نهِ ده

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

۳۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مقام معظم رهبری» ثبت شده است

چهارم شهریور سال هشتاد وهشت بود و دیدار دانشجویان و نخبگان علمی با حضرت آقا، چی شد ما را راه دادن صف اول، اون وقت ها هنوز درگیر فتنه بودیم، تمام وجود ما را شور و هیجان گرفته بود که این فتنه چه می شود، همه دنبال محاکمه کردن از این حرف ها بودند اما آقا با صلابت و آرام مثل کوه  .

 روز هایی از جنس آسمان نه دی هشتاد و هشت www.881009.ir

یادم هست آن وقت ها بحث فتنه و محاکمه آنها داغ بود، موضوع مشائی و دوستان هم جاری و اون طرفی ها بحث کهریزک و کوی دانشگاه را مطرح می کردند.

اگر کسی به ما حرفی می زد با هیجان و تند حرف می زدیم ، البته دانشگاه خودمان خبر زیادی نبود.اما تو خیابان ها تا دلت بخواهد حرف بود. آن وقت ها قدری سرمان داغ بود در جریان چند ماه پیش از این دیدار با رفقا از میدان فردوسی راه می افتادیم تا انقلاب با میر حسین چی ها بحث می کردیم.

حرف های آقا آنقدر آرامش بخش بود که انگار آب بریزند روی آتش

-----------------

1-    اگر دنبال من می گردید، نا متعارف ترین فرد در تصویر بنده حقیر هستم

2-     بعضی بخش های آن دیدار:

حمایت رهبر از همه دولت ها  ،  نظر هبر در مورد مجازات فتنه گران

سال 1390 در دیدار با دانش‌آموزان و دانشجویان به مناسبت در آستانه‌ى روز ملى مبارزه با استکبار جهانى بود که رهبر معظم انقلاب در پاسخ به کری خوانی های امریکا و نگاه ملتمسانه دل باختگان داخلی اش با صراحت بیان داشتند:

چرا روی صد سند کار نکردیم«در این قضیه هم دست ما پر است. ما امروز صد سند غیر قابل خدشه در اختیار داریم که نشان میدهد دولت آمریکا پشت سر ترورها و تروریستهائى بوده است که در ایران یا در منطقه واقع شده است. ما با این صد سند، آبروى آمریکا را در دنیا خواهیم برد؛ آبروى این مدعیان حقوق بشر و مبارزه‌ى با تروریسم را در دنیا پیش افکار عمومى خواهیم ریخت؛ اگرچه امروز هم آبروئى ندارند.» (1390/08/11    )

اما با گذشت دو سال هنوز هیچ حرکت شاخصی انجام نگرفته تا این اسناد کـــه را در سطح کشور و جهان به صورت که حضرت ایشان فرمودند نشر دهد تا آبروی استکبار جهانی برود.

حرکت هایی منسجم و یا جشنواره هایی با این موضوع به صورت بین المللی موضوع خاصی نیست که نیاز به تاخیر دوساله داشته باشد، دخالت استکبار جهانی و مخصوصاً امریکا جنایت کار در طول عمر 200 یا 300 ساله کشورش آنقدر بدیهی بوده است که هم در موضوع نقض حقوق بشر و هم در موضوع ترور و حمایت از آن الگوی خدشه نا پذیر است اما متاسفانه با عدم تولیدات رسانه ایی به منظور روشنگری در سطح بین الملل یا حداقل در سطح منطقه و کشور با خودمان و دستگاه های مسئول را ...

بیان و تشریح استکبار دولت امریکا در سطح خارجی مخصوصا در امریکای جنوبی و آفریقا و حتی کشور های حوزه بیداری اسلامی جدا از اینکه چهره واقعی آن قدرت پلید را نشان می دهد سبب عدم میل به سمت این تفکر نیز خواهد بود.

هزینه کرد سرمایه انسانی - رسانه ای در بدون فایده به جای این موضوعات مهم بحثی نیست که بشود به راحتی از کنار آن گذشت.

برگزاری همایش های میلیاردی و پروژه های فیلم و رسانه با هزینه بالا و بی فایده به جای توجه به منویات رهبر انقلاب شاید بحثی باشد که اگر جهل مقصرانه مسئولان فرهنگی را ندید بگیریم باید در میان آنها به دنبال مغرض خود فروخته بود.

دستگاه های فرهنگی که خیلی از آنها بدون شک ساختار و سازه انقلابی ، اما با مدیریت غلط که گاهاً توسط یک آدم خوش سابقه هم هست با بی توجهی خواه جاهلانه یا مغرضانه- سبب عدم کار در زمانی حساس و از دست دادن لحظه ها شده و می شوند.

ضعف شدید در رسانه و انتقال پیام مبتی بر رسانه های مردم نهاد و استفاده صحیح از فضای مجازی به جای همایش ها و پروژه های بی سر و ته، که مکرر نسبت به های تذکر داده شد است شاید اصلی ترین دلیل به فرض مغرض نبودن مسئولین فرهنگی و رسانه ای - برای این کم کاری است

در یادداشت قبلی (لینک) به تلاش های کوچک نویسنده در این موضوع که با بی توجهی نهاد های فرهنگی مسئول و عدم حمایت آن روبرو شد اشاره شده است.

ایده های ترویج کتابخوانی با نزدیکی زمان هفته کتاب خوانی بهتر دیدم ایده های ساده ای که امکان اجرای آن در دانشگاه ها و دیگر فضا ها هست در این یادداشت بیان شود. 

البته بیانات و توصیه بسیاری از سوی بزرگان مخصوصا رهبر انقلاب بوده که با توجه به فهم بالای مخاطب این یادداشت نیازی به باز گویی آن نمی بینم.

تفاوت های یک دیپلمات با یک انقلابی  رهبر انقلاب:من دیپلمات نیستم، من انقلابیم و حرف را صریح و صادقانه میگویم*  شما هم می توانید تفاوتهایی که بنظرتان می رسد را در قسمت دیدگاه اضافه کنید تا این جدول تکمیل گردد

 رهبر انقلاب:من دیپلمات نیستم، من انقلابی ام و حرف را صریح و صادقانه میگویم*

شما هم می توانید تفاوتهایی که بنظرتان می رسد را در قسمت دیدگاه اضافه کنید تا این جدول تکمیل گردد

یک دیپلمات 

یک انقلابی 

هدف: منافع

هدف: آرمان

آرزو: پیشرفت خودش

آروز: رسیدن به آرمان

بستگی به شرایط دارد 

هیچ وقت دروغ نمی گوید 

در استفاده از خدمات:اول خودش بعدا دیگران

در انجام کار: اول دیگران اگر کاری ماند  شادی خودش

در استفاده از خدمات: اول دیگران بعدا خودش 

در انجام کار:اول خودش بعدا دیگران

تبلیغات برای دیدن مردم

تبلیغات برای اطلاع مردم

حقیقت فدای مصلحت 

مصلحت بدون حقیقت بی فایده است 

به کسی خدمت کن که به تو سود می رساند

به هرکس می توانی خدمت کن

از هرکس می توانی حقت را بگیر واز هرکس نمی توانی سکوت کن

مطالبه حق از همه

زیرکانه عمل می کند 

عاشقانه عمل می کند

با سیاست حرف می زند

صریح حرف می زند

من محبوب مردم هستم

من خدمت گذار مردم هستم

دروغ مصلحتی را بنا به صلاح دید و منافعش جایز می داند

صادق است

اگر اقتضا کند همه را فدای خودش می کند

همیشه خودش را فدای همه می کند

سرعت پیشرفت فرد بالاست

سرعت کار کردن بالاست

منتظر سود کارش است

کار برای رای سود انجام نمی دهد

اول نگران خودش است

اول نگران آرمانش است

در مقابل قدرتمند تر از خود سکوت می کند

شجاع است

حسابگر است

فدا کار است

 به زیر دست ریاست می کند،

به زور گو احترام می گذارد که صدمه ایی نبیند

 به زیر دست کمک می کند

در مقابل زور گو می ایستد














بیانات در دیدار فرماندهان و جمعى از کارکنان‌ نیروى هوائى ارتش جمهورى اسلامى ایران‌1391/11/19

حرکتهای زیادی با نام بصیرت و بصیرت سازی در مجموعه‏های دانشگاهی و غیر دانشگاهی در چند وقت گذشته انجام شده است. اما باید پرسید آیا با این کارها  توانسته‏ایم حداقل مصداقهای بصیرت را تعریف کرده و به جامعه منتقل کنیم یا نه؟

اگر معنی بصیرت را شناخت بین حق و باطل  بدانیم، آیا خود مسئولین در وهله اول و فرهیختگان و نخبگان در وهله دوم این شناخت را دارند؟

به تعبیری بصیرت از معلومات و اخبار دانستن متمایز است اما در عین حال که با آنها متفاوت است، با وجود بصیرت این معلومات در مسیر صحیح قرار می گیرد اما اگر همین معلومات بدون بصیرت باشد باعث می‏شود حتی بعضی نخبگان هم در راه کج قدم بگذراند و در امتحانی که بسیاری از مردم قبول شدند آنها مردود شوند.

در کل معلومات برای حرکت وابسته به بصیرت است اما بصیرت وابستگی مطلق به معلومات ندارد، به بیان واضح تر هرکس معلومات بیشتری داشت لزوما بصیرتر نیست.

هر انسانی برای رسیدن به سعادت نیازمند بصیرت است اما

با کلیشه ای شدن این مهم، استفاده‏های نابه‏جا و  ابزاری از آن به منظور تخریب دیگران سبب می‏شود از درک صحیح و دقیق آن غافل شویم.

حال وظیفه هر فرد این است با توجه به شرایط خود این موضوع حیاتی را کسب و به عمل برساند.

در این یادداشت سعی به آن است که بصیرت را از نگاه رهبری نقل کنیم، شاید این فرمایشات که از بیانات ایشان در سال 88 هر کدام کلید یک پژوهش جدی در عرصه بصیرت و بصیرت سازی باشد

 

حال رجوعی می‏کنیم به گوشه‏ای از فرمایشات رهبری درسال88 در مورد بصیرت:

 

دیدار اعضای دفتر رهبری و سپاه حفاظت ولى امر

بصیرت مهم است، نقش نخبگان و خواص هم این است که این بصیرت را نه فقط در خودشان، در دیگران به وجود بیاورند. آدم گاهى مى‏بیند که متأسفانه بعضى از نخبگان خودشان هم دچار بى‏بصیرتى‏اند؛ نمی‏فهمند؛ اصلاً ملتفت نیستند. یک حرفى یکهو به نفع دشمن می‏پرانند؛ به نفع جبهه‏اى که همتش نابودى بناى جمهورى اسلامى است به نحوى. نخبه هم هستند، خواص هم هستند، آدمهاى بدى هم نیستند، نیت بدى هم ندارند؛ اما این است دیگر، بى‏بصیرتى است دیگر.

 این بى‏بصیرتى را بخصوص شما جوانها با خواندن آثار خوب، با تأمل، با گفتگو با انسانهاى مورد اعتماد و پخته، نه گفتگوى تقلیدى - که هر چه گفت، شما قبول کنید. نه، این را من نمی‏خواهم - از بین ببرید. کسانى هستند که می‏توانند با استدلال، آدم را قانع کنند؛ ذهن انسان را قانع کنند. وحتّى حضرت ابى‏عبداللَّه‏ حسین (علیه‏السّلام) هم از این ابزار در شروع نهضت و در ادامه‏ى نهضت استفاده کرد.(1388/05/05 )

 

مراسم تنفیذ حکم دهمین دوره ریاست جمهورى

اگر بصیرت نداشته باشیم، اگر فراموش کنیم که دشمنانى در کمین انقلابند، ضربه خواهیم خورد؛ این براى ما تجربه شد.(1388/05/12)

 

بیانات در دیدار عمومى مردم چالوس و نوشهر

خداى متعال به پیغمبرش در آن دوران دشوار مکه می‏فرماید: اى پیغمبر! من با بصیرت حرکت می‏کنم؛ «قل هذه سبیلى ادعوا الى اللَّه على بصیرة انا و من اتّبعنى» خودِ پیغمبر با بصیرت حرکت می‏کند، تابعان و پیروان و مدافعان فکر پیغمبر هم با بصیرت. این مال دوران مکه است؛ آن وقتى که هنوز حکومتى وجود نداشت، جامعه‏اى وجود نداشت، مدیریت دشوارى وجود نداشت، بصیرت لازم بود؛ در دوران مدینه، به طریق اولى. اینى که من در طول چند سال

 گذشته همیشه بر روى بصیرت تأکید کرده‏ام، به خاطر این است که یک ملتى که بصیرت دارد، مجموعه‏ى جوانان یک کشور  وقتى بصیرت دارند، آگاهانه حرکت می‏کنند و قدم برمیدارند، همه‏ى تیغ‏هاى دشمن در مقابل آنها کند می‏شود. بصیرت این است. بصیرت وقتى بود، غبار آلودگى فتنه نمی‏تواند آنها را گمراه کند، آنها را به اشتباه بیندازد.

اگر بصیرت نبود، انسان ولو بانیت خوب، گاهى در راه بد قدم میگذارد.

در زندگىِ پیچیدهى اجتماعىِ امروز، بدون بصیرت نمی‏شود حرکت کرد. جوانها باید فکر کنند، بیندیشند، بصیرت خودشان را افزایش بدهند.

 

 راه، بصیرت در شناخت راههاى جلوگیرى از این موانع و برداشتن این موانع؛ این بصیرتها لازم است. وقتى بصیرت بود، آنوقت شما میدانید با کِى طرفید، ابزار لازم را با خودتان برمی‏دارید.

یک روز شما میخواهید تو خیابان قدم بزنید، خوب، با لباس معمولى، با یک دمپائى هم میشود رفت تو خیابان قدم زد؛ اما یک روز میخواهید بروید قلهى دماوند را فتح کنید، او دیگر تجهیزات خودش را میخواهد. بصیرت یعنى اینکه بدانید چه میخواهید، تا بدانید چه باید با خودتان داشته باشید.

 

من فقط یک جمله عرض بکنم؛ مخاطب من عموم مردمند، بخصوص جوانان؛ هر چه می‏توانید در افزایش بصیرت خود، در عمق بخشیدن به بصیرت خود، تلاش کنید و نگذارید، نگذارید دشمنان از بىبصیرتى ما استفاده کنند؛ دشمن به شکل دوست جلوه کند، حقیقت به شکل باطل و باطل در لباس حقیقت.

 امیرالمؤمنین در یک خطبهاى (نهج البلاغه، خطبه ى 50) از جمله ى مهمترین مشکلات جامعه همین را میشمارد

 امیرالمؤمنین میفرماید: اگر حق به طور واضح در مقابل مردم آشکار و ظاهر بشود، کسى نمیتواند زبان علیه حق باز کند. اگر باطل هم خودش را به طور آشکار نشان بدهد، مردم به سمت باطل نخواهند رفت.  آن کسانى که مردم را میخواهند گمراه بکنند.

باطل را به صورت خالص نمىآورند؛ باطل و حق را آمیخته میکنند، ممزوج میکنند، آن وقت نتیجه این میشود که ؛ حق، براى طرفداران حق هم مشتبه میشود. این است که بصیرت میشود اولین وظیفهى ما. نگذاریم حق و باطل مشتبه بشود.(1388/07/15)

 

بیانات دردیدار مردم قم در سالگرد 19دى

. پرچم، همان پرچم جنگ احد است؛ آدمها همان آدمهایند در جبهه‏ى دیگر، در جبهه‏ى مقابل. فرقش این است که آن روز آنها ادعا می‏کردند و معترف بودند و افتخار می‏کردند که کافرند، امروز همانها زیر آن پرچم ادعا می‏کنند که مسلم‏اند و طرفدار قرآن و پیغمبرند؛ اما آدمها همان آدمهایند، پرچم هم

 همان پرچم است. خوب، اینها بصیرت است. اینقدر که ما عرض می‏کنیم بصیرت بصیرت، یعنى این.(1388/10/19)

 

بیانات دردیدار اعضاى مجلس خبرگان

باید دشمنىها را شناخت. مشکل ما این است. اینکه بنده مسئله‏ى بصیرت را براى خواص تکرار می‏کنم، به خاطر این است. گاهى اوقات غفلت می‏شود از دشمنی‏هایى که با اساس دارد می‏شود؛ اینها را حمل می‏کنند به مسائل جزئى.

ما در صدر مشروطه هم متأسفانه همین معنا را داشتیم. در صدر مشروطه هم علماى بزرگى بودند - که من اسم نمىآورم؛ همه می‏شناسید، معروفند - که اینها ندیدند توطئه‏اى را که آن روز غربزدگان و به اصطلاح روشنفکرانى که تحت تأثیر غرب بودند، مغلوب تفکرات غرب بودند، طراحى می‏کردند؛ توجه نکردند که حرفهایى که اینها دارند در مجلس شوراى ملىِ آن زمان می‏زنند، یا در مطبوعاتشان می‏نویسند، مبارزه‏ى با اسلام است؛ این را توجه نکردند، مماشات کردند.

نتیجه این شد که کسى که می‏دانست و‏ می‏فهمید -مثل مرحوم شیخ فضلاللَّه نورى- جلوى چشم آنها به دار زده شد و اینها حساسیتى پیدا نکردند؛ بعد خود آنهایى هم که به این حساسیت اهمیت و بها نداده بودند، بعد از شیخ فضلاللَّه مورد تعرض و تطاول و تهتک آنها قرار گرفتند و سیلى آنها را خوردند؛ بعضى جانشان را از دست دادند، بعضى آبرویشان را از دست دادند. این اشتباهى است که آنجا انجام گرفت؛ این اشتباه را ما نباید انجام بدهیم.

انسان وقتى نگاه می‏کند، مىبیند آگاهى مردم، بصیرت مردم، احساس مسئولیت مردم در قبال نظام اسلامى، حقیقتاً بىنظیر است.

با این احساس مسئولیت، با این احساس آمادگى، یقیناً اگر امروز یک حادثه‏اى مثل حادثه‏ى دفاع مقدس در کشور ما پیش مىآمد، کسانى که وارد میدان میشدند، از آن روز که در دفاع مقدس جوانهاى ما مىآمدند، بیشتر خواهد بود و کمتر نخواهد بود. انسان این را از این حرکت عظیم مردمى احساس می‏کند.  (1388/12/06)

 

 بیانات  دردیدار با طلاب و روحانیون

پس این مناسبتها و این اصل مسئله‏ى تبلیغ، ناظر است به عمل، همراه با بصیرت و یقین. باید، بصیرت باشد. یقین، یعنى همان ایمان قلبى متعهدانه، وجود داشته باشد و بر پایه‏ى این بصیرت و یقین، حرکت انجام بگیرد. اگر بصیرت بود، یقین بود، اما کارى انجام نگرفت، این مطلوب نیست؛ تبلیغ نشده است. اگر چیزى تبلیغ شد، اما بدون بصیرت و بدون یقین - هر کدام از اینها کم باشد - یک پایه خراب است و مطلوب به دست نخواهد آمد. این یقین همان چیزى است که «ءامن الرّسول بما انزل الیه من ربّه و المؤمنون کلّ ءامن باللَّه و ملائکته و کتبه و رسله»؛ یعنى اولْ کسى که به پیام، اعتقاد و ایمان عمیق پیدا می‏کند، خودِ پیام آور است. اگر این نبود، کار دنباله پیدا نخواهد کرد، نفوذ نخواهد کرد. آن ایمان هم باید با بصیرت همراه باشد؛ همچنانى که حالا درباره‏ى بصیرت مطالبى گفته شده است و روشن است. این، می‏شود عمل صالح. اساس کار طرفداران حقیقت بایست بر این باشد که بصیرت را، راهنمائى را، هرچه میتوانند، برجسته‏تر کنند و این شاخصها را، این مایزها را، این معالم‏الطریق را بیشتر، واضحتر، روشنتر در مقابل چشم مردم قرار بدهند، که مردم بفهمند، تشخیص بدهند و گمراه نشوند. (1388/09/22)

 

بیانات در آستانه 13آبان

یک عنصر دیگرى که لازم است، بصیرت است. اینى که ملاحظه میکنید بنده مکرر در دیدار جوانها، دانشجویان، قشرهاى مختلف مردم، بر روى بصیرت تکیه می‏کنم، براى این است که در وضع بسیار مهم امروزِ دنیا و موقعیت استثنائى کشور عزیز ما - امروز در دنیا که موقعیت ممتازى است - هرگونه حرکت عمومى به یک بصیرت عمومى احتیاج دارد.

البته من این را هم به شما بگویم: امروز بصیرت جوانهاى ما هم از جوانان آن روزگارِ اول انقلاب و در اثناى انقلاب، یقیناً بیشتر است. خیلى چیزها را شما امروز می‏دانید، براى شما جزو واضحات است، که آن روزها باید براى جوانها، آنها را شرح می‏دادیم، بیان می‏کردیم؛ اما امروز جوانهاى ما اینها را می‏دانند؛ بصیرت بالاست. در عین حال من تأکید میکنم بر روى بصیرت.(1388/08/12)

 

دسترسي به صفحات: ۱ - ۲ - ۳ - ۴ -