تهران آن تهران خیالهای آنها نیست، این تهران شهر اخلاق نیست یا حداقل شهر خود آنها اخلاقی ترست.

درست است ما مترو داریم، برج میلاد یا آزادی داریم ، هر نقطه آن یک رنگ است اما ما چه قدر خوش بخت هستیم؟؟؟

تهران تو خالی تر از آن چیزی است که تصور می شود.

«این تهران است»