نه دی هشتاد و هشت

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...

دست نوشته های محسن فینی زاده برای آنچه وظیفه اش بوده که بگوید...



درباره من | ارتباط من | تلگرام من | توییتر من
---------------------------------



آخرین نظرات

۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «پیامبر اعظم» ثبت شده است

همیشه گفتنده از ولایتمدری اش

همیشه گفتند از  عفت و وقارش

همیشه گفتند اند از مادریش

همیشه گفته اند از دختریش

همیشه گفتند از همه چیزش...

اما

هیچ فکر کرده ای مادر سادات این روز های آخر بزرگترین غمش چه بود

خطبه ها رو نگاه میکنی

از فرزند نمی گوید که پاره تنش هست

از دنیا و درد نمی گوید که امانش را برید

 از عشقش می گوید

از آقایش

از مولایش

از همه چیزش

از علی یش

همه می گویند ولایتمداری کرده

آخر مگر می شود عشق زهرا به علی بالاتر پیدا کرد

عشق خانم 18 ساله ای که پای عشقش جان می دهد

شوی اش همه جانش است

چه کسی می داند زهرا چه کشید

وقتی قرار بود آرام جانش را در این نیا در میان گرگ ها تنها بگذار و برود

چه کسی می داند زهرا چه کشید وقتی او زودتر از علی قرار بود به دامن پیامبر برود

همه می گویند علی خجالت داشت از  پیامبر

هیچ کس نمی گوید که پیامبر وقتی زهرا را ببیند از او نمی پرسد شوهرت کو...

و چه کشید زهرا در این چند روزه...

نه از درد، از اینکه قرار بود عشق دنیا و آخرتش را بعد از 9 ساله زندگی عاشقانه در بدترین حال رها کند...

جان بسوز به غم بانو....

تمامی فایل ها روی دو سرور بارگذاری شده

*کیفیت عادی با پسوند JPG

**کیفیت خوب و عالی با پسوند TIF

نکات جالب و جذاب زندگی پیامبر اسلام بسیار است اما یکی از جالب ترین نکات در امر تبلیغ پیامبر این است که بر خلاف دیگر پیامبر که انذار از عذاب زود هنگام دنیایی داشتند اما پیامبر خوبی ها مردم را بیشتر با اخلاقش جذب می کرد.

پیامبران پیش از او اگر مردم قومشان هدایت نمی پذیرفتند وعده عذاب می دادند، اما پیامبر اسلام نه برای قومش که بسیار او را اذیت کردند عذاب نطلبید بلکه آن قدر تشنه هدایت آنها بود که اگر توهین کننده دیروز را امروز نمی دید به ملاقات او می رفت.

پیامبر، مردمان جاهل آن زمان را به درجه ای از انسانیت رسانده بود که برای هدایت دیگر نیاز به ترساندن از باد و طوفان نداشتند بلکه به شوق خود نبی به سمت حق حرکت می کردند.

شاید اصلی ترین علت این امر این بود که او پیامبر آخر است و باید طوری مردمان را هدایت کند که به همان شیوه تا قیامت باقی باشد.

همه عالم را جهل گرفته، مردها، زن ها را به جرم زن بودن می کشند، و ای کاش می کشدند، زن ها را زنده در گور می کنند تا با سختی بمیرند، مردمان پشم شترها را در خون می زنند و میخورند، هرقومی به قوم دیگر حمله می کند مال و ناموس ها آنها صاحب می شوند، و به این می گوند زندگی...

در این میان وقتی که دیگر به انسانیت امیدی نیست کسی به دنیا می آید که همه نیکان از ابتدا تا به امروز نوید آمدنش را داده اند، بهترین بشر که خدا خلق کرده است.

کسی هزاران، هزار بار از بشر بالاتر فرستاده شد تا انسان را انسانیت بیاموزد، تا به بندگان خدا یاد بدهد که بنده هستند تا به مردها بیاموزد که زن همتای آنها است، تا بیاموزد که باید دست مادر را بوسید، تا بیاموزد بدون خونریزی مظلوم هم می شود زندگی کرد.

از انسان  و انسانیت جز نام چیزی نمانده بود، به سختی می شد تفاوتی برای انسان با حیوان تصور کرد، زور و قدرت حرف اول و آخر را می زد و دیگر انسان همان حیوانی شده بود که ابلیس آرزویش را داشت، اما در این میان باید کسی به دنیا می آمد که راه بشر را به سوی خالقش باز کند، باید کسی می آمد که سلمان های زمان را آزاد میکرد و آن کفرهای متحرک را به ایمان ثابت در قلبش برساند.

گاهی باید فکر کرد چه کرده است این «یگانه مرد تاریخ» که در طول بیست و چند سال، عرب آن زمان با آن ویژگی را به جایی می رساند که حکومت پذیر شود و در مورد یادگرفتن حرف بزند، باید فکر کرد چه طور و با کدام کلام رحمانی می شود قومی که در میانش همه نوع کفری جاری است و همه کار می کنند را به جایی رساند که در مورد پاکی بیندیشد و حرف از راز و نیاز با خالقش بزند.

باید اندیشید که او چه کرد که خدای قومی را ااز مشتی چوب و سنگ به خدایی رسانید که ندیده می شود و نه لمس می شود، خدایی که دنبال انسان است نه نیازمند قربانی هایی که انسان برای او ببرد.

باید اندیشید که این مرد چه راهی آراسته که هرکس به این منزل نزدیک می شود از جهل به علم می رود و از ظلمت به نور، انسان هایی که دیروز از کشتار حرف می زدند امروز از جهاد می گویند ...

مردی که در زمانه جهل حرف از علم می زند و به همراه یک زن و یک نوجوان همه وسعت اطرافش را احاطه می کند، همه به آستان خدا می آورد و در این میان هیچ کینه ای از جهالت های قبل ندارد، دلش آنقدر برای هدایت بشر می سوزد که خالقش به او میگوید این قدر خودت را به سختی نینداز ...

فهم این جمله آنقدر سخت هست که فقط می شود سکوت کرد...

او از سمت خدایی به سوی خلق فرستاده شده که خودش مهربان ترین مهربانان است و نسبت به هدایت بندگانش مشتاق به حدی که اگر خود آن بنده گنهکار می دانست که خدا چه قدر مشتاق است جان میداد و قالب تهی می کرد، حال این خدا به آن بنده برگزیده اش می گوید خودت را در هدایت بندگان به سوی من به این قدر سختی نینداز ....

و امروز چه قدر بشر تشنه ی چنین انسان یگانه ای است ...

داشتم فکر می کردم پیامبر خدا را چرا در قرآن رحمت العالمین نامیده شده است

ما برای ائمه القابی داریم که نشان می دهد همه آن ها بخشنده و کریم بودند

اما این جنس لقب انحصاری پیامبر است

لقبی که نشانه از رحمت بودن پیامبر دارد نه برای شیعیان، نه برای مسلمانان و نه برای حتی انسان ها بلکه او رحمت است برای جهان و حتی نه فقط این جهان او رحمت است برای هر دو جهان

خدا به عیسا گفت روح الله، به موسی گفت تو را برای خودم آفریدم اما به حضرت محمد حرف فرق دارد به او گفت تو رحمت هستی برای عالمین

او را برگزیده ی، برگزیدگان قرار داد، از نسلش مانند حضرت زهرایی مقرر فرمود و فرزندانی چون حسن و حسین علیه السلام

 

وقتی می خواهد شدت عذاب برای کسی که او را آزره کند بیان شود می گوید: هر کس مرا بی آزارد ، خدا را آزرده است

اما ما مسلمانان خیلی کم توفیق در درک ایشان

بعضی ها که به اسم سنت پیامبر هم فراموش کردند

بعضی هم آنقدر در موضوع کربلا غرق شدند که گویا پیامبر دینشان کربلاست، غافل از آن خود امام حسین علیه اسلام فرمود علت قیام من زنده ماندن دین جدم است

خدایا ما هم همین یک شب به یادش بودیم

 

 

  رسانه ای به نام پبامبر

قرآن پیامبر را  اسوه حسنه  معرفی میکند و به حضرت می فرماید اگر نبود اخلاق خوبت  که خداوند به ایشان عطا کرده است- مردم از دورت دور می شدن .

بدون شک نگاه به شخصیت عظیم پیامبر اسلام موضوعی ژرف و با وسعتی وصف ناپذیر است اما نکته ای که نویسنده سعی دارد در این یادداشت به آن بپردازد شخصیت حضرت است که به رسانه ای تبدیل شد که در آن روز های جاهلیت در مدت کوتاهی چنان فتوحاتی در دل های مردم دوران جاهلیت حجاز بدست آورد که بدون شک با استفاده از قویی ترین رسانه های امروزی نمی توان این کار را کرد.

این پیشرفت جنسش از پیشرفت های خیال گونه و کوتاه مدت رسانه های امروزی نبود به صورتی که تا حدود 20 سال بعد از شهادت حضرت رسول (روحی فداک) این پیشرفت های به صورت محسوسی ادامه داشت.

به صورتی که هر مقدار از زمان حیات ایشان دور می شویم از دوران به واقع طلایی اسلام نیز دور می شویم.

شخصیت رسانه گونه پیامبر آنچنان پیام اسلام را در سطح جهان منتشر کرد که بدون شک این سطح نفوذ و این دوام فقط و فقط از ایشان ساخته بود.

محوریت اخلاق در رفتار های ایشان و طریق آموزش به همراه عمل خود ایشان، جاذبه ها و قاطعیت ایشان، امداد ها الهی به ایشان و سپاهیانشان، و البته بیش از همه نور الهی که در وجود ایشان بود شخص ایشان را به رسانه تبدیل کرد فقط کافی بود ایاشان را یک بار از دور ببینی.

حال بایستی با شرح و بیان شخصیت بزرگ و بی همتای ایشان به عنوان یکی از دو نقطه مشترک مسلمانان در سطح جهان و ارائه آن به غیر مسلمانان از یک سو با الگو سازی در جهت بهبود دین داری و تقوای اهل اسلام حرکت کرد و از سوی دیگر با تبلیغ این شخصیت به تبلیغ دین پرداخت.

کم کاری چندین قرنی مسلمانان در ارائه نگاه اصلی پیامبر به جهانیان و نشر قرآن کریم به عنوان کتابی الهی که به حضرت ایشان نازل شده است سبب به وجود آوردن اسلام هراسی از سوی صهونیست بین الملل شده است،

خلاء بیان حقیقت مهربان پیامبر به عنوان شاخص خاص ایشان-به سند قرآن- در تمامی اعصار بی نظیر بوده است، و غفلت ما از معرفی رسانه ای این رسانه اسلام به سطح جهان راه را برای تحریف در موضوع باز کرده است، تند رویی های وهابی و تکفیری ها در گوشه و کنار جهان چهره ایی از اسلام را در ذهن های جا انداخته است که جز با شمشیر و چند همسری نقشه دیگری ندارد در صورتی که اگر ما از حداقل شخصیت مشترک تمامی مسلمانان قدری هرچند کوچک به جهان ارائه می کردیم آنقدر این خورشید نور داشت که حتی از پشت ابر هم همه جهان را روشن کند.

حال بایستی با استفاده از سهمحور روش پیامبر برای تبلیغ دین،شخصیت پیامبروکتاب پیامبرو با استفاده از رسانه های امروز گوهر همیشه تابان اسلام را به جهان نشان داده و از تندرویی هایی که به اسلام نسبت می دهند با این وسایل دوری جست.

البته از سوی دیگر بیان حقیقت شخصیت پیامبر در لحظه ، لحظه حیات ایشان سبب کم رونق شدن بازار تکفیری ها و وهابی ها و پیرو های ابن تیمیه خواهد شد که این امر نیز سبب بهبود و بیان چهره حقیقی اسلام و برطرف شدن لکه سیاه وهابی ها از دامن مطهر اسلام استهرچند این لکه بدون شک از سمت دشمنان اسلم و با استفاده از غفلت مسلمانان و ابزار در دستشان شکل گرفته است-