نه دی هشتاد و هشت

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...



درباره من | ارتباط من | تلگرام من | توییتر من
---------------------------------



آخرین نظرات

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ماه رمضان» ثبت شده است

بعضی از شب ها دلت می گیرد، مشکل از دلت یا خودت نیست، مشکل از آن شب نیست، مشکل از مردمی است که بیش از هزار سال پیش آنچه باید می کردند ، نکردند و ظلم کردند به خودشان  به تمام مردمی که در این هزار و چند صد سال زیستند.

مردمی که کج رفتند، فهمیدن، برگشتند اما دوباره...

علی را قبول نکردند، توبه کردند و برگشتند، ولی حسن بن علی را باز تنها گذاشتند.

گاهی باید کوتاه گفت و فقط فکر کرد که چگونه معادلات یک اجتماع چند هزار نفری عاقبت بیش از هزار ساله تمام جهان را طور دیگری می کند.

مگر حسن بن علی حرفی غیر از اینکه از ثروتمندان ظالم بگیرد و به فقرای نیازمند بدهد داشت، مگر نه اینکه معاویه می گفت قصرم باید زیبا باشد تا فلان کشور خارجی شوکت اسلام را ببیند و حسن بن علی می گفت وقتی گرسنه ای در حال مرگ است شوکت اسلام چه سود...

باید مراقب بود که معادلات جامعه که سر منشاء از مردمان آن جامعه می گیرد نرود به سمت ...

اَللّهُمَّ اِنّا نَشْکوُ اِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنا صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَالِهِ
خدایا ما به تو شکایت کنیم از نبودن پیامبرمان که درودهاى تو بر او و آلش باد

وَغَیْبَهَ وَلِیِّنا وَکَثْرَهَ عَدُوِّنا وَقِلَّهَ عَدَدِنا وَشِدّهَ الْفِتَنِ بِنا وَتَظاهُرَ

و از غیبت مولایمان و از بسیارى دشمنان و کمى افرادمان و از سختى آشوبها و از کمک دادن اوضاع

الزَّمانِ عَلَیْنا فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ وَاَعِنّا عَلى ذلِکَ بِفَتْحٍ مِنْکَ

زمانه به زیان ما پس درود فرست بر محمد و آلش و کمک ده ما را بر این اوضاع به گشایش

تُعَجِّلُهُ وَبِضُرٍّ تَکْشِفُهُ وَنَصْرٍ تُعِزُّهُ وَسُلْطانِ حَقٍّ تُظْهِرُهُ وَرَحْمَهٍ

فورى از طرف خود و برطرف کردن رنج وناراحتى و یارى با عزت و ظاهر ساختن سلطنت حقه و رحمتى

مِنْکَ تَجَلِّلُناها وَعافِیَهٍ مِنْکَ تُلْبِسُناها بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

از جانب تو که ما را فراگیرد و تندرستى از طرف تو که ما را بپوشاند به رحمتت اى مهربانترین مهربانان

-------------------------------------------------------------------------------

این بخش آخر دعای افتتاح است و به آن فکر می کنم زبان بند می اید، انگار یک جور این بخش از دعا ناز کردن برای معبود است

می دانی چه می گویم، معبودی که کلی به تو حال داده و تحویلت گرفته و اجازه داده برایش کار کنی حالا می روی پیشش با اینکه می دانی او هوای تو را دارد بازهم از او می خواهی،از غریبه نمی خواهی،از او می خواهی که به تو رحم کند.

ساده اش می شود همان ناز کردن برای محبوب، برای معشوق، برای معبود

خوب دیگر خدا آنقدر ما را تحویل گرفته که یادم رفته چه قدر بد هستیم، وقت پیدا کنیم برایش ناز هم می کنیم

خودمانیم، خدا هم خوب ناز بخر است، یک وقت فکر نکنی نمیخرد، اگر اهل نخریدن بود اصل اجازه نمی داد  صحبت کنی ، سندش هم همین که این دعا از ناحیه ى مقدّسه ى امام زمان (عجل الله فرجه) و (روحی فداک) صادر شده، یعنی حجت خدا به ما یاد داده این خدا انقدر تو را دوست دارد که حتی اگر با همه بار گناهت بروی پیشش  واین طور بگویی تحویل می گیرد، فقط یادت باشد برای خدا ناز بکن ولی یک مقدار معرفت هم داشته باشم ان کارهایی که تا بحال کردی و نباید می کردی و آن کارهایی که نکردی و باید می کردی را از این به بعد....

خدا خودش در قرآن گفته از زیاد دشمن نترس، یک به دویست هم باشید و یا یک به بیست هم باشید من هموای شما رادارم، اما ان چیزی که سخت است بخش اول است که "شکایت کنیم از نبودن پیامبرمان که درودهاى تو بر او

و آلش باد و از غیبت مولایمان" این سخت استف این را نمی توان به همین آسانی رها کرد، اگر شکایت نکنیم چه کنیم....

و واقعا چه گشایش و فرجی بهتر، راهگشا تر از فرج کسی که با ظهورش دین خدا به جهانیان آنچنان که باید عرضه می شود و دوستان خدا عزت می یابند و دشمنانش ذلیل می شوند و او منتقم خون مادرش و حق پدرش و طالب خون مقتول کربلا است....

پس خدایا تو به ما ارزانی دار آن رحمت و نیکی از سمت خودت را که صلاح و عافیت ما است