نهِ ده

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

۳۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «محرم» ثبت شده است

ما نباید نگران یزید شدن خودمان باشیم که البته اگر باشیم بی راه نیست چون بودند از نزدیکان یزید که روزی در رکاب امیرالمومنین شمشیر زدند و بعد شمشیر بر روی پسرش کشیدن و البته نباید نگران آن باشیم که جانباز جنگ دیروز باشیم قاتل حق امروز، بلکه باید نگران آن باشیم که روزی خودمان برای امامان دعوت نامه بفرستیم و بگوییم بی تاب تو هستیم در حضور تعجیل کن امام وقتی امام پس از هزاران نامه ما، به سمت ما با خانواده اش آمد نه اینکه او را پذیرا نباشیم بلکه برای کشتن او به هم سبقت بگیریم شمشیر تیز کنیم و وقتی شمشیر نداریم با سنگ... و دعوت کننده دیروز باشیم فرمانده امروز برای جنگ مقابل امامش، و چه قدر باورش سخت است و چه قدر ما خودمان را از این دور می بینیم...

والبته نباید نگران این به ظاهر انسانها باشیم که طول تاریخ پر است از کسانی که امروز آمدند و گفتند ما امام می خواهیم و فردا خودشان به نماز خوان بودند امام شهیدشان در محراب شک کردند و زهر داند و کشتن حجت خدا بلکه ما باید نگران آن باشیم که بدانیم حق با کیست و به هر بهانه ای حق را یاری نکنیم که قطعا بسیاری از آنهایی که حسین را یاری نکردند حق را می دیدند و البته از من و شما نماز خوان تر و به ظاهر ولایی تر بودند، گاه از نزدیکان حسین بودند که از سر هر چه بود با امام خود همراه نشدند و باز هم البته برای خودشان دلایل و توجیهاتی داشتند که ما هم همیشه برای نکرده هایمان و یا کرده هایمان توجیه می تراشیم و گاهی آن قدر خوب می تراشیم که خودمان هم باورمان می شود و فکر می کنیم ما چیزی را می بینیم که امامان نمی بیند و این می شود اول راه غفلت....

والبته نباید نگران این جمع حق بین و از ترس و مصلحت از حق حمایت نکن باشیم ما باید نگران این باشیم که با حسین به کربلا برویم و وقتی شب عاشورا بیت از سرمان برداشت آن وقت حق را تنها بگذاریم و بگریزیم تا حسین بماند و پست ترین آدم های عالم...

همراه حق باشیم تا شب حادثه وقتی فقط چند قدم مانده به صبح، مصلحت کنیم و از جنگ بترسیم سر سازش فرو آوریم.

وچه قدر عاشورا تکرار می شود و چه قدر کربلا همه جایی شده...

و ما باید ببینیم در عاشورا و کربلا امروز کجای صحنه ایستاده ایم...

عاشورا - 1394 - قبل از ظهر

کسی را از عاشورا گریزی نیست

و این عدالت است که همه ما به عاشورایی در کربلا سنجیده شویم.

و این گمان با طل است که فکر کنیم اگر به کربلا نیاییم عاشورا اتفاق نمی افتد؛ عاشورا جاری است به وسعت تمام تاریخ آدم ها.

این حقیقت است که از عاشورا و کربلا گریزی نیست.

چه کسانی با چه عظمتی نوشته اند برای او وچه کسانی با چه خلوصی مدح کردند قیام او را

اما حکمت نوشتن چون منی برای چون اویی، کرم ارباب است به نوکری هرچند بد حال باشد نوکر، از باب لطف بی حساب که از پدر و مادر ارباب به ارباب رسیده

فرزندی چون حسین، پدری چون حیدر و مادری چون یگانه زنان عالم

و مداحی چون همه ما که محرم اجازه داریم با هر حالی مدح کنیم رشادت، حماسه و غربت فرزندان زهرا رامحرم رهبری غریب مادر

و این کشتی نجات است.

فرزند حیدر و صدیقه...

وکشته فتاده به خون

و بردار زینت...

و این محرم است

ماه خون و قیام، ماه ی که هر بی سر پایی، به کرم ارباب عزیز است حتی اگر مست باشد، مستی محرم مستی از سرش می پراند و می شود علی گندابی ها و می شود...

در این مداحی ریز و درشت مدح کننده مهم نیست، آنچه مهم است مدح شونده است و راهی که مداح اصلی این روضه پیموده است.

و این همان روایتی است که از اول عالم برای او خوانده اند از آدم ابوالبشر تا نوح نبی تا موسی و مسیح و البته جد بزرگوارش رسول اکرم و حال ما با بر حالی هرچند بد ادامه مداحی را با هر وسیله پیش می بریم، یکی بر اوج غربت و لی با صلابت مانند زینب کبری ، یکی بر او منبر در جنگ با یزید زمان چون خمینی فرزند صالحشان ، یکی مداح معروف وفلان شهر با هزار عزا دار و یکی چون من در این گوشه دنج عالم مجاز

که اینجا حتی به مدح تو نگاه نمی کنند، اینجا اصلاً به تو نگاه نمی کنند، آخر مجلس عزا جای نگاه کردن به عزا دار نیست، جای مداحی است...آنهم مدح فرزند رشید، غیور، عظیم، صالح حیدر...

آنکه سر از بدنش جدا کردند چون می خواست دین جدش را احیا کند و جلو استکبار سر فرود نیاورد و دندان های ابلیس زمانش را خورد کند که به حق خورد کرد...

وحال ما لعن می کنیم دشمنان او را، نه مانند آنها که فقط لعن می فرستند به یزید ان روز ها و غافل هستند از یزید و استکبار این روز ها

همیشه عده ای هستند که صدایشان وقت تکبیر بلند است و وقت عمل کوتاه.

عده ای که حاضرند خط ولایت را فدای خود کنند، حاضرند این خط برود ولی انها بمانند.

عده ای مثل مگس هستند هرجا زخم باشد ، آنها هم هستند.

تنکه احد را متری هزار تومان می فروشند.

کسانی که آنقدر کتاب خواندن که کتاب زده شدن اما در وقت عمل به کتاب عمل نکردند.

اصل هشتم قانون اساسی برایشان فقط یک نوشته است.

همیشه عده ای هستند که دنبال 13 آبان نبودند که حالا 8آذر را تایید کنند.

اگر سال 59 سفارت ما را 6 روز در لندن ستخیر کردند عین خیالشان نبود، اما اگر ما 6 ساعت جلو سفارت فلان به ایستیم فریاد می زنند.

از همه چیز سهم می گیرند حتی از بازیافت زباله.

برایشان مهم نیست راه قدس از کربلا می گذرد یا دبی، فقط دنبال مسافرند تا پولی دربیاورند.

عده ای که اگر بدانند سودشان در نوشتن نامه به امام است می نویسند که از کوفه به امام حسین و چه از مجلس  به ...

شکمهایشان از حرام پر شده، دیگر حرف حق را نمی فهمند.

کیش برایشان بهتر است تا فکه

دینشان را پیش فروش می کنند

آب و خاک را  هر مترش را به یک نفر می فروشند، چه خریدار انگلیسی با شد چه منافق، کلا اهل معامله هستند

بعضی بیعتشان را قیمت کالا برگه می فروشند، چون اصلا بیعت نکردند...

اما در مقابل اینها عمارها و سلمان ها ایستاده اند، وهب دست به شمشیر است و باقری ها و روشن ها هم هستند

و انشاالله ما هم هستیم

 

توقفی بکنید، ظهر ، ظهر عاشورا ست

عنایتی بکنید، حال در کربلا غوغا ست


اگر چه گرگ ها نشسته اند به کین
تبسمی بکنید، حافظ خیام پا برجاست


هوای گرم، دل سنگ، صدای حجت حق
ترحمی بکنید، طفل شیرخار اینجاست


میان معرکه ناله ای چنین برخاست
تعللی بکنید، مادر حسین آن جاست


چه حاجتی به قبله ، مسیر حجاز
تعبدی بکنید، قبله جهان اینجاست


خیام سوخت پرسشی درون ذهنش گفت
تکلمی بکنید، دختر حسین تنهاست


ز دامن نیم سوخت خون چرا چکید

ملامتش نکنید، یتیم کربلا ست

می گفت بیداری بعد از شهادت حسین هرچند از خفتن تا مرگ بهتر است اما سودی به صاحبش که در وقت جنگ خوابیده بوده نمی رساند.

می گفت عاشورا برای همه ما است، کربلا در مسیر همه ما، حتی اگر بخواهیی یا نخواهیی

می گفت به همه ما وعده حکومت می دهند ، به یکی ری وعده کردند شاید به ما جای دیگری را ، مراقب باش امام نفروشی

می گفت همیشه بعد از حادثه کار ساده است ولی حین جنگ مرد می خواهد نعره حق زدن

می گفت زهیر را شنیده ایی، امام برای همه ما به درب خیمه می آید باید مراقب باشی آن وقت ، بیدار باشی یا یک همسر مثل همسر زهیز داشته باشی

می گفت میشود اصحاب باشی ولی به راه نباشی و می شود مسیحی باشی و هم خودت هم مادرت به راه باشد، انقدر به راه که سر پسرش را هم پس نگیرد

می گفت می شود به اسم دسدن به کشتن بپردازی ولی وقت نماز ، نماز گذار بکشی

می گفت می شود 6 ماه داشته باشی ولی بابی باشی برای حاجات امتی

می گفت هنوز هم می شود راه به امام ببندی ولی بعدا از اصحاب شویی

می گفت هنوز هم می شود با امام حج را ترک کنی ولی بعدا از او دور شویی و خودت را به خواب بزنی

می گفت کربلا نزدیک است، محرم نزدیک است، عاشورا نزدیک است

بازتاب:

باشگاه خبرنگاران جوان

امروز داشتم فکر می کردم که تقریبا من از کودکی تا به حال دچار شکستگی وی ا بیماری سختی نشدم و یا این همه گرفتاری که مردم هرکدام درگیرش هستند، به خودم می گفتم گاهی چه قدر ما انسان ها فراموش کاریم اگر هزار خیر از طرف خدا به ما داده شود و فقط یک یا چند خیر در دادنش تاخیر بی افتد، دیگر خدا را هم بنده نیستیم.

فکر می کردم مردم چه قدر مشکلاتشان بیشتر از من است و من دل گیر که چرا فلان چیز دیر شده.


حالا اگر از سر مصلحت خدا یکی از این نعمت هایش مثالا سلامتی را از ما بگیرد حاضریم خیلی چیز ها بدهیم تا آن را دوباره بدست بیاوریم ولی الان که سلامت هستیم قدرش را نمی دانم.

وقتی در خوشی هستیم نا شکریم همین که گرفتاری به سرمان می آید یک دفعه می شویم مومن اگر حاجتمان هم دیر شود دیگر با خدا قهر می کنیم و...

شاید باید بعضی وقت ها بنشینیم و فکر کنیم به داشته هایمان و به اینکه چرا ما خلق شدیم، آیا خلق شدیم که بندگی کنیم و یا خلق شدیم هر کاری دلمان خواست انجام دهیم.

محرم و صفر خواه یا نا خواه  جایی است برای بیان حاجات ما اما نباید اگر به مصلحتی این حاجات داه نشدن ما بکنیم آنچه نباید بکنیم.

خداوند چیزهایی میداند که مانمی دانیم، خداوند خیر خواه ماست، این خداوند نیست که جلو روا شدن حاجات را می گیرد این اعمال ماست که ما را از آن دور می کند.


دعا پایان ماه صفر...سبحان الله یا فارج الهم ویاکاشف الغم فرج همی ویسر امری وارحم ضعفی وقله:حیلتی وارزقنی من حیث لا احتسب یا رب العالمین...حضرت رسول اکرم فرمودند هر کس مردم را از این دعا با خبر کند در گرفتاری هایش گشایش پیدا میشود انشاالله.



 

کربلا مقصد نیست، مبدا زندگیست

عاشورا مقصد نیست، مبدا ماست

مبدا زندگی بدون ظلم

مبدا بودن تا ابدا

مبدا همه عاشقانی که می خواهد یک صبح تا به ظهر به بهشت برسند

بلکه از بهشت بالاتر به خدا برسند

مبدا دل های بی تابی که این زندان دنیایی انها را خسته کرده

مبدا همه عاشقان تا به ابد که می خواهند با تعداد کمی به تمام ستمگران عالم غلبه کنند

عاشورا مبدا رسانه است، مبدا حرفهای نگفته ماست، مبدا 1400 سال انتظار است

عاشورا مبدا ماست، مبدا همه انسانی هایی که از زمان و زمانه جا مانده اند و میل به بی نهایت دارند

مبدا همه آزادگان خواه سیاه باشند خواه سفید و مسلمان باشند یا غر مسلمان

آن خانه سوختگان از ظلم هروقت به یاد خیمه سوخته اب عبدالله می افتند قوت می گیرند

آنان که تمام دارایی خود راداده اند وقیت قصه کربلا را می شنوند تا دارا می شوند

انان که به کور سوی چراغعادت کرده اند با دیدن کتیه کربلا دیگر به کمتر از خورشید قانع نمی شوند

که قطعا خورشید هم تشنه  نور کربلاست

قبل از کربلا چه کسی جز خواص امید رسیدن به خدا را داشته، اما بعد از کربلا هر رو سیاهی که قطره ایی اشک بریزد وعده بهشت در دستش هست

قبل از کربلا برای جنگ باید تجهیزات را اول کامل می کردند بعد از کربلا اول باید خودت را اماده کنی

قبل از کربلا انسان ها با اشهد مسلمان بوندن و بعد از کربلا شرط اسلام با حسین بودن است

کربلا ایمان می خواهد، خون می خواهد، دل می خواهد

قبل از کربلا همه مدعی مردی بودن وفا اما بعد از کربلا فقط یک نفر مرد وفا بود

قبل از کربلا دیدن بهشت از بین دو انگشت محال بود اما با کربلا دینش برای غلام سیاه هم سهل است

ما منتظر مقصد کربلا و عاشورا و قیام و حماسه حسینی هستیم

منتظر منتقم خون و آرمان حسین و حجت خدا

و این انتظار برای ما کم از حادثه کربلا ندارد و آماده به رزم در حال جهاد هستیم

و ما عاشورایی و کربلایی هستیم

و ما فرزندان عاشورا و مردان نه دی هستیم که جنسش از جنس عاشورا است

عاشورایی که قرار نیست حجت خدا در آن شهید شود و خاندانش به اسارات بروند

عاشورایی از جنس بیداری از جنس بصیرت

وقطعا در نه دی عاشورا بود که به کمک ما آمد

 

وقتی می خواهی با نگاهی واقع بینانه به حادثه کربلا نگاه کنی حتما توجه ات به ماجرا های بعد از عاشورا بیشتر از خود روز عاشورا جلب می شود

چون تمام سعی حکومت یزید این بود که جنایت ها در همان کربلا بماند و نقلی از آن به بیرون درج نکند

حال باید دید که یک مثلث تبلیغاتی عظیم چگونه بر تمام این دسیسه ها غلبه می کند و کا را به جایی می رساند که یزید به صورت رسمی گناه را به گردن دیگری می اندازد

این امر که چه گونه اسیرانی خسته و زخم خورده آنچنان فضای تبلیغی را مدیریت میکنند که شام با آن هم سیاهی که از زمان معاویه درد آن علیه خاندان رسول الله و مخصوصا امیرالمومنین روحی فداک فرزندان مطهر ایشان تبلیغ شده بود را  از نظر تبلیغی نابود می کند

یعنی در آن شام اعتراضات مردم خواب به جایی می رسد که در دربار یزید نیز به اعمال وحشیانه سپاهیان او اعتراض می شود

اما این مثلث را باید در سه گروه نگاه کرد

اول امام سجاد که بحث در مورد خطبه ها و فعالیت های تبلیغی این بزرگوار در این یادداشت نمی گنجد

دوم: زنان همراه که شاخص ترین انها حضرت زینب و همسران امام حسین هستند که با خطبه های طوفانی شان کاج ظلم یزید را ویران می کنند

اما ضلع سوم این مثلث تبلغی شاید بخشی از حادثه کربلاست که جا مانده است

وقتی که حاکمان ساکن در پایخت مدعی می شوند که ما در حادثه کربلا نقشی نداشته ایم و فرمانده جنگ خود س این کار را کرده ، ان وقت نوبت دردانه حسین علیه السلام است که کاخ پوشالی و ادعا دروغین یزید را با شهادت خود رسوا کند و وقت ان رسیده که یزید با دستان خود قاتل فرزندان پیامبر شود.

شاید اگر به نقش حضرت رقیه و از نظر من جنگ دلیرانه او نگاه دقیقی بندازیم خواهیم دید که آخرین خطبه اتمام حجت حسین است، برای کسانی که مدعی بودند که از عاشورا بی خبر هستند.

مگر می شود در شهر چنین عمل سیاهی انجام شود و یک نفر مرد در آن شهر باشد و فقط نگاه کند

ضلعی از کاروان حسینی که باید در ان خرابه فریاد اسلام را چنان سر می داد که تا ابدا هر دل عاشقی از غم بگرید

به نظر من می شود خرابه های شام را با میدان جنگ حسین هم تراز دانست

می شود حرف های دختر حسین را اذن میدان از پدر دانست

و باید به خواهر حسین گفت خود حسین اذن داده تو مقصر شهید شدن دخترش نیستی

جایگاه حضرت رقیه جایگاه گاهی بودن از جنس شجاعت و ولایت، نباید آن را با حس پدر و دختر جابجا کرد

باید با کمال افتخار گفت که د رمکتب ما حتی یک دختر بچه کوچک پیغام بر خواهد شد اگر معلمش حسین باشد حتی بعد از عاشورا...

چهل روز برایش لباسمان و سیاه بود، چشم مان بارانی و دلمان خون، نه همین چهل روز از کودکی همین بود، از همان زمانی که در آغوش مادرانمان بودیم عادت کردیم دنبال شور و شعورش بگردیم، محبتش را به ارث بردیم تا عزادارش باشیم، وشاید این همان خیر کثیری است که خدا به ما ازرانی داشته، همان خیری که خدا به واسطه شعیه امیر المومنین بودن و پیروی آن النباء العظیم بودن به ما بخشیده، محبتی که هیچ چیز در دنیا مثالش نیست، محبتی  فرای همه چیزی ها ، اگر روزی در حد داستان یک عاشق فقط یکبار کوهی را برای معشوقش کند ما مدعی هستیم عشقی در سینه داریم که سبب شده چند میلیون نفر بعد از بیش از 1400 سال از سرتاسر جهان به یک شهر بیایید و چند شبانه روز پیاده برود تا به جایی برسد که روزی عشق مان در آن عطشان شهید شد.

روزی که همه گفتند سپاه حسین فقط همین 100یا 200 نفر است.

اما سپاه حسین در طول تاریخ جاوید است، کشتی حسین از عاشورا حرکت کرد بر موج اشک های عاشقانش و در طول همه عاشقانش را با هر حالی به شرط عشق نجات می دهد تا این کشتی به ظهور فرزندش برسد.

سپاه حسین لبیک گویا از سرتاسر جهان می آید.

شاید روزی به گوش بعضی عجیب بود که امام زمان خودش را به نام فرزند حسین معرفی کند چون فکر می کردند حسین را چه کسی می شناسد ، حال که باید گفت حسین را چه کسی نمی شناسد.

حسین جاوید است چون به راه خدایی رفت که او خواست حسین را به وسعت تاریخ عزیز کند.

حسین مبدا تمام آزادی است برای بشر.

حسین قیام کرد تا اسلام زنده بماند.

حسین قیام کرد تا انسان و انسانیت زنده بماند.

حسین قیام کرد تا آزادی و آزادگی و آزاد مردی زنده بماند.

و زینب با خطبه های فاطمی اش قیام کرد تا قیام حسین زنده بماند...

 

دسترسي به صفحات: ۱ - ۲ - ۳ -