نهِ ده

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

نوشته های محسن فینی زاده برای «محتوا» در بستر فضای مجازی

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نقد فیلم» ثبت شده است

چند وقتی است که جشنواره تمام شده، جشنواره ای که معروف است از اسمش حسابی فاصله گرفته است، اسمی که آرمان های زیادی را در خود دارد اما جشنوراه اش امروز فرق زیادی ...

فیلمی در همین جشنواره به نمایش در آمد به نام تنهای تنهای تنها، فیلمی که عبدی پور ساخته بود.

نمی خواهم در مورد فیلم و شیوه ساخت آن حرفی بزنم بلکه می خواهم چند توصیه کنم، توصیه به فرزندان انقلاب که برای مذاکره می روند، توصیه به آنهایی که فکر می کنند برای چرخاندن چرخ زندگی مردم باید چرخیدن علم را متوقف کرد، به حقوقدان هایی که گویا حق عزت ملی را جزء حقوق اصلی ملت نمیدانند و هنوز نمی دانند این عزت و غرور ملی و دینی است که کشور ما را هزار سال است ایران نگه داشت، هنوز نمی فهمند ما از مغول ، عثمانی و... نترسیدیم حال هم از این گرگ ها نمی ترسیم.

می خواهم توصیه کنم اگر نمی رسند کل فیلم را ببینند حداقل این چند دقیقه صوت آخر فیلم را گوش دهند، شاید این فیلم را، فیلم ساز مطرح نساخته باشد ولی حتما یک فیلم ساز باعزت ایرانی ساخته است...

 ----------------

دانلود کامل فیلم تنهای تنهای تنها           : لینک مستقیم

Uploadboy        rioupload      filemoney      Uploadbaz

در اینکه حاتمی کیا فقط برای آژانس شیشه ای اش تا آخر عمر برای ما محترم است شکی نیست و در اینکه رفیق آوینی رنگی از سینما آوینی داشته باشد هم شکی نیست.

در اینکه "چ" ساخته قابل احترامی است و همین حالا هم از اکثر فیلم های حاضر (چه روی پرده چه خارج از پرده) یک سر و گردن بالا تر است شکی نیست.

در اینکه هنر حاتمی کیا کنار تعهدش به جنگ، تخصص در خور تحسینی دارد و برای اعتراف به این امر نیازی دیدن فیلم نیست - چرا که حاتمی کیا برای سینما جنگ است- شکی نیست...

اما در آخرین حرف حاتمی کیا یک نکته اساسی وجود داشت که با شناخت عمومی که از چمران وجود دارد هم خوانی نداشت ان هم نمایش یک کت و شلوار پوش  اتو کشیده به نام چمران.

همه می دانند چمران چریک بوده نه شیک، همه می دانند چمران اول صف بود و در خط اول می جنگیده نه ر زیر زمین در آخر خط و کمی جلوتر از زن و بچه ها.

همه می دانند کسی که امریکا را رها می کند می رود لبنان و کسی که تهران را رها می کند می رود پاوه ، جنگیدن را به نظاره نمی نشیند بلکه تفنگ بدست است.

صحنه های کش دار از خانواده چمران که گویا با پونس به فیلم چسبانده شده بود و نگاه وسط گرایی چمران بدون شک ساختار فیلم لطمه زده بود.

اینکه بازیگر نقش اول ما بدلیل اسیب دیدگی نمی تواند تفنگ سنگین به دست بگیرد دلیل نمی شود مصطفی چریک را به یک کت وش لوار پوش شیک تبدیل کنیم...

بعد از دیدن چند باره این فیلم آدم احساس می کرد چمران چه قدر نگران خط اتوی لباسش است، این که این طور هست چرا اصلا تهران را رها کرده

اگر نگاهی ساده به خاطر چمران و بعضی از افراد حاضر در پاوه داشته باشیم ان وقت چمران چریک صلح طلب را بهتر خواهیم دید.

چرا چمران با آن همه شجاعتش می رود در انخرین سنگر و کنار زن و بچه های می جنگد؟

چرا چمران وقتی این همه نیرو کم است خودش هم فقط نظاره گراست-به غیر از  صحنه انتقال مجروحان و صحنه آخر-

چرا به راحتی می تواند تعداد گلوله هایی که چمران شلیک می کند را شمرد و لی این کار برای اصغر وصالی امکان پذیر نیست.


این یادداشت در سایت جهان نیوز

اصولاَ وقتی یک اثر ارزشمند در عرصه هنر به نمایش در می آید، باید از ان تقدیر کرد تا آثار مشابه هم  توان ظهور را پیدا کنند و تولید این گونه آثار به یک فرهنگ و هنجار تبدیل شود.

اما در بعضی موارد بعضی فراموشی های ناخواسته و یا نکات مهم باعث می شود ضمن ارج نهادن به آن اثر؛ موارد مهم را جهت یاداوری و یا اصلاح در آثار دیگر بیان کرد.

در مورد فیلم ارزشمند "قلاده های طلا" ساخته جناب طالبی از نظر محتوایی یک نکته لزم است بیان شود که البته این موراد در دو فیلم دیگری که در سال 90 با موضوع مرتبط با انتخابات و حوادث بعد از آن به چشم می خورد.

اولی آن مشخص شدن نقش مردم در  درهم کوبیدن فتنه است، در فیلم مورد یحث شاید بیش از حد نقش وازارت اطلاعات و نیروی انتظامی در مقابل نقش مردم پر رنگ شده است، به نوعی نیرو های امنیتی و انتظامی ختم کننده غائله معرفی شده اند

در حالی که به واقع این مردم و به ویژه این جوانان بودن که نقش اصلی را در این حادثه داشتن به شکلی که امام خامنه ای فرمودند:"فتنه‌ى سال 88 را جوانهاى ما خواباندند. بیش از عوامل گوناگون دیگر، جوانهاى ما، همین شما دانش‌آموزها، همین شما دانشجوها نقش داشتید"

اما در این اثر و آثار مشابه این موضوع به صورت اصلی به چشم نمی خورد.

نکته دیگری که در این اثر و آثار مشابه و حتی گاهاَ در کلام مسئولین به چشم می خورد این جمله است که"کشور در حوادث بعد از انتخابات غافل گیر شد."

البته اگر منظورشان از کشور فقط نیرو های انتظامی و امنیتی باشد که بحث در این مورد به مسئولین این نیرو ها برمیگردد ولی اگر منظورشان به مردم باشد باید  به وضوح بیان کرد که مردم انصافاَ غافل گیر نشدند و نه اینکه غافل گیر نشدند بلکه چندین ماه قبل با اشاره های مستقیم و غیر مستقیم رهبری و نخبگان بیدار وظیفه خود را شناختن و به بهترین شکل به آن جامع عمل پوشاندند.

برای واضح تر شدن این وظیفه شناسی فقط کافی است به این نکته توجه کنید که اگر تفاوت آرای دکتر احمدی نژاد و مهندس موسوی کمتر از این چند میلیون بودف مثل 3یا 4 میلیون نفر از کسانی که به احمدی نژاد رای دادند به موسوی رای میدانند وتفاوت آرای آنها به کمتر از 1 یا 2 میلیون می رسید، آن وقت می دانید چه قدر کار سخت می شد، آنوقت با فشار به یک یا دو شهر آرا را زیر سوال می بردند و شاید موضوع حالا، حالا ها ادامه می یافت ، و دشمن به هدفش که زیر سوال ماندن انتخابات در ایران برای همیشه بود می رسید.

اینکه در این آثار نقش قبل از حوادث و بعد از حوادث مردم و حتی نقش ویژه مردم در روز انتخابات و حماسه هایی مثل نه دی نادیده گرفته شده است، در کنار همه خوبی های این اثر باید به ان توجه شود.

 

وقتی فیلم من مادر هستم اکران شد همه می دانستند که این فیلم اولین فیلم از این شکل فیلم ها نبود ولی قطعاً آن را باید نسل جدید فیلم هایی دانست که می توان به آنها لقب سریال تجاوز داد

دومین قسمت از این سریال را امسال در جشنواره فجر با عنوان هیس اکران کردند

حال سوال اینجاست:

اولا: چرا جنس این فیلم یکی است و چه المان هایی به مشترک دارند

دوم: چه هدفی را دنبال می کنند؟

اینکه چرا یک شخصیتی مثل پوران درخشنده این تیپ فیلم را می سازد با نگاه به سوابقش زیاد بعید نیست

اما برای پاسخ به این سوالات باید اول به سوال دوم پاسخ داد، هدف اصلی این دو فیلم چیست؟

اگر اهداف را در سه سطح طبقه بندی کنیم هیچ نقطه مشترکی را شاید نتوانیم بین این دو فیلم در دو سطح اول پیدا کنیم اما هدف سطح بالا آنها این است که می خواهند این نکته را بیان کنند: چار زن به خاطر حفظ آبرویش ساکت بادی باشد....و در کشور ما اگر زن بخاطر تجاوز کسی را بکشد اعلام خواهد شد.

این نگاه از سه دیدگاه قابل تامل است

اول:نگاه اسلام و اهمیت آن به نجیب بودن زن را با بحث سکوت تا حدی که حقش را بخورند خلت کرده است

دوم: نگاه اسلام برای اینکه در جرایم جنسی با حفظ آبروی متهم جرم بررسی می شود را به نقد گذاشته

سوم: فریاد زدن و حق خواستن به شیوه خشن را تنها را رهایی زن نداسته حتی اگر به اعلام وکشته شدن بی انجامد

و شاید: با توجه به اینکه زن نماد خاک و وطن است این موضوع راب توان به کل وطن کسترش داد

اما خطر کجاست:

در فیلم من مادر هستم سطح کار تا حدی بد بود مثل شرب خمر را حتی با دید منفی به تصویر کشید و لی در آخر گناه کار مشخص شد اما در هیس قدر واضح تر و مخاطب آزار تر برخورد شد و در آخر مخاطب ، مجریی قانون وحتی اصل قانون قابل بازنگری بیان شد

بایستی به زودی شاید فیلم هایی تند تر از این مجموعه سریال با محویت تجاوز و زن باشیم

فیلم هایی که تمام سعیشان مبتی با اصول اصلی و فرعی فمینیسم ازجمله حق طلبی به این شیوه است که شاید اصلی ترین شعار آن را فریاد زدن و بد دانستن آبرو مندی دانست، نگرشی که میل زیادی به نکوهش نجابت در میان زنان و تسایش نوعی از بی حیایی دارد که سعی انها بر این است که علت اصلی تجاوزات را موضوع ابرو وحیا زن مطرح کنند

احتمالا یابد منتظر فیلم هایی از این جنس باشیم که المان هایی شبکه محرویت هایی برای زنان بخاطر اصولی که اسلام برای زن ارزش می دانند و یا اینکه زنانی آزاده که از مرز حیا گذشتن باشیم، البته سیستم اینگونه است اول تخریب بعد از مدتی هم زمان ارائه الگو که شاید نماد بیرونی این الگو خود درخشنده و یا میلانی باشند

البته این جریان یک سوی دیگر هم دارند که انشاالله بهز ودی یادداشتی در این موضوع خواهیم نوشت

 

اینکه فلسفه نام گذاری این فیلم از کجا می باشد و یا اینکه چرا از چهره هایی مانند توسلی یا عطاران که زیاد برای متن فیلم چهره شاخص نیستند و برای کار در این سبک مجبوریم جمله کاری متفاوت را استفاده کنیم مخصوصا برای عطاران و سوالاتی از این دست را باید از شعیبی که هم طرح را ارائه کرده و هم کارگردان بوده و یا از محمود رضوی به عنوان تهیه  کننده پرسید، اما در اینجا موضع دیگری را باید بررسی کرد و آن موضوع این دست فیلم ها است؛ قصاص

اینکه چند وقتی است در فیلم هایی مانند ساخته جیرانی و یا درخشان موضوع قصاص با شکل بد مطرح می شود بادی خوشحال بود که در دهلیز این اتفاق نیفتد

وضعیت سینما ما گاهی آنقدر بد می شود که از لگد نزدن بعضی از کارگزدان ها به بنیاد هنجار اجتماع باید خوشحال بود اما سوال جدی این است چرا در طول این سی وچند سال ما هنوز نتوانستیم تصویر حقیقی از احکام اسلام ارائه دهیم؛ حتی در همین ساخته شعیبی هم به خوب بودن یا حداقل واجب بودن قصاص نپرداخته بلکه با راهکاری عاطفی از زیر تعریف یا رد قصاص شانه خالی کرده است.

البته این موضوع به فقط قصاص محدود نمی شود، در تمامی احکامی که در کشور ما جاری است و سرمنشا از اسلام می گیرد ولی در کشور های اروپایی آن را نگوهش می کنند ما هنوز تصویر حقیقی را نشان ندادیم.

هزینه های چند میلیاردی سوره، صدا وسیما، فارابی و خیلی از نهاد ها گاها به فیلم های کلیشه ایی تعلق می گیرد و گاهی هم مثل یک خانواده محترم به فیلم های ضد ارزش....

باید جداً از مسئولین سوال کرد چرا در طول سی و چند سال 10 یا 15 فیلم در دفاع از احکام قصاص نساخته اند...؟

در عوضش تا دلتان بخواهد در نگوهش قصاص ساخته اند فقط در سال 91 دو فیلم معرف شدند را نگاه کنیم....(ساخته های جیرانی و درخشان) که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم به تخریب احکام و اصل قضیه قصاص با استفاده از احساسات پرداخته اند.

بازهم از شعیبی تشکر می کنیم که ایشان اگر نتوانست چهره قصاص را حقیقی نشان بدهد حداقل آن را تخریب نکرد.

از آنجایی که نقد منصفانه اقتضاء می کند قبل از آنکه آن یک بدی را بگویم بهتر است خوبی هایی که در ساخته چهارم ده نمکی  به چشم می خورد را بیان کرد.

اینکه قد و قامت رسوایی از سه گانه اخراجی ها بالاتر رفته است مخصوصا از اخراجی ها دو وسوم

اینکه فیلم نامه نسبتاً قابل قبولی را شاهد هستیم

اینکه مخاطب حس نزدیکی با فیلم بر قرار می کند

اینکه فیلم برداری کار در حد خوبی است و نما ها و زاویه ها دلچسب هستند

و از همه مهم تر شاید بعد از چندین وقت یک چهره خوب از روحانیت نشان دادن که نه مثل مارمولک حدود ها را بشکند و نه در مثل بعضی کار ها آنقدر کلیشه و حاشیه باشد که مخاطب ان را نچسب بداند.

تعریف خوب سینمایی بدون نقل مستقیم از عُرفا مانند آیت الله قاضی در روزگار ما شاید هنر کمی نباشد که ده نمکی نسبتا خوب این کار را کرده است

پایان خوب غیر کلیشه ایی و ساده

جریان ثابت و قابل اعتماد در فیلم

تکراری نبودن سکانس ها

و....

اما آن یک بدی که بیانش واجب است-کلمه بیان واجب بدین معنا است که شاید بدی ها و ضعف های دیگری باشد ولی بیانش آنقدر هم واجب نیست بلکه گفت خوبی ها برای پر مخاطب شدن کار واجب است- در به تصویر کشیدن افسانه-الناز شاکر دوست- نوعی از حد گذشتگی در آرایش و لباس ها-لباس در خانه- وجود دارد که در صورت نبود این قدر افراط هم کار از کیفیتش کاسته نمی شد اما وجود این صحنه ها قطعا مخالف جریان صحیحی است

ما به اندازه کافی در سالهای بعد از جنگ و مخصوصا در سالهای 76 به بعد شاهد شکسته شدن حریم های لباسی و آرایشی در کارهای سینمایی بوده ایم حال که یک کارگردان قطعا ارزشی، کار ارزشی با زحمت یکساله تولید می کند بهتر است در کنار نماد مرد مومن نماد یک زن مومن را هم قرار دهد و در نماد ها بد هم حدود حجاب و پوشش-داخل خانه- را هم در نظر بگیرد.


فیلمی که امسال چند سیمرغ گرفت، بهترین کارگردان، نقش مکمل، فیلمبردار و...

جدا از بحث سازنده و شخصیت تهی کننده و اصل فیلم موضوع مورد توجه در این فیلم جای بحث دارد.

ما حتی به محتوا و نقد هنری این اثر هم کار نداریم بحث بیشتر موضوع دانشجو و شخصیت و ساخت های یک دانشجو است.

اینکه چرا اثری از خانواده مریم در فیلم نیست و یا چرا اینقدر بازی آهنگرانی .... بجث یادداشت ما نیست، ما بیشتر به موضوع دانشجو در آثار سینمایی و نیز توجه و نگاه ها هنرمندان به بحث دانشجو وآثار خلق شده و مسیر آن ها به بهانه دربند خواهیم پرداخت.

فیلم دربند نگاه به دانشجودانشجو قشری بیش از 4میلیونی در جامعه ماست که با در نظر گرفتن خانواده ها شاید حدود یک سوم یا یک چهارم خانواده ایرانی در حال حاضر در گیر مشکلات و دغدغه های دانشجویی هستند، دغدغه هایی مشترک و تعاریفی خاص از این دوران

نگاه دوران سازندگی به دانشجو ، دخترانی با فکول های بیرون ومانتو هایی خاص، سریال هایی مانند در پناه تو و....

نمایش روابط عاطفی در دانشگاه ها، آنقدر بی توجه به دغدغه اصلی ساخته شد که گاهاَ این موضوعات جای نگرش مردم را گرفت، اینکه هر دانشجویی در محیط دانشگاه یکی دیگر را بار یازدواج می خواهد و گاهاً رقابت عشقی به وجود می آید کمکم این باور را تلقیق کرد پس علم کجاست....

جای امسال علم الهدی ها در این دانشگاه کجاست...

در دروان اصلاحات موضوع ازداواج کم کم به رابطه نزدیک شد، رابطه ها و شوخی ها، ساخته هایی که مانند نگرش هم خانه بودند، ساخته هایی در آن ازدواج به شوخی گرفته شد، ازدواج هایی برای یک وام ...

اما در دروان دولت نهم و دهم باز هم به دغدغه اصلی دانشجو نگاه نشد، هرچند کارهایی مانند دربند باز به دغدغه های حقیقی نزدیک تر هستند اما بازهم سوال اینجاست احمدی روشن در سینمای ما جاست

ساخت ضعیف درمورد شهید علم الهدی آن هم نه با تاکی الکویی بلکه بیشتر آرمانی غیر الگویی قطعا توقع و نیاز های حقیقی را بر طرف نمی کند.

عدم نگاه به سبک زندگی و حتی تعریف حیقیقی سبک ز ندگی دانشجو مسلمان همچنان در جامعه و در هنر نمایان است.

پرانتز هایی به وسعت تمام عمر سینما باز است و کارهایی قویی برای این قشر آینده ساز با پایه های دینی و سبک صحصح زندگی دانشجویی می طلبد


آقای میرکریمی خسته نباشید نه دی هشتاد و هشت www.881009.irچهارشنبه با دوتا از رفقا رفته بودیم سینما برای دیدن فیلم "خسته نباشید" جدا از جلوه های صوت و تصویر فیلم که به واقع از تصویر برداری و کادر بندی خوبی برخوردار بود به جنسی از محتوا پرداخته بود که فقط از میرکریمی و کار هایی که او در آن نقش قویی دارد برمی آید.

ساخته زیبای خود میرکریمی برای معماری و فرهنگ غنی ایرانی به واقع نما خوب و عالی است که در سینما ما جای آن واقعا خالی بود.

یه حبه قند اثر قبلی میر کریمی که به نمایش هنرمندانه یزد و مردمش می پرداخت و در اثر جدید که این بار میر کریمی تهیه کننده است به سراغ کرمان رفته اند و در قالب چند بازیگر نه چندان معروف با بازی گیری خوب کارگردان ها این فیلم نمایی قابل قبول از کویر کرمان به نمایش می گذارد.

آثاری که به جای چهره بازیگر محور بود محتوا محور است و به جای فلسفه زدگی در آن زیبایی ها الهی و مردمی به نمایش در می آید.

نکته خوب دیگر این اثر که باید آن را در طرح آن دید وجود زبان انگلیسی و حضور دو نفر توریست در قلب کار است، ویژگی که اگر حضرات فرهنگی قدری اعتدال داشته باشند باعث می شود بتوانند این کار را در فضای خارج از کشور هم اکران کنند و در جشنواره ها هم به نمایش بگذارند.

وجود خانواده شهدا، نسل امروز جوان کشور، پاسخ ها متعدد به نا امن بودن ایران، حضور معلم، مهندس، پلیس و.. ان هم از جنس خوبش، جوان در مقابل جوان ویژگی هایی است که این اثر را بدون شک در رده ای بالا تر از انخرین فیلم ارسالی به اسکار قرار می دهد.