نه دی هشتاد و هشت

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...



درباره من | ارتباط من | تلگرام من | توییتر من
---------------------------------



آخرین نظرات

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «صدا و سیما» ثبت شده است

مدیر افت زده و فرهنگ دولتی  منبع: http://881009.ir

در کشور ما بنا به سیاست گذاری انجام شده در بعد از انقلاب و البته تا حدودی قبل از انقلاب اکثر تبادل مالی در حوزه فرهنگ با دولت و بخش های حاکمیتی رخ می دهد در حقیقت رسانه ملی به عنوان تنها رسانه برد کست قانونی و البته نشریات که بخشی از آنها به صورتی رسمی دولتی و یا وابسته یکی از بخش های نظام هستند و بقیه کمک های دولتی می گیرند و حدود 46 نهاد و ارگان فرهنگی که هر کدام بودجه چند میلیاردی دارند سبب شده اند تنها شرکت ها و موسسات فرهنگی بتوانند ادامه حیات بدهند که رابطه خوبی با ارگان ها ونهاد ها حکومتی و حاکمیتی برقرار کرده باشند.

وقتی قرار است که کار دینی از صدا و سیما پخش شود همه می دانند قرار است یک طلبه بیاید و چند ساعت صحبت کند، تفاوت فقط در چهره مجری است، پرسش اساسی این است آیا تولید برنامه مذهبی فقط همین یک شکل را دارد؟

در واقع در سیستم اداری حداقل کار کردن نهادینه شده است، وقتی این سیستم اداری به تولید برنامه مذهبی می رسد همین جنس تولید می شود، طلبه هایی که عیناً منبر های هیئت و یا مسجد را در یک برنامه اجرا می کنند.

چند روز پیش برای مصاحبه پایان نامه قرار بود خدمت قائم مقام شبکه قرآن یا همان معاونت قرآنی سازمان صدا و سیما برسم، توی مسیر فکر می کردم که در فضای امروز رسانه ها کی حال داره شبکه قرآن ببیند، به ذهنم رسید اگر قرار باشه شبکه قرآن به سطح خوبی از برنامه برسه چه برنامه هایی را باید تولید کنه به این برنامه ها رسیدم.

نگاهی که امام راحل به صدا و سیما داشتند بدون شک با همان حساسیت مورد تاکید رهبری نیز هستند، چنانچه که همان گونه که امام راحل صدا و سیما را مدرسه عمومی و بزرگ قلمداد کرده و انتظارت متناسب با آن را داشتند، رهبر انقلاب هم با تاکید بر همان مبانی از صدا و سیما توقع نهادی برای آموزش و پرورش بودن را دارد.

 می گویند هر معلولی را علتی است. این  اصل در ساختار دورنی و بیرونی انسان و اجتماع  و حتی ارتباطی انسان هست هم صدق می کند.

در موضوعات فرهنگی وقتی یک عارضه فرهنگی به وجود می آید متاسفانه عده ای - که گاهاً دغدغه هم دارند  به جای برطرف کردن علت تمام تمرکز خود را بر معلول می گذارند. و می خواند معلول را برطرف کنند بدون توجه به علت.

مثلاً برای موضوع بد حجابی یا گاهاً بی حجابی  نسخه مقابل با بد حجابی صادر می کنند اینکه باید  نهی از منکر کرد اما به نظر نویسنده عده ای اینجا منکر را به جای علت، معلول گرفته اند. به بیان واضح تر به جای نهی از علت بد حجابی از معلول بد حجابی که ساختار بیرونی آن است نهی می کنند.

البته که این تذکرات لازم است، اما باید در یک بیماری مانند آنفلوانزا همان طور که مراقب ظاهر بیمار بود در عین حال حمله اصلی به علت بیماری انجام می گیرد.

باید دید علت این بد حجابی چیست؟

این موضوع نه اینکه تذکر لسانی و نهی از منکر را می طلبد بلکه از یک سو با روشن تر شدن فضا افراد بیشتری را به این واجب فراموش شده فرا می خواند و از سوی دیگر جلوی بعضی از انتهامات را می گیرد.

باید در قدم اول فهمید بی حجابی و یا بد حجابی خودش عارضه چیز دیگری است، ریشه اش را شناسایی کرد و آن را زا بین برد.

فرض بگیریم ما با تذکرمان بخشی از محیط را هم به ظاهر پاک کردیم-که باید بکنیم- اما و قتی علت بیماری برطرف نشده بیماری عوارض را در جای دیگر از خودش نشان می دهد و...

در صورتی که قالباً برطرف کردن علت بسیار ساده تر از معلول است.

 در عصر پیامبر معلول همان مقاومت هایی بود که در مقابل پیامبر انجام می شد اما علت چه بود؟ جهالت مردم نسبت به دین و تعصب نسبت به دین اجدادشان

پیامبر هم به گواهی تاریخ در حین مقابل با مقاومت ها، این جهالت را هم هدف گرفت به صورتی که وقتی که به مکه رسید دیگر مقاومتی نبود و مکه بدون خون ریزی فتح شد.

از سمت دیگر علا رقم صحبت های زیاد در مورد حرکت های ایجابی به جای سلبی همچنان هیچ سعی قابل بیانی برایتبلیغ حجاب و محجبه در مقابل بی حجابی نشده است کما اینکه بهتوجه به وضعیت امروز اکثر سینما با فیلم که به پرده سینما می آید و با فاصله کوتاهی در خانه های ما، تبلیغی است برای بد حجابی بازیگرانی که به راحتی موهای سرشان بیرون می گذارند - ...-

تو تاکسی نشسته بودم، صبح اول صبح، یک مجری خانم و یک مجری آقا

نمی دانم داشتن با اجراء می کردند و یا داشتن شوخی های برادر و خواهری می کردند

آنقدر صمیمی به هم تیکه می انداختن که ادم احساس می کرد...

 یاد این فرمایش از آقا افتادم: گاهى ارتباط زن و مرد در بعضى از صحنه‌ها طورى نزدیک و خودمانى است که آدمى که پاى تلویزیون نشسته واقعاً خجالت مى‌کشد؛ ما که پیرمردیم، درعین‌حال خجالت مى‌کشیم! هر چه بتوانید، اینها را مراعات کنید.(بیانات رهبری در دیدار مسئولان سازمان صدا و سیما1381/11/15)

داشتم فکر می کردم واقعا این سبک زندگی ماست؟

چنین روابطی چه جایگاهی در سبک زندگی ایرانی و اسلامی دارد.؟

صدا و سیما به عنوان بزرگ ترین رسانه حکومتی چه قدر به حداقل وظیفه خود در موضوع سبک زندگی پرداخته است؟

صدا و سیما اصول چه سبک زندگی را ترویج می کند؟

این پرسش ها پاسخ های واضحی دارد

البته موضع به همین گفتگوی خیلی صمیمی محدود نمی شود

فضا ها و دکور های برنامه مختلف سیما اکثرا دچار همین بیماری سبک زندگی غربی هستند.

برنامه هایی که گاها آنقدر کپی بدی از رسانه های غربی هستند که حتی نام آنها هم از نام های غربیشان استخراج شده است

برنامه و سریال هایی برپای تجمل، روابط غیر قابل تفکیک، عدم رعایت حداقل محدودیت های محرم نامحرم...

این موضع تا جایی پیش می رود که که در بعضی سریال ها ارزش های انقلاب هم با این نگرش خطر ناک غربی مختلط می شود

مشخصا بحث اصلی نکته دیگری است که نمی شود با بخش نامه آن را حل کرد، در دوران دانشجویی مسئول فرهنگی داشتیم که حجاب خوبی نداشت و همیشه موهایش بیرون بود، به رفقا می گفتم نمی شود از یک مسئول فرهنگی که حجاب ش خوب نیست توقع داشته باشید مبلغ حجاب باشد بلکه ایشان مبلغ چیزی هست که خودش قبول دارد و ایشان چیزی را قبول دارند که انجام می دهند.

این موضع در مورد صدا و سیما و رسانه و هر جای دیگری هم صادق است.

مراکز فرهنگی ما مبلغ چیزی هستند که درونشان هست، و قتی از فضای فرهنگی هر روز در اینترنت عکس و یا فیلم غیر اخلاقی جدیدی پخش می شود که جدیدا افراد زحمت تکذیب الکی آن را هم نمی کشند نمی توان توفع سبک زندگی اسلامی داشت.

به قولی وقتی روابط بازیگرها آنقدر در هم است که ... (مراجعه به گوگل و یک سرچ ساده، که البته ما هم قبول داریم که تمام کلیپ ها کار فتو شاپ است!!!) ما نمی توانیم توقع داشته باشیم اینها سبک زندگی غیر از سبک زندگی خودشان را ترویج دهند حتی اگر به زور سفارش کار مذهبی همب هآنها بدهیم یا آگاهانه و یا ناآگاهانه خط های غربی اش واضح یا کم واضح برای کارشناسان مشخص است.

اگر به زور سر بازی گری چادر کردیم، آنوقت بی جوراب بودنش مشخص است، اگر یک خانم چادر یرا الگو کردیم، فردا فیلم فلانش تو فرودگاه با حجاب آنچنانی ...

اگر آقا فلانی را شهید کردیم فردا دوست دختر هایش-تعدد دوست دختر مانعی ندارد، آنچیزی که مشکل اصلی جامعه ماست تعدد زوجه است!!!- می آیند از هم شکایت می کنند که این مال ماست و یا مال تو هست.

مسئولین فرهنگی کلان ما که حدود سی وچند سال است دارند از این بیت مال حقوق می گیرند بایستی از همان اول به فکر فرهنگ درون سازمانی خود باشند وگرنه با بخش نامه و دستور و سفارش تا بحال هیچ کسی در زمینه فرهنگی به درد بخور نشده است...

 

چند سالی هست که مردم عادت کرده اند در رمضان و عید و گاهی مناسبتهای دیگر شاهد سریالی هایی باشند که به سریال های مناسبتی معرف شده است، سریال هایی که برای خودش سبک کاری مستقلی دارد چه در فیلم نامه و چه در ساخت.

مناسبتی که قرار است در آن سریال پخش شود به شدت روی موضوع آن تاثیر دارد، این تاثیر هم در محتوا -مانند رمضان که چند سالی همیشه یک سریال مربوط به مرگ و حیات بعد از مرگ مهمانش بود.-و هم در طول زمان سریال - اینکه سریال 29 قسمت(طنز ها 25 یا 24 قسمت) برای رمضان و 10 یا 11 قسمت برای محرم و... -بوده است.

جدا از اینکه به صورت کلی اعتیاد و عادت دادن مردم به سریال خوب است یا نه و اینکه اگر صدا و سیما موفق به جذب مخاطب نشود مخاطب جذب سریال های در حال پخش از ماهواره می شود و بر فرض واجب بودن پخش سریال یک پیشنهاد ساده و تکراری برای اهالی هنر و سازنده ها و مدیری سیما وجود دارد و آن اینکه به جای اینکه به تصویر سازی خیال نویسنده از یک ماجرای غیر واقعی به پردازید قدری رو به حقیقت و اتفاقات حقیقی بیاورید.

ساخت مجموعه هایی ارزشی و مبتنی بر حقیقت های دفاع مقدس هم بعد جذاب سریالی دارد و هم بعد آموزنده.

اینکه ما هنوز از بسیاری از شخصیت های حقیقی و اسطوره جنگ کاری در خورد تجوه ایی نساختیم بر کسی پوشیده نیست، اما اینکه دفاع مقدس که بخش اعظمی از ارزش ها را در خود جا داده است چرا جایی در سریال های مناسبتی ندارد جای سوال است.

البته نکته اصلی این است که سریال ساخته شد بایستی بر مبنای حقیقت جنگ باشد و به قول آن شهید بزرگورا جنگ را درست بگوییم نه درشت و یا از سوی دیگر جدیدا دیده شده است وقتی می خواهند از جنگ کار بسازند به جای اینکه به سراغ افراد مطلع و داستان های واقعی بروند به سراغ نویسنده های خیال پرداز می روند و که در تصویر جنگ هم صحنه ایی دختر و پسری نشان می دهند که گویا همه برای دست پیدا کردن به یک دختر به میدان جنگ رفته بودند نه دفاع از اب خاک و ناموس... که البته در خود جنگ حوادثی حیقیقی وجود دارد که در صورت پرداختن به آن هم نیاز مند این نخواهیم بود برای 30 قسمتی کردن سریال به اصطلاح به آن آب ببندیم و هم به ارزش های که بایستی به آنها پرداخت شود، پرداخته ایم.

از سوی دیگر تجربه های موفقی مانند مختار نامه که شاید پاسخی روشن به ارتقاء ساخت مجموعه هایی تمام حرفه ایی و نیز مبتی با تاریخ اسلام و از سوی دیگر مورد توجه بسیار مخاطبین در داخل و خارج ایران حتما دلیلی می شود بر اینکه به جای ساخت 3 یا 4 سریال برای یک مناسبت، یک سریال ساخت شود و با بودجه 4 سریال ولی در حد قابل قبول و مبتنی بر واقعیت.

نکته آخر که بایستی چه در موضوع سریال های مناسبتی مورد توجه قرار گیرد و هم در خارج از این زمان جای طنز اسلامی و یا به اصطلاح خنده حلال در سریال های ما به شدت خالی است، متاسفانه اکثر سریال های طنز ما بر پایه تمسخر و بی احترامی بنا نهاده شد است که امید دارد شاید یک نکته مثبت را در ذهن مخاطب به وجود بیاورد.

 به بیان بهتر این قبیل سریال ها برای جا انداختن غلط بودن یک عمل بقیه اخلاق را زیر پای می گذارند، طنز مبنتی بر تمسخر و تحقیر قطعا طنز اسلامی نیست، می شود با ساخت دهی به اتفاقاتی درست هم جنبه طنز را حفظ کرد هم حدود اخلاق را.

برای مثال بد نیست سریالی ساخت شود که در هر قسمت به یک حادثه طنز دوران جنگ بپردازد، اتفاقاتی که امروز به صورت کتاب در آمده است و فقط بایستی تبدیل به سریال شود 2 یا 3 سه اتفاق به راحتی محتوای 30 تا 40 دقیق سریال را تامین می کند تا در کنار سرگرمی هم ارزش ها و اخلاق زیر پا گذاشته نشود و هم الگو سازی شود و هم در کنار نقل طنز به چهره پردازی شخصیت و الگو های دفاع مقدس پرداخته شود از سویی ان موضوع ارزشی و اخلاقی هم بیان شود.

جای خالی محتوای ارزشی و دینی همیشه در تولیدات فیلم و سریال مشاهد می شود این در حالی است که مردم نشان داده اند وقتی مجموعه ایی خوش ساخت با محتوای دینی برای آن ها به نمایش در می اید چه استقبال خوبی از خودشان نشان می دهند.

شاید بسیاری از سریال های سالهای دور فراموش شده باشد اما هنوز از سریال امام علی علیه السلام، سیمرغ و... حرف بر زبان ها جاری است...

اما چه کسی باید رئیس بعدی صدا وسیما بشود؟ نه دی هشتاد وهشت www.881009.irصدا و سیما، پر مخاطب ترین رسانه در ایران که همیشه مورد انتقاد همگان بوده و هست.

رسانه ای که به قول بعضی از نیرو های ارزشی هنوز انقلاب اسلامی به زیرساخت هایش نفوذ نکرده و به قول افراد مدعی اصلاحات رسانه ای بی طرف نیست.

صدا وسیما همیشه از هر دو طرف جریان حاکم کشور مورد انتقاد بود، رسانه ای حکومتی که بنا به اصول قانون اساسی بایستی مسئول آن از طرف رهبر انتخاب و شورایی متشکل از سه قوه به آن نظارت دارند، وضعیت حقوق و حدود اختیارات صدا و سیما نه در قانون اساسی و نه در اساسنامه سازمان اشاره به آن نشده، نبود این حدود مشخص صدا و سیما را به ایالتی رسانه ای تبدیل کرده که هیچ نیازی به مخاطب  ندارد و با توجه به نفوذ بالا کسی جرات سوال از این حکومت را هم ندارد.

شاید علت این فضای صدا و سیما هم دفع از دو طرف و شاید هم قدرت بسیار زیاد و تبادل مالی بالای آن است، تبادل مالی که نیمی از آن از طریق آگهی جذب می شود.

اما حالا دوره ضرغامی هم رو به اتمام است و بایستی منتظر رئیس جدید صدا و سیما بود.

اما چه کسی باید رئیس بعدی رسانه ملی باشد؟

چه کسی توانایی این را دارد که صدا وسیما را اداره کند و نه لابی قویی صدا وسیما او را اداره کند؟

چه کسی توانایی دارد آرمان انقلاب را به جای فرهنگ و سبک زندگی اشرافی گری در قاب شیشه ای ترویج دهد؟

و به معنی دقیق تر چه کسی می تواندانقلاب اسلامی را به صدا وسیما صادر کند و ریشه ها و زیر ساخت های رسانه ملی را به اصطلاح مسلمان کند و برمبنای اندیشه و مبانی اسلام و انقلاب بازسازی کند؟

در این یادداشت سعی بر آن نیست که گمانه زنی هایی در مورد رئیس بعدی رسانه ملی مطرح شود بلکه نویسنده سعی دارد بنا به نیاز های جاری جامعه و توانایی افراد کسانی را پیشنهاد دهد که توانایی انجام وظیفه ای با این درجه اهمیت را داشته باشند.

به صورت کلی از چهار جریان و زیر جریان موجود همه امکان حضور در رسانه ها و زمان برای امتحان شدن را داشته اند.

حضور محمد هاشمی-برادر اکبر هاشمی-  از جریان کارگزان

حضور لاریجانی از جریان اصولگرایان

حضور ضرغامی از بدنه صدا و سیما و فعالین حوزه تصویری

البته جریان اصلاح طلب با عملکرد در زمان اصلاحات در رسانه های مختلف مانند روزنامه که مورد انتقاد رهبری هم قرار گرفت – و یا حضورش در وزارت فرهنگ و تسلطش بر جریان سینمایی کشور  آنچنان خاطرات بدی را در عرصه رسانه به جای گذاشته که جایی برای بررسی حضور یک اصلاح طلب در این جایگاه نگذاشته است این در حالی است که محمد هاشمی را هم اصلاح طلب ندانیم 

نقل چند مورد از رئوس سابق رسانه ملی برای این بود تا از طیفی نگاه کردن به رئیس آینده دور شویم وبه توانایی ها و سوابق فردی افراد و توانایی اجرایی انها بپردازیم.

در میان افراد فعال در عرصه رسانه - بدون در نظر گرفتن افراد خارج از رسانه - افراد زیر با توجه به سوابق توانایی اداره رسانه ملی را بیش از دیگران دارا می باشند

 الف-صفار هرندی: وزیر سابق فرهنگ و از اهالی کیهان و عضو  تشخیص مصلحت در حال حاضر


 ب- احسان محمد حسنی: معاون پیشین هنری بنیاد حفظ آثار و رئیس فعلی سازمان اوج


 ج- وحید جلیلی: از اهالی اسبق سوره و اهالی نشریه راه در حال حاضر و مسئول دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

این افراد دارد ویژگی ها زیر هستند که نسبت به دیگر گزینه برای تصدی این سمت مناسب تر هستند:

الف- دارای سوابق اجرایی در حوزه مسائل فرهنگی

ب- زندگی نامه مشخص وپایبندی عملی به ارزش ها و آرمان های انقلاب

ج- موضع مشخص و انقلابی در سالهای اخیر مخصوصا در جریان چهار سال اخیر

د- دارای تیم فکری در کنار خود

ه- نگاه ولایی خالص به جای تظاهر

ی- تحصیلات مرتبط و نگاه علمی به مقوله فرهنگی

البته شاید بهترین راه استفاده از ترکیبی از این سه نفر و فعال سازی تمامی این افراد در رسانه ملی باشد، حضور مدیری فرهنگی مانند صفار، فردی آشنا به رسانه تصویری مانند حسنی و البته تفکرات صحیح فرهنگی وحید جلیلی.

هرچند با فضای موجود امید بسیار کمی به حضور بعضی از شخصیت های فکری و فرهنگی هست اما میدان ندادن به این افراد دلیلی بر نیاز نداشتن نبوده و نیست.